تبليغاتX
پرنده کوچک خوشبختی
پرنده کوچک خوشبختی
مطالبی برای اولیا ی محترم دانش آموزان دبستان خوارزمی ناحیه 2 اصفهان
ضرورت واهمیت پرورش تفکرانتقادی در دانش آموزان

چکیده

تفکر انتقادی،تفکری است مستدل ومنطقی در جهت بررسی وتجدید نظر در عقاید،نظرات،اعمال وتصمیم گیری درباره ی آنهابر مبنای دلایل وشواهد مؤید آنها ونتایج درست ومنطقی که پیامد آنها ها است [هاشمیان نژاد198:1380].در دنیای پیچیده ی امروز ،تغییرات زیادی در حال وقوعند وشاهد رقابت های بسیار فشرده ی جوامع در دستیابی به فناوری برتر هستیم.فرد وجامعه مجبورند تلاش کنند که از قافله جدا نمانند . موضوع آموزش وپرورش هم از این قاعده مستثنا نیست چرا که دانش آموزان قرن بیست ویکم نمی توانند عنصری بی اختیار باشند ،پس ناگزیر هدف های نهایی وکلی تعلیم وتربیت باید تغییر یابند وبه پرورش شیوه ی تفکر انتقادی در افراد به عنوان یکی از هدف های اصلی تعلیم وتربیت ،بیشتر توجه شود .آمزش تفکر انتقادی ما ممکن است باعث پدید آمدن تکنولوژی ایی در آینده شود که سرو کارش به جای تخریب ،بیشترباسالم سازی باشد   نظریه های شناختی ،فراشناختی ،ساخت گرایی از تقویت وپرورش تفکر انتقادی در فرایند آموزش حمایت می کنند که همه ی آنها یاد گیری را فرایند ادراک حاصل از تجربه می دانند ومعتقدند مجریان،برنامه های درسی،باید موقعیتی فراهم سازند که شاگردان از طریق مباحثه ی استدلالی که عمل تعامل وتحلیل را تسریع وتسهیل می کنند ، به تفکر انتقاددی بپردازند

 در این مقاله به ضرورت واهمیت پرورش تفکر انتقادی پرداخته شده است،درادامه ویزگی های متفکران منتقد،توانایی های آنها ،تمایلات ونگرش های آنها ذکرشده است .همچنین مراحل پیشرفت تفکر انتقادی ،تحقیقاتی که در ایران وجهان در این مورد انجام شده ارائه شدهاست .

 واژه های کلیدی:تفکر انتقادی - آموزش و پرورش- تعریف تفکر انتقادی- ضرورت و اهمیت تفکر انتقادی                 

 

مقدمه

 

دردنياي پيچيده ي امروز ،تغييرات زيادي در زندگي بشري در حال وقوع اندو شاهد رقابت هاي بسيار فشرده ي جوامع در دستيابي به فناوري برترهستيم.به نظر مي رسد كه فرد وجامعه مجبورند ،به طريقي در وضعيت خويش دگرگوني ايجاد كنند تا از قافله ي علم ،فناوري وپيشرفت عقب نمانند .موضوع آموزش وپرورش نيز از اين قاعده مستثنا نيست .چرا كه دانش آموز قرن بيست ويكم نمي تواند عنصري بياختيار باشد كه چگونه ياد گرفتن هم از اختيار او خارج باشد وهيچ گونه دخل وتصرفي در آنچه مي آموزد ،نداشته باشد.  برنامه هاي ازپيش تعيين شده وبي چون وچرا ،جوابگوي مسائل او نيستند [كديور ،1381].   

در عصري كه كتاب هاي درسي قبل از در آمدن از زير چاب كهنه مي شوند و بيش تر مشاغل ،نوآوري هاي سريع ومداوم را تجربه مي كنند،نا گزير بايد هدف هاي غايي وكلي تعليم وتربيت تغير يابند و به پرورش شيوه ي تفكر انتقادي در افراد به  عنوان يكي از هدف هاي اصلي تعليم وتربيت ،بيش تر توجه شود .همچنين ،در فرايند اموزش بايد ضمن تقويت روحيه ي انتقاد پذ يري در معلمان ،روحيه ي انتقاد كردن و زمينه ي بررسي وتحقيق را در شاگردان به وجود آورد [مايزر ،1383].   

اما متأسفانه  مدرسه هاي امروز عمدتا"به دليل پيشرفت هاي علوم وفنون وبا توجه به بعضي از رويكرد هاي روان شناختي ،توجه خود را بيش تر به انتقال اطلاعات وحقايق معطوف كرده واز تربيت انسا ن هاي متفكر خلاق فاصله گرفته اند [شعباني،1382].                                                                    

پس لازم است برنامه درسي پرورش دهنده ي مهارتهاي تفكر انتقادي باشد.

 

ضروررت واهميت

 

اين فرض كه فكر كردن راه را برا آموزش بيش تر باز مي كند،به طور كلي پذيرفته شده است.بعضي از پدران و مادران تا اين حد پيش مي روند كه مي گويند:برا ما مهم نيست به بچه هاي ما چه مي آموزند يا بچه ها چه مطالعه مي كنند،موضوع مورد توجه ما اين است كه بچه ها بيا موزند چگونه شخصا"فكر كنند.آن ها بايد خود تصميم بگيرند وقضاوت كنند[هولفيشواسميت،1381].

 

تفكر انتقادي،از طريق ايجاد روابط معقول بين انسان ئها،تصميم گيري بر اساس تحليل عناصر يك موقعيت،وتفكيك عناصر مطلوب،نويد بخش زندگي توأم با آرامش ومهرباني نخواهد بود.بنابراين مي توان گفت،اگر مدرسه هاي ما در آموزش اين امر مهم نا موفق باشند،جامعه ما ودر نهايت جامعه جهاني شكست خواهد خورد.

 

به طور خلاصه،دلايل ضرورت واهميت تفكر انتقادي را چنين مي توان بر شمرد:

1.با دستورات خداوند متعال در قرآن كريم منطبق است.

2.با ويژگي هاي عقلا ني انسان مانند كنجكاوي وترقي طلبي منطبق است.

3.يادگيري بر اساس فعاليت خود يادگيرنده انجام مي شود.

4.باويژگي هاي عصر فرا صنعتي وتغيير وتحول فزايند ه ي آن متناسب است.

5.بر گرفته از هدف هاي اساسي تعليم وتربيت است.[هاشميان نژاد،1380].

 

بنابراين،آموزش وپرورش بايد برا تغييرات ونوآوري ها به منظور اصلاح وبه روز نگه داشتن هدف ها،محتوا وروش ها برا ي تربيت شاگرداني متفكر منتقد تلاش كند 

 

تعريف تفكر انتقادي                                                             

 

از تفكر انتقادي تعريف هاي گونا گوني شده است كه در اين جا به اختصار به دو مورد اشا ره مي كنيم. 

نخست:«تفكر انتقادي،تفكري است مستدل و منتقي در جهت بررسي تجديد نظرد ر عقايد،نظرات،اعمال وتصميم گيري در باره ي آن ها بر مبناي دلايل و شواهد مؤيد آنها و نتايج درست و منطقي كه پيامد آن هاست»[هاشميان نژاد198:1380]. 

در تعريف ديگري كه"سازمان روان شناسي آمريكا«از تفكر انتقادي ارائه داده،آمده است:"ما تفكر انتقادي را اين گونه درك مي كنيم كه بايد قضاوت خود ساخته و هدفمندي باشد كه به تفسير،تحليل،ارزیابی واستنباط منجر می شود».علاوه بر این توضیح متکی به دلیل و مدرک ،توضیح مفهومی،منظم،ضابطه مند یا ملاحظات متنی که برپایه ی آن قضاوت انجام شده است،را هم در برمی گیرد.     

 تاريخچـة تفكرانتقـادي با مروري بـر مفاهيـم و تعاريف آن :

علاقه به توسعة توانائيهاي تفكّر انتقادي درمحافل آموزشي پديدة جديدي نيست . چت مايرز مؤلف كتاب آموزش تفكّر انتقادي معتـقد است منشأ چنين علاقه اي به آكادمي افلاطـون بر ميگردد . الگـويي كه دانشگاههاي مـدرن امروز ، از آن برخواسته اند امّا به تدريـج ازايـن سنّت ديرينه فاصله گرفته و بيشترين توجه خود را به ارائه اطلاعات معطـوف كرده اند . (مايرز،1374 :1)

    ريشه هاي خردمندانه تفكّر انتقادي قدمتي ديرينه دارد، روش تدريس وديدگاه سقراط در 2500 سـال قبل مؤيد اين مطلب است . سقراط اين حقيقت را بيان كردكه شخص نمي تواند براي دستيابي به دانش وبصيرت عقلي به كساني كه داراي اقتـدار 8هستند متكي باشد .او نشان داد كه افـراد ممكن است داراي قـدرت و موقعيـت بالايي باشند امّـا عميقـاً سرگردان وگمراه وغيـر منطقـي باشند . سقراط اهميت پرسش سؤالات عميق را كه موجب ميشوند انسان قبل از پذيرش ايـده اي به تفكّر درآن بپـردازد و نيز اهميت جستجوي شواهد ، آزمايش دقيـق ، استـدلال ، فرضيـه ها وتحـليل مفاهيـم اساسي را نشان داد . روش او كه اينك به پرسش و پاسخ سقــراطي9  مـعـروف اسـت بهتـرين راهبـرد آمــوزش تفكّر انتقـادي مي باشد  ،كه در آن سقـراط نيــاز به تـفـكّر را بـراي روشـني و استـحـكام منـطق به طـور مشخـص نـشان مي دهد . روش سقراط به وسيله افلاطون و ارسطو دنبال شد . در قرون وسطي سنّت تفكّر انتقادي نظام دار درنوشته ها وآموزشهاي متفكراني همچون توماس اكيناس ظاهر شد . در دوران رنسانس ( قرون 15و16 ) در اثرجريان عظيـم سكـولاري دراروپا تفكّر انتقـادي در مورد مذهب ، هنــر ، جـامعـه طبيـعت انسـاني ، قـانون و آزادي آغـاز شد . سكـولارها با ايـن فـرضيـه پيـش رفتـند كه بيشتـر حـوزه هاي زندگي انسـان نيازمنـد بررسـي و تحقيــق تحليـلي وانتقادي مي باشد .فرانسـيس بيكن در  انگلستان  به معرفي  بتهاي طايفـه10  يعني شيوه هايي كه ذهن ما بـه طور طبيـعي تمايل به خود فـريبـي دارد ، پرداخت . كتـاب او پيشرفت در يادگيري 11  يكي از اولين متـون در مورد تفكّر انتقـادي است . از ديـگر دانشمنداني كه تفـكّر انتـقادي را در قـرون 16و17 مـورد توجـه قـراردادنـد مي تـوان از دكـارت نـام برد كه در كتابش قواعدي براي هدايـت فكر12 در مورد نياز به جهت دهنـده اي نظام داربــراي واداشتن ذهن به تفكّربحث مي كند .( مؤسسـة تفكرانتقـادي ،2000 : 45 )

وايتـهد با كلام معـروف خـود كه :  يادگيري شاگردان بي فـايده است مگر اينـكه  كتابهاي خود را گم كنند، جزوات خود را بسوزانند و … تلويحاً به اين معنا اشاره دارد كه ثمرة واقعي تعليم و تربيت بايد يك فرايند فكري باشد كه از مطالعة يك رشته بوجود مي آيد نه از طريق اطلاعات جمع آوري شده ( مايرز،1374 :8 )

كانـت معتقد بود : اساس معـرفت عبـارتست از نظم بخشيـدن به اطلاعاتي كه از راه حـواس گردآوري مي شوند ، پس منظور از تدريس تنها ارائـة اطلاعات به شاگرد نيست بلكه مقصـود از آن ياري بـه شاگـرد است تا اطلاعـات راكليـت بخشيـده و با معنـا سازد . معـلم بايد ذهن شاگرد را برانگيـزد تا تصـورات  موجود در ذهن وي زنده شـود .(نقيـب زاده ،1367 :141 )

نالس معتقـد است : بـه منظـورايجـاد تحـولات اجتماعي ، مربيـان تعـليم و تربيت بايـد دربارة نقش خوددوباره فكركنند و فعاليتهاي خود را برآموزش مهارتها وروشهايي متمركزسازندكه شاگردان براي تحقيـق مستقل بدان احتياج دارند . ( مايـرز، 1374 :7 )

ديـوئي در كتاب چگونه فكر مي كنيم ماهيت تفـكّر انتقـادي را مورد بـررسي قـرار داده است به عقيـده او تفكّر منطقي شامل دو مرحله است : مرحله اول آن حالت شك ،ترديد ،پيچيدگي و مشكل دماغي است كه درآغاز تفكّر بـه كار مـي رود و عمـل كنجكاوي ، تحـقيـق و پيـدا كردن مطالب و مـواد جهـت بيرون آمدن از آن حالت شـك و ترديد وپيـچيـدگي مرحله دوم آن مي باشد كه مراحل پنجـگانة حل مسـأله را در اين ارتباط پيشنهاد مي كند .وي ماهيت تفكرانتقادي را ترديد سالم معرفي مي كند . ( مايرز،1374: 15)

پائـولـو فـريـره  از متفكران انتـقادي معاصر تفكّر انتقادي را هدف آموزش و پرورش تلقّي مي كند وي به جاي واژة تـفكــر13  از  تـعـمـق14  استفاده كرده و از آموزش وپرورش متداول انتقاد نموده و مي گويد : آموزش و پـرورش تبديل به نوعي عمل ذخيـره سازي شده است كه در آن دانش آمـوز ذخيـره كننـده و معلّم ذخيره سپـار است و بـه جاي برقـراري ارتبـاط    دو جانبـه ، معلّم اعلاميه هايي ارائه مي كند كه دانش آموز صبـورانه آنها را دريافت حفـظ وتكرار مي كنـد . اين مفهوم  بانك داري در تعليم و تربيت است كه دامنة عمل براي دانش آموز تنـها محدود به دريافت ، پـر كردن و ذخيره سازي اطلاعات مي باشد . فـريره به عنوان يك راه ديگر بـراي برنـامه ريزي درسي ، رويكـرد آزاد منشانخ 15 را پيشنهاد مي كند . تأكيد اين رويكرد به طور خلاصـه برتفكّر نقـادانـه16 بر اساس واقعيتـهاي عينـي در زندگي فـرد است . بر خلاف روش بانكي ، روش طرح مسأله كه توسط فريره مطرح مي شود ، مستلزم تبادل افكار و عقايد ازطريق گفتگو است كه معلّم و شاگرد هردو در پژوهش نقادانه همراه يكديگرند و به ايـن ترتيـب آنها بـه تفكّر انتقادي دربارة زندگي خـود برانگيخته مي شوند . اين فرايند نهايتـاً بـه پراكسيس  17 يعني عمل براساس تفكّر انتقادي منجر مي شود كه در روش فريره هـدف محـسوب مي شود .( پـوزتر ، 1372 : 38 )

تشكيل يك مجمع يادگيرنده با رويكرد انتقادي براين عقيـده استواراست كه فـراگيران بايد بتوانند با آزادي ، جهت و محتواي يادگيريشــان را ازطريق مشـاركت درتصميـم گيري ( به عنـوان مثال درمورد روشها با اعضاي گروه يادگيري ) تعييـن كننـد ( رينـولدز ،1999 :7 ) .

چت مايـرز مؤلف كتاب آموزش تفكرانتقـادي عقيـده دارد :تفكرانتقـادي يعني قـدرت تنظيـم كليات  ( توانايي ايجاد يك چارچوب تحليلي) پذيرفتن احتمالات نوين (پرهيزازپيشداوريها ) وتوقف داوري ( ترديد سالم ، پرهيزازتعجيـل درقضاوت )

( مايـرز،1374 :38 ) .   

واتـسـون و گـليـزر مي گوينـد : تفكر انتقادي آميزه اي از دانش ، نگرش و عملكرد در هر فرد مي‌باشد ، آنها توانايي تفكر انتقـادي را  توانايي در 5 مهارت ذيل مي داننـد :

1- استنباط ، 2 – شناسايي مفروضات ، 3- استنتـاج ، 4- تعبيـر و تفسيـر ، 5- ارزشيابي استدلالهاي منطقي .

آنها معتقدند توانايي تفكرانتقـادي ، پردازش و ارزشيـابي اطلاعات قـبلي با اطلاعات جديـد و پيـامد و حاصل تلفيـق استدلال قياسي و استقـرايي با فـرآيند حل مسألـه مي باشد .تعريف واتســون و گليــزر ازتفكـر انتقـادي پـايه اي بـراي آزمودن تفكرانتقـادي شـدكه امـروزه به طـوروسيـعي درسنجش تفكرانتـقادي به كار مي رود وبراي اكثرمحققيـن دررشته هاي مختلف علمي قابل قبـول است ( هاون اشتاين و همكاران ،1996 : 100-101 ) .

 

تبييـن اصول پنجگانة تفكرانتقادي براساس آراي واتسون – گليزر :

 

1)استنبـاط  :

استنباط نتيجه اي است كه فرد ازپديده هاي به وقوع پيوسته به دست مي آورد . مثلاً اگرچراغ هاي خانه اي روشـن باشد و ازداخـل خـانه صداي موسيـقـي شنيده شود ، شخص مي تـواند استنباط كند احتـمالاً كسي درخانه است . البته اين استنباط مي تواند درست يا نادرسـت باشد ، مثلاً ممكن است اهـل خـانه هنـگام بيرون رفتن چراغها و راديو را خاموش نكرده باشند . استنباط توانايي تشخيـص داده هاي درست ازنادرست از ميـان اطلاعات داده شده مي باشد ( واتسون و گليـزر ،1980 :32).

 

2) شناسايي مفروضـات:

مفـروض عبارتي است كه ازپيش درنظـرگرفتـه مي شود ، بديهـي فـرض شده و يا بـراي پذيرفتـه شـدن پيشنهاد مي‌گردد . وقتي مي گوييد من درمـرداد ماه فـارغ التحصيل خواهم شد ، فرض مي كنيد تا مـرداد ماه زنده خواهيـد بود و يا دانشكده ، فارغ التحصيـلي شما را درمـرداد اعلام خواهد كرد و مواردي ازاين قبيــل . شنـاسايي مفروضـات درحـقيقت تـوانايي تشخــيص مـفروضات پيشنـهـادي ازعبارات بيانـي مي باشد ( واتسـون و گليـزر ، 1980 : 44 ).

 

3) استنـتـاج :

دراستنتاج ازمقدماتي منطقي نتيجه و يا نتايجي گرفته مي شود . دراستنتاج پيش داوريهاي ذهني نبايستي برقضاوت و نتيجه گيري تأثيربگذارد چرا كه اين فرآيند را ازشيوة منطقي خـود خارج مي كند و باعث نتيجه گيري نادرست مي شود . دراستنتـاج حركت ذهني ازجزء به سوي كل مي باشد بـدين ترتيب كه ازمقدمـاتي جزئي نتيجة كلي گرفته مي شود . همچنين دراستنتـاج توانايي تفكيك مقدمات و داده ها ازنتيجة كلي حائــز اهميت است ( واتسـون و گليـزر ، 1980 : 61 ).

 

4) تعبيرو تفسير :

تعبيرو تفسيرتوانايي پردازش اطلاعات و تعيين اعتبارآنها مي باشد . دراين فرآيند بـايستي قضاوت شــود كه آيا نتــايج به طورمنطـقي ازداده و مقدمـه هاي خود گرفتـه شده است يا خيـر؟ بنـا براين درتعبيــرو تفسيـر استنتاجي صورت نمي گيرد بلكه نتايج دردسترس ما مي باشد و موضوع مهم اين است كه داده ها و مقدمه ها  مـورد تجـزيه و تحليـل قــراربگيرند و برآورد شود كه آيا نتايج گرفته شده ازآنها درست است يا نا درست ؟ ( واتسـون و گليـزر ، 1980 : 72 )

 

 

5) ارزشيـابي استدلالهاي منطقي :

درموارد مهم تصميم گيري دربارة انتخـاب استدلالهاي قــوي و ضعيـف ، مطلوبتـرآن است كه بتـوانيـم استدلالهاي قوي و ضعيف را تشخيص دهيم .يك استدلال منطقي وقتي قوي است كه هم مهم وهم درارتباط  مستقيم با سؤال باشدو يك استدلال وقتي ضعيف است كه مستقيماًدرارتباط با سؤال نباشد(حتي اگراز اهميت  زيادي برخوردارباشد ) يا كم اهميـت باشد و يا تنها با جنبه هاي علمي و كم اهميـت سـؤال درارتبــاط باشد  ( واتسـون و گليـزر ، 1980 : 89 ) .

ناكارآمدي نظامهاي آموزشي‌اي كه صرفاً انتقال دهندة اطلاعات مي باشنـد :

همان طور كه گفته شد  دنياي كنوني به وسيلة فن آوريهاي پيشرفته اي همچـون اينترنت و شبكه هاي جهاني اطلاع رساني  ما را با مقداربسيارزيادي از اطلاعات مواجـه كرده است به طوري كه مقطـع زمان حاضربـه عصرانفجار اطلاعات نامگـذاري شده است. امروزه مقـداراطلاعات در دسترس ازتوانـايي افـراد دراستفاده ازاطلاعات پيشي گرفتـه است لـذا درچنيـن فضـايي ديگرلازم نيست دانشـگاهها به منـزلة مخـزن دانش واساتيـد به مثابة انتـقال دهنـدة اطلاعات باشند (  مايـرز، 1374 : 2-7 ). اطلاعات به خودي خود كارآمد وارزشمند نيستنـد بلكـه زماني مي توانند كارآمـد وارزشمنـد باشند كه نحوة كاربردشان نيزمشخـص شـده باشـد . درنظام آموزشـي ما كه اصـالت را درآمـوزش به انتقـال اطـلاعات  مي دهد مشكلات اساسي اي ديده مي شود . امروزه اغلب كارفرمايان ازكيفيت نظام آموزشي شكـايت دارند و اظهارمي دارند كه جوانان پس ازفارغ التحصيل شدن ازمؤسسه و دانشگاه ، واجد مهارتهاي لازم براي انجام كارها نيستنـد ، شواهد نشـان مي دهد كه نظام آموزشي ما روزبه روزكارآيي خود را بيشتـرازدست مي دهد ( محب علـي ،1372 : 2 ). با وجـود آن كه بسياري ازمتخصصان تعليـم وتربيت بـراين باورند كه هدف اساسي تعليـم وتربيت بايد تربيت انسـان متـفكرو فرهيختــه باشد . نتـايج تحقيقـات نشان ميدهد كه اكثرفـارغ التحصيلان فاقـد مهارتهاي  تفكرسطح بالا هستنـد( شعبـاني سيـچـاني ، 1378 :45 ).

امروزه از دانشجوي زبان و ادبيات فارسي انتظاري نيست مگر آن كه همچون دايره المعـارفي به يـاد سپارندة يك سلسله اطلاعات ادبي باشد . در اين نظام آموزشي دانشجويي در حد مطلوب به سـر مـي برد كه تنها حفظ كنندة تعداد زيادي واژگان مهجور و كهنة فارسي و تاريخ زندگاني شـاعران و نويسندگان باشد و اين كه بتواند متون ادبي گذشته و يا امروز را به نثر معيار امروزي كه قابل فهم براي همگان باشد بيان كند و در حدي بالاتر به ياد سپارندة انديشة ديگران در مورد يك شـاعر و يا جريـان ادبي باشـد ، بي آن كه در نظر گرفته شود اين دانشجو خود قدرت تفكر ، نقد و ارزشيابي را دارد و همان طوري كه گفته شد صرف ياد سپاري اطلاعات ادبي نمي تواند مارا در تكامل بخشيدن به ادبيات ياري رساند بلكه اين اطلاعات بايد وسيله اي بشود كه فرد بتواند قدرت انديشيدن و نگرش به ادبيات را كسب كند و توانايي كاربرد اين دانش و نگرش كسب شده را در حيطة عمل داشته باشد .

دانشجوي زبان و ادبيات فارسي از رهگذر كسب اطلاعات ادبي معمول ، بايستي همچون طبيبي باشد كه بتواند دردها و مشكلات ادبيات را شناسايي كند و در پي مداواي آنها باشد . او بايستـي قدرت سازماندهي ، طبقه بندي ، مقايسه و ارزشيابي اجزاي ادبيات را داشته باشد و بدين وسيله زمينة پيشرفت و ارتقاي ادبيات را فراهم آورد . او بايد بتواند عوامل تكامل و ضعف ادبيات را در دوره هاي مختلف شناسايي كرده و با توجه به مقتضيات روزگار خويش در صدد تكامل ادبيات در دوران خويش باشد . او بايستي به جايگـاهي برسـد كه در كـنار آگاهـي از انديشـة ديگـران دربـارة ادبيـات ، خود انديشه و سخن مستقلي را براي گفتن و توانايي آفرينش مباحث جديد ادبي داشته باشد .

البتـه تفكرانتقـادي به هيچ وجه نافـي اهميت اطلاعات نيست . اساساً اطلاعات جزء اصلي تفكرانتقادي است، هرچه پاية اطلاعاتي فرد وسيعتـرباشد ظرفيت تفكرانتقادي وي بالاتراست ( كيس،1994 :41 ).

تفكرانتقادي نيازمند پايـة اطلاعاتي درست است و با تفكرانتقادي مي توان اين اطلاعات را سازماندهي ، طبقه بندي ، مقايسه و ارزشيابي نمود و زمينـه را براي ارتقاء و پيشرفت آن فراهم كرد ( فورست ،199:39 ).

توانايي تفكرانتقادي ، پردازش و ارزشيابي اطلاعات قبـلي با اطلاعات جـديد است ( واتسـون وگليـزر ،1980 : 95 ).

آنچه كه درارتباط با اطلاعات دردنياي كنوني ارزشمند است ، توانايي پردازش اطلاعات است .به گفتـة تافلـرپس ازعصرشكاروعصرثروت ، اكنون عصردانـائي است ، پس دراين عصرقـدرت دست كسي است كه اطلاعات بيشتـري دارد و بي‌گمان منظوركسي است كه توانايي بيشتـردرپـردازش و بهـره گيري از اطلاعات داشته باشد .زيرا امروزه به واسطـة فـن آوري اطلاعات و ارتباطات ، اطلاعات به وفوردردسترس همگان قرار دارد .اطلاعات هنگامي داراي ارزش است كه تبديل به دانش گردد ودانش براي توانايي ابداع فرد وسازمان ، منبعي ارزشمند است . مـدل پيشرفـت يادگيـري رونـد تبديـل اطلاعات را نشان مي دهد (بلينـگـرو اسميـت ،2001 : 8 ) .

دانش اطلاعات 

دانش خرد

Wisdom                Knowledge            Information                Data

خرد ابزاري است كه همواره مي تواند درتبديـل داده به اطلاعات و دانش مورد استفاده قـرارگيرد . داده به اضافـة تحليـل انسان تبديـل به اطلاعات مي شود . همچـنيـن اطلاعات به كمك تحليـل وپردازش تبديل به دانش مي شود كه درتمـامي ايـن فـرآينـد رويكرد تفكرانتقـادي كه همان خرد و آگاهيٍ شخص است نـقش اساسي دارد  ( آبـوت ، 1993 : 75 ).

 

ويژگي متفكران منتقد                                                          

 

رابرت انيس، براي تفكر انتقادي 13 ويژگي وخصوصيت را به شرح زير

ارائه مي دهد و معتقد است كه متفكران منتقد اين ويژگي ها را دارا هستند:

1.ذهني باز دارند

2.در زمان هاي لازم موقعيتي تازه ايجاد مي كنند ويا موقعيتي را تغيير مي دهند .

3.تمامي شريط را به حساب مي آورند .

4.در جستجوي اطلاعات دقيق هستند.

5.در روشي منظم ،با اجزاي يك كل پيچيده كار مي كنند

6.در جست وجوی «جایگزین»های متفاوت هستند.

7.به دنبال دلایل می گردند

8. در جست وجوی بیانی روشن از پیامدها و نتایج هستند   

9. مسئله ی اصلی را در خاطر حفظ می کنند

10. منابع معتبر را به کار می گیرند.                                                                            

11.از موضوع خارج نمی شوند

12.به احساسات و سطوح دانش دیگران حساس هستند[ارنشتاین و هانکینس،1373]                                     

از آن جا که تفکر انتقادی در همه ی جنبه های زندگی کاربرد دارد و در موقعیت های روزمره ،تفاوت بین موفقیت و شکست را به وجود می آورد،معلمان باید در صدد پرورش و پیشرفت تفکر انتقادی در خود باشند و این امر در گروی پرورش خصوصیات رفتاری متعدددر فرد است.                                                           

 

مراحل پیشرفت تفکر انتقادی                                                           

 

1.دراولین مرحله از پیشرفت تفکر انتقادی،افراد غالبا"این گونه فرض می کنند که قضاوت ها یشان همیشه صحیح است ومهارت های تفکر انتقادی شان به تئسعه گسترش نیازی ندارند.این امر در زمره ی بزرگ ترین خطرات تفکر انتقادی قرار دارد.                                                                                                                 

 

2.افراد در این مرحله تشخیص می دهند که بعضی وقت ها انتخاب های ضعیفی را انجام می دهند،ولی غالبا"به انچه که افراد دیگر فکر می کنند،نمی اندیشند واین احتمال را در نظر نمی گیرند که احتمالا"در اشتباهند وشخص مقابل درست فکر می کند.کسانی که از این مرحله عبور می کنند،وارد مرحله ی بعدی می شوند.                                        

 

3.افرادی که وارد این مرحله می شوند،توجهشان به ملاحظاتی است که در رابطه با قضاوت صریح و اشکار مطرح هستند.آنها به این مرحله رسیده اند که در امر تفکر انتقادی و قضاوت کردن در باره ی هر مسأ له،ایده،یا…عواملی مانند:شهرت،آوازه،قدرت و…از اهمیت اصلی برخوردار نیستند وباید به ملاحظات در باره ی خود آن مسأ له،ایده یا …توجه شود؛اگر چه،هیچ کس دانسته فکر نمی کند که به شیوه ای غیر انتقادی می اندیشد یا دچار قضاوت های گمراه کننده و بی اساس است.                                                 

 

 

توانایی های متفکران منتقد                                                            

 

متفکران منتقد که مراحل پیشرفت تفکر انتقادی را باموفقیت گذرانده اند،توانایی ها و مهارت های خاصی در برخورد با مسائلو ادامه ی فرایند حل مسئله کسب کرده اند واز آن ها استفاده می کنند.بعضی از آن ها عبارتند از:  

 

1.نیاز برای داشتن اطلاعات مربوط و قابل استفاده را تشخیص می دهند.

2.راهبرد هایی رابرای یافتن اطلاعات اتجاظ می کنند.

3.به طور مؤثر وکارامد،منابع اطلا عاتی را ارزیابی می کنند.

4.به طور منتقدانه اطلاعات را ارز یابی می کنند.

5.اطلا عات را به گونه ای مؤ ثر سازماندهی می کنند و به کار می برندتا سؤالات را پاسخ دهندیا مسائل واقعی زندگی را حل کنند.

6.روی یک سؤال متمر کز می شوند،سؤال را تشخیص می دهند ومعیاری را برای قضاوت در باره ی جواب های ممکن در نظر می گیرند.

7.مباحث را تجزیه و تحلیل می کنند؛یعنی:نتایج،دلا یل ذبیان شده ودلایل بیان نشده را شناسایی،وساختار بحث رامشخص می کنندو.سرانجام اطلاعات راخلاصه می کنند.

8.سؤالات توضیحی یا مسأله بر انگیز می پرسندوجواب می دهند؛مانند:

                                                                          - نکته ی اصلی بیان شما چیست؟

- منظورتان چیست؟

- چرا تآن را برای این موردبه کار می برید؟

- ممکن است کمی بیشتر دربارهی آن بگویید.

9.در مئرد باور پذیر بودن هر منبع قضاوت می کنند.

10.مشاهده می کنند و گزارش مشاهدات را مورد بررسی وقضاوت قرار می دهند:

- گزارش توسط مشاهده گر نوشته شده است یاکسی دیگر؟

- چگونه می توان موضوع رزا اثبات کرد؟

- آیا استفاده از فنا وری در این مورد مفید است؟

- بین مشاهده ونوشتن گزارش خود وقفه ی کوتاهی ایجاد می کنند.

11.نتیجه گیری می کنند وآن رامورد قضاوت میکنند.

12.قضاوت های ارزشمندی انجام می دهند وآنها رامورد بررسی قرار می دهند.همچنین در قضاوت به عوامل مهم زیر توجه دارند:

- حقایق پیش زمینه ای کدامند؟

- نتایج پذیرش یا رد آن قضاوت چیست؟

- کدام اصول قابل قبول را می توان به کار گرفت؟

- گزینه های بعدی کدامند؟

و...

13.اصطلاحاتی را که به کار می برند،تعریف می کنند و تعریف ها را مورد قضاوت قرار می دهند.

14.قضایا،دلایل،مفروضات،موقعیت ها وپیشنهاد های دیگری را که باآن هامخالف هستندیا در موردشان شک دارند،بررسی ونظر خود را مستدل می کنند.

15.شیوه وروش منظمی را که مناسب واقعیت مورد بحث باشد،پی می گیرند.

                                

تمایلات ونگرش های متفکران منتقد

 

متفکران منتقد علاوه بر دارابودن توانایی های متفاوت در زمینه ی حل مسائل گوناگون،نگرش ها وتمایلات خاصی دارندکه آن ها را در ادامه ی صحیح مسیررشدوتکامل تفکر انتقادی همرا هی می کنند.در ادامه به بعضی از ابن موارد اشاره می شود:          

-برای سایر دیدگاه ها<حتی اگر مخالف باشند>احترام قائل می شوند.

- مراقب هستندکه افکاروتصمیماتشان تا آخرین حد ممکن درست باشند.به این منظور به اقدامات زیر دست می زنند:

-جست وجوی فرضیه ها،توضیحات،نتبجه گیری های منابع دیگرو...وپذیرش آن ها.

-تأیید یک موقعیت فقط تا آن حد که اطلاعات موجود تأیید می کند.

-کوشش برای آگاهی واطلاع ازموضوع تاحدامکان.

-موردملاحظه قراردادن سایر دیدگاه ها به گونه ایی جدی.

-                        -مراقب هستند که موقعیت راباصداقت وصراحت به وجود بیاورند؛بنابراین:

-محاسبه می کنند وتوجهشان راروی نتیجه گیری یا سؤال متمرکزمی کنند.

-درجست وجوی دلیل هستند یا دلایلی ارائه می دهند.

-تمام شرایط را به حساب می آورند.

-به شرطی اندیشمندانه از عقاید اساسی آگاهی پیدا می کنند.

-سعی دارند،احترام وارزش هر کسی را حفظ کنند؛در نتیجه:

-دیدگاه ها ودلایل دیگران را کشف می کنند و به آن ها گوش گی دهند.

-از ترساندن یا گیج کردن دیگران به وسیله ی قدرت تفکر انتقادی خود اجتناب می ورزند.     .    ]                    Ennis, -به سعادت دیکران علاقه مند هستند[2002 

 -اطلاعات را به طور قانونی و اخلاقی می یابندواز آن ها استفاده می کنند

]Andelina,2001:224[

 به تفکر انتقادی به عنوان شیوه ای از زندگی توجه می کنند. -

- به تفکر انتقادی به عنوان تفکری توجه می کنند که شخصیت رادگرگون می کند.

 

نظریات علمی موجود در رابطه با مسئله

 

نظریه های شناختی،فرا شناختی وساختن گرایی،از تقویتو پرورش تفکر انتقادیدر فرایند آموزش حمایت می کنند [شعبانی،1382؛هاشمیان نژاد،1380؛و شعبانی و مهر محمدی،1379].         

نظریه پردازان شناختی،به شاگردان در فرایند یادگیری هم چون پردازش کنندگان فعال اطلاعات می نگرند؛کسانی که تجربه می کنند وبرای حل مسائل به جست وجوی اطلاعات می پردازند،در ساختار ذهن خود آنچه را که برای حل مسئله ی خود مفید تشخیص می دهند،به کار می گیرند،وبه جای اینکه به طور انفعالی تحت تأثیر محیط قرار گیرند،فعالانه انتخاب،تمرین،توجه یا چشم پوشی می کنند.به همین دلیل،شناخت گرایان موقعیت یادگیری را یکی از مهم ترین عوامل در فرایند یادگیری می دانند.                                                                                            

از دیدفراشناختی،شاگرد بایدبرفرایند ذهنی خود نظارتی فعال داشته باشد و فعالیت های ذهنی خود را تنظیم وباز سازی کند.حتی برخی بر این باورند که توانایی ها ومهارت های شناختی و فراشناختی در حدود سنین پنج تا هفت سالگی شروع به رشد می کنند ودر تعداد زیادی از شاگرئان از رشد قابل ملاحظه ای نیز برخورداراند.                                                               

یکی دیگرازنظریه های حامی تفکر انتقادی،نظریه ی ساختن گرایی است که خود ریشه درتفکر شناختی دارد.پایه های فلسفی چنین رویکردی بر اصل خطا پذیری معرفت شناسی استوار است.                                             

ساختن گرایان نیز هم چون روانشناسان شناختی یادگیری را فرایندادراک حاصل از تجربه می دانند ومعتقدند،مجریان برنامه های درسی باید موقعیتی فراهم سازند که در آن، شاگرداناز طریق مباحثه ی استدلالی که عمل تعامل وتحلیل را تسریع وتسهیل می کند،به تفکر انتقادی بپردازند[شعبانی و مهرمحمدی،1379].                                                                   

 

 چرا تفکرانتقادی باید قسمتی از تمام دروس باشد؟

 

امروزه هم استادان و هم شاگردان اطلاعات فراوانی در دست دارند.استادان گاهی اوقات از دانستن اینکه چگونه همه ی این پیشرفت ها دررشته های تخصصی آن ها می تواند برای تعیین موارد مورد نیاز شاگردان به دست آید،ناامید می شوند.شاگردان یورش عصر اطلاعات را حتی شدیدتر از استادان خود احساس می کنند و کمتر می توانند از عهده یتحمل فشارآن وفهم دنیای پیچیده اش بر آیند.استادان می توانند از طریق پیشنهاد چهارچوب ها ونظر گاه های تحلیلی برای دسته بندی کردن امورو تفکر انتقادی در مورد آنها شاگردان را در رویارویی با این پیچیدگی کمک کنند.                                                                                                                    

توانایی های تفکر انتقادی شاگردان طی تحصیل بدون کمک استادان و صرفا"با گوش دادن به سخنرانی هاوخواندن کتاب درسی وامتحان دادن به وجود نمی آید.استادان آشکارا باید بدانند که منظورشان از تفکر انتقادی درچهارچوب  رشته ی خود چیست.همچنین باید فرصت هایی را برای تمرین مهارت ها و روشهای تفکر انتقادی براي شاطرىان تدارك ببينند.استادان تمام رشته ها باید از طریق مجسم کردن چهارچوبهای تحلیلی،در میان گذاشتن روشهای حل مسئله ی خود با شاگردان ،صحبت با همکاران وشرکت در سمینارهای آموزشی،مسئولیت آموزش مهارت ها و روش های تحقیق وبررسی انتقادی را بپذیرند. 

      علاوه بر آموزش مهارت های واضح وچهارچوب های تحلیلی،استادان باید جنبه های رفتاری تفکر انتقادی، مانند منابع فطری علاقه ،اعجاب،وکنجکاوی شاگردان را پرورش دهند.نظریه وایتهد ([1929]1967،ص36) در مورد شرط لازم بودن علاقه شاگرد دریادگیری، حقیقتی است که کمتر کسی می تواند منکر آن شود.معمولا"یادگیری قابل توجه فقط زمانی به وقوع می پیوندد که اگردان (یادگیرنده)از طریق احساس شگفتی ،معما و علاقه فردی تحریک شوند.همه ما که با آموزش سر و کار داریمباید برای ایجاد چنین علاقه ای آماده باشیم.      

این برای استادان کمال مطلوب است که گاه گاهی از غوطه ور شدن در رشته های خود قدم بردارند و بکوشند محتوای رشته ی خودرا از دید دیگران ببینند.این به معنای جدی گرفتن تردید و برداشت نادرست شاگردان است. چرا کسی اصلا"می خواهد معنای تک گویی هاملت،ماهیت فتوسنتز،امر مطلق کانت و مراسم قبیله ای جزیره نشینان تروبریاند را بفهمد؟ اگرما با رشته های تحصیلی خود دست کم بر اساس بعضی ازبد گمانی هایشاگردان برخورد نکنیم ،به اهمیت نقش مهمی که در تحریک علاقه ی شاگرد و ایجاد انگیزه برای آموختن تفکر انتقادی باید ایفا کنیم،پی خواهیم برد.                                                                                                                

ایجاد محیط های درسی ای که باعث تشویق بحث،پرسش وتعمق می شود ،تفکر انتقادی را پرورش ورشد می دهند.چنین محیط هایی را می توان از طریق تنظیم وقت کلاس که شامل بحث بیشتر باشدو با طرح تکالیف نوشتاری صریح و اثر بخش ایجاد کرد.تلفیق مطالب خواندنی نیز که باعث توسعه ورشد علاقه ی شاگرد می شود،اهمیت دارد.مطالب کتاب درسی سنتی معمولا" خسته کننده است.ما به نویسندگان آکادمیک بیشتری چون لوئیس توماس و استیفان جی گولد محتاجیم؛زیرا اثرآن هاگواه بر این است که دقت صحت علمی لازم نیست خسته کننده ویا پیچیده باشد.ما می توانیم با انتخاب دقیق کتب و مطالب خواندنی بر پایه نظم و ترتیبی ویژه،شاگردان را در چیرگی بر طرز فکر های نادرستشان درباره موضوع درسی کمک کنیم و آنها را با امر یادگیری لذت بخش آشنا سازیم.

تا هنگامی که آموزش به مثابه عملی مرتبط با بعضی از«حقایق» تعلیم و تربیت تلقی می شود،اتخاذ چنین روش تدریس علاقه محوری می تواند تهدید آمیز باشد.با این حال،هر یک ازما می داند که«حقیقت»در رشته های تحصیلی ما همواره از نو تعریف می شود.شاید وقت آن است که اعتراف شود هدف آموزش چندان ارائه ی حقیقت به افراد غیر مبتکر نیست،بلکه تعلیم نظرگاههای متفاوت درباره یانواع مختلف «حقایق»است .

 

این کتاب اصولا"با تأکید بر اینکه بهترین شیوه آموزش تفکرانتقادی بهره گیری از دید گاههای نظامند متفاوت ومتشکل از عناصر ذهنی دانش است ،ازروش های سنتی تفکر انتقادی متمایز می شود .دراین روش،تأکید بحثهای مربوط به تفکر انتقادی هم بر رشته منطق است وهم بر مهارتهای عمومی حل مسأله.تا زمانی که تفکر انتقادی صرفا"به منزله شکلیاز منطق یا تعبیر وتفسیر آبکی روشعلمی تلقی می شود،این تأکید کاملا" مفید،عینی وغیر شخصی باقی خواهد ماند .تفکر انتقادی باید از چها رچوب تنگ چنین توصیه ای رهایی یابد وضمن گسترش،انواع نظر گاههای ذهنی وشخصی صریحتر رانیزدر بر گیرد.

 

روشس عینی-منطقی ای که بر تمام علوم حکمفرماست،فقط یکی از انواع متعدد نظرگاههای تفکر انتقادی است که می تواند ما را درفهم جهان وتنظیم تجربیاتمان کمک کند.در حالی که نظریه پردازهای بر جسته علوم مانند مایکل پلانی ونویسندگان بزرگی چون لؤیس توماس و کارل سیگن معترفند که ادعاهای علوم در مورد حقیقت تأیید شده عینی آغراق آمیز است،بیشتر شاگردان وافراد عادی،علوم را همچون منبع اعتماد واطمینان می دانند .شاید ایمان مستمر جامعه مابه علوم و در جستجوی یقین بودن شاگردان تنها بازتابی فرهنگی است که زیر تسلط تفکر«ثنویت»است .

 

شاگردان باید هم مساعدتها وهم نسبیت نظرگاه علمی را درک کنند وهمچنین بدانند که هر رشته تحصیلی ویژه خود ازواقعیت را ارائه می دهد.انها باید نقش مهمی را که ارزشها،علائق واحساسات عمیق شخصی در ایجاد نظر گاههای تربیت فکری ایفا می کنند،دریابند .آمیختن عناصر شخصی وذهنی درآموزش تفکر انتقادی بسیار سودمند است .آموزشتفکر انتقادی در چهار چوبی مستقل ،منطقیو«عینی»،عمل یاد گیری را به سان تلاشی جدی وغالبا"خسته کننده در می آورد .درحالی که بهترین تفکر انتقادی در هر رشته تحصیلی همیشه موجد قضاوت های درست وبدبینی معقول و عینیت است ،بهترین متفکران انتقادی نیز نسبت به موضوع مورد مطالعه علاقه شدید از خود نشان می دهند.

 

بیشتر استادان به رشته خود شدیدا" علاقه مندند .این افراد از روی بی علاقه گی وصرفا"برای خود دانش وارد  رشته های تحصیلی شان نشدند.همه استادان نسبت به موضوع مو رد مطالعه شان علاقه ای شخصی دارند وبهترین نحوه آموزش این علاقه را به شاگردان انتقال می دهند .اگر مابه شاگردان خود بیاموزیم که به تعدد نظر گاهها توجه کنند داشته باشند وبه آن احترام بگذارند ،در مورد اینکه آنها را تحصیل کرده واقعی بار آوریم ،پیشرفت چشمگیری کرده ایم .همچنین با این عمل به آنها چیزی خواهیم داد که از چیزهای تحلیلی مجزا ،بسیار  است .از طریق آموزش علاقه مندی به موضوعمورد مطالعه،می توانیم آنها رادر حفظو نگهداری آن تشویق کنیم تا بتوانند آن را به دیگران انتقال دهند  .       

موضوع مورد بحث دراینجا مسأله ارزشها و اهداف کلی تعلیم وتربیت است .نالس در اظهارات خود درباره ی  ایمان آمریکاییها به تعلیم وتربیت چنین می گوید«:بر این عقیده ایم که اگردانش وسواد کافی در میان مردم توزیع شود                                                                                                                                                                      

1) افراد خوب از آب در می آیند ،2) چگونگی استفاده از دانش خود را خواهند دانست(ص18،1980).اگر چه ما دانش وفضیلت را دیگر یکسان نمی دانیم،با وجود این،وقوع حوادثی  چون واترگیت ،جنگ ویتنام وتهدید سلاح هسته ای در فضا  باعث شدند که ما به اشتباه خود پی ببریم.مسئولان این حوادث «نابغه ترین» افراد به شمار می آیند،هر چند واضح است که«بهترین» متفکراندر زمینه سیاست نبودند. ویتنام به صورت میدان رزمایشی برای تکنو لوژی نظامی بسیار مخرب درآمدکه توسط  افراد نابغهدر وزارت دفاع آمریکاطرح ریزی ،وتوسط زنان ومردان نابغه در صنعت آمریکا تولید شد .این افراد از دانشفنی بالایی بر خوردار بودند،ولی ظاهرا" توانایی عقب گرد و ارزیابی  موارد ساده ازاین دانش را نداشتند

 ما همگی از محدودیت های منطقی –عینی دیدگاه علمی در خصوص مسائل مربوط به عاطفه ووجدان وپاسخگویی به پرسشهای مربوط به کیفیت کلی زندگی آگاهیم.در حالی که ممکن است نتوانیم به شاگردان خود عقل وفضیلت بیا موزیم،لاأقل می توانیم با آمیختن آشکار عناصر ذهنی مناسبی چون شگفتی،زیباییواشتیاق شدید به درس مربوط،آنها را از جنبه«علاقه» دانش اگاه سازیم. شاید بتوان از طریق آموزش درک غنا وتنوع  رشته های تحصیلی به شاگردان ،آنهارابه حفظ ونگهداری اینبرکت وتنوع تشویق کرد. اگر یک شاگرد کلاس بیولوژی  شگفتی وپیچیده گی استخر آب شیرینی را دریابد،احتمالا"می کوشد  تا از آلودگی آن جلوگیری کند .اگر ما به شاگردان خود علاقه وتوجه به مسائل را بیاموزیم یا حداقل به آنها نشان دهیم که خودمان به مسائل توجه داریم ،آموزشتفکر انتقادی ما ممکن است باعث پدید آمدن تکنولوژی ای در آینده شود که سرو کارش به جای تخریب ،بیشتر با بهبود وسالم سازی باشد .شاگردان ممکن است بیاموزند که شگفتی های زندگی در سیاره ی ضعیف و شکننده ما نمه فقط معما هایی اند که قوای حل مسئله مارا به کار می گیرند ،بلکه رازهایی هستند که صرفا"به دلیل زیبایی ولذت ،شایان پاسداری اند.

 

تفکر انتقادی ، در برابر روش سنتی آموزش

تفکر انتقادی از نظر سابقه تاریخی به دوران فعالیت آکادمی علمی افلاطون در یونان باستان بر می‌گردد. که بر پایه برخورد دو طرفه استاد و شاگرد و گفتگوی منطقی آنها استوار بود. این مدل بعدها در سیستم آموزشی غرب از متوسطه تا دانشگاه، نهادینه گردید. این روش متکی بر تأمین این هدف است که یاددهنده یا معلم، منبعٍ صرفٍ اطلاعات و انتقال دهنده آن نباشد؛ بلکه دانش‌آموزان مهارت خود را در تفکر و استدلال افزایش دهند و اطلاعات را پردازش و به کار گیرند.
معمولا افراد کم تجربه وقتی می‌خواهند مشکلی را حل کنند، ضمن فرضیه سازی آنرا دنبال می‌کنند تا به بن‌بست می‌رسند. دوباره به عقب برگشته و با روش دیگر کار را دنبال می‌ نمایند. این افراد در اولویت‌بندی مسایل و طبقه بندی عوامل هم مشکل دارند و طوری عمل می‌کنند که گویی تمام جوانب آنها ارزش برابر دارند. در حالیکه افراد آگاه و متخصص ابتدا عوامل مهم را شناسایی می‌کنند، ملاحظات و جوانب بی اهمیت را حذف کرده، به تجربیات گذشته خود در مسایل مربوطه استناد می‌کنند و به تجزیه و تحلیل موضوع می‌پردازند. آنها برای تجزیه و تحلیل، از چهارچوبی مشخص برخوردارند و ساختاری را برای درک امور و سازماندهی تجربیات دارند . (1) چگونگی بوجود آمدن چنین مهارتها و ساختارهایی از جنبه های مهم تعلیم و تفکر انتقادی است.
آموزش به روش سنتی آنگونه که در مراحل مختلف تحصیلی در حال حاضر صورت می‌گیرد، مبتنی بر این فرض است که با یادگیری سطوح مختلف محتوای اطلاعات علمی مربوط به هر رشته، دانش‌آموزان به طور طبیعی قادر به یادگیری تفکر انتقادی خواهند بود و می‌توانند خود به نتایجی دست یابند که به طور آشکار و صریح به آنها یاد داده نمی شود. هر چند با توجه به نوع رشته و مخصوصا مواد درسی به تفکیک این ادعا قابل مناقشه است و بنا براین برای رعایت واقعیتهای موجود باید آنرا در طیفی از یک حداقل تا حداکثر واقعیت نمایی قرار داد. اما به هر حال در رشته علوم انسانی این ادعا بسیار به واقعیت نزدیک است. از این رو، به نظر می رسد که چهارچوبهای تجزیه و تحلیل را باید به طور صریح به دانش‌آموزان یاد داد تا به صورت آگاهانه ابتدا با مواجهه ساده با موضوع برخورد کنند بعد در ادامه آن با پیچیدگی و موشکافی و دقت بیشتر به تجزیه و تحلیل موضوع بپردازند و به نتایجی دست یابند که به نوعی انتزاع در تفکر وی منجر شود.
در تعریف تفکر انتزاعی آورده‌اند که عبارتست از قدرت تعیین اصول یا مفاهیم در بعضی از تجربیاتی که بتوان آنرا به سایر تجربیات تعمیم داد. (2) نکته مهم در انتقال از تفکر عینی به تفکر انتزاعی، رعایت ترتیب آن است. یعنی اول تجربه عینی و بعد از آن تجربه انتزاعی صورت می‌گیرد. در اینجا ست که تفاوت دیگر آموزش سنتی با تفکر انتقادی اشکار می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد. در آموزش سنتی ابتدا امور انتزاعی معرفی و آموزش داده می‌شود بعد دانش‌آموزان را به تایید آنها از طریق روش عینی وامی دارند. مثلا در علوم انسانی موضوعات اصلی و کلیات ارائه می‌شود، بعداز دانش‌آموزان انتظار دارند که به فهم نمونه های عینی آن مفاهیم دست یابند. با این وصف اگر کلاسها خشک، غیر فعال و بیهوده به نظر آید خیلی نباید تعجب کرد.
آنچه زمینه را برای آموزش تفکر انتقادی فراهم می کند پرورش علاقه و انگیزش دانش‌آموزان است تا بر پایه آن دیدگاهها ی لازم برای تجزیه و تحلیل و تفهیم اطلاعات به آنها آموزش داده شود. - آلفرد نورث وایتهد- معتقد است که بدون علاقه، رشد فکری امکان نخواهد داشت. علاقه جزء جدایی ناپذیر توجه و درک کردن است. می‌توان از طریق تنبیه یا فعالیتهای لذت بخش در افراد ایجاد علاقه کرد؛ اما بدون علاقه پیشرفتی وجودنخواهد داشت. نخواهد داشت.

 

عصرحاضرعصري است كه تحت عنوان عصرانفجاراطلاعات از آن نام بـرده مي شود.. درايـن دوره اطلاعات ازطريق فن‌آوري‌هاي پيشرفته‌اي همچون اينترنت و شبـكه هاي جهاني اطـلاع رساني به وفـور يافـت مي‌شوند ، بنابراين صرف داشتن اطلاعات نمي تواند مفيد وكارسازباشد بلكه تجزيه وتحليل و نحوة كاربرد اين اطلاعات حائزاهميت است .تفكرانتقادي برپاية اطلاعات به تقسيم بندي ، تجزيه و تحليـل و كاربرد اطلاعات مي پردازد و برهمين اساس باكشف قوانين علمي و ارائة نظريه هاي جديد به روند توليد علم شـدت مي بخشد . بنـابراين هدف اصلي تعليم و تربيت دردانشـگاهـها بايسـتي تربيـت انسـانهاي متفـكرو خلاق باشـد . دانشگاهها با ارائـة آخرين يافته ها به دانشجو ديد وسيعترومهارت تخصصي مي دهد تا او نيزبتواند به سهم خود چيـزي به دانـش موجود بيافزايد .همة دروس دانشگاهي بايد به دانشجويان كمك كند تا ضمن استدلال ، مطالبــي را تجزيه و تحليل و ارزشيابي كنند. ( كومبز، 1371 :21 ) تا بدين وسيله تفكرانتقــادي درآنان شكل گيرد و براي ورود به عرصة كارو زندگي آماده شوند زيرا تفكرانتقادي قـدرتي ذهني – جسمي در شحـص ايجاد مي كند كه او را براي رقابتها و چالشهاي دنياي به سرعت متغيركنوني آماده مي سازد . ( پـل ، 1993 : 56 )                                                                                      

امروزه كارشنـاسان تعليم و تربيـت اتفـاق نظردارند كه تفكرانتقـادي نه تنـها بايد يكي ازاهـداف تعليم و تربيت باشد بلكه بايد بخش لاينفك آموزش درهرمقطعي باشد . زيرا تفكرانتقادي تفكري است كه به تحليل، ارزشيابي و گزينش و كاربرد بهترين راه حل را درانسان به وجود مي آورد ، همان چيزي كه نيـازدنياي امروز است .( فـورست ،1997 :58 )                                        

امروزه دررشتة زبان وادبيات فارسي ، دانش آموختگان اين رشته دردوره هاي كارشناسي ، كارشناسي ارشد و حتي دكترا آن طوركه بايد و شايد خلاق ، نوآوروداراي تفكرانتقادي و مستقل دراين زمينه نيستنــد و فرآيند تحصيل درنظام آموزشي حاكم برزبان و ادبيات فارسي دانشگاهها نمي تواند اين تواناييها را درايشـان به وجود آورد . لذا لازم مي نمايد كه نظام آموزشي زبان و ادبيات فارسي بـه گونه اي تدوين و طـرح ريزي گردد كه بتواند توانااي تفكرانتقادي را دردانشجويان خود به وجود آورد .                                                                                

 

تحقیقات انجام شده                  

علاقه به توسعه ی توانایی های تفکر انتقادی، درمحافل آموزشی پدیده ی جدیدی نیست ومنشأ آن به آکادمی افلاطون بر می گردد[مایزر،1383].از تحقیقاتی که درباره ی تفکر انتقادی در خارج از کشور انجام شده اند،می توان به موارد زیراشاره کرد:

-تحقیقات سراتنیک(1983)نشان دهنده ی این واقعیت است که هنوز بسیاری ازمعلمان،بیشترین زمان کلاس خود را صرف صحبت کردن یا پرسیدن سوال هایی می کنند که چیزی غیرازجمع آوری مجدد حقایق ساده ی علمی را نمی طلبدو تنها یک درصداز زمان کلاس به سوالهایی اختصاص داده می شود که پاسخ متفکرانه می طلبد.اغلب معلمان به دادن فرصت اندک برای پاسخ گویی به سوال ها،دانش آموزان را از ارائه نظرات متفکرانه دلسرد می کنند.چنین وضعیتی در اکثر کلاس ها جریان دارد[به نقل از:شعبانی،1380]

گزارش انجمن«ارزیابی ملی پیشرفت تحصیلی»(1981)اظهار می دارد،نظام آموزشی درآمریکادر آموزش تفکرانتقادی به اکثر دانش آموزان،شکست خورده است[به نقل از:هاشمیان نژاد،1380].

تحلیل سیلور(1986)در مورد نتایج آزمون سراسری که توسط NAEP(ارزیابی ملی پیشرفت آموزش و پرورش)به عمل آمده ،حاوی نمونه های متقاعد کننده ای استکه نشان می دهد،چگونه دانش آموزان با تکالیف علمیآموزشی به طور ماشینی و بدون آن که فکر خود را به کار اندازند،برخورد می کنند.[مارزینوودیگران، 1380].                                                                                                                                   

یکی از موضوعات مورد بررسی درانجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ریاضی و علومTIMSS )بزرگ ترین و مهم ترین مطالعه ای است که تا کنون انجمن IEA) طراحی کرده است،آزمون توانایی تجزیه وتحلیل وتفکرانتقادی در رابطه با مسائل و ساختن نظریه بوده است.اگر چه این موضوعات در حد اندکی در محتوای علوم اکثر کشورها مورد توجه قرار گرفته اند،ولی تدوین کننندگان کتاب های درسیعلوم در کشورهای ایران واسکاتلند،به طورکامل از آن غافل بوده اند[به نقل از:هاشمیان نژاد،1380،شعبانی،]

 

تحقیقات در ایران                       

در تحقیقی که حسن شعبانی(1380)با عنوان «تأثیر روش حل مسئله به صورت کار گروهی بر روی تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی چهارم ابتدایی در شهر تهران»انجام داده است،نتایج تحقیق نشان می دهد که روش حل مسئله به صورت فعالیت گروهی ،نقش ارزنده ای دررورش مهارت های تفکر انتقادی دارد.در این تحقیق،از میان مهارت های تفکر انتقادی،سه ویژگی مهم یعنی مقایسه ،تشخیص وقضاوت انتخاب شده و به اجرا در آمده اند.  در تحقیق دیگری توسط جعفر جهانی(1380)،به نقد و بررسی مبانی فلسفی «الگوی آموزش تفکر انتقادی لیپمنرداخته شده است.مهم ترین یافته ی این تحقیق آن است که آموزش تفکر انتقادی منحصرا"از طریق فرایند هایژوهشی ممکن می شودس معلمان ومجریان با عنایت به این نکته باید به پرورش روحژوهشگری ورشد قوه ی تفکر دانش آموزبپردازند.

درپژوهش دیگری توسط فریده هاشمیان نژا د (1380)،با عنوان«ارائه چهار چوب نظری در خصوص برنامه درسی مبتنی بر تفکر انتقادی در دوره ی ابتدایی با تأکید بر برنامه ی درسی مطالعات اجتماعی » هشت مهارت به این شرح برای تفکر انتقادی در نظر گرفته شده است :1-سوال کردن ؛2-تحلیل کردن؛3ارزیابی ؛4-ارتباط دادن ؛5- استدلال کردن؛6-سازماندهی

مفاهیم علمی مربوط ؛7-استفاده از واژگان انتقادی؛8-فرا شناخت ،برای تفکر انتقادی.                                                                                                                                    

 

نتیجه گیری

همان طور که اشاره شد ،توجه به گسترش تواناییهای تفکر انتقادی در مجامع آموزش وپرورش موضوع جدیدی نیست .اگر چه درهدف های نظام هایآموزشی وادعاهای مسؤلان،متصدیان و مجریان آموزشی می تواند توجه به مسئله تفکر را به وضوح مشاهده کرد،اما درعمل،رغبت چندانی برای تشویق دانشآموزان به تفکر انتقادی ومنطقی وجود ندارد . معلمان نیز با وجود اظهاراتی که حاکی از پذیرفتن  این فرض است که تفکر را ه را برای آموز ش بیشترباز می کند،همواره با شیوه های قالبی وحذف حقایق وایجاد محیط خشک انضباطی ، زمینه حفظ کردن اطلاعات درسی را فراهم می کنند که این امر ،با هدف های  محیط های آموزشی  سالم مغایرت دارد . این نکته فراموش شده است که حفظ کردن سؤالات و انباشتن ذهن از اطلاعات مرتبط ونامرتبط با زندگی واقعی ،باعث هدر رفتن هزینه ها ،امکانات وقابلیت های افرد می شود. برای انکه نسل پویا و تلاشگری در پیشبرد ثبات ودوام جامعه تربیت شود،بایدبه دانش آموزان شیوه های قضاوت درباره ی جامعهوتفکر در مورد زندگی خویشراآموزش داد [شعبانی ،1381].وبهتر است که در مورد پرورش مهارت های تفکر انتقادی ،آموزشوپرورش وافرد مرتبط باآن ،از حرف ونظر گذر کنند وبرای پرورش این مهارت ها وارد وادی عمل شوند تا با توجه به ضرور ت و اهمیت این موضوع برای عصر حاضر ،دانش آموزانی متفکر،منتقد ودارای تفکر منطقی ومتناسب با شرایط این دوره، تربیت شوند .

 

منابع

۱. مجله تکنولوژی آموزشی،شماره ی2،اهمیت تفکر انتقادی در آموزش وپرورش،مجید حبیبی پور،1385

2. مجله تکنولوژی آموزشی،شماره ی8،ویژگی های متفکران منتقد، مجید حبیبی پور،1386

3.مایرز،چت،سازمان مطالعه و  تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)ترجمه ی دکتر خدایارابیلی،تهران1380  

 WWW.MAGIRAN.COM 4.     

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 13:54 |

ارزشیابی در آموزش وپرورش

مقدمه
 باید این مطلب مهم را در نظر داشت که جوامع پیشرفته بشری با عنایت به توسعه آموزش و پرورش خود توانسته اند پله های ترقی و توسعه همه جانبه را بپیمایند. در توسعه آموزش و پرورش ملاکها و فاکتورهای متعددی نقش دارند.مهمترین آن نظام ارزشیابی در آموزش می باشد آموزش را می توان
به عنوان فرایندکنش متقابل معلم ودانش آموزتعریف کردکه به موجب آن تجارب مناسب یادگیری برای رسیدن دانش آموزان به هدفهای آموزش وپرورش فراهم می شود در آموزش و پرورش سنتی ارزشیابی بعنوان آخرین حلقه های فرایندیاددهی - یادگیری تلقی می شودکه درپایان دوره آموزشی برای جدا کردن دانش آموزان با توانایی یادگیری متفاوت به کار می رفت امروزه ارزشیابی را بخش جدایی ناپذیر فرایند یاددهی - یادگیری می دانندکه همراه با آموزش و در ارتباط تنگا نتگ با آن به گونه ای مستمر انجام می گیرد و به جای تأکید بر طبقه بندی دانش آموزان و مقایسه آنان با یکدیگر هدایت یادگیری آنان را مرکز توجه خود قرار می دهد به منظورنظام بخشی به فعالیت های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به رویکردها ونگرشهای  نوین در تعلیم وتربیت ، اصول زیر
تحت عنوان (اصول حاکم برارزشیابی پیشرفت تحصیلی ) تعیین شده است.
1- جدایی ناپذیری ارزشیابی ازفرایند یاددهی-یادگیری:ارزشیابی دانش آموزان باید به عنوان بخش جدایی ناپذ یر فرآیند یاددهی-یادگیری ونه به عنوان نقطه پایانی آن تلقی شود.

2- استفاده ازنتایج ارزشیابی دربهبود فرآیند یاددهی -  یادگیری واصلاح برنامه ها و روشها : هدف
 غایی ارزشیابی ، اصلاح وبهبود فرآیند یاد دهی - یادگیری است ونتایج ارزشیابی ها باید در اصلاح برنامه ها وروشها مورداستفاده قراگیرد.
3- هماهنگی میان  هدف ها محتوا روش های یاددهی - یادگیری و فرآیند ارزشیابی :  در ارزشیابی باید  تناسب و  هماهنگی  بین  هدف ها ، محتوا  و روش های یاددهی - یادگیری مربوط به هر درس
 مورد توجه قرار گیرد .
 4- توجه به آمادگی دانش آموزان : در طراحی و اجرای انواع برنامه های ارزشیابی باید به آمادگی های جسمانی ، عقلی ، عاطفی و روانی دانش آموزان توجه شود.
5 - توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان : در ارزشیابی باید به جنبه های مختلف رشد بدنی، عقلی ،عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و حرکتی دانش آموزان توجه شود .
6- توجه همه جانبه به دانش ها، نگرش ها و مها رت ها:در ارزشیابی، متناسب با محتوای آموزش و پرورش باید به حیطه دانش ها، نگرش ها و مهارتهای دانش آموزان توجه شود .
7- توجه به ارزشیابی دانش آموز از یادگیری های خود (خود ارزشیابی) : در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شودکه دانش آموزنیز بتواند از یادگیریها و عملکرد های خود و دیگر دانش آموزان ارزشیابی کند .
8 - ارزشیابی از فعالیتهای گروهی :  در نظام ارزشیابی ،علاوه بر ارزش یابی فردی، باید از فعالیتهای گروهی نیز ارزشیابی به عمل آید.
9 - توجه به  فر آیند های  فکری منتهی به تولید  پاسخ  : در ارزشیابی باید علاوه  بر پاسخ  نهایی، به فرآیندی که منجر به تولید پاسخ شده است توجه کرد.
10  -  تاکید بر نو آوری و خلاقیت : در ارزشیابی باید  با  تاکید  بر روش حل مسأله ، زمینه  رشد و شکوفایی دانش آموزان را فراهم کرد.
11- تنوع روشها و ابزار های اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی:با توجه به اهداف ، ماهیت و
 نوع موارد ارزشیابی ، ازانواع مختلف روشها و ابزارهای ارزشیابی (مانند پرسش های شفاهی ،آزمون های عملی ،انواع پرسشهای عینی و انشایی، روش های مشاهده رفتار ، پوشه های مجموعه کار ، ارایه مقالات و طرحها ، گزارش مربوط به فعالیت های تحقیقاتی ، ارزشیابی عملکردی ، ارزشیابی مستمر ، انواع دست ساخته ها ، روش خود سنجی و ...) استفاده می شود.
12- استفاده از انواع ارزشیابی : در فر آیند یاددهی- یادگیری لازم است با توجه به هدف ها ، محتوا
 و روشهای تدریس از انواع ارزشیابی ها ( از قبیل تشخیصی، تکوینی، مجموعی، هنجار مرجع، هدف مرجع ، درونی، بیرونی ، ملی و ...) استفاده شود. 
13- استقلال مدرسه ومعلم در فرآیند ارزشیابی: در فرآیند ارزشیابی باید استقلال مدرسه و معلم در
چار چوب سیاستهای کلی آموزش و پرورش حفظ شود.
14- اصل رعایت قواعد اخلاقی و انسانی در ارزشیابی  : به موجب این اصل ، ارزشیابی باید به گونه ای سازماندهی و اجرا شود که  موجب خدشه دار  شدن  حقوق ، تعاملات انسانی ، اعتماد به  نفس و سلامت روانی دانش آموز یا معلم نگردد.
15- اصل توجه به تفاوت های فردی :  در انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی می بایست  به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه شود.
16- ضرورت هماهنگی درتحقق اصول ارزشیابی : در بکارگیری اصول فوق الذکر باید میان سازمان
ها ، مراکز ، ادارات، واحدها و سایر بخش های مسئول ارزشیابی در مورد روش ها ، ابزارها، معیار ها و برنامه های اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تعهد و هماهنگی کامل  وجود داشته باشد.

 تعریف ارزشیابی :
ارزشیابی در آموزش و پرورش تعاریف متعددی دارد.1-کرونباخ : ارزشیابی را جمع آوری و به کار گیری اطلاعات درجهت  اتخاذ  تصمیم  برای  یک برنامه  آموزشی تعریف می کند( شیرازی، علی، ص 236 )
 2 -  بی بای :  ارزشیابی را  فراگرد  جمع آوری  و تفسیر منظم  شواهدی که در  نهایت به   قضاوت
 نظر به این که به اقدام شخصی بیانجامدمی داندابعاد این تعریف : جمع آوری شواهد، تفسیر، قضاوت و تصمیم گیری است. ( شیرازی ، علی ،ص 236)   

3 -  استا فل بیم : ارزشیابی رافرایند، تعیین کردن، به دست آوردن  و فراهم ساختن اطلاعات مفیدی برای قضاوت در تصمیم گیری ها تعریف کردند.
انواع ارزشیابی:
الف : ا سکریون  ارزشیابی ها را بر دو  نوع ارزشیابی پایانی و تکوینی تقسیم می کند
1- ارزشیابی پایانی: ارزشیابی که در مدارس متداول است و شامل ارزشیابی آخر سال یا دوره دانش آموزان برنامه یا روندآموزشی است مهمترین نقص ارزشیابی پایانی ماهیت مقطعی بودن آن است لذا قادر نیست اصلاحات یا تغییرات ضروری را در طول سال یا برنامه درجهت بهبودی وبهسازی فعالیتها ایجاد کند.
2- ارزشیابی تکوینی یا مستمر  : دراین ارزشیابی اطلاعات به طور مداوم جمع آوری و مورد استفاده قرار می گیردو نیاز به بازخورد های فردی – محیطی دارد تا بتواند تصمیم گیریهای لازم را درجهت افزایش اثر بخش برنامه ها یا فعالیتهای آموزشی اتخاذ کند. این نوع ارزشیابی بیشتر به فراهم آوردن اطلاعات برای بهبودی کار تاکید دارد
ب : استافل بیم  : ارزشیابی را در چهار نوع بیان می کند.1- ارزشیابی زمینه    2- ارزشیابی درونداد     3- ارزشیابی فر آیند  4 - ارزشیابی برونداد
1 - ارزشیابی زمینه  : هدف این ارزشیابی فراهم ساختن یا  ارائه یک  منطق برای تعیین اهداف است برای رسیدن به آن محیط ، شرایط واقعی و مشکلات موجودبایستی بررسی شوند و تصمیماتی مبتنی
 بر اصلاح شرایط و مشکلات اتخاذ گردد تا نیل به اهداف مورد نظر را میسر سازد .
2 - ارزشیابی درونداد   : این نوع ارزشیابی در ارتباط با چگونگی استفاده از منابع برای نیل به اهداف برنامه است شامل ارزشیابی تواناییهای سازمان ، استراتژیهایی در جهت نیل به اهداف برنامه و طراحی یک استراتژی اجرایی ، عملیاتی گردد.
3 - ارزشیابی فرآیند  : به باز خورد های دوره ای خصوصاً شناسایی نقص درونداد ها در حین اجرای برنامه مربوطه است.
4 - ارزشیابی برونداد  :  به سنجش نتایج  می پردازد که نه  تنها  در آخر بلکه بر حسب  ضرورت در فواصل برنامه صورت می گیردیکی ازتخصصهای موردنیاز دست اندرکاران تعلیم و تربیت درسطوح مختلف سازمانی و اجرایی برخوردار بودن  از دانش ، مهارت  سنجش و ارزشیابی  پیشرفت تحصیلی  می باشدکه فقدان آن درعرصه عمل واجرا ناکار آمدی فر آیند یاددهی- یادگیری رابه دنبال خواهد داشت با وجودآگاهی ازتوانایی های علمی و تجربی دبیران و معلمان گرامی و مدیران آگاه و دلسوز واحد های آموزشی در حیطه ی سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ، لیکن به دلیل اهمیت موضوع و نیز ظرافت ها و پیچیدگی های این امر امید است با  عنایت همکاران ارجمند در جهت تحقق  اهداف آموزشی و تربیتی شاهد تعاملی پویا ، مستمر و پایدار باشیم .


 تعریف اصطلاحات ومفاهیم ارزشیابی پیشرفت تحصیلی :
 ارزشیابی به یک فرآیند نظام داربرای جمع آوری ، تحلیل و تفسیر  ا طلاعات گفته می شود  به این منظور که تعیین می شود آیا هدف های موردنظر تحقق یافته اند یادرحال تحقق یافتن هستند وبه چه میزانی.
ارزشیابی  پیشرفت  تحصیلی : ارزشیابی  پیشرفت تحصیلی عبارت  از سنجش عملکرد  یادگیرندگان ومقایسه  نتایج  حاصل با  هدف های آموزشی ازپیش تعیین شده به  منظور تصمیم گیری در این باره
که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوششهای یادگیری دانش آموزان یا دانشجویان به نتایج مطلوب انجامیده اند و به چه میزانی.
ارزشیابی آغازین : نخستین ارزشیابی معلم  که پیش از  فعالیت های  آموزشی او به  اجرا  در می آید ارزشیابی آغازین نامیده می شود.
ارزشیابی تکوینی یا مستمر: آنچه عمدتاً به منظور کمک به اصلاح موضوع موردارزشیابی یعنی برنامه یا روش آموزشی ، مورد استفاده قرار می گیرد ، ارزشیابی تکوینی نام دارد.
ارزشیابی تشخیصی  : نوعی از ارزشیابی تکوینی است که باهدف تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان در یک موضوع درسی  به کار می رود و معمولًا در جریان آموزش انجام می گیرد.از طریق ارزشیابی تشخیصی می توان معلومات و مهارتهای لازم دانش آموزان را برای ورود به مطالب جدید تشخیص داد و نیز معیاری است برای سنجش رفتار ورودی دانش آموزان که به کمک آن  می توان
نقطه شروع فعالیت های آموزشی را مشخص کرد.
 ارزشیابی تراکمی یا پایانی : درارزشیابی تراکمی تمام آموخته های دانش آموزان درطول یک دوره آموزشی تعیین می شوندو هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره اثر بخشی کارمعلم و برنامه درسی با یکدیگر است به وسیله این ارزشیابی می توان یادگیریهای متراکم دانش آموزان را  در طول یک دوره آموزشی اندازه گیری کردوچون معمولاً درپایان دوره آموزشی به عمل می آید  به  آن ارزشیابی پایانی نیز می گویند.
اندازه گیری :  اندازه گیری فر آیندی که تعیین می کند  یک شخص  یا یک  چیز چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است.
آزمون : آزمون وسیله یا روشی نظام دار برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار است .
آزمودن  : وقتی که برای اندازه گیری یکی از ویژگیهای روانی یا تربیتی یک فرد یاگروهی از افراد
 از آزمون استفاده می شود.
 سنجش : به یک تحلیل جامع و چند وجهی از عملکرد گفته می شود
پرسشنامه : مجمو عه ای سؤال که به روش علمی تهیه شده و ارزشیاب یا پژوهشگر از طریق آن قادر به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت انجام طرح خود می باشد.
سؤال عینی : به سؤالاتی اطلاق می شود که می تواند به طور عینی نمره گذاری شود این سؤال چنان است که افراد پاسخی را از میان فهرستی از پاسخ ها انتخاب می کنند.
تنه سؤال : بخش مقدماتی یک سؤال عینی را تنه سؤال گویند.
سؤال انشایی  : نوعی سؤال که دانش آموز تقریبا پاسخی طولانی را که تا چند بند می رسد نوشته  و سازمان دهد.
سؤال جور کردنی : عبارت از سؤالی که شامل دو ستون سؤال وجواب است واز دانش آموز خواسته  می شود که بین موارد دو ستون ارتباط را پیدا کند.
سؤال چند گزینه ای :  عبارت از شکلی از سؤال است که در آن آزمایش شونده  پاسخ صحیح را از یک فهرست گزینه های محتمل انتخاب می کند.
سؤال صحیح.غلط : عبارت از شکلی از سؤال  است که در آن  امتحان  شونده  بیان  می دارد که آیا جمله ای که در اختیارش قرار داده شده صحیح یا غلط است.
 نمره گذاری تحلیلی :عبارت از نوعی نمره گذاری سؤالات انشایی است که در آن نکات خاص هر پاسخ صحیح شناسایی شده و به طور جداگانه نمره گذاری می شود.
جدول مشخصات : عبارت از یک جدول  دو بعدی است که  شامل  محتوا و  فرآیند  شناختی  مورد استفاده در طرح ریزی یک آزمون می باشد .
امتحان : عبارت است از تعدادی  سؤال که به  صورت گزینش تصادفی از جامعه ای از سؤال ها تهیه  می شود و یا به عبارت دیگر عبارت از یک وسیله یا روشی که در آن آزمودنی ها با تعدادی  سؤال  های همخوان و هماهنگ با یکدیگر مواجه می گردند ، یا به  انجام فعالیتهای علمی  وادار می شوند   که در آن نتیجه این شرایط و در خاتمه موقعیت ، می توان تواناییهای افراد شرکت کننده در امتحان مقایسه کمی به دست آورد.
روایی : روایی اصطلاحی است که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشاره می کند
آزمونی دارای روایی است که برای اندازه گیری آنچه مورد نظر است مناسب باشد
پایائی : پایائی یک وسیله اندازه گیری به دقت آن اشاره می کندیک آزمون درصورتی دارای پایائی است که اگردر یک فاصله ی  زمانی کوتاه  چندین  بار به گروه  واحدی از افراد بدهیم نتایج حاصل
 نزدیک به هم باشد.


 تعریف  عملیاتی واژه های  ارزشیابی و امتحانات د رقلمرو کاری  اداره کل  سنجش و ارزشیابی تحصیلی :
 ضوابط سنجش وارزشیابی پیشرفت تحصیلی : مجموعه قوانین مدون  وتصویب شده توسط شورای عالی آموزش و پرورش می باشد که اهداف ارزشیابی و سنجش توان تحصیلی دانش آموزان براساس مقررات را دربر می گیرد.
امتحانات داخلی :امتحاناتی است که طبق برنامه معین وبا همکاری مشترک کارکنان آموزشی واداری واحد آموزشی زیر نظر مدیر انجام می شود درامتحانات داخلی تهیه سؤالها و تصحیح  اوراق امتحانی برعهده معلمین مربوط می باشد
امتحانات هماهنگ  : عبارت از  امتحاناتی است که در بعضی درس ها طبق برنامه ی معین و سؤالهای یکسان در سراسرکشور یا سراسر استان توسط  اداره ی کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی و یا سازمان آموزش و پرورش استان دفترمدارس خارج از کشور تهیه ودرمحل واحدآموزشی زیر نظر مدیر انجام می شود.در امتحانات هماهنگ تصحیح اوراق امتحانی بر عهده معلمان مربوط می باشد.
امتحانات نهایی :امتحانات درسهایی از پایه سوم متوسطه است که به  صورت سراسری  (کشوری)  با  برنامه همزمان و سؤالهای یکسان توسط اداره کل سنجش ارزشیابی تحصیلی تهیه می شود و زیر نظر سازمان آموزش وپرورش استان دفتر مدارس خارج از کشور به وسیله عوامل اجرایی امتحانات (هیئات ممتحنه ) که از طرف ادارات آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق معین می شود برگزار می گردد درامتحانات نهایی برگزاری امتحان و تصحیح اوراق به صورت متمرکز انجام می شود
تاییدیه تحصیلی : مندرجات  مدارک تحصیلی  دوره های  مختلف در آن مورد تایید  قرا ر می گیرد
ارزش تحصیلی : به سندی  ا طلاق  می شود که نشان  دهنده  ارزش مدرک تحصیلی از نظر  علمی و استخدامی با توجه به آراء صادره ازمراجع ذی صلاح قانونی باشد.
بانک سؤال : بانک سؤال مجموعه نسبتاً وسیعی از پرسش های آزمونهای پیشرفت تحصیلی است که براساس محتوا و ویژگیهای روان سنجی مانند سطح دشواری و روایی ملاکی در سؤال  طبقه بندی و سازماندهی شده است.
تعریف ارزشیابی تکوینی یا مستمر : آنچه عمدتاً  به منظور کمک به اصلاح  موضوع مورد  ارزشیابی
 یعنی برنامه یا روش آموزشی ، مورد استفاده قرار می گیرد ، ارزشیابی تکوینی نام دارد.
ارزشیابی تکوینی یا  مستمر درآموزش متوسطه  : درنظام آموزش و پرورش  دوره  متوسطه ارزشیابی تکوینی برای اصلاح موضوع ارزشیابی و به منظور تقویت اعتماد به نفس تحکیم آموخته های دانش آموزان ،آگاهی معلمان ازنقاط قوت وضعف درسی ونحوه عملکرد دانش آموزان درفرایندیاددهی، یادگیری و  پرورش روحیه تحقیق ، تفکر ، تلاش ، ابتکار و فعالیت های گروهی ، تدارک  بازخورد مناسب به صورت مستمرازنحوه مشارکت دانش آموزدر فعالیتهای یاددهی،یادگیری واتخاذ روشهای مناسب به منظوربهبود فرایند انجام شود.


هدف ارزشیابی تکوینی یا مستمر :
1- فراهم آوردن شواهد معتبری درمورد یادگیری درسی
2 ـ تعیین نقاط قوت و ضعف دانش آموزان درفرایند یاددهی و یادگیری
3 - تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان
4 - تثبیت اعتماد به نفس فراگیران وایجاد انگیزه برای یادگیری در آنان
5 - پرورش روحیه تحقیق ، تفکر ، تلاش ، ابتکار وخلاقیت دانش آموزان.. 
6 - توجه به جنبه های مهم درس و اهداف آموزشی آن
7 - تشویق به استفاده ازراهبردهای فعال یاددگیری
8 - مشخص کردن نتایج ودادن بازخورد تصحیح کننده به شاگردان
9-کمک به شاگردان درپی گیری پیشرفت خود و توسعه مهارت های ارزیابی از خویشتن
10- مطلع کردن دانش آموزان از سطح عملکرد مورد نیاز
11- ایجاد انگیزه در فراگیران جهت تداوم یادگیری
12- نمایان ساختن توانایی های بالقوه ی فراگیران ،که این خود موجب خودشناسی و تبیین تصویر ذهنی فراگیر از خودش می شود
13 -ارزشیابی راه کم کاری و خطای گذشته را بازکرده و مراحل جدیدی را برای آغازگری مجدد فراهم می سازد.( خود آغازگری )
14- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت توانایی وزمینه های علمی فراگیران و تصمیم گیری
 برای انجام دادن فعالیت های بعدی آموزشی است
15- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناساندن هدف های آموزشی در فرایند یاددهی – یادگیری است
16-ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای بهبود واصلاح فعالیت های آموزشی است برای انجام ارزشیابی تکوینی یا مستمر می توان از شیوه های  اجرایی گوناگون  در کلاس درس استفاده نمود بدون  شک
 این شیوه هااز هد فهای دوره تحصیلی، سطح سنی دانش آموزان موضوع ومحتوای دروس، روشهای تدریس معلم، تعداد دانش آموزان کلاس و چندین عامل دیگر تا ثیر می پذیردبا این وصف استفا ده
 از شیوه های زیرپیشنهاد می شود
 1-  ثبت رویدادهای مهم از عملکرددانش آموزدریک مجموعه
2- انجام آزمایش به صورت فردی وگروهی
 3- انجام پروژه های فردی وگروهی
4 - اجرای نمایش
5 - مشاهده واستفاده از آن در اندازه گیری
6 - یادداشت رویدادهای مهم عاطفی ،روانی وحرکتی
7 - اظهار نظرهای کتبی وشفاهی معلم
8 - دادن کارهای عملی به دانش آموزان (پوشه کار یا مجموعه کارها
9- انجام آزمون کتبی چند گزینه ای
10- استفاده از سوالهای شفاهی،تحلیلی،تبیینی
11- تهیه گزارش وخلاصه نویسی
12- برگزاری کنفرانس
13- مشارکت دانش آموزدر ارزشیابی از خودیا دیگران
14- انجام آزمون های کتبی تشریحی

 شیوه های اجرایی ارزشیابی تکوینی یا مستمر:
1- ثبت رویداد های مهم از عملکرد دانش آموزان در  مجموعه ای به  نام پورت فولیو  این مجموعه شامل یک ارائه بصری از موفقیت های شاگرد، توانایی ها،نقاط ضعف، قوت وپیشرفت  او در خلال زمان است در این روش،دانش آموزبرای نشان دادن توانایی ها وپیشرفت کار خود، مثالهاونمونه هایی که از جریان کار خود در طول سال، نوبت امتحانی یا ترم تحصیلی  انجام  داده  با خود  به کلاس می آوردو برای ارزشیابی در اختیار معلم قرار می دهد.این روش شامل آرشیوی از اسناد ومدارک مربوط
 به رشد یادگیری در زمینه های است که معرف پیشرفت واقعی او هستند.
2 -  استفا ده ازآزمون های پیشرفت تحصیلی : ازنواع ازمونهای عینی یا بسته پاسخ‌ ( چندگزینه ای- جورکردنی- صحیح- غلط‌)و آزمونهای کوته پاسخ به صورت کتبی استفاده می شود.
3- استفاده از پرسش های شفاهی : در این روش معلمان به تناسب  محتوای درس و نحوه آموزش از دانش آموزان سؤالاتی  را به صورت شفاهی می پرسند این  روش بیشترین استفاده را درکلاس های آموزشی درنظام ما دارا می باشدو به خاطر سهولت در طرح ، اجرا و... معمولا از آن استفاده می کنند
4- استفاده  از سؤالات تشریحی به صورت تحلیلی- تبیینی و خلا صه نویسی : در این  روش یک  یا  چند سؤال تشریحی برای دانش آموزان مطرح می شود و از او خواسته می شود که پاسخ سؤال را  به صورت های توصیفی- تحلیلی تبیینی و خلا صه نویسی بنویسد.
5- انجام آزمایش : انجام ازمایش به صورت فردی یا گروهی انجام می شود  انجام آزمایش مستلزم ایجاد فرضیه- طراحی- اجرا آزمایش و تهیه گزارش نتیجه آن است. استفاده از مهارت های  تخمین زدن، اندازه گیری و به کارگیری  حقایق  و مفاهیم علمی و ... ازمواردی است که در انجام آزمایش می توانند به عنوان هدف  مطرح شود. فراگیران با  استفاده از  بعضی از  وسایل و مواد ، عملا ًدر باره مفهومی خاص تجربه کسب می کنند.
6- پروژه فردی یا گروهی : پروژه کوشش علمی  یک دانش آموز رادر حیطه  مورد علا قه  خودش نشان می دهد پروژه به دانش آموز این امکان را می دهد که آزمایش کند تصمیم بگیرد فرضیه بسازد ، ایده ها رابررسی و امتحان کندبه دنبال راه حلهایی بگردد و مهمتر از همه درباره خود و دنیای اطراف خود مطالعه کند. پروژه گروهی مستلزم شرکت گروه دربرنامه ریزی- تحقیق- بحث گروهی و ارائه محصول است.
7- اندازه گیری مبتنی بر عملکرد: دراین روش دانش آموز به انجام رفتار یا وظیفه خاص می پردازد
این کار بیشتر مستلزم انجام یک مهارت است. عملکرد دانش آموز در فرایند کار سنجیده می شود و مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
8- نما یش : در بحث نمایش دانش آموزان مهارت های تازه یاد می گیرند یا مهارتهایی که آموزش داده شده اند را به نمایش می گذارند و نمایش آنها مورد  ارزیابی و سنجش قرار می گیرد.برای  این منظور دانش آموزان که از قبل خود را برای آماده کرده اند در جلو کلاس می ایستند و خود را مورد خطاب قرار می دهندو ایفای نقش می نمایند.
9- مشاهده و استفاده  از آن در ارزشیابی : متخصصین چهار شیوه مشاهده را به شرح زیر ارائه نموده اند:الف)مقیاس درجه بندی: نقاط روی مقیاس توصیف می شود. توصیف ها عبارتهایی هستند که  به صورت رفتاری نشان می دهندکه  دانش آموز مورد مشاهده  در مراحل مختلف مقیاس چگونه عمل  می کند. )
چک لیستها(فهرستهای باز بینی) : به فهرستی از ملاکها یا معیارهای معینی گفته می شود که برای مقایسه کردن ، مرتب کردن یا جمع آوری هر گونه اطلاعات برای مثال ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تهیه می شود در این فهرست با زدن علامت  در برابر هر یک از ملاک ها یا معیارهای یاد شده دستیابی یا عدم دستیابی به آنها آشکار می شود . در فرم ها وبرگها، فهرستی ازرفتارهایی که قراراست مورد ارزشیابی قرارگیرند تهیه می شود رفتارها مورد مشاهده  قرار می گیرد و ارزشیابی آن  به صورت کمی(نمره) یا  توصیفی (خوب،متوسط و....)تعیین می گردد رفتار را می توان عمل   قابل  مشاهده و اندازه گیری تعریف کرد که ممکن است این رفتار آشکار یا پنهان و غیر قابل مشاهده باشد سیستم ارزشیابی  فعلی بیشتر  رفتارهای آشکار را  اندازه گیری  می کند اما در سیستم های  پیشرفته آموزشی رفتارهای پنهان وغیر قابل مشاهده نیز مورد توجه قرارمی گیرند لذا توجه به هر دو بعد رفتار ضرورت یافته است.
ج) سوابق تراکمی : در این روش که تمام پاسخ های فرد را  در خلال  مدت  معینی  در بر می گیرد، اطلاعات  جمع آوری و در مورد پیشرفت تحصیلی دانش آموز در موضوع خاص اظهار نظر می شود ومیزان پیشرفت اوارزش گذاری می گردد.
د)یادداشت رویدادهای مهم : از این رو ش معمولابرای اندازه گیری نتایج عاطفی و روانی- حرکتی
 می توان استفاده کرد ولی ارزشیابی آموزشی شامل توصیف واقعی از رویدادهاو اتفاقات معنی داری است که معلم درنتیجه مشاهده ازرفتار دانش آموزودر جریان آموزش،یادداشت می کنددر ارزشیابی  از طریق مشاهده می توان مانند الگوی زیر عمل کرد.(مشاهده رفتار فراگیران ثبت نتایج ارزشیابی در جدول مخصوص جمع بندی مشاهدات قضاوت و اعلام نظر نهایی)
10- اظهار نظر های کتبی و شفاهی معلم درباره بهبود عملکرد دانش آموزکه شامل اظهار نظرهایی است که به صورت توصیفی  توسط معلم  درباره دانش آموز می شود. این  اظهار نظرها می تواند  به صورت شفاهی به دانش آموز گفته شود و یا  به صورت کتبی ثبت و به اطلاع دانش آموز یا ولی وی برسد و یا در محلی نگهداری شود.
11-  دادن کارهای عملی به دا نش آموزان : براساس دروس و محتوای ارائه شده و به منظور تثبیت یادگیری و شناسایی و ارزشیابی میزان یادگیری انجام کارهایی به دانش آموزان واگذار می شود. با توجه به سن  دانش آموزان ،موقعیت ، شرایط و محتوای دوره و  پایه تحصیلی کارهای عملی  نیز  متفاوت وگوناگون می باشد مواردی مانندتهیه نشریه ،جمع آوری اطلاعات و تهیه گزارش، ساخت ابزار، مطالعه کتب، خلاصه نویسی، شرکت در جلسات خاص،و ... را شامل می شود.
12- مشارکت دادن دانش آموزان در ارزشیابی از خود یا دیگران  : در این روش  زمینه هایی فراهم
می گردد تا  دانش آموز کار خود یا هم کلاسی هایش را  مورد رزشیابی قرار دهد  نمونه  ساده  آن تعویض برگه های پاسخ دانش آموزان به یک سؤال یا سؤالات می باشد که تصحیح آن توسط دانش آموزان با راهنمایی کلی معلم صورت می گیرد.
13- روش یادداشت روزانه :  در این  روش از دانش آموزان خواسته می شود تا احساسات،  تجارب یادگیری فعالیت های کلاسی و ... را به طور روزانه یادداشت کند و برای ارزیابی در اختیار معلم قرار دهد یا از دانش آموز خواسته می شود یادداشت های روزانه خود رادر کلاس توضیح دهد تبیین کند و به بحث بگذارد.
14- استفاده از آزمونهای عملکردی مدا د- کاغذی : دراین روش از دانش آموزان خواسته می شود تا با استفاده ار دانش و مهارت خوددر موقعیتی شبیه سازی شده با استفاده ازمداد و کاغذ میزان یادگیری و توانایی خودرا به نمایش بگذارد.مانند ارائه طرح یک لباس،این روش دردروس فنی و حرفه ای بیشتر کاربرد دارد.
15- نمونه کار : در این روش نمونه کارهایی از دانش آموز خواسته می شود تا انجام دهد. البته این عمل باید در شرایط کنترل شده باشد مانند  تایپ کردن یک متن یا  تعمیر یک وسیله   برقی  استفاده ازروش نمونه کار در دروس فنی و حرفه ای کاربرد بیشتری دارد.


نظام نمره دادن در ارزشیابی مستمر :
 ارزشیابی ها بر اساس معیار و ملاک مقایسه شامل موارد زیر است :
الف ) ارزشیابی معیار مدار :
میزان پیشرفت دانش آموز با حدود انتظارات برنامه درسی و معلم مقایسه می شود.
ب) ارزشیابی هنجار  مدار :  معیار آموزشی ، عملکرد دانش آموز در مقایسه  با سایر  دانش آموزان است.
ج) ارزشیابی دانش آموز مدار  : معلم با مقایسه وضعیت فعلی و  قبلی دانش آموز به ارزشیابی او  می پردازد و معلم دانش آموز را با خودش مقا یسه نموده  و از تشویق کمک می گیرد و اعتماد  به نفس  او را تقویت کرده که باعث  پرورش تفکر منطقی و  خلاقانه دانش آموز  می شود دانش آموزان در  طی فعالیت های آموزشی خود پی در پی مورد ارزشیابی قرار می گیرند . فرایند ارزشیابی مستمر که  در قالب ارزشیابی های فعالیت مدار قرار می گیرد جزئی از یک تدریس فعال تلقی می شود .

 پيشنهادات نظري و كاربردي :

1 -  سطح  امتحان  و ارزشيابي  با  توانايي  دانش آموزان  تناسب  داشته  باشد  . 

2 -  ابزارهاي  ارزشيابي  معتبر  باشند  و همان چيزي  را  كه  مورد  ارزشيابي است  ،  اندازه بگيرند .

3 -  حجم  ارزشيابي  با  دقت  و حوصله ي  دانش آموز  متناسب  و هماهنگ  باشد . 

4 -  از   ارزشيابي  به  منزله ي   ابزاري  براي   ارتقاي   ميزان    يادگيري   دانش  آموزان   و  درك آموزگار  از سطح  فكري  آنها  استفاده  شود . 

5 -  در برنامه كامپيوتري  امتحانات ،    برنامه ي  تجزيه  و تحليل  سوالات  نيز  طراحي  و نتيجه  آن  به آموزشگاه  فرستاده  شود . 

6 - روشهاي  فعلي و جديد ارزشيابي  به  معلمان  در دوره هاي كوتاه  مدت  تابستاني آموزش داده شود.

7 -  دادن  بازخورد  به  يادگيران  كمك  مي كند  تا  از شكافي كه  بين   هدف مطلوب  با  دانش و مهارت فعلي  آنها  وجود  دارد  آگاهي  يابند  و آنها  را  به  سوي  انجام  اعمال  لازم  براي  دستيابي  به  اهداف مورد نظر  هدايت  كند . 

8 -  منصفانه  نيست  كه  همه  دانش آموزان  با  يك  روش ارزيابي شوند  چه  اشكالي  وجود  دارد  كه توانمندي هاي  دانش آموزان  با  ابزاري  كه در دست  دارند  اندازه  گرفته شود .

9 -  تدوين  فهرست  هدفها  و انتظارات  معلم  از  دانش  آموزان  كلاسش . 

10 -  حاكم  نمودن  فرهنگ  موفقيت  در كلاس  به  جاي  جايزه  دادن  به  آنها . 

11 –  امتحانات  دامنه ي  هدف ها  را  به  طور  كامل  بپوشاند  . 

12-  قبل از  اينكه به  تهيه ي  سوال اقدام  شود  هدف هاي  تربيتي در نظر گرفته  شود . 

13-  ارزشيابي  به  عنوان  فرصتي  براي  شناخت  توانيها  و ضعف ها  در اختيار همگان  قرار گيرد .

14-  ارزشيابي  قبل از هر چيز  بايد  ابزاري  باشد  تا معلم  نقايص كار خود  را  در جريان آموزش درك  كند  و پس از آن  شاگردان بفهمند  كه  در چه  سطحي  از يادگيري  قرار دارند . 

15-  اوراق  امتحاني  پس از تصحيح  در اختيار  دانش آموزان  قرار گيرد  تا آنان  با  اشكالات  نوشته ي  خود  آشنا  شوند  و آنها  را  برطرف  نمايند . 

16-درهنگام تهيه ي امتحان ، اعتبار و صحت و ميزان بودن آن موردتوجه قرار گيرند

17 - از ارزشيابي به منزله ي ابزاري براي ارتقاي ميزان يادگيري دانش آموزان وهدايت آنان و درك آموزگار از سطح فكري و چگونگي تفكر دانش آموزان استفاده شود .

18- ارزشيابي تعادل ايجاد كند ، نه آنكه تعادل يادگيرنده را برهم زند .

19- درهنگام امتحان بايد براي تنشي كه بردانش آموزان تحميل مي شود حدودي قايل شد اگر اين كار نشود آنها با بي توجهي وقت گذراني و تكرار غير لازم جلمه ي « من نمي فهمم» اين حدود را تعيين ك كنند .

20- بااشاعه ي نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، عناصر نظام آموزشي نسبت به كارآيي و عملكرد خود بازخورد لازم را دريافت مي كنند و با توجه به نتايج به دست آمده قادرخواهند بود ، اصلاحاتي را كه براي تحقق هدف هاي آموزشي و پرورشي ضرورت دارد .

 21- ارزشيابي درسايه ي همكاري معلمان ، سرپرست هاي تعليماتي ، اولياء و خود فراگيرندگان صورت گيرد .

22- درارزشيابي ، كيفيت و كميت مد نظر قرار گيرد .

23- بردستور العملها ، آيين نامه ها و بخشنامه هاي امتحانات همراه با توجه به عامل « بازخورد » تاكيد شود .

24- مسئولان آموزشي و راهنمايان تعليماتي با شيوه هاي مطلوب ارزشيابي و نظارت دقيق برنحوه ي برگزاري امتحان و بازخورد آن آشنا شوند .

25- دادن بازخورد به مثابه ي بخشي از سنجش تكويني به يادگيرندگان كمك مي كند تا ازشكافي كه بين هدف مطلوب با دانش ، فهم و مهارت فعلي آنهاوجود دارد ، آگاهي يابند و آنهارا به سوي انجام دادن اعمال لازم براي دستيابي به اهداف مورد نظر هدايت كند .

26-درمقايسه ي نمره هاي دو آزمون ، هيچ گاه نمره هاي آزمون دو درس متفاوت با هم مقايسه نشوند .

27- درجلسه ي امتحان به وضع روحي وجسمي دانش آموزان توجه شود و آزمون درمحيطي آرام و دور از هياهو برگزار گردد .

28-دانش آموزان بيش از اندازه به موفقيت و نمره وابسته نشوند نمره ي خوب به خصوص در    پايه هاي پايين ، بيش از حد تحسين نشوند ، بلكه تلاش آنها ملاك قرار گيرد .

29- كارهاي دانش آموزان با يكديگر مقايسه نشوند .

30- آشنايي دانش آموزان با هدف هاي درس و آنچه مي آموزند .

31- سرزنش نكردن دانش آموزان به خاطر اشتباهاتشان ، بلكه تشويق آنان به اصلاح اشتباهاتي كه مرتكب شده اند .

32- عادت دادن دانش آموزان به بررسي كارهاي يكديگر و شنيدن صبورانه ي انتقادات .

 منابع  

1- اسپارك، برنارد ، ترجمه ي محمد حسين نظري نژاد ، آموزش دوران كودكي ، رشدمعلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

2- آلن ، مري جي ، ين ، وندي ام ، ترجمه ي علي دلاور ، مقدمه اي برنظريه هاي اندازه گيري دوران سنجي ، تهران ، سمت ، 1374 .

3- اطهري راد ، علاءالدين ، شيوه اي نو براي ارزشيابي آموخته هاي دانش آموزان ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي چهاردهم ، اسفند 1378 .

4- اي ، اور ، فرد ، ترجمه ي حكيم جوادي ، چگونه امتحان بدهيم ، تهران ، انتشارات كيانوش ، 1377 .

5- بهزاديان ، محمد صادق ، نقدي بر ارزشيابي تحصيلي درمراكز آموزشي ، رشد معلم ، سال بيست و يكم ، شماره مسلسل 168 ، آبان 1381 .

6- بيان ،حسام الدين ، شكيبا مقدم ، محمد ، مديريت شيوه هاي نودرآموزش ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

7- سيف ، علي اكبر ، اندازه گيري ، سنجش و ارزشيابي آموزشي ، نشر دوران ، چاپ دوازدهم ، 1382 .

8- سيمپلي سيو ، جوزف ، ترجمه ي فريبا مرادي عباس آبادي ، گذر از چارديواري خشك كلاس ، تكنولوژي آموزشي ، شماره مسلسل 151 ، آبان 1382 .

9- شريفان ، احمد ، الگوي مناسب ارزشيابي ايران ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي نوزدهم ، شماره 5 ، آبان 1382 .

10- رستگار ، طاهره ، ارزشيابي در خدمت آموزش ، موسسه فرهنگي منادي تربيت ، چاپ دوم ، 1383 .

11- روحي ، اكبر ، شيوه هاي افزايش كيفيت امتحان و ارزشيابي ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

12- منفردي راز ، براتعلي ، عوامل موثر در انتخاب روش هاي ارزشيابي مطلوب ، آموزش ابتدايي ، شماره مسلسل 7 ، فروردين 1377 .

13 – va parv.aresh.org    www.Amozesh

14- tps . blogfa . com 

 

 

 

 
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 13:49 |

مشکلات یادگیری وروشهای صحیح مطالعه

 

پيشگفتار

 
 

 همه رفتارها و عاداتي را كه آموخته ايم , مي توانند بر اثر يادگيري تغيير یابند روش درست يادگيري و مطالعه را نيز به مانند ساير فنون و مهارتها بايد ياد بگيريم.بنابراين لازم است براي بهبود وضعيت مطالعه و يادگيري در فراگيران و نيز جهت افزايش سرعت و خواندن و درك مطالب خواندني , آموزش شيوه ها فنون و مهارتهاي مطالعه و يادگيري به عنوان يكي از دروس آموزشي در تمام سطوح تحصيلي در نظر گرفته شود به نظر بسياري از روانشناسان , داشتن انگيزه در مطالعه نقش اساسي دارد , انگيزه نيرويي است كه انسان را وادار به كار و فعاليت مي كند اميد است با مطالعه اين نوشته ها و تحقيقي كه انجام شده است , بتوانم كمكي ناچيز به آينده سازان اين مرز و بوم داشته باشم مقدمه مدت زيادي است تشويق و عادت به مطالعه هدف اصلي برنامه هاي آموزش و پرورش مي باشد . آمار و ارقام مربوط به دانش آموزاني كه مطالعه براي آنها مفهومي به جز خواندن كتابهاي درسي و گاه اندك مطالعه ديگري ندارند , بسيار اندكي مي باشد. تعيين علل اين پديده هنوز روشن نيست زيرا مطالعه انواع فراوان دارد و الگوهاي مطالعه بطور قابل توجهي برحسب گروه سني , ميزان تحصيلات و وضعيت اجتماعي – فرهنگي افراد متفاوت است. اگر خواسته باشيم افرادي كه مطالعه نمي كنند روزي به مطالعه روي آورند لازم است مسائل زياد ديگري مورد بررسي و تحقيق قرار گيرند . عادت مطالعه مانند هر عادت ديگري اكتسابي است . اين عادت از طرف بسياري از افراد تحصيلكرده مورد استقبال قرار مي گيرد و عادتي است كه تأثير مثبت در افراد و ملت ها دارد. چيدوكريشنامورتي يكي از عارفان بزرگ هندي در ميان سخنان خود گفته هايي درباره مطالعه و تحصيل آورده است كه اشاره به آن مي شود. آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه مطالعه و تحصيل چيست ؟ چرا ما به مدرسه مي رويم ؟ چرا موضوعات مختلفي را ياد مي گيريم , هرچند داشتن شغل و امرار معاش امري ضروري است , آيا همه هدف همين است ؟ آيا ما فقط براي اين امر به مطالعه و يا تحصيل مي پردازيم . آيا صرفاً به دليل اينكه محيط شما را مجبور مي كند چيزي را فرا مي گيريد . وقتي يادگيري صرفاً وسيله اي براي رسيدن به جايي باشد , به محض اينكه به آنچه كه مي خواستيد برسيد , وسيله را فراموش مي كنيد اين به هيچ وجه يادگيري نيست . اشتباهي كه بيشتر جوانان ما مي كنند , اين است كه درس خواندن و مطالعه را كاري بسيار ساده مي گيرند . همين كه با ترتيبي بيش و كم به دبستان و يا مدرسه بروند و كمابيش تكاليفي را برعهده آنها گذاشتند انجام دادند , ديگراحتياجي به راهنمائي جز همان كتابهاي درس و همان آموزگار و دبير نيز ندارند. گمان مي كنند همه درس خواندن و مطالعه را مي دانند و اين كار آسانتر و ساده تر از آن است كه به راهنماوي جز همان كتابهاي درسي و محيط آموزشگاه خود لازم داشته باشند , اين شبهه به اندازه اي نادرست است كه اغلب جبران پذير نيست . زماني كه دوره برومند جواني گذشت و از مطالعه و بحث و درس فارغ شدند مي بينند سالها خطا كرده اند . در اين ترديدي نيست كه براي درس خواندن و بهتر چيز يادگرفتن احتياج به راهنمايي ديگري جز آنچه در آموزشگاه هست دارند. اگر افراد به انواع روشهاي مطالعه آگاهي كافي داشته باشند و بدانند كدام مطالعه براي چه شزايط و مكاني لازم است به طور حتم در وقت خود صرفه جويي كرده و استفاده بهينه را خواهند برد . بر همه ما روشن است هركاري راه و روشي دارد و بدون راه صحيح و درست هرگز انسان به مقصد مورد نظر نمي رسد . پس مطالعه كه خود رسيدن از مجهولات به معلومات مي باشد و جزء اركان اساسي پيشرفت يك جامعه مي باشد بدون روشهاي صحيح هرگز راه به جايي نخواهد برد. بعد از آنكه راه و روش مشخص شد , لازمه موفقيت و درك و فهم مطالب , خوب مطالعه كردن مي باشد . اگر مطالعه با حوصله و دقت كافي نباشد و اگر هدف فهميدن نباشد نمي تواند يك مطالعه مفيد و موثر باشد . بلكه مطالعه اي مفيد و پرفايده خواهد بود كه سرعت فهم و درك مطالب در آن باشد و فرد بتواند به راحتي مسائل را تجزيه و تحليل نمايد و بر معلومات خويش افزوده و گاهي در جهت برداشتن مشكلات خود و همنوعان خود بردارد. انشاءا… طرح مسئله : مطالعه و روشها : 1- مشكل چيست ؟ 2- چه كارهايي براي ايجاد عادت و علاقه به مطالعه بايد كرد؟ 3- وظيفه ما چيست ؟ مطالعه : مطالعه يعني خواندن بدون صدا و آهسته خواندن و البته مطالب را بفهميم , مي باشد آيا تاكنون به اين مشكل كه چرا افراد مطالعه نمي كنند و يا عموماً سطح مطالعه در كشور ما بسيار پائين مي باشد , فكري شده و يا درصدد رفع آن هستند. آموزش و پرورش براي مطالعه كردن و ايجاد انگيزه و علاقه به مطالعه در بين معلم و دانش آموز و شايد تمام مردم بايد درك روشن و صريحي از اهداف و شرايط موجود داشته باشد و در صدد رفع موانع مطالعه براي همه باشد و شرايطي ايجاد كند تا زمان و وقت و امكانات كافي در اختيار معلم و دانش آموز قرار دهد تا بتواند به مطالعه بپردازد. بر همه دست اندركاران و مسئولين مي باشد تمام كارها و فنون و روشهاي مطالعه را بكار گيرند و ايجاد علاقه و انگيزه براي مطالعه كردن در افراد بوجود بيايد . ارزشهاي فرهنگي حاكم بر جامعه بايد به مطالعه و افراد اهل كتاب ارج نهاده و قدر و ارزش كوششهاي افراد اهل مطالعه و تحقيق را درك نمايد. علاقه و استعداد تنها عوامل موثر در اين امر نيستند . فرصتهاي زماني هم اهميت بسيار دارد , زيرا عادات در طول يك دوره زماني شكل مي گيرند كه ممكن است روزها , ماهها و يا سالها طول بكشد در واقع عادت به هر كاري فقط با تكرار آن در مدت زماني طولاني ايجاد مي گردد. بنابراين وظيفه ما اين است تا به هر نحو كه ممكن است شرايط را براي مطالعه مهيا كنيم و روشهاي صحيح را به دانش آموزان ياد بدهيم تا بر سرعت مطالعه خود بيفزاييد و راحت تر و بهتر مسائل را درك كنند و منابع معتبر و مفيد را به آنه معرفي كرده و بطور كلي انگيزه مطالعه را بوجود بياوريم و كارهايي كه مانع مطالعه مي شوند مثل : 1- برنامه درسي فشرده 2- تكاليف نوشتني زياد 3- گراني كتاب تا حد توان برطرف نمود. روشهاي صحيح مطالعه را نشان داده و معرفي كنيم و يادآور اين مطلب باشيم كه يك مطالعه خوب و موثر و با استفاده از روشهاي مناسب دقيق خواندن و با حوصله خواندن مي باشد . و بايد بدانيم اگر در خواندن يك مطلب دقت كافي نباشد فهم آن براي ما مشكل خواهد بود , پس بر ماست روشهاي خوب را بكار بنديم و وقت خود را بيهوده هدر نداده و با كمترين امكانات بهترين بهره را ببريم . انشاا… هدفهاي كلي : 1- آشنايي با شيوه هاي يادگيري و مطالعه و عوامل موثر بر آنها . 2- ارائه مفهوم و معرفي روشهاي صحيح مطالعه به دانش آموزان . 3- شناخت امكانات و موانع يك مطالعه خوب . سوال هاي تحقيق : 1- مطالعه چيست ؟ 2- مطالعه چه اهميتي دارد ؟ 3- انواع مطالعه كدامند ؟ 4- روشها و را هكارهاي مطالعه بهتر كدامند؟ 5- انگيزه هاي مطالعه چه هستند ؟ 6- موانع يك مطالعه موثر كدامند ؟ 7- چه امكاناتي براي مطالعه لازم است ؟ 8- مطالعه مشاركتي يا هميارانه چيست ؟ 9- حكومت چگونه مي تواند در مطالعه اثرگذار باشد؟ 10- فوايد يك مطالعه خوب چيست ؟ تعريف عملياتي واژه ها : براي واژه مطالعه نظير هر لغت ديگر تعاريف بسيار وجود دارد . مطالعه يعني : آهسته خواندن و از نظر گذراندن مطالب است كه از دو صفت سرعت و فهم بايد برخوردار باشد. مطالعه واقعي : عبارت است از فهميدن و درك مطالب خواندني بدون كمك ديگران . روشهاي صحيح مطالعه : روشهايي كه به بهترين وجه ممكن در راه سرعت مطالعه و فهميدن مطالب به ما كمك مي كنند و مانع عوامل مزاحم هستند , مي باشد. فصل دوم پيشينه و پاسخگويي به سوالات پيشينه تحقيق : از قرن 19 تا زمان حاضر مطالعات تحقيقي زيادي در مورد آموختن و مطالعه انجام يافته است . اين مطالعات اغلب مجادلات غيرمنطقي و بيهوده را شامل بوده است . بررسي چگونگي امر مطالعه هنوز به طور جدي ادامه دارد . مجموعه جامع و كاملي از مطالعات تحقيقي حاوي نظريات دانش پژوهان و برخي مطالعات معتبر به وسيله انتشار يافته است . اين مطالعات نشان مي دهد كه عوامل مهم عبارت است از تسلط بر زبان متن , توانايي مطالعه بصري , قوه ادراك , آشنايي با كلمات , ميزان دانش و آگاهي , انگيزه و علاقه , آميزش فرهنگي و آموزشي مي باشد . در صد ساله اخير به بررسي شيوه هاي مطالعه بطور منظم پرداخته شده است و از نتايج آن اطلاعاتي مشخص حاصل گرديد. بيشتر تحقيقات انجام يافته در مورد كودكاني بوده است كه در حال يادگيري و كسب سواد خواندن بوده اند. در سال 1960 سازمان كتابخانه هاي كوچك كشور كره فعاليت خود را آغاز كرد . نهضت ديگري در سال 1960 از طرف توجوموكو در ايالت كاگوشيما آغاز شد و در سراسر ژاپن توسعه پيدا كرد . مطابق اين طرح كودكان همه روزه با صداي بلند به مدت بيست دقيقه از روي كتاب مي خوانند. در سال 1969 شبكه اي از كتابخانه هاي سيار شروع به بسط خدمات كتابخانه اي در كاركاس كرد . در سال 1977 روزنامه كونيوتاري فيگوال شماره ويژه اي درباره تحقيقات مربوط به مطالعه منتشر كرد . در سال 1972 كه سال بين المللي كتاب مي باشد كوششهاي بين المللي اطلاعات زيادي را در مورد پروژ هاي مربوط به كتاب ارائه مي كند. گري و راجزر سياهه كاملي از اهداف مطالعه كه نشان مي دهد , عادت به مطالعه بر پايه احتياجات بشر نهاده شده ارائه مي دهند. در سال 1972 در جمهوري دمكراتيك آلمان به بررسي عظيمي در رابطه با استفاده دانش آموزان از كتابخانه در مورد دانش آموزان كلاس پنجم تا دهم بعمل آمد. بررسي انجام يافته در سال 1970 نيز نشان داد كه با افزايش ميزان تحصيلات تعداد كتابهاي مطالعه شده افزايش مي يابد. تحقيقي كه به وسيله ويپلز و برلسن و برادشا انجام گرفته است پنج اثر عمده مطالعه را ارائه مي دهد كه نمايانگر انگيزه هاي مختلف اجتماعي و شخصي افراد براي مطالعه كردن مي باشد , از اين رو توجه به آنها مفيد است : اثرات كاربردي , اثر مطالعه در كسب اعتبار , اثر مطالعه در تحكيم عقايد و نظريات , اثر مربوط به زيباشناسي , اثر مطالعه در تسكين و آرامش فرد. طبق تحقيقات و اطلاعات بدست آمده از زمان گوتنبرگ تا كنون دنياي كتاب در كشور آلمان توجه زيادي به بررسي مسائل مربوط به فرهنگ كتاب نموده است. تحقيقي كه درباره هدفهاي مطالعه به عمل آمده است , نشان مي دهد كه دلايل زيادي مي تواند مردم را به مطالعه وادار كند , بعضي از اين دلايل بطور واضح فردي و شخصي و برخي ديگر اجتماعي است . 1- مطالعه چيست ؟ مطالعه همان آهسته خواندن و از نظر گذراندن مطالب است كه از دو صفت سرعت و فهم بايد برخوردار باشد در دنياي امروز و در حقيقت منظور از خواندن همين مطالعه كردن است و براي اعتلاي شخصيت انساني و سازگاري و انطباق فرد با مشكلات پيچيده جوامع امروزي شديداً مورد نياز است. در اينجا لازم است تفاوت قرائت با مطالعه مشخص شود , در قرائت خواننده هميشه براي گروهي و در مقابل جمعي متني را مي خواند در حالي كه د مطالعه فرد براي خويش و به خاطر بالا بردن آگاهيها و اطلاعات خويش مي خواند , به عبارت ديگر قرائت امري جمعي و مطالعه امري فردي است نكته ديگر در مقام مقايسه , سريع بودن مطالعه است . هرگاه بتدريج دانش آموز يا افراد با اصول مطالعه آشنا شوند , با اين تكنيك خيلي سريع مي توانند مطالب را بخوانند و جلو بروند , اين يكي از امتيازات برجسته مطالعه كردن است . علاوه بر آن توانايي جسماني در مقابل مطالعه كردن خيلي بيشتر از قرائت نمودن است . مطالعه , خواندن بدون صدا يا صامت خواني است و خواننده با گذراندن واژه ها از مقابل چشم انجام مي دهد مي باشد و در صورتي ثمربخش خواهد بود كه از دو عامل 1- علاقه به مطلب 2- كاربرد فنون مطالعه استفاده بهينه بشود . مطالعه واقعي فهميدن و درك مطلب خواندني بدون كمك ديگران است . 2- مطالعه چه اهميتي دارد ؟ يادگيري , مطالعه و پژوهش از اركان نظامهاي پيشرفته آموزش و پرورش بشمار مي آيد و يادگيري مادام العمر , مطالعه مستمر و پژوهش گري هرسه از سوي نهادهاي رسمي و غير رسمي بين المللي مورد تأكيد قرار گرفته است . لازمه لذت بردن از هر كاري مهارت داشتن در آن كار است . ايجاد علاقه و عادت دادن دانش آموزان به مطالعه و استفاده صحيح از روشهاي مطالعه و پي بردن به اهميت مطالعه شايد كمكي باشد كه كودك از مطالعه لذت ببرد و به اهميت آن پي ببرد. امروزه اهميت مطالعه كردن بر هيچكس پوشيده نيست زيرا همه مي دانند با مطالعه چه مشكلات و موانعي را مي توانند از سر راه خود بردارند . كسي كه به مطالعه مي پردازد سعي مي كند با يادگيري و فراگرفتن به تمام سوالات و مجهولات ذهن خود پي ببرد . هر فرد با مطالعه و فراگيري به علم و آگاهي خود افزوده و سعي مي كند از ديگر افراد عقب نماند. فردي كه مطالعه مي كند و چيزي ياد مي گيرد مثل اين است كه در تاريكي مشعل و چراغي در دست دارد و راحت تر مي تواند به راه خود ادامه بدهد . انگيزه هاي گوناگوني براي مطالعه در فرهنگهاي مختلف در سراسر دنيا ديده مي شود . از جمله دانستن و درك مسائل جاري – مطالعه و گذراندن اوقات فراغت – انجام وظيفه – آگاهي از نيازهاي واقعي روزمره – ازدياد علائق و مهراتهاي حرفه اي – پاسخگوئي به خواسته هاي اجتماعي و شخصي – اصلاح خود و اضافه كردن بر معلومات از جمله پيشرفت در زمينه فرهنگي . همه اينها و خيلي از دلايل ديگر مي تواند اهميت مطالعه را براي ما روشن سازد . خوب با اين همه اگر دانش آموز از مطالعه غافل بماند و نتواند مطالعه كند چگونه مي تواند با جامعه امروزي خود را هماهنگ كند. دانش آموز علاوه بر كتابهاي درسي خود كه مطالعه مي كند حتماً بايد به مطالعه ديگر كتابهاي آموزشي و علمي بپردازد . اوليا و مربيان گرامي بايد به دانش آموزان اهميت مطالعه را بگويند و ياد بدهند كه بدون مطالعه نخواهند توانست راه دشوار علم و تحصيل را با موفقيت به پايان برسانند. 3- انواع مطالعه كدامند ؟ در گذشته كيفيت مطالعه به روشي نظام مند مورد تحقيق قرار گرفته است . تحقيقات به عمل آمده درباره كودكاني است كه شيوه خواندن را فرا مي گيرند . امروزه مطالعه نسبت به اهميتي كه دارد به انواع گوناگوني تقسيم شده است كه هريك از افراد با توجه به توانايي خودش و نياز خودش از آن روش استفاده مي كند ولي نكته حائز اهميت براي ما دانش آموزان مي باشند كه در مراحل اوليه كار مي باشند , و اين برعهده معلمين عزيز مي باشد كه با روشي مناسب كودك را تشويق به مطالعه كنند. تحقيقات كامل در مورد آموزش مطالعه به كودكان از قرن 19 تا حال ادامه پيدا كرده است هنوز حقايق زيادي ناشناخته باقي مانده اند . اما با اين همه بعضيها توانسته اند كه چگونگي آموزش مطالعه به كودكان را به ساده ترين وجهي شرح دهند . يكي از اين روشها , روش متدولوژيكي در مقابل روش تشريحي براي تشخيص كلمات است . در حال حاضر هنوز مراحل مطالعه در دست تحقيق مي باشد . اين مطالعات نشان مي دهد كه عوامل مهم عبارتند از : مراحل درك از طريق چشم – درك و مشاهده – درك لغات و فهم معني و آگاهي . يك نوع از روشهاي صحيح و قابل قبول مطالعه , تندخواني است يعني آگاهي از منظور و خواسته هاي نويسنده و يا مشخص كردن نكات مهم يك نوشتار . در اين نوع مطالعه خواننده تمام كلمات را نمي خواند بلكه با نگاهي اجمالي به صفحه كتاب درمي يابد كه بايد بخشي از مطالب حذف شوند. مطالعه گذرا نيز نوع و روشي است كه اكثر خوانندگان خوب از آن استفاده مي كنند . مي توان گفت كه اين روش يعني مطالعه سريع براي منظورهاي مختلف است كه كلمات غير مربوط و بي اهميت را حذف كرده و به خواسته خود توجه مي كند. خطري كه خوانندگان و مطالعه كنندگان مبتدي را تهديد مي كند , برابر دانستن تندخواني , مطالعه گذرا و نظر اجمالي كردن با مطالعه معمولي است . اين نوع مطالعات نمي توانند برابر باشند مگر براي خوانندگاني كه حافظه غيرمعمول دارند , البته يادآوري مطالب خوانده شده از طريق رعايت مراحل سيستماتيك مطالعه مي تواند به شرح ذيل انواعي داشته باشد : الف ) مطالعه گذرا براي كسب برداشت كلي و معلوم كردن منظور هدف مطالعه اين سوالات معمولاً بايد از طرف خواننده جواب داده شود و مي تواند به صورت كتبي باشد. ب) مطالعه دقيق براي پيدا كردن پاسخ به سوالات مورد نظر ج) سوال از خود درباره مطلب نوشته شده با استفاده از رئوس سوالات و پاسخ هايي كه مي تواند در اين مورد نوعي راهنما باشد. د) يادآوري سوال و جوابها در مواقع معين براي به ذهن سپردن يك متن. 4-روشها و راهكارهاي مطالعه بهتر كدامند ؟ روش و راهكار مطالعه يكي از قسمتهاي مهم و راههاي بهبود مطالعه است كه به اختصار فنون يا روشهاي مطالعه را بررسي خواهيم كرد : 1- خواندن اجمالي : هدف – هدف از خواند اجمالي دست يافتن به نكات و مطالب مهم كتاب و كشف ساختمان مواد و مطالب در يك زمان كوتاه و با سرعت زياد است . روش – روش خواندن اجمالي مبتني است بر يك نمونه گيري سريع از نكات اساسي و صرفنظر كردن از جزئيات در اين روش مطالعه , در جستجوي نكات كليد درباره مواد و ساختمان مطالب و نظر و سبك مولف باشيد . همچنين براي افزايش ميزان علاقه خود نسبت به مطالب به طرح سوالاتي در مورد مطالب خواندني بپردازيد , از جمله براي خواندن يك كتاب غير داستاني با روش اجمالي سوالات زير مطرح مي شود : عنوان , مولف , تاريخ انتشار , مقدمه , پيشگفتار , فهرست مطالب , ساختمان فصول , صفحات و تصاوير انتخابي , خلاصه ها و نتيجه گيريها , ضميمه ها , فهرست اصطلاحات , مآخذ و مراجع . 2- سريع خواندن : هدف – هدف از سريع خواندن يك كتاب كسب آشنايي كلي با مطالب كتاب از طريق مرور كتاب با يك سرعت فوق العاده زياد است . روش – روش سريع خواندن مستلزم يك حركت منظم و همراه با ريتم چشم بر روي صفحات است . در حالي كه روش خواندن اجمالي مبتني بر يك روش انتخاب و نمونه گيري از مطالب و عبارات اساسي و كليد است . روش سريع خواند امكان مرور كردن مطالب را به طرزي بسيار سريع ميسر مي سازد . نتيجه كار يك آگاهي خيلي وسيع – ولي نه خيلي دقيق , از محتواي كتاب , يا مطلب خواندني است . همچنان كه در مورد روش خواندن اجمالي صادق است , روش سريع خواندن مستلزم حركت سريع است . هنگام تمرين كردن روش سريع خواند منظور شما بايد كسب آشنايي و عادت كردن با حركات چشم و جريانهاي فكري باشد كه ممكن است در ابتدا براي شما ناآشنا باشند . در ابتداي تمرينات خود آشنايي با نحوه درست مطالعه مهمتر از درك مطالب خوانده شده است . در جريان تمرينات خود متوجه خواهيد شد كه هرچه روش سريع خواني را بيشتر تمرين كنيد , بيشتر از معاني كلمات و عبارات كليد آگاهي كسب مي كنيد و از اين اطلاعت پراكنده مي توانيد تصوري كلي از محتواي مطالب بدست آوريد . با تمرين بيشتر اعتماد و ميزان درك شما از مطالب , خصوصاً مطالب آسانتر , افزايش خواهد يافت . علاوه بر كاربرد روش سريع خواندن براي كسب يك آشنايي كلي با مطالب , اين روش را مي توان براي كسب اطلاعات بخصوص نيز مورد استفاده قرار داد . به اين روش اغلب روش مطالعه انتخابي مي گويند , روش سريع خواندن از طريق انتخاب مطالب به خواننده يا محقق كمك مي كند تا به طور خيلي سريع , اطلاعات بخصوصي را كه مورد نياز است به دست آورد , بدون اينكه وقت خود را براي مطالب غير مهم و غير مربوط تلف كند . 3-عبارت خواندن : هدف – هدف عبارت خواني افزايش سرعت مطالعه است , از طريق خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن كلمات . روش – روش عبارت خواني داراي دو سطح است : يكي سطح مكانيكي , ديگر سطح ادراكي . سطح مكانيكي مربوط است به عادت دادت چشم براي حركت سريع از طريق توجه كردن به گروه كلمات , در عوض توقف چشم بر روي يك يك كلمات . سطح مكانيكي روش , همچنين مستلزم استفاده ميدان وسيعتر ديد خواننده است , آن طوري كه وي با نگاه كردن به سطور متوجه مجموعه هاي بزرگتر و بيشتري از كلمات و عبارات كه حاوي معاني بيشتري هستند , بشوند. هرچه خواننده بر سطح مكانيكي روش بيشتر تسلط يابد , در سطح ادراكي , ميزان فراگيري مطالب براي وي بيشتر مي شود . از نظر سطح ادراكي در روش , خواننده بايد بتدريج ياد بگيرد تا معاني و مفاهيم مطالب خواندني را از تركيب كلمات , يعني عبارات , كسب كند و انرژي خود را از راه حركت چشم از كلمه اي به كلمه ديگر هدر ندهد . 4-دقيق خواندن هدف – هدف دقيق خواندن درك كامل مطالب خوانده شده و نگهداري آنها به طرزي منظم و منطقي در حافظه است , به طريقي كه يادآوري آنها براي استفاده هاي بعدي ميسر باشد. روش – فنون اساسي روش دقيق خواندن عبارتند از : سازمان دادن و مرتب كردن ( تعيين سطوح مختلف مطالب از نظر معاني , يعني تز اصلي , نكات اصلي , جزئيات اصلي ) , حاشيه نويسي , علامت گذاري و خلاصه كردن . در سازمان دادن و مرتب كردن , خواننده به دنبال سازمان فكري مولف مي گردد و از رابطه بين مطالب آگاه مي شود . با حاشيه نويسي و علامت گذاري , خواننده صفحات را علامت مي زند تا ساختمان مطالب را روشن تر سازد . در خلاصه كردن , خواننده مطالب را مرور مي كند , و درك خود را از مطالب روشن تر و بهتر مي سازد. 5- خواندن تجسسي : هدف – هدف خواندن تجسسي تمركز بيشتر حواس و درك عميقتر معاني است . روش – كسي كه دنبال چيزي مي گردد از كسي كه دنبال آن نمي گردد به احتمال بيشتري آن چيز را پيدا مي كند . سوالات به شما كمك مي كنند تا به دنبال چيزها بگرديد . اگر سوالات به طور طبيعي پيش نمي ايند آنها را ايجاد كنيد . طرح سوالات در تمام اوقات مفيد است . قبل از خواندن و در ضمن خواندن اجمالي, سوالات قدرت پيش بيني و علاقه شما را افزايش مي دهند به هنگام مطالعه , سوالات علاقه شما را حفظ مي كنند و به شما كمك مي كنند تا مطالب دشوار را تجزيه و تحليل كنيد و آن را بهتر بفهميد . پس از مطالعه , سوالات كمك مي كنند تا ميزان درك خود را از مطالب ارزشيابي كنيد و نظر انتقادي خود را وسعت دهيد . روش خواند تجسسي مستلزم طرح تعداد زيادي از انواع مختلف سوالات است . طرح تعداد زيادي از سوالات و دقت در كيفيت و جهت اين سوالات خصوصيات روش خواندن تجسسي هستند . 6-خواندن انتقادي : هدف – هدف از خواندن انتقادي دستيابي به قضاوت مستدل و درگيري عميقتر با مطالب از طريق تجزيه و تحليل معاني است . روش – منظور از خواندن انتقادي , قضاوت كردن در مورد درستي , اعتبار يا ارزش مطالب خواندني , براساس ملاكها يا استانداردهاي صحيح است . خواندن انتقادي , با يك ذهن فعال و پرسنده , براي قضاوت كردن درست , اهميت فراوان دارد . خواندن انتقادي كليد فهم صحيح مطالب و درگيري با مطالب است , كه براي تشخيص و ارزش گذاري نوشته هاي خلاق ضرورت دارد . اين روش , همچنين براي تشخيص حقيقت و ارزش ساير نوشته ها لازم است . 7- خواندن براي درك زيبايي و جنبه هاي هنري : هدف – هدف از خواندن براي درك زيبايي , افزايش آگاهي و لذت بردن از كارهاي هنري است . روش – روش خواندن براي درك زيبايي مبتني است بر درك معاني عميق اشعار , داستانهايي كوتاه و ساير نوشته هاي ادبي . در اين روش مطالعه , بر خلاف روشهاي مناسب براي نوشته هاي علمي , زياد به دنبال مطالب دقيق و صريح نباشد . در اينجا , در پي كلمات , انديشه ها و تصوراتي باشيد كه بتوانند براي شما تداعيهايي ارزنده كنند كه معاني عميق مطالب را به شما نشان دهند. 3-انگيزه هاي مطالعه چه هستند ؟ تحقيقي كه درباره هدفهاي مطالعه به عمل آمده است نشان مي دهد كه دلايل زيادي مي تواند مردم را به مطالعه وا دارد. بعضي از اين دلايل بطور واضح فردي و شخصي بوده و برخي ديگر اجتماعي است كه اين دو بخش داراي عوامل متعدد و موثر بر يكديگر مي باشند . چرا بعضي از مردم مطالعه مي كنند ولي ديگران از كتاب و مطالعه گريزانند . هيچ كس نمي تواند مانند جزيره در مقابل امواج دريا مقاوم باشد به همين دليل فشارهاي آداب و رسومي اجتماعي و اقتصادي كه بر زندگي وارد مي آيند , بر معيار مطالعه شخص تأثير مي گذارند . عواملي چند در اين امر موثر مي باشند كه اين عوامل از يكديگر جدا نيستند و با همديگر ارتباط دارند خانواده : خانواده اولين دنياي بچه را تشكيل مي دهد , خانواده از طريق ارتباطهاي گوناگون , مداوم و نزديك و صميمي منبع اصلي تعليم و تربيت و رفتار كودك مي باشد. لذا كودكي كه در محيط كتاب و مطالعه رشد كند به نظر مي رسد كه يك مطالعه كننده بار ايد , البته تضميني وجود ندارد كه اين وضع حتماً پيش بيايد زيرا عوامل ديگري نيز به نحوي مي توانند در امر مطالعه تأثير مثبت يا منفي داشته باشند . اما به طور كلي همه قبول دارند كه نوع مطالعه كه در خانواده رايج است و نظرات افراد خانواده اساس عادت مطالعه را در افراد خانواده تشكيل مي دهند . دنياي مطالعه كننده : فردي كه در محيط علم و دانش يعني جايي كه امكانات پيدا كردن جواب به سوالات مورد نظر , توسعه افقهاي فكري و تماس با اشخاص كه داراي علائق مشابه مي باشند وجود دارد پرورش مي يابد به احتمال زياد مطالعه كننده فعالي بار خواهد آمد. مطالعه معمولاً به عنوان يك عمل انفرادي به حساب مي آيد , مطالعه كردن تنها عامل يادگيري درباره ما نيست . براي اثبات اين مطلب كافي است كه با فردي كه اصلاً اهل مطالعه نيست در جنگلي قدم بزنيد , خواهيد ديد كه نام درختان و حيوانات وحشي را بطور كامل بلد است . عامل اساسي در مطالعه شايد نقش اجتماعي و نقش طبقه اجتماعي مطالعه كننده باشد. تحصيلات : در اينكه تحصيلات عامل موثري در آموزش و مطالعه مداوم و هميشگي است شك نمي توان كرد . اطلاعات بدست آمده نشان مي دهند كه تعداد زيادي از آنهايي كه داراي تحصيلات رسمي بيشتري بودند در مقايسه با آنهايي كه تحصيلات كمتري دارند به طور مرتب از رسانه هاي ارتباط جمعي مانند روزنامه , مجله و كتاب استفاده مي كردند . احتمال اينكه فردي به مطالعه كتاب روي آورد مربوط به معيار و ميزان آموزش و تحصيلات او مي باشد . در مورد افرادي كه از مطالعه دست برمي دارند بايد گفت كه مسئوليت معلم هرچه باشد , بايد قدم اول در مورد اين افراد براي مبارزه با بيسواد شدن آنها در مدرسه برداشته شود . نفوذ رسانه ها : رسانه هاي گروهي شامل روزنامه ها , مجلات و كتابها و نيز راديو , تلويزيون و سينماست . همه اينها به هم مربوطند و عليرغم تنوع , همگي داراي يك هدف مي باشند . هريك از اين وسايل داراي نقاط ضعف و قوت مربوط به خود مي باشند , جالب توجه بودن تلويزيون قابل حمل بودن راديو و جنبه هاي اجتماعي سينما مي توانند در مطالعه موثر باشند . در واقع اين نوع رسانه هاي گروهي با مطالعه از بسياري جهات رودر روئي پيدا مي كنند . رسانه هاي گروهي غيرچاپي را دشمن مطالعه دانستن , نوعي كوته بيني و بي دقتي است. كتابخانه ها : در سالهاي اول دبستان كتابخانه مدرسه مي تواند عامل موثري در تشويق و ترغيب به مطالعه باشد و اين تاثير مخصوصاً موقعي زياد خواهد شد كه كتابها با ذوق و سن بچه ها مناسب باشند . علاوه بر اين محيط كتابخانه نيز خود عاملي براي مطالعه است و كارهاي ديگر را مجاز نمي داند. بسياري از كتابخانه ها به ويژه كتابخانه هاي كودكان براي ايجاد شوق و ترغيب كودكان ايجاد شده است و خوشبختانه در حال حاضر كتابهاي جالب براي بچه ها به زبانهاي مختلف بيشتر از آنچه در گذشته بود چاپ و منتشر مي شوند . وظيفه ديگر كتابخانه ها معرفي كتاب و نشريات چاپي مي باشد . وظايف مهم كتابخانه ها بايد در تهيه و حفظ مطالب خواندني بكار گرفته شود تا عادت مطالعه را در مردم ارتقاء بخشند. بازار كتاب : كتاب فروشها علاوه بر عرضه كتاب , خدمات كمك و توصيه هائي به خواننده ها مي كنند . خدمات آنها معمولاً شامل معرفي ناشر , سفارش كتاب , دريافت سفارش و بالاخره آگاه ساختن خريدار از اينكه چه كتابي ارزش خريدن و خواندن را دارد كه خود عامل تشويق و ترغيب به مطالعه مي تواند باشد. 6-موانع يك مطالعه موثر كدامند ؟ برخيز , تصميم و اراده پيدا كن , ببين كاروان تمدن چگونه پيش مي رود , پس بيدار باش تا از اين قافله عقب نماني براي پيشرفت در هر كاري موانع و مشكلاتي وجود دارد كه بي گمان با سعي و تلاش و تدبير مي توان بر آنها غلبه پيدا كرد و براي جلو رفتن از همه موانع گذشت. در سر راه مطالعه هم موانع و مشكلاتي وجو دارد كه يك دانش آموز زرنگ با دقت و هوشياري آنها را پشت سر مي گذارد . مشكلات و موانع مي توانند يا فيزيكي يا محيطي باشند . مشكلات محيطي : بي گمان يك محيط آرام و بدون سر و صدا خيلي مناسب مي باشد براي مطالعه بهتر و موثر . بايد سعي شود كه در محيط مطالعه دانش آموزان اگر سر و صداي مزاحمي باشد آنرا برطرف كنيم زيرا با كوچكترين صدا دانش آموز متوجه به منبع صدا شده و از اصل مطلب خارج شده و نمي تواند مطلب را بفهمد , پس بهتر است محيط وي را عوض كرده و صداي اضافي را خاموش نموده و محيط را كاملاً ساكت كنيم . گاهي ممكن است در محيطي كه دانش آموز درس مي خواند و مطالعه مي كند بسيار سرد باشد و همين سرما مانع توجه وي شود و يا برعكس ممكن است خيلي گرم باشد كه خود سبب برهم زدن تمركز مطالعه موثر مي شود. مشكلات محيطي فراواني از جمله نور زياد يا نور كم , رطوبت و حشرات مزاحم مي توانند مانع مطالعه باشند. مشكلات فيزيكي : يكي از دلايل و موانع موثر در مطالعه موثر دانش آموز ممكن است خستگي وي باشد كه ممكن است از كار زياد و يا درس زياد باشد. هنگاميكه شروع به مطالعه و يا حل مسئله مي كنيد نخست مغز شما به خوبي كار مي كند و مطالب را به حافظه مي سپارد ولي كم كم از فعاليت مغز كاسته مي شود , پس خستگي عبارت از : حالتي كه سبب كم شدن كار بدني يا فكري مي شود و خستگي بر دو نوع است : خستگي بدني , خستگي فكري . كه با كمي ورزش و روحيه نشاط آور مي توان خستگي را تا حدودي در دانش آموزان از بين برد . ضمناً با ايجاد علاقه و ميل به مطالعه مي توان از خستگي آنها جلوگيري كرد چون شايد به علت بي ميلي به درس و مطالعه زود خسته بشوند. تغيير دادن روش مطالعه و خواندن چند سطر شعر و اشعار نيكو , راه رفتن , گوش دادن به موسيقي , يا نگاه كردن به نقطه نامعلومي تا حدودي از خستگي شما كه مانع بزرگ مطالعه مي باشد كم مي كند . گاهي ممكن است مطالب متناسب با سن خواننده نباشد و اين مانع از يادگيري و فهم مطالب بشود كه با كمي دقت مي توان اين مشكل را برطرف كرد . گاهي ممكن است مسائل روحي , عاطفي مانعي براي دانش آموز باشد كه مطالب را نمي فهمد و حواس او جاي ديگري مي باشد كه با شناخت از دانش آموزان و حل مشكلات آنها تا حدودي به مطالعه آنها كمك مي شود . مسائلي چون استرس , ترس و اضطراب . همه اين موارد مي توانند موانع مطالعه موثر باشند كه با توجه به دانش آموز و كارهايي كه لازم مي باشد انجام دهيم اين موانع برداشته مي شوند . يكي از موانعي كه اين روزها به شدت بر سر راه مطالعه قرار گرفته است گراني كتابها مي باشد كه يك دانش آموز و يا دانشجو از عهده و هزينه بالاي كتابها نمي تواند برآيد . به طوري كه طبق گفته بعضي از دانشجويان ما كتاب را فقط از روي اجبار مي خريم البته با توجه به قيمت بالاي آنها . در اينجا لازم است كه مسئولين دست اندركار به فكر تسهيلاتي براي محققين و دانش آموزان و دانشجويان فراهم نمايند كه كتاب يك وسيله تجملاتي نشود و دست يافتن به آن مشكل باشد . ضمناً از موانعي مثل راديو و تلويزيون و سينما و فيلمهاي چندان و چيز نبايد غافل شويم كه بيشترين وقت دانش آموزان را گرفته و مانع مطالعه موثر مي شود . 7-چه امكاناتي براي مطالعه لازم است ؟ شايد امروز كمتر كسي بداند كه براي مطالعه چه امكاناتي لازم مي باشد و عده اي با توجه به اينكه از امكانات آن خبر دارند مي دانند چه امكاناتي لازم هست ولي به علت مشكلاتي و يا بالا بودن هزينه آنها از داشتن آنها محروه هستن و شايد هم عده اي با داشتن همه امكانات نتوانند از آنها براي مطالعه موثر و خوب استفاده كنند پس بايد همه شرايط را در نظر گرفت . اولين امكانات براي تحصيل و مطالعه دورس توسط دولت براي دانش آموزان فراهم مي شود كه اين امكانات با توجه به گستردگي و بزرگي كشور ما به صورت يكنواخت نمي تواند باشد , مدارسي كه در مراكز شهر واقع شده اند امكانات بيشتري جذب كرده اند و مدارس دور افتاده و محروم از كمترين امكانات براي تحصيل و مطالعه برخوردارند . براي مطالعه خوب و يا اصلاً مطالعه كردن وجود كتابخانه در مدرسه يا محله و يا شهر و روستا لازم و ضروري مي باشد . در اين كتابخانه ها كه سالنهايي براي مطالعه در نظر مي گيرند محل مناسبي براي مطالعه دانش آموزان مي باشد . بودن كتابهاي گوناگون علمي و آموزشي براي دانش آموزان لازم و ضروري مي باشد . كتابهايي كه دانش آموزان به آنها علاقه مند باشند و آنها به مطالعه بيشتر تشويق شوند . محيطي بدون سر و صدا و عوامل مزاحم براي مطالعه لازم مي باشد كه باعث دقت و توجه خواننده باشد . در اين بيان مسئولين امر بايد به فكر كتاب و منابع ارزان قيمتي باشند تا دانش آموزان بتوانند از آنها استفاده كنند . بعد از امكانات جغرافيايي مسئله مورد توجه كه براي مطالعه لازم مي باشد سلامت روحي و رواني و جسمي افراد مي باشد . بطور حتم يك فرد سالم بهتر مي تواند مطالعه كند . چنانكه گفته اند عقل سالم در بدن سالم است . حال براي اينكه بدن سالم بماند احتياج به ورزش و تغذيه مناسب دارد . بي گمان كسانيكه از تغذيه كافي برخوردا باشند راحت تر مي توانند مطالعه كنند و مطالب را بفهمند , طي تحقيقات به عمل آمده دانش آموزاني كه صبحانه نمي خورند در درسهاي خود مشكل دارند . هر وقت مريض هستيد , هر وقت احساس سردرد مي كنيد , هروقت زكام شده ايد بدانيد كه مغز شما خوب كار نخواهد كرد . پس سالم بودن از امكانات اساسي مطالعه مي باشد . براي مطالعه بهتر و ايجاد علاقه و نشاط و شادي در بين دانش آموزان فراموش نشود. دانش آموزان عزيز از استعمال دخانيات و مشروبات الكلي به شدت پرهيز شوند كه مانع سلامتي و در نهايت مانع مطالعه آنها مي شود . ايجاد اعتماد به نفس يكي ديگر از چيزهايي مي باشد كه براي مطالعه و رسيدن به هدف لازم و ضروري مي باشد . تصور اينكه شما پس از يادگرفتن درسها چه حالي خواهيد داشت شما را به وجد و شوق خواهد آورد . كسانيكه خونسرد و آرام به سوي هدف پيش مي روند خيلي زودتر از اشخاص عجول پيروز مي شوند , پس ايجاد روحيه و خونسردي و اعتماد به نفس در بين دانش آموزان هرگز فراموش نشود . بر عهده مربيان عزيز مي باشد كه دانش آموزي كه در حال مطالعه و پيگيري مطلبي مي باشد امكانات لازم را براي وي فراهم نمايند . از جمله كتاب مورد نياز وي و كتابهايي در همان موضوع. در صورت امكان وسايل براي تحقيق بيشتر در اختيار وي قرار گذاشته شود تا از نظر امكانات مشكلي براي وي بوجود نيايد . 8-مطالعه مشاركتي يا هميارانه چيست ؟ امروزه بيشتر نظام هاي آموزشي جهان , همياري دانش آموزان را براي يادگيري موثر و بهره ور ارزشيابي كرده اند . يادگيري از طريق همياري بر مبناي راهكارهاي گوناگوني شكل مي گيرد . برخي راههاي مورد استفاده عبارتند از : پرسش و پاسخ دو سويه , تدريس اعضاي تيم , مطالعه مشاركتي . با هم مطالعه كردن يكي از روشهاي شناخته شده و موثر در ميان دانش آموزان بوده است . در روش مطالعه مشاركتي يادگيرندگان به صورت دو نفري با هم كار مي كنند و به نوبت يكي از دو نفر يادگيرنده نقش توضيح دهنده را برعهده مي گيرد و نفر دوم وظيفه اش گوش دادن است و در نوبت بعد نفر دوم توضيح مي دهد و نفر اول گوش مي كند. در ادامه نحوه اجراي روش مطالعه مشاركتي يا هميارانه در كلاس درس ارائه مي شود. پيگيري روندي كه معرفي مي شود يادگيري را تا سطح بالايي افزايش مي دهد و بر ميزان خلاقيت واژگاني او مي افزايد. شيوه و طرز فكر حكومت در مسائل بسياري تأثير مي گذارد كه دنياي كتاب و خواننده نيز از جمله آنهاست . حتي دولتهايي كه در اين گونه امور دخالتي نمي كنند بازار تأثير خود را بر كتاب و خواننده دارند. در مملكتي كه انتشارات داخلي تشويق مي شود و علاقه به مطالعه وجود دارد ولي جلوي موانع گمرك و مالياتهاي مضاعف براي كاغذ گرفته نمي شود , نفوذ دولت در اين امر غيرقابل اجتناب و روشن است . رسانه هاي گروهي نقش عمده اي در ايجاد عادت مطالعه در مردم دارند . دولتها اغلب از رسانه هاي گروهي حمايت مي كنند و بعضي از دولتها از كيفيت آن و بحث هايي كه با دادن جايزه و غير ممكن است منتهي به بالا بردن سطح مطالعه در بين مردم باشد جانبداري مي كنند . هركاري كه منتهي با بالا بردن سطح فكر مردم گردد , مي تواند به بالا بردن ميزان مطالعه و ايجاد اين عادت تعبير شود . 9-فوايد يك مطالعه خوب چيست ؟ يادگيري , مطالعه از اركان نظام هاي پيشرفته آموزش و پرورش به شمار مي آيد . يادگيري و مطالعه مستمر از سوي نهادهاي رسمي و غير رسمي بين المللي مورد تأكيد قرار گرفته است . از سوي ديگر بايد مزايا و فوايد يك مطالعه خوب نيز پيوسته مورد توجه افراد باشد , زيرا براي رسيدن به هر هدفي انسان سعي مي كند راهكارها و راهها و بويژه فوايد آن را بداند . مطالعه خوب و پر ثمر مي تواند نسبت به عيني كردن خصيصه هاي فوق فعاليتهاي مدرسه اي كمك لازم را بكند و از هدر رفتن وقت افراد جلوگيري كند . زيرا با يك مطالعه خوب مي توان با سرعت بيشتر و با جلوگيري از اتلاف وقت مطالب را با دقت بهتر فهميد و در آينده مي تواند اين مطالب آموخته شده كارگشاي بسياري از مسائل و مشكلات باشد . ( شخصي كه كتابي را مي خواند به ندرت براي اين كار خود دليلي مي آورد , ولي مطالعه خوب وسيله اي است براي يك منظور معين و آن چكشي است براي كوبيدن ميخ يا مانند پيچ گوشتي است كه براي محكم كردن يك پيچ بكار مي رود . پس يك مطالعه خوب و موثر مي تواند بسياري از مشكلات و موانع موجود بر سر راه ما و جامعه را برطرف كند. پس بر ماست راههاي مطالعه خوب و موثر را به دانش آموزان و ديگر افراد معرفي كنيم . فصل سوم نتيجه گيري خلاصه : مطالعه يعني آهسته خواندن و از نظر گذراندن مطالب كه از دو صفت سرعت و فهم برخوردار باشد , كه مطالعه با قرائت تفاوتهايي دارد كه به آن اشاره شد. به انواع مطالعه اشاره شده است كه مطالعه فردي و جمعي يا هميارانه از انواع مطالعه ها مي باشد . مطالعه گذرا نيز نوعي از مطالعه مي باشد كه اكثر خوانندگان از آن استفاده مي كنند و براي كسب برداشت كلي و معلوم كردن منظور هدف مطالعه بايد به سوالاتي از طرف خواننده جواب داده شود روشها و راههاي متفاوتي براي مطالعه وجود دارند كه انواع آن يكي سريع خواني مي باشد كه هدف سريع خواندن يك كتاب و كسب آشنايي كلي با مطالب كتاب و مستلزم يك حركت منظم و همراه با ريتم چشم ر روي صفحات است . عبارت خواندن كه نوع ديگري مي باشد هدف آن افزايش سرعت مطالعه مي باشد . روش ديگر دقيق خواندن مي باشد . كه هدف آن درك كامل مطالب خوانده شده و نگهداري آن بصورت منظم و منطقي در حافظه است . نوع ديگر آن خواندن تجسسي است كه هدف آن تمركز بيشتر حواس و درك عميق معاني مي باشد . خواندن انتقادي نيز نوعي ديگر مي باشد كه هدف آن دستيابي به قضاوت مستدل و درگيري عميقتر با مطالب از طريق تجزيه و تحليل معاني است . و نوع ديگر آن خواندن براي درك زيبايي و جنبه هاي هنري مي باشد كه هدف آن براي درك زيبايي افزايش آگاهي و لذت بردن از كارهاي هنري است. انگيزه هاي مطالعه و عواملي مثل خانواده , دنياي مطالعه كننده , تحصيلات , نفوذ رسانه ها , بازار كتاب و كتابخانه ها در آن موثر مي باشد كه هركدام به نحوي اثرگذار هستند. موانع مطالعه از قبيل مشكلات محيطي و مشكلات فيزيكي و اقتصادي و فرهنگي مي توانند مانعي بر سر راه مطالعه باشند. امكانات گوناگوني براي مطالعه بهتر بايد در نظر گرفته شود . بايد به شرايطي مثل سالن مطالعه يا اتاق مطالعه توجه كافي شود . تغذيه كافي و مناسب از مسائلي است كه نبايد ناديده گرفته شود. مشروبات الكلي و استعمال دخانيات مانع سلامتي و در نهايت مطالعه مي شود . امروزه بيشتر نظامهاي آموزشي , همياري دانش آموزان را براي يادگيري موثر دانسته اند . مطالعه از طريق هميارانه به صورتهاي پرسش و پاسخ دو سويه , تدريش اعضاي تيم , مطالعه مشاركتي انجام مي گيرد. طرز فكر و شيوه و رفتار حكومت و مسئولين مي تواند در مطالعه اثرگذار ياشد , در كشوري كه از انتشارات داخلي حمايت مي شود علاقه به مطالعه حتماً وجود دارد . پشتيباني دولت از نظام آموزشي و تربيت معلمان و در اختيار گذاشتن منابع كتابخانه مي تواند كمك موثري براي تشويق به مطالعه باشد. والدين و معلمان با شناخت كامل از دانش آموزان و بكار بستن صحيح اصول مطالعه و روشهاي آن مي توانند زمينه هاي گسترش فرهنگ مطالعه را در جامعه شكوفا كنند. كاربردها :نتايج اين تحقيق مي تواند در زمينه هاي زير مفيد واقع شود : 1- راههايي كه معلمان مربيان عزيز براي ايجاد انگيزه مطالعه مي توانند استفاده كنند. 2- راهها و روشهايي كه هريك از افراد نسبت به توانايي خود مي توانند انتخاب كنند. 3- سريع و بادقت ياد گرفتن مطالب مورد مطالعه . 4- انواع روشهاي مطالعه را بداند و استفاده كند. 5- شناخت موانع مطالعه و ايجاد شرايطي براي مطالعه دانش آموزان . 6- بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه نسبت به مطالعه صحيح 7- . ايجاد انگيزه براي مطالعه . پيشنهادات در پايان به كليه مربيان و اولياي عزير توصيه مي شود كه با بكار گرفتن شيوه ها و روشهاي مطالعه كه خود صلاح مي دانند هريك از دانش آموزان را به مطالعه تشويق و ترغيب نمايند و دانش آموزان و خوانندگان عزيز با بكارگيري روش صحيح به مطالعه موثر بپردازد و شرايط مطالعه را براي خود آماده كنند . شرايط مطالعه مواردي هستند كه با دانستن , بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها مي توان مطالعه مفيدتر و يا بازدهي بالاتر داشت . اين شرايط كمك مي كنند تا هر فرد در حالت عادي بتوانند از مطالعه خود سود بيشتري ببرد. در واقع اين شرايط به شما ياد مي دهند چگونه از زمانهاي مطالعه بهره وري بالاتري داشته باشيد , به شما مي آموزد چه اصولي را بكار گيريد . خواننده اي كه قصد مطالعه اي جدي دارد و از خواندن كتب هدفي را دنبال مي كند بايد در مرحله اول اطلاعاتي كامل از روش و شرايط مطالعه داشته باشد . انسان موفق , معلومات خويش را عملاً به كار مي گيرد . به دانش آموزان عزيز پيشنهاد مي گردد كه درسهاي خود را طوري تنظيم كنيد كه به هنگام مطالعه , ابتدا كتابهاي آسان را بخوانند , در هنگام مطالعه يك كتاب ابتدا از قسمتهاي آسان و جذاب شروع كنيد و بعد به سراغ قسمتهاي سخت و مشكل تر برويد. اين كار را مي توانيد با مرور قسمتهاي خوانده شده قبلي آغاز كنيد . اگر ترتيب فصلها زياد مهم نيست , حتماً از فصل مورد علاقه خود شروع كنيد. در مطالعه كردن موضوعهاي مشابه را پشت سر هم قرار ندهيد و آنها را يکی پس از ديگري مطالعه نكيند تا حد ممكن بين آنها فاصله بگذاريد . به روش تدريجي درس بخوانيد , يعني در طول سال تحصيلي درس را بخوانيد و خواندن دروس را به شبهاي امتحان موكول نكنيد . به اوليا و مربيان عزيز پيشنهاد مي شود كه امكانات مطالعه را براي دانش آموزان فراهم كنند و موانع و مشكلات موجود بر سر راه آنان را برطرف كنند. روشها و راهكارهاي مناسب را به آنان ياد بدهند و انگيزه هاي مطالعه را در دانش آموزان به وجود بياورند كه اين امر همكاري همه مردم را مي طلبد باشد كه با همياري كليه همكاران عزير و دانش آموزان عزيز هرچه بهتر و زودتر موانع يك مطالعه خوب برداشته شود و با مطالعه خوب و موثر خدمتي به جامعه و هم ميهنان خود بكنند. دنيا ديگر جاي آن نيست كه در گوشه اي بنشينيد و به گذشته و به آينده بينديشيد , برشماست كه از جاي برخيزيد , كار و كوشش كنيد , براي ترقي خود و پيشرفت اجتماعي كه در آن محيط هستيد , مطالعه كنيد و زحمت بكشيد . روشهاي انجام تحقيق : در اين تحقيق از روش جمع آوري اطلاعات از طريق كتابخانه اي استفاده شده است . محدوديت هاي تحقيق : 1- عدم دسترسي به كتابخانه مجهز جهت مطالعه كتابهاي مربوط به موضوع تحقيق 2- عدم استفاده از روشهاي تجربي به علت محدوديت زمان 3- مطالب نوشته شده به صورت كتابخانه اي جمع آوري شده است . منابع و مآخذ 1- استينگر . رالف سي . شيوه هاي مطالعه . ترجمه دكتر علي شكويي . تهران . وزارت فرهنگ و ارشاد 1377 . 2- دلجو . شريعت . شيوه هاي يادگيري و مطالعه . موسسه فرهنگ تكوك . زرين 1381. 3- استينگر . رالف سي . راههاي تشويق به مطالعه . ترجمه پروانه سپرده . تهران 1370 4- آقازاده . محرم . مقدمات مهارتهاي مطالعه و پژوهش . چاپ اول . نشر موسسه فرهنگي منادي تربيت 1380 . 5- طاوسي . شعبان (كابوك) , آئين درس خواندن يا رمز موفقيت . چاپ پنجم 1370 . 6- سيف . علي اكبر . روشهاي مطالعه . تهران 1376. 7- كولايي نژاد . جمال الدين . روان شناسي آموزش خواندن . انتشارات شابك . چاپ سوم 1380 .

 
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 11:20 |

آفت تحصیلی
آفت تحصیلی



آفت تحصیلی افت تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطحی پایینتر است.افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده ی نظام های آموزشی در دنیای کنونی است و هر سال مقادیر زیادی از امکانات مالی و نیروهای انسانی،آموزشی و پرورشی به این معضل اختصاص می یابد.   افت تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطحی پایینتر است.افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده ی نظام های آموزشی در دنیای کنونی است و هر سال مقادیر زیادی از امکانات مالی و نیروهای انسانی،آموزشی و پرورشی به این معضل اختصاص می یابد.
علل افت تحصیلی   عدم تامین نیازهای کودک ، چه نیازهای جسمانی مثل خوراک و پوشاک و چه نیازهای روانی مانند امنیت،تعلق و احترام،ضربه ی شدیدی بر جسم و روان کودک وارد می سازد و در نهایت باعث افت هوشی و تحصیلی می شود.
یکی از علل افت تحصیلی ممکن است از اختلال در سیستم بینایی و شنوایی ناشی شود که خود کودک و اطرافیان از آن اطلاع نداشته باشند. فراموشی می تواند معلول عوامل متعددی از قبیل عدم انگیزه ، هدفمند نبودن فرایند تحصیل برای دانش آموز،عدم احساس نیاز به درس خواندن،عدم تمرکز حواس و یا رقابت طلبی شدید و تاکید بیش از حد بر ممتاز شدن باشد.
تکالیف زیاد لزوما سطح تحصیلی دانش آموز را بالا نمی برد ، و معمولا نتیجه ای معکوس به دنبال دارد.
راههای مقابله با افت تحصیلی
یکی از کارآمدترین راههای مقابله با افت تحصیلی ، رابطه ی نزدیک اولیای مدرسه با خانواده ی دانش آموز است.تبادل اطلاعات خانواده و معلم و مسئولین مدرسه می تواند موجب شناخت هر چه بیشتر مشکلات و موانع موجود در راه تحصیل کودک که منجر به افت تحصیلی وی می شوند گردد.
دانش آموزان را با یکدیگر مقایسه نکنیم ، بلکه رفتار آنها را با گذشته ی خودشان مقایسه کنیم.برای مثال معدل ۱۴ در ترم دوم پس از معدل ۱۲ در ترم اول دانش آموز باید تشویق گردد ، نه لزوما مقایسه ی معدل ۱۴ او با معدل ۱۸ دوست و همکلاسیش.
یکی از علل افت تحصیلی می تواند عدم وجود الگوی مناسب در خانواده باشد و چه بسا در اغلب خانواده ها هرگز راجع به ارزشهای علمی صحبتی به میان نمی آید ، بلکه همراه بحث در مورد مسائل اقتصادی ، مهمانی ها،خوراک و پوشاک است.به طور مثال والدین حتی برای مدت کوتاهی در حضور فرزندانشان به مطالعه (روزنامه،مجله و کتاب) نمی پردازند تا بدین وسیله انگیزه ی مطالعه و تحصیل و علم آموزی را در کودکان خود تقویت کنند.
نکته ی مهم: طبق الگوی یادگیری شناختی-اجتماعی آلبرت بندورا ، افراد رفتارهای دیگران را می بینند و یاد می گیرند و این در حالی است که اگر آن رفتارها با تقویت و تشویق همراه بوده باشند افراد آن رفتارها را انجام می دهند.پس ما نباید هیچگاه رفتارهایی را که نمی خواهیم در فرزندانمان ایجاد شود تشویق کنیم.(این لزوما بدین معنا نیست که آن رفتارها تنبیه شود).به عنوان مثال اگر شما می خواهید فرزندتان رفتار خوب درس خواندن را یاد بگیرد ، باید نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
۱) اگر یکی از افراد نزدیک کودک ، به عنوان مثال برادر یا خواهر یا یک دوست او ، درس نمی خواند شما نباید به گونه ای رفتار کنید که فرزندتان گمان ببرد که شما از رفتار درس نخواندن برادر یا خواهر یا دوست او خوشتان می آید.
۲) ما می توانیم با ارائه ی الگوهای مناسبی که با درس خواندن موفق شده اند و به جایی رسیده اند فرزندانمان را به انجام این کار تشویق کنیم.مثلا به او بگوییم که ابن سینا هم با درس خواندن و روحیه ی علمی و به این درجات رسیده.(توجه:مطلب اخیر به معنای مقایسه ی فرزندمان با همسالان یا دوستان موفق تر از خودش نیست که هی ما بر سر فرزندانمان بکوبیم که ببین مثلا پسر داییت یا دختر همسایه که هم سنته اله و بله.چرا که این نوع کارها شاید صدمات گاها جبران ناپذیری را به برخی از افراد وارد سازد.)
۳) علایق ،استعدادها و توانایی های فرزندانتان را بشناسید و به آنها اجازه دهید تا در راستای علایق و تواناییهایشان حرکت کنند.اگر فرزند با استعدادی دارید که به رشته ای خاص علاقه مند است و شما از آن رشته خوشتان نمی آید ، او را مجبور به تحصیل در رشته ای که شما آنرا دوست دارید و فرزندتان نمی پسندد نکنید.
۴) انتظارات شما از فرزندانتان باید به اندازه ی تواناییهای او باشد نه بیشتر.               بررسی علل افت تحصیلی بررسی دلیل شکست دانش آموزان در تحصیل به مطالعه دقیق احتیاج دارد، تنبلی یا بی میلی را نمی توان تنها دلیل عقب افتادگی تحصیلی دانست. گاهی علت شکست دانش آموزان را باید در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشی و وضعیت اقتصادی جستجو کرد.
مدرسه درمیان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های مختلف جسمانی، عقلانی، اخلاقی، هنری و غیره پرورش پیدا می کنند.مدرسه کانونی است که در آن دانش آموز در معرض تجربیات جدید قرار می گیرد و وجود همکلاسی ها، شرایط و روابط تازه، عرصه ای را برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می کند، درنهایت آموزش رسمی، فرد را برای یادگیری میراث فرهنگی جامعه در قابل تعلیمات مدرسه ای آماده می سازد.
اودلوم معتقد است که نظام آموزشی امروز برای نیازهای مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت های فردی آنان کافی نیست، نظام آموزشی چنین است که به دانش آموز هرچه گفته می شود، باید انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعی تنبیه و زندگی برای او تلخ می شود. اگر مطالب آموختنی برای دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمی روند. جالب توجه بودن برای روان ما شبیه اشتهای به غذا برای جسم است. همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را رد می کند. موفقیت یک نظام آموزشی مستلزم وجود ۵رکن است:
۱) برنامه تحصیلی مناسب
۲) معلمان کافی و با صلاحیت
۳) کتاب ها و وسائل درسی مناسب
۴) آموزشگاه های مطابق با وضعیت جغرافیایی و با کیفیت مناسب
۵) سازمان اداری مطابق با مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی کشور.
چنان چه برنامه با مرحله سنی کودک مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود و کتاب ها ازنظر محتوا کهنه یا تکراری باشد و توزیع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگیرد یا شرط دیگری تحقق نپذیرد به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت آن می انجامد و سرمایه انسانی، اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست و چه بسا نیروهای فکری درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.
یکی از مسائل و مشکلات اساسی نظام آموزشی هرکشوری مسئله افت تحصیلی است (منظور از افت تحصیلی کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطح رضایت بخش به سطحی نامطلوب است).
عوامل مهم در افت تحصیلی دانش آموزان عبارتند از:
۱) عوامل فردی:
بدون شک یکی از عوامل مهم در افت تحصیلی کمبود هوش و توانائی های ذهنی است، مطالعات نشان داده است که درصد بسیار اندکی (۱۰%) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی فرد است. برای یادگیری و به خاطر سپردن هر مطلبی اولین شرط، توجه به آن مطلب است. بدیهی است که اگر دانش آموز از هوش بالایی برخوردار باشد، ولی به مطلب یا موضوعی توجه نکند، نمی تواند آن را فراگیرد. علت افت و شکست تحصیلی بعضی از دانش آموزان ناشی از عدم توجه به معلم و مواد تدریس شده و نیز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکالیف درسی است.
عامل فردی دیگر انگیزه است که موجب هدایت رفتار فرد به سوی نوعی هدف مطلوب می شود. انگیزه در واقع موتور حرکت هر فردی است. محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند. برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند. وقتی دانش آموزان در اثر شکست در درسی تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند، باید به او کمک کرد تا در درس تازه موفقیت کسب کند. در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس می کند. افرادی که دارای انگیزه پیشرفت بالا هستند به تکالیفی روی می آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی آسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند و برعکس افرادی با انگیزه پایین به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می آورند که بتوانند از دشواری آنها به عنوان بهانه ای برای عدم موفقیت استفاده کنند.
نارسایی های جسمی یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی فردی است. دانش آموزانی که دارای بنیه ای ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند، نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند. این دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بیماری ها از پیشرفت درسی باز می مانند. وجود ضعف در بینایی، ناراحتی های مربوط به ضعف عصبی و مشکلات ارتباطی از جمله این موارد می باشد.
۲) علل خانوادگی:
شاید بتوان گفت مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل، خانواده است، که با مساعد کردن محیط خانواده می توانند باعث پیشرفت فرزندان خود گردند. یکی از مهمترین عوامل افت تحصیلی دانش آموزان فقر مالی خانواده است که می تواند به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی مؤثر باشد. محروم ماندن از غذای سالم و کافی و نداشتن استراحت لازم موجب عقب ماندگی درسی می شود. فقر فرهنگی و بیسوادی یا کم سوادی والدین، فقدان والد یا والدین، مشاجره و ناسازگاری میان والدین و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران از مهمترین علل خانوادگی در افت تحصیلی دانش آموزان است.
۳) علل آموزشی و مدرسه ای: گاهی علت افت تحصیلی و یا شکست درسی دانش آموزان را باید در مدرسه جستجو کرد. شیوه تدریس معلم، برنامه درسی مدرسه که درست طراحی نشده مثلا دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم یا در ساعاتی گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند. پیشداوری های معلم، شرایط فیزیکی کلاس، تعویض معلمان به طور مکرر در طول سال تحصیلی و ارزیابی های نادرست معلمان از عملکرد دانش آموزان، کنترل نامناسب کلاس و فقدان وسایل کمک آموزشی از دیگر علل در افت تحصیلی دانش آموزان هستند. از میان عوامل فوق معلم اهمیت بسیاری دارد. (معلمان شایسته دارای صفاتی چون سلامتی جسمانی و روانی، مهربان بودن، باثبات بودن و منطقی بودن، صبور و بردبار بودن و... هستند). عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی و عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد. اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعاً با نیازها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد، باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنند و تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود. هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است. تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد، زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیت های مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد و این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود. به وسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوشش های خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدف های مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است. چنان چه امتحان به جای این که یک وسیله باشد، یک هدف اصلی به شمار آید، بر کل فرآیند آموزشی اثرات سوء می گذارد و هدف های حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد، در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تأثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند.
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نوآوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود. همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.                         نتیجه گیری استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی، نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدف های آموزش و پرورش راهنمایی کند، بلکه براساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند. به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند. بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیلی و برای و انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود، بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد. گاهی عقب ماندگی در تحصیل بر اثر تنش فکری و وضع آشفته وهیجاناتی است که به مناسبت بلوغ در نوجوانان ایجاد شده است. از یک سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوی دیگر بحران هویت و مسائل ارزشی و از طرفی روابط با والدین و همسالان، نوجوان را بر سر راه های انتخاب قرار می دهد و واقعاً نمی داند از زندگی چه می خواهد و دیگران نسبت به او چه عکس العملی نشان می دهند. این امور باعث ناراحتی، افسردگی و اضطراب نوجوان و در نتیجه عقب افتادگی و شکست در تحصیل می شود.                                        









 

 
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 11:2 |

جهیگاه مشاوره درپیشرفت تحصیلی
جايگاه مشاوره در پيشرفت تحصيلي و رشد همه جانبه عاطفي و اجتماعي دانش آموزان دوره ي عموميتحولات بي حد و حصر در بنيان هاي جوامع ،که بر اثر حرکت از دوران گذار به سمت زندگي ماشيني و صنعتي رخ داده، به پديد آمدن شکاف هايي منجر شده که انسان هاي امروز را ناگزير از همنواسازي خود با شرايط جديد کرده است. در چنين فضايي، بحران هايي پيش روي افراد پديد مي آيد که اگر متوقف نشود دنياي روحي ، رواني آنها را متلاطم مي کند. جايگاه مشاوره در پيشرفت تحصيلي و رشد همه جانبه عاطفي و اجتماعي دانش آموزان دوره ي عمومي

تحولات بي حد و حصر در بنيان هاي جوامع ،که بر اثر حرکت از دوران گذار به سمت زندگي ماشيني و صنعتي رخ داده، به پديد آمدن شکاف هايي منجر شده که انسان هاي امروز را ناگزير از همنواسازي خود با شرايط جديد کرده است.  در چنين فضايي، بحران هايي پيش روي افراد پديد مي آيد که اگر متوقف نشود دنياي روحي ، رواني آنها را متلاطم مي کند. آسيب هاي اجتماعي و روحي و رواني از جمله طلاق، اعتياد، خودکشي ، مشکلات تحصيلي، اختلافات خانوادگي، نارضايتي شغلي، اضطراب ، افسردگي و.....محصول تحولات زندگي صنعتي اند.سؤال اينجاست که در کنار توسعه شگفت انگيز علوم و فنون دانش امروز چه چيزي بايد بتواند پاسخگوي بحران هاي روحي ،رواني انسان ها باشد؟     بحران هايي که متعاقب پيشرفت علوم و تکنولوژي بر انسان ها رخ نموده است . در پاسخ به اين سؤال علم « مشاوره و روانشناسي » قد علم مي کندمشاوره از تمامي فعاليتهاي اخلاقي تشكيل يافته است كه در آن مشاور متعهد، تلاش مي كند تا به مراجع كمك كند تا به آن دسته از رفتارهايي بپردازد كه بتواند به حل مشكلات و مسائل اومنجر شوند. ازطريق مشاوره و راهنمايي فرد نه تنها وضع فعلي خود رادرک مي کند،بلکه از آنچه که به صورت آن در خواهدآمدنيز آگاه مي شود.راجرز معتقد است که هدف بيشتر مشاغل ياري دهنده که شامل مشاوره وراهنمايي نيز مي شود،افزايش رشد شخصي ورواني فرد در مسير رشد اجتماعي است.هم چنين ازطريق « خدمات راهنمايي ومشاوره »مي توان تواناييها ونيز محدوديت هاي دانش آموزان راشناخت واز امکانات موجود حداکثر استفاده را به عمل آورد.مشاور تحصيلي با شناخت دانش آموزان در زمينه هاي گوناگون مي تواند آنان را به رشته هاي تحصيلي مناسب راهنمايي کندوآنان را در حل مشکلات ياري دهد. اهداف آموزش وپرورش زماني تحقق خواهند يافت که برنامه ها و محتواي آموزشي با توجه به نيازها وامکانات دانش آموزان تهيه و اجرا گردند.  .در مقاله حاضرپس از ذکر مقدمه اي چند د رقسمت تجزيه وتحليل مطالب به ترتيب به فايده و اهميت مشاوره،تاريخچه ي راهنمايي و مشاوره،تعاريف راهنمايي و مشاوره،اهداف مشاوره وراهنمايي،ضرورت مشاوره در مدارس ،مشاوره وراهنمايي در نظام آموزش و پرورش ، نقش مشاور در مدارس،امور تحصيلي،تأمين بهداشت رواني،دانش آموزان و مهم ترين وظايف کادر آموزشي در برابر برنامه مشاوره و راهنمايي پرداخته شده است.

مقدمه:
انسان تنها موجودي است که با همنوعان خودبه تبادل نظر مي پردازد وبراي شناخت وحل مشکلات خود با آنان مشورت وازراهنمايي آنان استفاده مي کند .راهنمايي ومشورت درطول زندگي آدميان مطرح بوده وآنان باکساني که مورد قبول واعتمادشان بوده مشورت مي کرده اند .باتوسعه علوم انساني ورشدعلوم رفتاري به راهنمايي ومشاوره به عنوان شاخه اي مستقل ازعلوم رفتاري توجه شد. امروزه راهنمايي ومشاوره به صورت حرفه اي ياورانه براي کمک به افرادي است که دررشد،سازگاري ،تصميم گيري،روابط خانوادگي،مهارتهاي اجتماعي وشيوه زندگي مشکلاتي دارند ومشاوره به اين افراد کمک مي کند تاراه حل مناسبي براي مشکلات بيابند.

اهميت مشاوره و مشورت در دين مقدس اسلام کراراً مورد توجه ائمه ي اطهار و بزرگان دين قرار گرفته است .
بشر امروز در يک دوره ي پيچيده زندگي مي کند ، يکي از مشخصات اين دوره ، تخصصي شدن مسائل و وابستگي افراد به يکديگر جهت استفاده از تخصص آنها براي تداوم يک زندگي متعادل است . لذت بردن از زندگي شخصي و رشد و تعالي شخصيت ، شکوفا نمودن استعدادها و ارضاي نيازها ، اعم از نيازهاي اوليه ي جسماني ، نياز به امنيت و آرامش ، نياز به تعلق نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ، نياز به احترام و نياز به شکوفايي در دنياي امروز فرايند ساده اي نيست ، در تمام اين مراحل به مشاور و مشاوره نيازاست .
وظيفه نهاد آموزش و پرورش ، در آماده کردن دانش آموزاني که نيروي انساني فردا تلقي مي شوند ، براي مواجهه و سازگاري با مقتضيات قرن بيست و يکم که از حساسيت ويژه اي برخوردار است بسيار حساس و سنگين است . اضطراب ، افسردگي ، سوء مصرف مواد مخدر ، رفتارهاي نابهنجار ، مشکلات تحصيلي ، گرايش ارتباط با جنس مخالف از عمده ترين مشکلات رواني اجتماعي دانش آموزان است ، به طوري که بيش از 32 درصد دانش آموزان از نوعي مشکل اجتماعي رواني رنج مي برند .

اهداف آموزش وپرورش زماني تحقق خواهند يافت که برنامه ها و محتواي آموزشي با توجه به نيازها وامکانات دانش آموزان تهيه و اجرا گردند.ازطريق « خدمات راهنمايي ومشاوره »مي توان تواناييها ونيز محدوديت هاي دانش آموزان راشناخت واز امکانات موجود حداکثر استفاده را به عمل آورد.مشاور تحصيلي با شناخت دانش آموزان در زمينه هاي گوناگون مي تواند آنان را به رشته هاي تحصيلي مناسب راهنمايي کندوآنان را در حل مشکلات ياري دهد.گرچه آشنايي معلم با فنون راهنمايي تدريس و عملکرد او را مؤثر وپربار مي سازد،ولي معلم به تنهايي نه مي تواند ونه فرصت داردبه تمام مسائل و مشکلات رواني وخانوادگي وتحصيلي دانش آموزان رسيدگي کندوبراي هر کدام راه حل ارائه دهد.ازاين رو،مشاور تحصيلي با همکاري معلم وخانواده و مسئولان مدرسه مي توانددانش آموزان را در جهت رفع مشکلات تحصيلي و خانوادگي و رواني وتأمينثبات عاطفي ياري دهدونهايتاً نيل به اهداف آموزش وپرورش را ممکن سازد.

فايده و اهميت مشاوره و راهنمايي
راهنمايي کودکان ونوجوانان وبزرگسالان يک فراگرد بسيار مهم و استثنايي در حل مشکلات و معضلات اين طبقات سني مي باشد.ضرورت مشاوره و راهنمايي قبل از هر چيز ديگر، در رابطه با حرفه و شغل و مخصوصاً در نظام جديد آموزش و پرورش مطرح مي باشد.
چگونگي تجديد نظر و تغيير يک برنامه تربيتي مفيدوسازنده و خلاق به عنوان يک اصل مسلم در جهت توسعه و پيشرفت فرهنگ وتمدن آشکارشده است.پيدايش انقلاب صنعتي در اروپا وانقلاب در تکنولوژي و فرستادن اقمار مصنوعي به فضا،نياز مراکز صنعتي به نيروهاي ماهري که حداکثر کارايي و بازدهي را داشته باشند، همه وهمه تغيير و تحول را در نظام آموزشي کشورها ضروري ساخته است.
اينکه چرا بايد برنامه هاي آموزش و پرورش تغيير وتحول يابند،و همچنين عوامل پيدايش راهنمايي در آموزش و پرورش مربوط به عللي است که مهمترين آنها افزايش بي رويه ي جمعيت به ويژه جمعيت جوان کشورها و افزايش دانش آموزان و عدم تعادل در توزيع دانش آموزان در رشته ها و شاخه هاي تحصيلي ،ضرورت برقراري تعادل بين بازار کاروتربيت نيروي انساني و افت تحصيلي مي باشند.
آيا با اضافه کردن چند درس يا ادغام نمودن دو يا چند ماده درسي و يا تغيير نام بعضي از مواد درسي مي توان گفت که تغيير به وجود آمده است؟پاسخ اين سؤال منفي است .بايدخاطر نشان ساخت که هرگونه اصلاح و تجديد نظر ويا تغييرات اساسي مي بايد از جميع جهات مورد توجه قرار گيردو نيز بايد مشکلات آن را پيش بيني کرده،راههاي رسيدن به اين هدفها را جستجونموده وجهت اساسي آن راروشن ساخت.
با توجه به همين نکات است که اهميت و ضرورت مشاوره و راهنمايي به عنوان يک اصل مهم در جريان تعليم وتربيت آشکار مي گردد.مدرسه به عنوان يک نهاداجتماعي بايد متناسب با احتياجات فردي و مقتضيات جامعه باشد.چون جوامع پيوسته در اثر عوامل مختلف (نظير جنگ ونزاع،بيماري،عوامل طبيعي ،انقلاب و غيره )تغيير مي يابند،مدرسه هم به عنوان يک نهاداجتماعي بايد متناسب با تغييرات جامعه تحول يابد.مدارس بايد با تحولات فرهنگي،علمي و اجتماعي هماهنگ و همگام باشند وبراي پيشرفت در اين زمينه ها،متغير و متحول گردند.
تاريخچه راهنمايي ومشاوره:
دربين ممالک صنعتي،امريکاي شمالي نخستين کشوري است که درآن مراکز ويژه راهنمايي ومشاوره تأسيس شده وازميان افرادي که نخستين بار به ايجاد مرکز راهنمايي در آن سرزمين اقدام کرده اند بايد از فرانک پاستور نام برد که درسال 1908 اولين مرکز راهنمايي راکه درحقيقت مرکز راهنمايي حرفه اي بود درشهر بوستن تأسيس کرد.سال 1332 را مي توان مبدأ شروع راهنمايي به معني خاص آن در کشور خود بدانيم درسال 1334 دراداره مطالعات وبرنامه ها دايره اي بنام دايره تحقيقات روانشناسي بوجود آمد که به تهيه برخي تستهاي هوش وسنجشهاي رواني مبادرت کردوسرانجام کنگره هاي منعقده درتابستانهاي 37 و38 راهنمايي درمدارس را امري ضروري تشخيص داده ومرکزراهنمايي در اداره کل تعليمات متوسطه به وجود آمد. درسال 1347 اداره کل آموزش راهنمايي تحصيلي دروزارت آموزش وپرورش تأسيس گرديد ودرسال 59 طي بخشنامه اي برنامه راهنمايي ومراکز مشاوره وراهنمايي تعطيل گرديد. از ابتداي سال 67 ضرورت وجود مشاورين درمدارس احساس شد ومجدداً اين رشته شروع به جذب دانشجو نمود.
تعاريف راهنمايي و مشاوره
مطالعه ي نظام هاي آموزشي جهان نشان مي دهد که از خدمات راهنمايي و مشاوره به عنوان تسهيل كننده ي فرايند تعليم و تربيت در دوره هاي مختلف تحصيلي به شكل مطلوب سود برده اند. براي راهنمايي تعاريف گوناگوني بيان شده است كه ضمن برخوداري از تنوع ،از وجوه مشتركي نيز بهره مند هستند. براي رعايت اختصار و پرهيز از اطاله كلام تنها به يكي از آن تعاريف بسنده مي كنيم:راهنمايي كوششي است انساني ،براي ايجاد حداكثرتوافق ممكن بين خصوصيات فرد مورد راهنمايي و متقضيات فعاليتي ( تحصيلي يا حرفه اي ) كه بدان مشغول خواهد شد ( شكوهي 1367 ) .
مفاهيمي كه در راهنمايي بكار برده شده است بسيار متنوع و از تنوع ديدگاهي ،بخش عظيمي از فرايند تعليم و تربيت را شامل مي شود . گزاره هاي ذيل مؤيد اين موضوع است :
- راهنمايي بخشي از كل جريان تعليم و تربيت بطور اعم و مدرسه بطور اخص است .
- راهنمايي يك سلسله خدمات و كوشش هاي منظم و سازمان يافته است .
- منظور از راهنمايي فرد ،كمك به تصميم گيري آگاهانه وعاقلانه و قرار گرفتن درمسير رشد و پرورش قوه قضاوت است .
چنانچه راهنمايي را دايره عظيمي از فعاليتهاي تربيتي در آموزش و پرورش بدانيم مشاوره به عنوان دايره كوچكتري در قلب آن دايره عظيم جاي دارد. به عبارت ديگر يكي از مهمترين خدمات راهنمايي، خدمت مشاوره است.
تعريف مشاوره
يكي از جديدترين تعاريف مشاوره عبارتي است كه در سال 1965 توسط كرومبولتز بيان شده است . اومي گويد: مشاوره از تمامي فعاليتهاي اخلاقي تشكيل يافته است كه در آن مشاور متعهد، تلاش مي كند تا به مراجع كمك كند تا به آن دسته از رفتارهايي بپردازد كه بتواند به حل مشكلات و مسائل اومنجر شوند.
اما جامع ترين تعريف مشاوره توسط بوركس و استفلر بيان شده است . به گونه اي كه تقريبا به همه جنبه هاي كار يك مشاور در فرايند مشاوره اشاره نموده اند.
«مشاوره به رابطه حرفه اي بين يك مشاورآموزش ديده و مراجع دلالت دارد. اين رابطه معمولا ميان دو نفر است . اگر چه بعضي مواقع مشاوره با بيش از دو نفر صورت مي گيرد. اين رابطه براي كمك كردن به مراجعان جهت درك و روشن كردن نظرات آنان در مورد محيط زندگي خود و ياد دادن راه رسيدن به اهداف انتخاب شده فردي از طريق انتخاب راههاي سنجيده و با معناي فردي و حل مشكلات هيجاني وميان فردي برگزار مي شود».

اهداف مشاوره و راهنمايي
در تعاريفي که از راهنمايي به عمل آمده تصريح شده که به فرد کمک شودتا خود را بشناسد.منظور وهدف از اينکه فرد خود را بشناسد اين است که با اين شناسايي به صورت انساني مؤثرتر و خلاقتر ودر نتيجه شادمانتر درآيد.چنين فردي در معنايي که کارل راجرز بيان داشته به صورت فعالتر ظاهر مي گردد.
ازطريق مشاوره و راهنمايي فرد نه تنها وضع فعلي خود رادرک مي کند،بلکه از آنچه که به صورت آن در خواهدآمدنيز آگاه مي شود.راجرز معتقد است که هدف بيشتر مشاغل ياري دهنده که شامل مشاوره وراهنمايي نيز مي شود،افزايش رشد شخصي ورواني فرد در مسير رشد اجتماعي است.
بدين طريق راهنمايي داراي دو هدف مي باشدکه هدف آني و ديگري هدف غايي و نهايي مي باشد.
1.هدف آني راهنمايي
هدف آني راهنمايي کمک و راهنمايي فرد در حل مشکلات تحصيلي،خانوادگي واحياناً شغلي است، که اين را علاج واقعه قبل از وقوع مدانند وباعث جلوگيري از اتلاف سرمايه مادي و معنوي فرد در راهي ناشناخته مي شود.
2.هدف غايي ونهايي
عبارت است از اينکه فرد خودقادرباشديا بتواندکه با بينش صحيح به حل مشکلات خويش پرداخته و عاقلانه رفتار نمايد.اين است که راهنمايي آني شرط لازم و مکمل راهنمايي غايي ونهايي وخود رهبري مي باشد.
از آنجايي که قشر دانش آموز بيش از هر طبقه سني ديگري نياز به مشاوره و راهنمايي دارد،لذا بيشترين اهداف اين دانش مربوط به مواردي مي شود که در مدارس جنمبه عملي به خود مي گيرد.معمولاً هدفهاي يک دوره تحصيلي به طور به صورت زير تحقق مي يابد:
الف-برنامه هاي تحصيلي مربوط به آينده
ب-تحصيلات حرفه اي
ج-فعاليت هاي هنري
د-فعاليت هاي مربوط به حفظ سلامت جسمي و فکري
ه-رشد علائق اجتماعي
منظور از اين اهداف اين نيست که تنها دانش آموز در يک يا چند فعاليت مربوط به اين هدفها شرکت نمايد،بلکه لازم است برنامه راهنمايي تحصيلي به طريقي ترتيب يابد که دانش آموز با هر کدام از اين اهداف درگيري فعالانه داشته باشد.به هر طريق،مشاوره و راهنمايي در دوران تحصيل ،اهداف گوناگون و وسيعي را در هر مقطع تحصيلي دنبال مي کند.در خانواده و جامعه نيز اهدافي را دنبال مي کند که يکي از مهمترين آنها تجديد سازماندهي خود است.
ضرورت فعاليتهاي راهنمايي ومشاوره درمدارس:
يکي از نهادهاي اجتماعي، نهاد آموزش وپرورش است که مسئوليت مهمي درتربيت کودکان ،نوجوانان وجوانان بر عهده دارد .نگاه گسترده به نقش آموزش وپرورش به عنوان عاملي مؤثر در فعليت بخشيدن به امکانات بالقوه وذاتي افراد ،انتقال اندوخته ي تجارب گذشتگان ،ارائه ارزشهاي مطلوب،افزايش معلومات وايجاد مهارتهاي لازم درافراد براي زندگي وبالاخره تسهيل مسير حرکت وجودي آدمي به سوي کمال اهميت اين نهاد اجتماعي را بيش ازپيش نشان مي دهد. گسترش کمي آموزش وپرورش نشانگر گرايش واستقبال همگان به اثر بخشي اين نهاد وگسترش کيفي آن ناشي ازتوسعه معارف ،علوم ورشد بي وقفه تکنولوژي است که اين دو بر پيچيدگي وظرافت جريان آموزش وپرورش افزوده است.بنا براين براي تحقق اهداف تعليم وتربيت ورشد شخصيت کودکان ونوجوانان بايد ازخدمات راهنمايي ومشاوره بخوبي استفاده کرد. نقش راهنمايي در آموزش وپرورش افراد به حدي است که عده اي ازصاحب نظران آن را به نوعي تعليم وتربيت گفته اند وبعضي راهنمايي راتسهيل کننده جريان تعليم وتربيت مي دانند. اگر تربيت را به معني نشو ونمادادن،زياد کردن ،برکشيدن وبه حداعتدال سوق دادن آدمي بدانيم ، تعليم رارشددادن آدمي درتسهيل جريان رشد وکمال آدمي خواهيم يافت. مهمترين عواملي که درضرورت راهنمايي ومشاوره وتوسعه آن درنظامهاي آموزش وپرورش مؤثر بوده اند عبارتند از:
1-توجه به اصالت کودک وآموزش وپرورش وي 2- وجود تفاوتهاي فردي دردانش آموزان وضرورت شناخت وتوجه به اين تفاوتها درامرآموزش وپرورش 3- وجود استعدادهاي عمومي واختصاصي در دانش آموزان وضرورت شناخت وپرورش تدريجي وسنجش آنها 4- رشد جمعيت وافزايش گرايشها و علاقه مندي به تحصيل درسطوح مختلف وگسترش علوم وتکنولوژي5- تراکم وتنوع واحدهاي درسي دررشته هاي تحصيلي وضرورت انتخاب مناسب 6- توسعه مشاغل وحرفه وضرورت انتخاب شغل مناسب 7- تغييرنگرشها وارزشهانسبت به انتخاب رشته هاي تحصيلي وانتخاب شغل 8-گسترش نيازهاي جامعه به نيروي انساني درسطوح مختلف مهارت 9-وجود مسائل ومشکلات جسماني،عاطفي، اجتماعي،رفتاري، تحصيلي وخانوادگي دردانش آموزان.
خصوصيات مشاوران

خصوصياتي که مشاورين را بدين وسيله متمايز ومشخص مي سازد، موضوع تحقيق بسياري از دانشمندان بوده است. اين گونه تحقيقات از موقعي که مطالعه نقش و وظيفه مشاور در سال 1960 به وسيله اتحاديه امريکايي کارکنان راهنمايي آغاز شد، گسترش يافته است.در سال 1951،ماورر نوشت که رشد شخصي يا پختگي ،مهمترين خصوصيت مشاوران مي باشد،اما روش صحيحي براي ارزيابي آن وجود ندارد.هامرين و پولسون ، مطالعه اي را براي اين مسئله به تحقيق گذاشتندکه در آن 91 مشاور،خصوصياتي را که به نظرشان عمل مشاوره را تسهيل مي کرد بيان نمودند. اين خصوصيات به ترتيب فراواني پاسخها به شرح زير به دست آمده است:
1 .فهم يا ميزان درک مشاور 2.زمينه همدردي در جريان مشاوره 3.ثبات وپايداري 4.حوصله و بردباري
6.عينيت 7.صميميت 8.حضور ذهن 9.انصاف 10.سعه صدر 11.پاکي و صداقت
12.آرامش 13.داشتن فکري باز 14.هوش 15.تعادل اجتماعي 16.ابتکار و خلاقيت

اينها خصوصياتي بودند که در مطالعه و تحقيق هامرين و پولسون به ترتيب اولويت ، توسط مشاوران شرکت کننده در تحقيق (به تفکيک) خاطر نشان شده بودند. اما اتحاديه تعليم و تربيت و سرپرستي مشاوران، شش خصوصيت ذيل را براي مشاوران قلمداد کرده و لازم مي داند:
1. اعتقاد با هر فرد 2. تعهد در برابر ارزشهاي انساني 3. آگاهي از دنيا 4. داشتن فکري باز 5 . شناخت خود 6. تعهد حرفه اي
راهنمايي و مشاوره درنظام آموزش وپرورش دونقش راايفا مي کند:
1- کمک به فرد فرد دانش آموزان به منظور سازگاري با محيط،حل مسائل ومشکلات شخصي ،بروز وظهور استعدادها ورشد وتکامل آنان
2- کمک به دانش آموزان درانتخاب مناسبترين راه ازنظر رشته هاي تحصيلي وانتخاب مناسب شغلي وبرنامه ريزي وآمادگي براي زندگي
3-ارائه خدمات راهنمايي اعم از:
1-خدمات اطلاعاتي:منظور از اين خدمت عرضه اطلاعات نظام يافته اي است تا دانش آموزان بتوانند آگاهي کافي نسبت به برنامه هاي درسي،رشته هاي تحصيلي،مقررات وآئين نامه هاي امتحاني، امکانات آموزشي،حرفه اي وشغلي بدست آورند.تاازروي بصيرت راههاي مناسب راانتخاب کنند.عرضه اطلاعات لازم درزمينه روشهاي صحيح مطالعه ويادگيري دروس درمدرسه ،اهميت وارزش علم آموزي،اهداف وانگيزه هاي تحصيلي،آداب وروشهاي برخورد انساني درمحيط مدرسه،انواع مسايل مشترک دانش آموزان وچگونگي برخوردبا مسايل وشيوه هاي تقويت اراده وراههاي خودسازي درمدارس بسياربجا وضروري خواهد بود.
2- خدمات مشاوره اي: هدف از اين خدمت درمدارس برقراري ارتباطي اساسي بين دانش آموزان ومشاوران است خدمات مشاوره اي، خودشناسي دانش آموزان راتسهيل مي کند ودانش آموزان راياري مي دهد تاازطريق ترکيب وتطبيق اطلاعات مربوط به خود ومحيط ،مشکلات خودرا باز يابندوحل کنندوبه تصميم گيري مناسب بپردازند. اين امر مستلزم وجود مشاوراني است که براي اين مهم تربيت وآماده شده اند تا دانش آموزان را درحل مشکلات واتخاذ تصميم هاي معقول ومناسب ياري دهند. مشاوران، رکن اصلي وپايه اساسي برنامه راهنمايي هستند.افرادي که براساس دانشهاي نظري وتجارب علمي ،صلاحيتهاي همه جانبه رابراي کمک به دانش آموزان ورفع مشکلات متعددومتنوع آنان بايد داشته باشند . مشاوران مدارس بايد علاقه مند به دانش آموزان وآگاه به مراحل رشد وتربيت آنان،واقف به اصول ومباني روانشناسي،تعليم وتربيت وجامعه شناسي وقادربه بهره مندي ازاصول وفنون راهنمايي ومشاوره وداراي تجربه کاري باشند. مجموعه تلاش وکوششهايي که به شناخت استعدادها ورغبتهاي دانش آموزان منجر مي شود ياآنان را درانتخاب رشته هاي تحصيلي ويا شغلي ورفع مشکلات شخصي وسازشي ياري مي دهد جزووظايف مشاوران به حساب مي آيد. برنامه راهنمايي ومشاوره درمدارس متوسطه در سه بعد تحصيلي،شغلي وتربيتي انجام مي گيرد.
نقش مشاوردرمدارس:
مشاوران باتسهيل جريان رشد همه جانبه ي فرد،آموزش مهارتهاي زندگي فردي ،اجتماعي ،کاهش وحذف موانع رشد،خودشناسي ومحيط شناسي وارائه ساير خدمات ياورانه ي روانشناختي درمدارس نقش بسيارحساسي دارند. عمده ترين اهدافي که مي توان ازطريق خدمات راهنمايي ومشاوره به آنها دست يافت عبارتند از:
الف:رشد وتوسعه قواي فکري ومعنوي وعقلي دانش آموزان1. ايجاد پيشرفت درکسب مهارتهاي مطالعه 2- راهنمايي دانش آموز براي انتخاب رشته هاي تحصيلي 3- طرح ريزي براي انتخاب دروس،براي ادامه تحصيلات 4- ترغيب دانش آموز براي بهره برداري خويش بينانه وخلاقانه از نيروي خويش
ب: رشد وتوسعه مهارتهاي شغلي وحرفه اي دانش آموز
1- ياري کردن دانش آموزان تا ازتوانائي ها وعلائق حرفه اي خويش آگاه شوند. 2- ياري کردن دانش آموزان تا ازموقعيتها وفرصتهاي استخدامي وشغلي جامعه مطلع شوند.3- ياري کردن دانش آموزان تا بر اساس شناسايي خويش وفرصتهاي حرفه اي ،به توسعه وپيشرفت در حرفه وشغل خود بپردازندوطرحها وتصميمات خود را مؤثر سازند.
ج: رشد وتوسعه شخصيت دانش آموز
1.ياري کردن دانش آموز تابراي خود به عنوان عضوي از جامعه احترام قائل شود. 2- ياري کردن دانش آموز تادرايجاد روابط ومناسبات متقابل ،داراي شايستگي شود. 3- همکاري با معلمان درتدارک محيط سالم ومساعد درکلاس تا به رشد رواني دانش آموزان کمک شود. 4- ارتباط با والدين به منظور ايجاد شناخت رفتارهاي طبيعي ونيازمنديهاي رواني جوانان.
نقش مشاور درامور تحصيلي
دانش آموزان درجريان تحصيل با مشکلات زيادي مواجه مي شوند که مشاور مي تواند دررفع اين مشکلات کمکهاي مؤثري به دانش آموزان ارائه دهد که پاره اي ازاين مشکلات را مي توان به شرح زير شمرد.
1- ضعف پايه ي تحصيلي: در مورد چنين دانش آموزاني مشاور بايد براي فراگيري دروس پايه از نقطه اي که ضعف دارد برنامه ريزي کند وبا کمک خانواده ضعف پايه اي اورا جبران کند. فشار آوردن ووادار کردن دانش آموز به زحمات شبانه روزي درسطح بالاي تحصيلي بدون توجه به پايه بي فايده است .آماده کردن دانش آموز واولياي وي براي چنين برنامه اي نياز به جلسات مشاوره اي دارد که متولي آن مشاور مدرسه است.
2- کمبود يانبود انگيزه تحصيلي:دانش آموزاني وجود دارند که ازنظر هوشي درحد طبيعي وظرفيت لازم براي يادگيري را دارند،اما انگيزه اي براي درس خواندن ندارند. درمورد اينگونه دانش آموزان که تعدادشان نيز کم نيست مشاوربايد علت تنبلي راجستجو وبراي درس خواندن آنها ايجاد انگيزه کند.تشويق کردن به نحوه هاي مختلف،ايجادزمينه هاي موفقيت براي دانش آموز،اورا به هنگام ،تأييد کردن ودرمجموع به کار بردن انگيزه هاي طبيعي مي تواند کارسازباشد. مشاوران با همکاري ساير عوامل آموزشي وپرورشي مي توانند درسه سطح پيشگيري اوليه، ثانويه وثالث اقدام به فعاليت نمايند. مدرسه مکان مناسبي براي اجراي برنامه هاي پيشگيري ازمشکلات رواني و عاطفي است وبخش مهمي ازرسالت مدرسه به آموزش سازگاري عاطفي فرد درزندگي اختصاص دارد.لذا مدرسه بهترين فضا وفرصت براي آموزش ترويج شيوه هاي سازگاري صحيح درزندگي فردي واجتماعي است .مشاوران دربعد پيگيري اوليه با آموزش مهارتهاي زندگي وبا ارائه خدمات راهنمايي ،مشاوره واطلاع رساني در زمينه هاي تربيتي،تحصيلي وشغلي وتسهيل روند ارضاي نيازهاي اساسي دانش آموزان،ازجمله شکوفايي استعدادها وتوانمنديها احساس خود ارزشمندي واعتماد به نفس، خود شناسي وارتقاي سلامت رواني آنان نقش مؤثري را ايفا مي کند. اينگونه خدمات ازطريق تدريس درس مهارتهاي زندگي درقالب ساعت پرورشي،اجراي آزمونها وانجام فرايند هدايت تحصيلي واطلاع رساني شغلي وآموزش فرايند برنامه ريزي تحصيلي وطرح ريزي شغلي درفرصتهاي مناسب اجرا مي شود.
نقش مشاوران درتأمين بهداشت رواني دانش آموزان
دانش آموزاني از سلامت رواني برخوردارهستند که اولاٌ خودرا فردي ارزشمند وقابل احترام بدانند وبه تواناييهاي خود اطمينان داشته باشند.ثانيا بتوانند بدون دغدغه خاطر وناراحتي با واقعيات زندگي مواجه شوند وکل وجودشان را همانگونه که هست بشناسند وبپذيرند،ثالثاٌ با آرامش خاطر واحساس امنيت وبا شوق واميد زندگي کننددانش آموزي که با بحران ومشکل رواني مواجه است توانايي ايستادگي دربرابر فشارهاي وارده را ندارد ودرحل مشکلات به طور منطقي وسنجيده عاجز است وتعادل رواني بهم خورده اي دارد .چنين دانش آموزي جهت حل مشکل وبرقراري تعادل به مشاوره نياز دارد. مشاورين ازعوامل مؤثر تأمين بهداشت رواني دانش آموزان درمدارس مي باشند.استفاده ازخدمات راهنمايي ومشاوره درآموزش وپرورش، درنهايت به تأمين بهداشت رواني دانش آموزان منجر مي شود.دربهداشت روانيف بهترزيستن وسلامت فکر وبهبود روابط اجتماعي ضرورت دارد.هدف اصلي بهداشت رواني تأمين سلامت فکر وروان و سالم سازي محيط فردي و اجتماعي است . مشاور بي آنکه کسي را به دوش بکشد يا به پيش و پس براند چشم انداز تازه اي را به ماجراهاي ذهني او مي گشايد.چشم انداز و نگاهي که به آدمي مجال زيستن مي دهد و فرصتي فراهم مي کند تا فرد خودش را در ذهنش بازسازي کند و قدرتي را دراختيار فرد مي گذارد تا با بهره گيري از آن نوع جديدي از حضور را در پهنه ي روابط بين فردي تجربه کند . افزون بر اين، مشاور وظيفه نظارت بر خويش را نيز بر دوش مي کشد
بخشي از مهمترين فعاليتهاي اجرايي که مشاوران مي توانند در تامين بهداشت رواني دانش آموزان انجام دهند عبارتند از : 1 -شناخت محدوديتهاي رواني ، فيزيکي دانش آموزان 2- ايجاد ارتباط صحيح و اصولي بين دانش آموزان و اولياي مدرسه 3 -فراهم آوردن فرصت مناسب براي دانش آموزان به منظور خودشناسي و يادگيري روشهاي حل مساله و تصميم گيري 4- مصاحبه هاي فردي براي شناخت مشکلات دانش آموزان و راهنمايي آنها 5-برگزاري جلسات مشاوره فردي و گروهي با دانش آموزاني که مشکلات تحصيلي و خانوادگي و شخصي دارند 6-تشويق دانش آموزان به همکاري هاي اجتماعي 7- ايحاد هماهنگي بين فعاليتهاي خانه و مدرسه به منظور بهبود وضعيت تحصيلي و رفتارهاي دانش آموزان 8 -برگزاري جلسات مستمر بحث و گفتگوبا دانش آموزان و تلاش در جهت حل مسائل و مشکلات آنان 9- تشکيل جلسات مشاوره با خانواده و ياري دادن والدين براي رفع مشکلات دانش آموزان به شيوه اي درست 10- ارزيابي نيازها و بررسي مشکلات دانش آموزان در زمينه مسائل شخصي ،خانوادگي ،اجتماعي ،تحصيلي،اخلاقي و انضباطي 11- تنظيم و اجراي برنامه هاي آموزشي در زمينه هاي رشد و پيشگيري و درمان مشکلات 12- همکاري با معلمان و کمک به آنان در حل و فصل مشکلات دانش آموزان و شرکت درشوراهاي مدرسه 13- انطباق دانش آموزان با محيط مدرسه ،معلم و دروس و ايجاد انگيزه هاي مناسب براي درس خواندن و عدم احساس ناتواني درموارد شکست تحصيلي با نگاه جامع به اهداف و وظايف آموزش و پرورش .
تفکيک و مرز بندي دقيق بين راهنمايي و مشاوره ي تحصيلي با ساير ابعاد راهنمايي و مشاوره ازجمله راهنمايي و مشاوره تربيتي ، شغلي و حرفه اي اصولي و منطقي نيست .مشکلات دانش آموزان ،زنجيره اي از عوامل فردي و اجتماعي است که نيازمند ديدي جامع نگرو نظام مند به استعدادها و توانائيها و علائق، شخصيت ،ساختار و وضعيت خانواده و ساير متغيرهاي محيطي است . مشاور مدرسه با آگاهي از ارتباط تنگاتنگ مشکلات تحصيلي با زمينه هاي رواني -اجتماعي دانش آموزان , با استفاده از متون و روشهاي راهنمايي و مشاوره از طريق شيوه هاي مختلف فردي ،گروهي و خانوادگي به دانش آموزان کمک مي کند تا با بررسي هاي همه جانبه مشکل بتوانند راه حل يا راه حلهاي مناسب را انتخاب و براي اجراي آنها برنامه ريزي نمايند و در نهايت عملکرد دانش آموزان در ابعاد مختلف بهبود يابد.
يکي از روشهاي مشخص کردن نقش مشاوران اين است که ببينيم شاگردان،معلمان،مديران و والدين (يعني گروهي که مشاوران به آنها خدمت مي کنند) آنها را چگونه درک مي کنند.پيدا کردن آگاهي در اين مورد، چگونگي پذيرش مشاوران را از طرف اين افراد مشخص مي سازد.
تحقيقاتي که راجرزدر زمينه فوق به عمل آمده،معلوم کرده است که بيشتر دانش آموزان معتقدند که برنامه راهنمايي روي هم رفته با ارزش مي باشد،اما بايد خاطر نشان ساخت که دانش آموزان مورد مشاوره راجرز ،جز در مورد انتخاب حرفه ورشته تحصيلي در بقيه موارد، برنامه راهنمايي را منبعي ياري دهنده تلقي نمي کنند شايد يکي از علل اين موضوع عدم پذيرش مشاوران ازجانب شاگردان و نبودن تفاهم ميان آنها باشد.
در رابطه با عقايد معلمان نسبت به مشاوران ،بايد گفت که« پيرسون» مطالب زير را يک انگيزه احتمالي عقايد خصمانه درباره مشاوران مي داند.براي معلم قبول اين که در مدرسه به وجود متخصصان روابط انساني نياز هست،مشکل مي باشد.زيرا اعتراف به ضرورت وجود اين گونه متخصصان،مستلزم اين است که معلمان را محدود سازد و اين همان چيزي است که معلمان نمي خواهند با آن روبه رو گردند.
مديران هم نسبت به ضرورت وجود مشاوران در مدرسه ، عقايد مخالفي دارند. در مقاله اي از يک مدير مدرسه که در مجله « لوک» نقل گرديده است، کار مشاوران را در مدرسه مربوط به مسئله شاگرداني که مدرسه را ترک مي کنند،داراي کمترين ارزش مي داند و معتقد بود که مشاوران از لحاظ آمادگي و خصوصيات شخصي در درجه دوم اهميت قرار دارند.اين مطلب توسط کاريکاتوري که به وسيله مدير مذکور رسم شده بود،نمايان گرديد اين کاريکاتور روشن مي ساخت که مشاوران در هر سطحي که مورد ارزيابي قرار گيرند، افرادي غير مؤثرمي باشند. نتايج تحقيقات ديگر مربوط به قبول مشاوران از طرف اکثريت مديران، نشان مي دهد که آنها،مشاوران را افرادي همه کاره مي دانند.با اينکه نظريات ذکر شده ظاهراً با هم مرتبط نيستند اما در واقع رابطه نزديکي ميان آنهاوجود دارد.در نظر گرفتن کار مشاور از لحاظ معيار اداري (براي مثال کارايي ) مخصوصاً با توجه به انتظارات نابجاي مديران ، صحيح به نظر نمي رسد. اختصاص دادن وظيفه اي به يک فرد و توقع اينکه آن فرد همه کاره باشد،نشانگر اين است که مديران جريان واقعي کار را مخفي نگه مي دارند و بدون ترديد اگر فردي را براي انجام کاري استخدام کنند و بعداً وظيفه ديگري به او محول کنند، او نمي تواند وظيفه اصلي خود را به خوبي انجام دهد. اما عقايد والدين درباره مشاوران داراي اهميت خاصي مي باشد.« اورايف » معتقد است که والدين وظايف مشاوران را به ترتيب ذيل درجه بندي مي کنند:
1.برنامه ريزي
2. تلاش براي حل مسائل مدرسه
3. مشاوره با شاگردان در مورد حرفه آينده آنها
4.مشاوره با شاگردان درباره مسائل شخصي.
وظليف کادر آموزشي و اداري مدرسه در قبال مشاوره و راهنمايي
جريان مشاوره و راهنمايي ، زماني در مدارس موفق خواهد گرديد که به عنوان جزئي از کل برنامه آموزشي مدرسه مطرح شود و هر کدام از پرسنل و کارکنان مدرسه اعم از مدير و معاون و آموزگاران وظيفه خود را در قبال هسته مشاوره به خوبي انجام دهند.
مهمترين وظايف کادر آموزشي در برابر برنامه مشاوره و راهنمايي عبارتند از: 1. حمايت از برنامه هاي مشاوره کمک به مشاوره در جهت شناخت دانش آموزان و تسريع انجام کارهاي مشاوره. 2.معرفي دانش آموزان مشکل دار توسط آموزگار به مشاور،جهت کمک و حل مشکل آنها.
3.هماهنگ کردن برنامه مشاوره با ساير برنامه هاي مدرسه.
4. همکاري با مشاوران در جهت شناسايي استعدادهاي شاگردان.

نتيجه گيري
برنامه هاي راهنمايي مدارس را در گذشته به صورت تأمين نيازمنديهاي آموزشي،حرفه اي،رواني و اجتماعي کودکان تشريح کرده اند.اما اغلب برنامه هاي راهنمايي در راه تأمين يک يا دو منظور اقدام نموده وبقيه اهداف را در درجه دوم اهميت قرار داده و فقط به طور اتفاقي در برآوردن آنها اقدام کرده است،امروز در برنامه هاي مشاوره به همه جنبه هاي ذکر شده در بالا توجه مي شود،به عبارت ديگر مشاوره ميدان عمل خود را توسعه داده ودراختيار دانش آموزان در همه ي مقاطع تحصيلي قرار داده است.
در گذشته مشاوره خدمتي رسمي ولي سازمان نيافته بودکه به انتخاب شغل محدود مي گشت وامروز به صورت يک سلسله خدمات راهنمايي وشخصي بسيار پيشرفته وهماهنگ درآمده است،بنابراين مشاوره شامل تمام جنبه هاي رشدوتکامل شاگرد است.در گذشته راهنما شخصي ناصح بود وامروز نقش مشاور،ارزيابي کننده ي پيشرفت فرد،کمک دهنده به او در حل مشکلات ،رابط بين خانه ومدرسه و هماهنگ کننده ي فعاليتهاي راهنمايي کارمندان ومعلمين ،طرف مشورت در تنظيم برنامه درسي است.
در گذشته وظايف راهنمايي ومشاوره به عهده ي معلمين ومديراني بود که براي اين کار تربيت نشده بودند وامروزگرايش به اين است که در مدارس يک نفر مشاور يا متخصص راهنمايي تربيت شده وجود داشته باشد.در گذشته منظور مدرسه فقط دادن تعليمات وتنها چيزي که ارزشيابي مي شد،تواناييهاوعدم تواناييهاي ذهني کودک بود،وبر حسب تواناييهايي که داشت ويا به علت نداشتن استعدادهاي مورد نياز به او توصيه مي شد که فلان رشته راانتخاب کند ويا فلان دوره را انتخاب نکند،اما امروز پيشرفت همه جانبه ي کودک مورد نظر مدارس جديد مي باشدوتنها به کسب مهارتهاي آموزشي ويادگيري هاي درسي اکتفا نمي شودبلکه هدف، رشد همه جانبه شخصيت کودک مي باشد تا به جايگاه و مقام يک فرد بزرگسال کامل برخورداراز سلامت روان برسد.ازجمله اموري که مورد توجه است،سازگاريهاي حرفه اي،اجتماعي وشخصيتي اوست،مفهوم تازه ي آموزش وپرورش عبارت است از سازگاري با موقعيت هاي زندگي و خدمات راهنمايي با هدف حمايت از مدارس وايجاد تسهيلات لازم براي رسيدن به آن سازمان يافته است.
برنامه ي جديد راهنمايي با تأکيد بر رشد سلامت روان کودک گسترش مي يابد ولذا اجراي آن به صورت توجه به همه ي جوانب رشد کودک وهمگي ابعاد شخصيت اوبرروش قديمي تشخيص ودرمان برتري چشمگيري يافته است با اين تعبير لزوم وگسترش خدمت راهنمايي ومشاوره در تمام مقاطع تحصيلي ازابتدايي تا دبيرستان يک ضرورت مسلم در همه جوامع پيشرفته است.


منابع ومأخذ:
1.قشلاقي،محمد:روان شناسي مشاوره وراهنمايي،چاپ اول،انتشارات ماني،۱۳۸۳
2-نوابي نژاد،شکوه:راهنمايي و مشاوره،چاپ اول،انتشارات معاصر،13۸3
احمدي ،سيد احمد : مباني و اصول راهنمايي و مشاوره ،انتشارات سمت۱۳۸۰- حسيني (بيرجندي) ،سيد مهدي : راهنمايي و مشاوره تحصيلي، انتشارات سمت۱۳۷۹
3- صافي ، احمد : اصول و فنون راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي، انتشارات رشد۱۳۸۰- ۴اردبيلي،يوسف: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره در آموزش و پرورش، انتشارات بعثت
www.moshavereh.khedo.ir6.سايت اينترنتي
www.aftab.ir 7.سايت اينترنتي

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 10:48 |

خلاقيت و روشهای آموزش آن به دانش آموزان
فهرست مطالب
1- مقدمه

2-تعريف و توصيف خلاقيت

3-خلاقيت در آموزشگاه سنتی

4- چگونه خلاقيت به وقوع مي پيوندد ؟

5- چگونه خلاقيت به وقوع مي پيوندد ؟

6- ويژگيهای افراد خلاق

7- ويژگی های دانش آموزان خلاق از ديدگاه صاحب نظران

8- چگونه می توان خلافيت را در دانش آموزان پرورش داد؟

9- اصول پرورش خلاقيت شخصی دانش آموزان از ديدگاه تورنس

10- الگوساز ی برای خلاقيت [1]

11- پرورش حس خودكارآمدی

12- اردوگاه خلاقيت

13- رسانه های آموزشی و خلاقيت

14- درس علوم تجربی و نقش آن در پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان

15- راهبردهای تشويق پرسشگری و ايده سازی

16- روش های كاربردی پرورش خلاقيت در دانش آموزان

17- چكيده

18- پيشنهادات

19- منابع و مآخذ


مقدمه

در دنيای پيچيدة كنونی، كه شاهد رقابت های بسيار فشرده در جوامع گوناگون برای دست يابی به جديدترين فن آوری و منابع قدرت هستيم، افراد تيزهوش، خلاق و صاحبان انديشه ی نو و تفكر واگرا، به مثابة گرانبهاترين سرمايه ها، از جايگاه بسيار بالا و ارزشمند برخوردار هستند.

در چنين عصری، بايد برای اداره سازی سازمانهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و آموزشی، به نوآوری و بهره گيری از دست آوردهای اخلاقی، علمی و فنی بشر همت گماشت و راه را برای نوآوری و ارائه طرح های مناسب در اين سازمان ها هموار كرد.

امروزه، جامعة ما بيش از هر زمان ديگر به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد. هرقدر جهانی كه در آن زندگی می كنيم، پيچيده تر می شود، نياز به شناسايی و پرورش ذهن های خلاق و آفريننده نيز بيشتر و شديدتر می گردد. به همين دليل، در شرايط كنونی، مسئلة خلاقيت از مهم ترين مسائل در قلمرو روان شناسی آموزشگاهی است.

با توجه به اين امر، بايد مديرانی مبتكر و خلاق را برای رده های متفاوت مديريت برگزيد با مديران توانمندی كه قادر باشند با اتخاذ تدابير و شيوه های بايسته، زمينه را برای تجلی و بروز استعدادها و خلاقيت های معلمان و دانش آموزان قراهم آورند.

اينك در آموزش و پرورش ما هدف هايی ترسيم شده است كه يكی از مهمترين آنها آموزرش مهارتهای فكری پايه و گسترش افق فكری كودكان و نوجوانان است. برای تحقق اين هدف بايد به رشد تفكر خلاق در كودكان و نوجوانان توجه كرد. ترديدی نيست كه مهمترين نقشی كه آموزش و پرورش می تواند در تعليم و تربيت دانش آموزام ايفا كند پرورش توانايی خلاقيت در آنان است.

اصولاٌ يكی از شاخصه های رشد و ارتقای علمی در هر كشوری شكوفايی و تجلی خلاقيت و ابتكار عمل به عنوان زير ساخت آن جامعه است.

جوامعی كه بتوانند خلاقيت نسل جوان را احيا و شكوفا سازند، از ميزان قابل توجه توسعه، رشد و شكوفايی علمی برخوردار خواهند شد و بالعكس به هر ميزان كه خلاقيت با پرورش و تعالی نيابد ركود صنعتی و فرهنگی و علمی را بايد برای آن جامعه انتظار داشت.

تعريف و توصيف خلاقيت : واژة خلاقيت در واقع از سال 1950، كه مفهوم آن درآمريكا موضوع تحقيقات مهمی قرار گرفت معمول شد. صاحب نظران، تهريف های متعددی از خلاقيت[2] و نوآوری [3] به عمل آورده اند. در اينجا برخی از تعاريف مهم را بررسی می كنيم. استيفن رابينز (1991) : خلاقيت را به معنای توانايي تركيب انديشه ها و نظرات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگی بين آنان بيان می كند.

رضائيان (1374) : خلاقيت به كارگيری توانائيهای ذهنی برای ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است. نوآوری به كارگيری انديشه های جديد ناشی از خلاقيت است كه می تواند يك محصول جديد يا راه حل جديد انجام كارها باشد.

تومانز (1992) : خلاقيت را به وجود آوردن تلفيقی از انديشه ها و رهيافت های افراد و يا گروهها در يك روش جديد، تعريف كرده است.

البرشت (1987) : خلاقيت و نوآوری و وجه تمايز آنان را به اين صورت مطرح كرده كه خلاقيت يك فعاليت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن انديشه ی جديد و بديع است. نوآوری تبديل خلاقيت انديشه ی نو به عمل و يا نتيجه است.

شايد به جرأت بتوان گفت كه جامع ترين تعريف خلاقيت توسط گيلفورد دانشمند آمريكايي، عرضه شده است. او خلاقيت را با تفكر واگرا [4] ( دست يافتن به رهيافت های جديد برای مسايل) در مقابل تفكر همگرا[5] (دست يافتن به پاسخ) مترادف دانسته است.

افرادی كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شوند و روشهای خلاق و جديد را بكار می برند. عكس، كسانی كه از اين خصوصيات برخوردار نيستند، تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پيروی می كنند. پس، تفكر واگرا يعنی دور شدن از يك نقطه ای مشترك كه همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفكر همگرا يعنی نزديك شدن به آن نقطه.

امروزه ثابت شده است كه خلاقيت در نوع بشر به اندازه حافظه عموميت دارد و می توان آن را با كاربرد اصول و فنون معين و ايجاد طراز تفكرهای جديد و ايجاد محيطی مناسب پرورش داد.

رابرت اپستين می گويد : " من پس از بيست سال تحقيق، بررسی و مطالعه روی اين مسئله به اين نتيجه رسيده ايم كه همه انسانها از قوه خلاقيت برخوردار هستند و استثنايي وجود ندارد. " پس می توان موهبت خلاقيت را به كار نگرفتن، پژمرده نمود و يا با مبادرت به فعاليتهايي كه بيشترين امكان را برای پرورش خلاقيت به وجود می آورد، آنرا را توسعه داد.

بعضی از دانشمندان خلاقيت را مستقل از ضريب هوشی و بعضی ديگر آن را در طول ضريب هوش می دانند.

گاردنر[6]خلاقيت را بالاترين شكل كاربرد تيزهوش تعريف كرده است اما تورنس[7] آن را مستقل از ضريب هوش بيشتر از 120 می داند. و معتقدند كه خلاقيت با ضريب هوش كمتر از 120 همبستگی دارد. اين خلاقيت آراء و نيز نتيجه تحقيقات نشان می دهد كه گرچه خلاقيت بسيار پيچيده است، ولی انجام يك عمل خلاق صرفاٌ نتيجه ضريب هوشی بيشتر و بالاتر نيست.

مطالعه ی خلاقيت دانش آموزان، وجود خصوصيات معينی را در كودكان خلاق تأييد می كند اين



خصوصيات عبارتند از :

1- قابليت انعطاف 2- حساسيت 3- احساس مسئوليت 5- احساس همدری 6- استقلال

7- خودپنداری مثبت 8- نيار به تماس های اجتماعی 9- علاقه به پيشرفت

بر اساس مطالعات و تحقيقات انجام شده درباره خلاقيت می توان گفت، نكات زیر در درك مفهوم خلاقيت و توسعه آن اهميت ويژه ای دارد :

1- خلاقيت امری است فردی و ارزيابی خلاقيت با ارزيابی توانايي های فردی توأم است.

2- خلاقيت امری است توسعه پذير و همه دانش آموزان از توانايي بالقوه خلاقيت برخوردارند.

3- خلاقيت از طريق ايجاد حساسيت در درك مسايل قابل توسعه است.

4- خلاقيت از طريق آزمايش، تجربه و كنكاش رشد می كند.

5- انديشه تخيلی و تفكر ابتكاری موجب برانگيختن قدرت خلاقيت می شود.

6- خلاقيت با استقلال فكر و اعتماد به نفس همراه است و برای رشد خلاقيت برخورداری از اعتماد به نفس قوی كاملاٌ ضروری است.

7- خلاقيت از طريق بيان احساسات و برداشتهای شخصی، غنی تر می شود و صحبت دربارة تجربه ی خلاق ارزش آن را بيشتر می كند.

8- خلاقيت مبتنی بر كنجكاوی و تمايل برای تجربه در امور گوناگون است، لذا به كنجكاوی دانش آموزان می بايد بها داد.

9- خلاقيت، توسعه آگاهی، توانائی جذب و بهره مندی از همه ی نعمت های زندگی است.

10- انديشه ها و اظهارات خلاق كودكان و دانش آموزان بايد تشويق شود تا زمينه خلاقيت فراهم آيد.

خلاقيت در آموزشگاه سنتی آموزش و پرورش سنتی روی تعليم مستقيم و بنابراين تقليد و انتقال، متمركز است. معلم دانش را منتقل می كند و دانش آموز با حفظ كردن آن مبحث مورد ارزشيابی قرار می گيرد. خلاقيت در آموزش سنتی جای بسيار اندكی دارد به طوری كه شايد بتوان گفت خلاقيت نه تنها فراموش شده، بلكه خفه و خاموش شده است. " تاردی" در اين باره می گويد : تخيل سازنده هنوز هم عملاٌ در معرض ظلم و تعدی است، زيرا مدرسة سنتی نه تنها درها را به روی تخيل سازنده نگشوده، بلكه می توان گفت در بعضی موارد نيز درها به روی آن بسته است. در واقع باز گذاشتن درها به روی تخيل به منزله ی واگذاری آزادی به شاگرد برای اظهار وجود است و برای آزادی اظهار وجود، گفت و گو وسيله ی مؤثری محسوب می شود. آموزشگاه سنتی، آموزشگاه سكوت است و در آن كم تر به شاگران اجازه ی صحبت كردن و فكر كردن داده می شود. اين گونه برخوردها قطعاٌ عمل متعددی دارد، اما علت عمده، نگرش معلم نسبت به شاگردان خلاق است (بودو، 1358). كتزل و جكسون اين مسئله را به طور تجربی مورد تحقيق و مطالعه قرار دادند. آنان از معلمان شاگردان عضو يك گروه نمونه خواستند كه هر يك از آنها را در پنج طبقه كه بر حسب ملاك تعيين شده بود، جای دهند. نتايج بدست آمده بسيار چشمگير بود. به اين ترتيب كه معلمان، شاگردان دارای هوش بحر زياد را نسبت به شاگردان برخوردار از بهره ی هوشی متوسط بيش تر دوست داشتند و برعكس خلاق ترين شاگردان فقط به اندازه ی افراد متوسط گروه مورد علاقه ی معلمان بودند. معلمان چندان حمايتی از شاگردان خلاق نمی كنند، زيرا اين شاگردان را تهديدی برای درس خود می دانند. سئوالات شاگردان خلاق می تواند درسی كه جسورانه از طرف معلم تشريح و به تدريج ساخته و پرداخته می شود مورد شك قرار دهد و در بسياری موارد سئوال آنها غير منتظره است و شايد معلم نتواند به آن جواب دهد يا لااقل جواب آن را پيش بينی نكرده است (آلن بودو، 1358) بنابراين (از سررسيدن به آموزش و پرورش خلاق، دور شدن از روشهای سنتی آموزشی و به كارگيری شيوه های باز مردم سالارانه در امر ياردهی و يادگيری است. به اين جهت امروزه بايد به جای انباشتن ذهن شاگردان از محفوظات، فكر آنان را به فعاليت وا داشت و روش انديشيدن را به آنان آموخت، زيرا استعداد خلاقيت امری است كاملاٌ فطری و بروز آن در مورد عامه شاگردان امكان پذير است. ولی آنچه اهميت دارد چگونگی شكوفا شدن اين استعداد در افراد باقوه خلاق است. چگونه خلاقيت به وقوع مي پيوندد ؟ 1- خلاقيت امری است توسعه پذير، به عبارت ديگر همه دانش آموزان از توانايي بالقوه خلاقيت برخوردارند. 2- خلاقيت امری است فردی و ارزيابی خلاقيت توأم با ارزيابی توانايي های فردی است. 3- خلاقيت از طريق آزمايش، تجربه و كند و كاو رشد می كند. 4- انديشه ی تخيلی و تفكر مبتكرانه موجب برانگيختگی قدرت خلاقيت می شود. 5- خلاقيت با استقلاال فكر و اعتماد به نفس همراه است با اعتماد به نفس قوی برای رشد خلاقيت امری ضرور یاست. 6- خلاقيت از طريق بيان احساسات و برداشتهای شخصی غنی تر می گردد. صحبت درباره ی تجربه خلاق ارزش آن را بيشتر می كند. 7- خلاقيت، توسعه ی آگاهی و توانايي جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است. (امروزه 1365) ويژگيهای افراد خلاق 1- افراد خلاق مسائل و وضعيت هايي را می بينند كه قبلاٌ مورد توجه قرار نگرفته است. آنها افكار، عقايد و نظريات جديدی ارائه می دهند كه ديگران از آن عاجزند. 2- انديشه، فكر و تجربيات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط داده، آنها را مورد بررسی و تجزيه و تحليل قرار می دهند و به خلق آثار جديد می پردازند. 3- به طور معمول از طرق گوناگون به بررسی هر موضوع می پردازند و به آن چه گذشتگان انجام داده اند اكتفا نمی كنند و نسبت به پيش فرش های قبلی گذشتگان ترديد می كنند. 4- فی البداهه از نژروی ذهنی و بينش بيشتری برخوردارند و از آنها كمك می گيرند و استفاده می كنند. 5- در فكر و عمل از انعطاف پذيری بالايي برخوردارند (قرائنی مقدم، 1375) . مطالعاتی كه "بارون" (1969) در زمينظ شخصيت افراد خلاق انجام داده است نيز نشان می دهد كه آنها در مقايسه با افراد عادی خوش بنيه تر است و به دنبال تنش اند يا از طريق آزاد شدن آن احساس لذت می كنند. افراد خلاق، كم تر ضعيف النفس بوده و از مسائل و امور آگاه اند. آنها تمايل زيادی به خطر كردن دارند ( خطر اشتباه، تصحيح و مسخره شدن). اين خصلت به آنها كمك می كند تا از شناخت منفی و بی تفاوتی بگذرند و به شناختی فعال برسند. تورنس(1998) در پاسخ به اين پرسش كه ويژگيهای شخصيتی چه نقشی در خلاقيت ايفا می كند، گفته است : شخصيت هم می تواند خلاقيت را آسان سازد و هم مانع آن شود. ويژگيهايي از قبيل آمادگی برای خطر كردن، كنجكاوی و جست و جو گری، استقلال انديشه، پشتكار و پايداری، شهامت رأی، ابتكار پرسشگری درباره ی موقعيت های معما گونه و درگير شدن با امور دشوار از جمله ويژگيهای آسان ساز خلاقيت شمرده شده اند. او می گويد : "هر عملی كه ما برای تشويق اين گونه رفتارها انجام دهيم شخص را در جهت خلاقيت بيش تر سوق می دهد" . (سيف، 1379) در مقابل ويژگيهای شخصيتی بالا كه موجب شكوفايي خلاقيت می شوند، ويژگيهای ديگری وجود دارند كه از بروز خلاقيت جلوگيری می كنند. گيلفورد (1998) در اين باره ويژگيهای زير را نام می برد : سلطه گری، منفی بافی مقاومت، ترس، عيب جويي، انتقاد از ديگران، سازش كاری، تسليم در برابر قدرت و كمرويي. (سيف، 1379) از موانع ديگری كه بر سر راه خلاقيت دانش آموزان قرار دارند می توان به موارد زير اشاره كرد : 1- عدم اعتماد به نفس : كه به مرور زمان با توجه به تجارب گذشته فرد و محيط اجتماعی در افراد بوجود می آيد. افراد جامعه ای كه به قول مزلو به علت نيارهای ديگر فرصت خوديابی پيدا نكرده اند و به آنها چنين فرصتی داده نشده است تا به رشد و بلوغ برسند، كمتر اعتماد به نفس پيدا می كنند و هميشه متكی و فرمانبردار ديگران بار می آيند. 2- تمايل به همرنگی و همگونی، زيرا متفاوت از ديگران رفتار كردن و راه و روش ديگران را نرفتن، به خصوص در جوامع سنتی، موجب تمسخر و سرزنش می شوند. 3- عكس العمل منفی، از مهمترين عواملی است كه اثر تخريبی شديد بر روی يك موضوع ناآشنا و يك ايده ی جديد دارد. تفكر خلاق نياز به طرز تلقی و تفكر مثبت دارد. 4- حذف خيال بافی ها و اجازه ی خيال بافی ندادن به دانش آموزان 5- محدوديتهايي كه بازدارنده ی قوه كنجكاوی دانش آموز است. ( مثلاً وقتی كه معلم از سئوال كردن خسته می شود) 6- پيش داوری ها (شامل پيش داوری خود شخص يا عقيده های ديگران) 7- ترس از انحراف و سعی در هم نوايي با اجتماع 8- ارزش ها و هنجارهای فرهنگی ويژگی های دانش آموزان خلاق از ديدگاه صاحب نظران خلاقيت، عبارت از قدرت استدلال، درك سريع مفاهيم و حافظه ی قوی در دانش آموزان خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمون های هوش نمره ی چندان فوق العاده ای كسب نمی كنند اما در آزمون های مربوط به سنجش مهارت های تفكر واگرا نمره بالايي بدست می آورند. بنابراين فقط اشخاصی تيزهوش نيستند كه می تواند خلاق باشند، بلكه با هوش متوسط هم می توان خلاق بود و كمبود خلاقيت را فقط به افرادی كه عقب ماندگی ذهنی دارند می توان نسبت داد. نتايج تحقيقات تورنس (1998) راجع به رابطه "هوش و خلاقيت نشان دهنده ی اين است كه معدل بهره ی هوشی دانش آموزان خلاق بين 97 تا 126 است و در نتيجه بين شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معنی داری در پيش رفت تحصيلی وجود ندارد". (سيف، 1369) دانش آموزانی كه خلاق اند راه حل های هوشمندانه برای مسائل ارائه می دهند. آنها در بازخوردها و نگرش های خود مستقل و بی تعصب اند و ترجيح می دهند كه در شرايطی باز و نامحدود ( از نظر يادگيری) فعاليت كنند تا ديدگاههای خود را مطرح كنند. اين كودكان به فعالطتهای فرهنگی بيش از ورزش و فعاليتهای اجتماعی علاقه دارند. دانش آموزان خلاق از خوانندگان كتاب و مجله به شمار می آيند و از مهمترين خصايص آنها احساس بی شباهت بودن به ديگران است. آن ها در فعاليتهای گروهی غالباً نقش رهبر را به عهده می گيرند و برای مشورت، بيش تر به دوستان مراجعه می كنند تا والدين. شاگردان خلاق، آشوبگر و بی انظباط لقب گرفته اند. سئوالات آنها عجيب و نامعقول جلوه می كند و باعث تهديد معلم می شود. نيكسون (1962)، تورنس (1966) ولی كاك (1979) تحقيقاتی انجام داده اند و ويژگيهای دانش آموزان خلاق را چنين عنوان كرده اند : 1- اين دانش آموزان از نظر هوشی بالاتر از سطح متوسط هستند. 2- از نظر هوش كلامی و فضايي بسيار برجسته اند. 3- دارای ظرفطت های حافظه ای فوق العاده در ثبت و نگهداری وقايع مختلف هستند. 4- آماده هستند امور و فعاليتهای مختلف را تجربه كنند. 5- از نظر فكری مستقل هستند. 6- از نظر اجتماعی، رفتاری مطلوب دارند. 7- از نظر بيان صريح و راحت هستند. 8- افرادی فعال و كنجكاوند. 9- در حل مسائل و پاسخ به سئوالات عموماً از تفكر واگرا [8] برخوردارند. 10- به مسائل مذهبی و فلسفی علاقه نشان می دهند. 11- مقام و باجرأت، انتقاد پذير و خستگی ناپذيرند. 12- خودجوش، صادق و ساده اند (افروز، 1365) چگونه می توان خلافيت را در دانش آموزان پرورش داد؟ 1- به سئوالات دانش آموزان بايد احترام گذاشت و آنها را راهنمايي كرد تا خودشان جواب سئوالات را بيابند. 2- بايد به دانش آموزان نشان داد كه عقايدشان دارای ارزش است و عقايدی را كه پذيرش آنها در كلاس ممكن باشد، بايد پذيرفت. 3- نظريات و اظهارات خلاق دانش آموزان می بايست توسط معلم مورد تشويق قرار گيرد و زمينه ظهور آنها فراهم شود. 4- گاهی اوقات بدون آنكه تهديدی از جهت نمره ارزشيابی يا انتقاد در كار باشد، بايد كودكان را آزاد گذاشت تا كارهايي را كه خودشان می خواهند انجام دهند. 5- هرگز نبايد قضاوتی در مورد رفتار دانش آموزان به عمل آورد، بدون آنكه عمل و نتايج آن تشريح شود. 6- انديشه هايي مانند : همه چيز از قبل معلوم و معين شده است، بايد از افرادی كه به عنوان متخصص در هر زمينه معرفی شده اند اطاعت كرد و نمی توان نگرش خاص خود را دنبال كرد، نبايد در ذهن دانش آموزان ايجاد شود. 7- بايد در هر زمينه ای مهارت و درك لازم را به وجود آورد، زيرا در غير اينصورت امكان مبدل شدن به يك دانشمند يا هنرمند خوب و نيز امكان به دست آوردن برتری، به عنوان بخشی از خلاقيت، جز برحسب شانس و تصادف فراهم نخواهد شد. 8- بايد نيروی ابتكار و تخيل افراد را بارور كرد تا در هر زمينه ای توان انجام فعاليتهای لازم برای گشودن بابی نو را داشته باشند. 9- بايد به عقايد غير عادی دانش آموزان احترام گذاشت، زير كسانی كه به نوعی خلاقيت آنها برانگيخته می شود، روابط و مفاهيمی را درك می كنند كه بقيه ممكن است از آن بی خبر باشند. 10- جوابها بايد طوری باشند كه فرد را به سئوالات تازه هدايت كند. مربی بايد به هنگام جواب دادن به هر سئوال، دانش آموز را به معلمهای تازه تری بگشايد تا ذهن او خودآگاه و ناخودآگاه مشغول كاوش و جست و جو باشد. 11- تكميل اشياء و امور ناكامل از موارد ديگری است كه موجب خلاقيت دانش آموزان می شود. بايد از آنها خواسته شود جملات ناكامل، نقاشی ها و تصاوير نيمه تمام و مبهم و حتی اشياء نيمه كاره را كامل كنند. 12- دانش آموز بايد اشياء را از نزديك ببيند و آنها را زير و رو كند. مشاهدة شی به تنهايي كنجكاوی او را ارضا نخواهد كرد. می توان تا آنجا كه سلامت دانش آموزان به خطر نيفتد آنها را به بازيهای تخيلی تشويق و ترغيب كرد. 13- بايد فرصت های مناسب برای يادگيری مبتكرانه تدارك ديده شود و از اين نوع يادگيری ها قدردانی گردد، زيرا يكی از مشخصات انسان خلاق اين است كه توانايي اش را خود به كار می اندازد. كنجكاوی و عشق شدژد كودك به كشف مطالب تازه نشان می دهد كه در يادگيری، تقريباً همه كودكان پيش قدم اند. وظيفه ی مربيان اين است كه اين قابليت را زنده نگهدارد و بگذارند كه گاهی اوقات كودكان مطابق ذوق و سليقه ی خود اشياء و امور را كشف كنند. 14- معلمان بايد سئوال هايي را بپرسند كه با چرا و چگونه آغاز می شوند، نه با كجا، چه كسی و چه وقت. سئوالهايي كه دارای جوابهايي متعدد باشند، موجب تفكر واگرا و ايجاد خلاقيت در دانش آموزان می شوند. اصول پرورش خلاقيت شخصی دانش آموزان از ديدگاه تورنس 1- سئوالات غريب، غير معمول و عجيب دانش آموزان را نبايد ناديده گرفت. دانش آموزانی كه در مطرح كردن سئوالات خلاقانه تبحر دارند، ممكن است شما را از نظر ربط داشتن سئوالاتشان دچار حيرت كنند. اگر دانش آموزان به اين نتيجه برسنددكه نمی توانند سئوالات خوب خود را بپرسند، از طرح آن اجتناب می كنند. تشويق به طرح سئوالات غير معمول و چالشگر ممكن است به ارتقای خلاقيت دانش آموز بينجامد. زمانی كه دانش آموز ببيند واقعاً می تواند سئوالات مورد علاقه خويش را بپرسد و نگران واكنش شما نباشد، رفتار خلاقانه اش به ساير زمينه ها تعميم می يابد. 2- سعی كنيد در همه فكرها نكات مثبت بيابيد. به فكرها و سئوالات، برچسب احمقانه، بد و نامربوط زدن، اين احتمال را كه دانش آموز سئوالات بهتری بپرسد، كاهش می دهد. بهترين روش اين است كه سئوالات بد، با مطالبی از سوی خود شما دنبال شود و از ياد گيرنده بخواهيد، در مورد مسأله بيش تر فكر كند. زمانی كه دانش آموز فكر خود را ارزيابی می كند، احتمال كمتری وجود دارد كه در آينده از طرح سئوال بپرهيزد. 3- مهم است كه به طور منظم به خلاقيت دانش آموزان خويش پاداش دهيد. بسياری از دانش آموزان نشان داده اند كه با دريافت پاداشی برای فعاليت های خلاقانه، به اين گونه فعاليت ها گرايش بيش تری پيدا كنند. 4- از دانش آموزان خويش انتظار خلاقيت داشته باشيد و آنرا طلب كنيد. اگر به دانش آموزان خود بگوييد كه از ايشان انتظار خلاقيت داريد و آن را به عنوان بخشی از عملكرد كلی دانش اموزان ارزيابی كنيد، با خلاقيت بيش تری روبه رو خواهيد شد. 5- از نظر نمره، به خلاقيت بايد امتياز اضافی داد. انتظار خلاقيت از دانش آموزان برای نمره چندان منصفانه نيست. به خلاقيت فرد بايد پاداش داد. ولی به صورت امتياز اضافی. 6- برای رفتارهای خلاق الگو نشان دهيد. برخی مطالعات نشان می دهند، دانش آموزانی كه الگوش خلاق داشته اند، نسبت به دانش آموزانی كه الگوی خلاق نداشته اند، خلاقانه تر عمل كرده اند. الگوساز ی برای خلاقيت [9] يكی از شيوه های بسيار مؤثر پرورش خلاقيت دانش آموزان، نشان دادن الگوهای خلاق است. دانش آموز در اثر صحبت كردن درباره خلاقيت، خلاق نمی شود؛ مگر اينكه شيوه عمل خلاقانه به او نشان داده شود تا از آن الگو بگيرد. معلمانی كه از دوران تحصيل خود در مدرسه بياد داريد، آنانی نيستند كه ذهن شمار ا از طريق سخنرانی با انبوهی مطلب انباشته اند، بلكه معلمانی را به خاطر می آورید كه، تفكرات و كنش هايشان برايتان الگو بوده است. به احتمال زياد، معلمانی كه برايتان الگو بوده اند، بين محتوا و موضوعات درسی كه بايد تدريس می شد و آموزش تفكر به شما، توازنی برقرار می كرده اند. پرورشكاران [10] خلاقيت بر اين باورند كه خلاقيت را نمی توان مانند مهارت خاصی چون آشپزی پرورش داد. خلاقيت با تهيه و ارائه دستور العمل سامان نمی گيرد. دانش آموزان بايد با فرايند خلاقيت آشنا شوند و در يك بستر خلاقيت زا برای خلق ايده ها، دست ساخته ها و نوشته ها بكوشند. الگو سازی برای نشان دادن فرايند خلاقيت بسيار بنيادی است. درباره ی ايده ها، ارزش ها، اهداف و خلاقيت بينديشند. حاصل انديشه شما مددكار دانش آموزان برای ايفای نقش الگوی خلاق آنان است؛ زيرا دانش آموزان پيش از آنكه به گفتار معلم دربارة خلاقيت توجه نشان دهند، متوجه رفتار خلاقانة او هستند. معلم نمی تواند با گفتن و بازگفتن به نتيجه برسد، بلكه بايد با عمل خود به نتايج بسيار برسد. پرورش حس خودكارآمدی محدوديت عمده در برابر آنچه دانش آموزان "می توانند انجام بدهند" آن است كه فكر كنند از عهده "انجام دادن آن" برنيايند. دانش آموزان همگی قابليت و توان آن را دارند كه خلاق باشند و از لذت آفريدن چيزی بهره مند شوند. بدين منظور، نخست بايد پايه ای محكم برای خلاقيت را در آنان پی افكند. گاه معلمان و والدين با پيام های منفی، در برابر انچه دانش آموزان قادرند انجام دهند مانع به وجود می آورند. بسياری از آنچه امروز در زندگيمان قادر به انجامش نيستيم، ناشی از آن است كه به ما گفته اند نمی توانيد از عهده ی انجام اش برآييد. رزنتال و جكوبسون [11] (1968) به ملمانی گفتند، آزمونهای روان شناختی نشان داده اند كه برخی دانش آموزانشان سال آينده خواهند درخشيد. دانش آموزانی كه به صورت تصادفی انتخاب شدند و مستعد خوانده می شدند، بهتر از ساير دانش آموزان عمل كردند. گاه به اين نتيجه، اثر پيگماليونی [12] گفته می شود. اين مطالعه نشان می دهد كه اگر به توان و قابليت دانش آموزان ايمان داشته باشيم از خود عملكرد مطلوبی نشان خواهند داد. اگر دانش آموزان اجازه يابند آنچه را در ذهن دارند به عمل آورند به زيبايي عمل خواهند كرد. آنچه دانش آموزان را با دشواری مواجه می كند باورهای نادرست ما نسبت به توانايي های آنان و نيز باور نادرست آنان درباره توانمندی هايشان است. اردوگاه خلاقيت كودكانی كه در ماه اوت وارد "مدرسة ميان دوره ای" [13] می شوند به جای آوردن كيف هايي پر از كتاب، كيف هايي با خود حمل می كنند كه پر از پيزهای گوناگون دور ريختنی منزل است در پايان هفته دانش آموزان اين اشياء را به چيزهای ابتكاری جديدی تبديل می كنند؛ چيزهايي كه برخی از آنها قابل استفاده اند و برخی از آنها قابل استفاده اند و برخی ديگر نيستند. بنيان گذار اردوگاه خلاقيت مؤسسه "اينونچرپليس" واقع در شهر "اكران " در شمال شرقی ايالت اوهايو بود. اين مؤسسه كه مركزی غير انتفاعی برای ترويج خلاقيت است در سر تا سر كشور برای همين منظور شهرت دارد. اردوكاه خلاقيت چهار برنامه ای متفاوت دارد كه هر يك از پنج پودمان موضوعی را تشكيل شده است. هر پودمان شامل علوم تجربی، رياضيات، تاريخ و هنر است. پودمان ها بر اساس فعاليت های روز قبل تدوين می شوند و هدف مشترك همه ی آنها پرداختن به مشگل گشايي، خلاقيت و سرگرمی است. برای آگاهی از جزئيات پودمان ها، چند نمونه از آنها را در اينجا مطرح می نمائيم.  در فعاليت "صدای مرا به گوش رهبرت برسان" علائم راديوئی از يك سياره ديگر به اردوگاه می رسد حاضران در اردوگاه می كوشند تا با گوش دادن به اين علائم با بيگانگان سياره ناشناس تماس بگيرند برای اين منظور آنها نمونه ای از "مدول" فرماندهی سه بعدی می سازند و به اين وسيله درباره ی اصول ساخت اين نوع مدولهای فضايي مطالبی می آموزند.  در "اختراعات ناشی از تيله های بازی" اردونشينان با كند و كاو در مورد تيله بازی مطالبی را در باره ی تاريخ درست كردن تيله های سنتی، هنر ملهم از تيله سازی، مفهوم اصطكاك و فيزيك حركت شامل گشتاور، گرانيگاه، نيروی لختی و شتاب می آموزند.  در فعاليت "می توانم اختراع كنم" اردونشينان قسمتهای گوناگون از يك وسيله منزل را باز می كنند تا از چگونگی كار آنان آگاه شوند. آنها قسمتهای باز شده را آنگونه كه خود می خواهند سوار می كنند. هر پودمان چنان كيفيت و انعطافی دارد كه هر كودك با هر نوع شيوة يادگيری را راضی و خشنود می سازد. برای مثال، در فعاليت " حركت و جنبش" اردونشينان با بررسی چگونگی طراحی و ساخت وسايل نقليه سرگرم كننده پارك اردوگاه، با قوانين حركت نيوتن آشنا شوند. برنامه های درسی به كودكان امكان می دهد كه مفاهيمی را بياموزند كه قاعدتاً برای بزرگسالان چالش برانگيز است. برای مثال، در يكی از پودمان های درسی به نام "كارناوال احتمال" اردونشينان مفاهيم رياضی احتمال را می آموزند. آنان ضمن بازيهای خاص كارناوال اين مفاهيم را فرا می گيرند. برنامه درسی طوری طراحی شده است كه ذوق و شوق يادگيری كودكان دارای هرگونه توان و سابقة درسی را برمی انگيزد. اردوگاه خلاقيت نيز فعاليت های مشگل گشای بسياری در اختيار معلمان می گذارد تا آنان بتوانند از آنها در كلاس درس استفاده كنند. برای مثال، يكی از معلمان بر اساس فعاليت "اختراعات ناشی از تيله بازی" نوعی بازی ابداع كرد تا به كمك آن بتواند يك واحد درسی در مورد مكزيك ـ كه تيله های آن معروف است ـ ارائه دهد. معلمان كه در نقش تسهيل كنندگان آموزشی انجام وظيفه می كنند در هر هفته يك واحد درسی تدريس می نمايند. معلمان مانند دانش آموزان، در محيطی عاری از هرگونه فشار و الزام كار می كنند. آنان ناگزير نيستند برای ارائه كامل يك متن درسی يا پيروی از رهنمودهای برنامه های درسی دولتی پاسخگو باشند. يادگيری و انديشه های خلاق در اردوگاه تقويت و برانگيخته می شود؛ زيرا هيچ تنبيهی برای ارتكاب اشتباه اعمال نمی شود و هيچ نمره يا آزمونی هم در كار نيست. كودكان می توانند بی آنكه مورد داوری قرار گيرند، فعال باشند، به كارهای سرگرم كننده و دلپذير بپردازند و استعدادهای نهفته ی خود را كشف كنند. رسانه های آموزشی و خلاقيت اين بحث وجود دارد كه آموزگارانی كه خود خلاق نيستند، آيا می توانند به آسانی خلاقيت را در دانش آموزانتشويق كنند؟ به نظر می رسد هر آموزگاری می تواند كوشش كند خلاقيت را در دانش آموزان بازشناسی و تشويق كند و فرصت هايي را برای وقوع آن فراهم آورد. پيشنهادهايي از كتاب تايلور و ويليامز در اين باره مطرح شده است كه عبارتند از : 1- انتخاب رسانه ها به گونه ای كه كارهای افراد خلاق را به نمايش بگذارند. اين كار برای معرفی الگو به دانش آموزان مفيد است. 2- طرح رسانه حول مسائل اسرارآميز، مانند تولد، كره ی زمين، هيپنوتيزم، شهود و بينش ناشناخته ها هميشه برای تمام افراد، خصوصاً برای كودكان و نوجوانان، دارای جذابيت ويژه ای هستند. وجود ناشناخته های زيادی برای دانش آموزان، سئوالات آنان را در اين زمينه ها بيشتر می كند. معلم می تواند بر اين ويژگی ها تأكيد كند و از اين طريق، كنجكاوی و تخيل دانش آموزان را تحريك سازد. 3- يافتن گروهی از معلمان بسيار خلاق و تحقيق درباره چگونگی تدريس و كار آنها. معلمان می توانند در كلاس تدريس معلمان خلاق حاضر شوند و از نزديك شيوة كار آنان را مشاهده كنند. 4- تهيه رسانه آموزشی ـ علمی (فيلم) معلم با آگاهی قبلی می تواند با طرح سئوالات متعدد، توانايي های خلاق دانش آموزان را برانگيزد و آنان را به طور غير مستقيم در يك ماجرای علمی وارد كند. 5- طراحی رسانه های آموزشی به صورت ناتمام اين پيشنهاد نيز عملی است. در اين روش، دانش آموز با ديدن و يا اطلاعات ناكافی، به طور ناخودآگاه به كند و كاو ذهنی می پردازد و ممكن است اين امر عامل پرورش خلاقيت شود. 6- طراحی رسانه ها با توجه به محيط زندگی طراحی رسانه ها به شكلی باشد كه دانش آموزان بياموزند چگونه با تغييرات زندگی كنند. بدين معنی كه به جای سازگاری با محيطف بتوانند محيط را تغيير دهند. ضرورت توسعه اين نگرش در كودكان امروزی، امری ضروری است. 7- نمايش پايان فيلم به دانش آموزان در اين روش، پس از نمايش پايان يك فيلم، از دانش آموزان خواسته می شود موضوع آن فيلم را حدس بزنند. همچنين از دانش آموزان خواسته می شود درباره ی فيلم بحث كنند و راه حل هايي برای مشكلات احتمالی آن بيابند. درس علوم تجربی و نقش آن در پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان يكی از دروسی كه در دوره ابتدايي نقش اساسی و كليدی در ظهور قوه خلاقيت دانش آموزان دارد، علوم تجربی است. با توجه به تغييراتی كه در سالهای اخير در محتوای كتب درسی علوم ايجاد شده، محتوای آنها نسبتاً مناسب است. اما عدم كاربرد روش تدريس صحيح توسط معلمان در تدريس اين درس منابع بروز خلاقيت می شود. بسياری از كودكان قبل از ورود به دبستان خلاقيت های متعددی را در منزل از خود بروز می دهند كه همگان بارها شاهد آن بوده ايم. ساختن انواع و اقسام شكلها و چيزهای گوناگون از گِل در روستاها و خمير اسباب بازی در شهرها، درست كردن كاردستی از وسايل گوناگون در منزل و دوختن لباس و ... اينها همه خلاقيت هايي است كه يك كودك قبل از ورود به دبستان بروز می دهد، ولی به كرات مشاهده شد كه همين كودك خلاق با ورود به دبستان ديگر دست به اين گونه خلاقيتها نمی زند و ذوق و استعداد خلاقيت او سركوب شده است. روش تدريس مناسب معلم ممكن است يكی از عوامل مهم و مؤثر در پرورش خلاقيت دانش آموزان باشد. بررسی نشان داده است كه معلمان ن سبت به پرورش قوه خلاقيت نگرش مثبت دارند ولی به دليل نداشتن تخصص و آگاهی لازم در زمينه پرورش خلاقيت، به روشهای تدريس مبتنی بر انتقال معلومات متوسل می شوند. (پوران نژاد، 1376) علوم تجربی يكی از دروس پايه و اساسی برای دانش آموزان دوره ابتدائی است كه موضوعات آن ممكن است زمينه های مناسبی برای بروز خلاقيت باشد. و همان طور كه از نام آن پيداست علمی مبتنی بر تجربه، آزمايش و مشاهده است و از سوی ديگر چنان كه می دانيم يكی از روشهای علمی پرورش خلاقيت دانش آموزان، مشاهده اشياء از نزديك و دستكاری كردن آن (توحيدی، 1380) و تجربة آزمايش است. بنابراين، اين عمل می تواند در بروز خلاقيت نقش مؤثری داشته باشد. فعاليتهای آزمايشگاهی مؤثر در پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان انجام دادن فعاليتهای آزمايشگاهی و كسب اطلاعات علمی برای دانش آموزان، نتايج متعددی دارد از جمله : 1) ايجاد يادگيری واقعی به جای حفظ حقايق علمی 2) ايجاد فرصت برای حل مسأله از طريق فكر خلاق 3) رشد ظرفيت و توانايي دانش آموزان و تربيت افراد لايق و كاردان (قمی فر، 1379) 4) افزايش مهارت علمی، دقت در كارها با فعاليتهای آزمايشگاهی، يادگيری را ژرفا می بخشيم، مهارت را می افزائيم، استعدادها و خلاقيت های را شكوفا و بارز می كنيم. يكی از روشهای پرورش خلاقيت دانش آموزان استفاده از تجارب مستقيم آنها در آزمايشگاه و كارگاه است (مقيمی راد، 1378 به نقل از دكتر شهرآرای) آزمايشگاه و فعاليتهای آزمايشگاهی سنگ بنای آموزش علوم محسوب می شود (شميم، 1369). راهبردهای تشويق پرسشگری و ايده سازی دانش آموزان، پرسشگران طبيعی اند، استفاده از چنين مهارتی سبب می شود با محيط متحول و پيچيده سازگاری يابند. تداوم كاربرد مهارت پرسشگری دانش آموزان بسته به نوع رفتار معلم در برابر نتايج پرسشگری آنان است. اگر معلم پاسخ های مشخص و مورد نظر خودش را بخواهد و اجازه ندهد دانش آموز به فراسوی دانش و مهارت معلم و كتاب درسی گام بگذارد، مهارت پرسشگری تداوم نخواهد يافت (استرنبرگ [14] ، 1994). راهبردهای گوناگونی برای به چالش كشيدن فرخی ها و مسائل وجود دارد. از ميان آنها كاربرد آنچه در كلاس ها عملی است عبارتند از : الف) تعريف و تعريف مجدد مسئله معلمان می توانند عملكرد خلاقانه دانش آموزان را از طريق تشويق آنان به تعريف و باز تعريف مسائل و پروژه ها تشويق كنند. انتخاب موضوع مقاله، تحقيق و سخنرانی در كلاس درس هم به عمل خلاقانه دانش آموزان كمك می كند. روی هم رفته، آزادی عمل در انتخاب شيوه عمل، انتخاب ابزار، شيوه نتيجه گيری به تحريك انديشه ورزی دانش آموزان كمك می كنند. ب) ترغيب ايده سازی آن گاه كه مسئله ای تعريف شده يا تعريف مجددی از آن ارائه شده، فرصت مناسبی است تا دانش آموزان برای ايده سازی و توليد راه حل برانگيزيد. هنگامی كه دانش آموزان را در فضای ايده سازی قرار داديد، تلاش كنيد دست به نقد يا داوری نزنيد. اجازه بدهيد ايده ها به هر شكل و كيفيتی كه هستند ارائه شوند. پس از آن كه همه ايده ها ارائه شدند، بكوشيد به ارزشيابی ايده ها يا داوری آنها بپردازيد. ج) ايده پروری از طريق موضوعات گوناگون راهبرد ايده پروری ناظر بر اين امر است كه بايد به دانش آموزان كمك كرد تا از طريق موضوعات درسی گوناگون دست به عملی خلاقانه بزنند. بدين منظور می توانيد از طريق علايق، مهارتها و توانائيهای دانش آموزان وارد عمل شويد. برای مثال، وقتی دانش آموزی به رياضيات در شكل كتابی آن علاقه ندارد، می توانيد از اشتياق او به فوتبال استفاده كنيد و مسائل هندسی را در ارتباط با هندسه زمين بازی فوتبال ارائه كنيد. بدين ترتيب، می توان گفت در راهبرد ايده پروری تأكيد بيشتر بر تدارك فعاليتهايي است كه تلفيق محتوای برنامه درسی را مورد توجه قرار می دهد. روش های كاربردی پرورش خلاقيت در دانش آموزان 1- تقويت حس اعتماد به نفس و خودباوری در دانش آموزان يكی از شاخصه های اساسی تفكر خلاق، خودباوری و اعتماد به نفس می باشد. اصولاً ايده های مثبت و ايمان به توانايي های فردی شرط اول موفقيت است. 2- اهميت جدی به امر آموزش ابتكار عمل و خلاقيت اگر ما خواهان داشتن دانش آموزانی خلاق و مبتكر می باشيم، بايد اصول ابتكار و خلاقيت را به صورت مستقيم و هدف دار به دانش آموزان داده تا خلاقيت در دانش آموزان نهادينه و پايدار گردد. 3- بهره مندی از آرای روانشناسان و جامعه شناسان در چگونگی پرورش دانش آموزان خلاق روانشناسی و جامعه شناسی دو شاخه علمی هستند كه به سرعت در حال توسعه و پيشرفت می باشند و هر روز بخش هايي از زوايای پنهان انسان را كشف و عملكرد آن را بازگو می نمايد. بنابراين بسيار مناسب است كه ما از آن دستاوردهای مثبت در پرورش دانش آموزان خلاق و مبتكر بهره گيريم. 4- ترتيب دادن سخنرانی برای شخصيت های خلاق دانش آموز بهره گيری از اين اصل از دو جهت حايز اهميت است، اول اين كه دانش آموزان خلاق، انديشه های مبتكرانه خود را در اختيار ساير دانش آموزان قرار می دهند، دومين فايده آن است كه سايرين با الگو برداری از چنين شخصيت هايي تلاش خواهند نمود كه خود نيز خلاق و مبتكر شوند. 5- ترغيب و تشويق دانش آموزان به حدس زدن بهره گيری از روش حدس زدن در شرايط مختلف، خود عاملی در شكوفايي استعدادها و تجلی خلاقيت است. در اين زمينه می شود مسايل گوناگون مطرح نمود و از دانش آموزان بخواهيم كه حدس بزنند كه راهكار چيست؟ و چه بايد كرد؟ 6- بهره گيری از روش فعال در تدريس دانش آموزان امروزه با گسترش علوم و تكامل ابزارهای آموزشی، روشهای سنتی در آموزش كه در آن فقط معلم و آموزش دهنده نقش كليدی را ايفا می كرد، جای خود را به روش فعال داده است؛ در روش فعال تدريس، معلم نقش ناظر و راهنما را اجرا می كند و دانش آموزان خود به فرايند يادگيری و تجزيه و تحليل مطالب مشغول می شوند، معمولاً تجربه نشان داده است كه تفكرات خلاق و پويا در اين شيوه بهتر ظاهر می شوند، چرا كه جواب در اختيار دانش آموز قرار نگرفته و فراگير با تلاش و كوشش همه جانبه ی خود به جواب و حل مسئله خواهد رسيد. 7- دادن فرصت برای بيان احساسات مثبت و منفی به دانش آموزان هر دانش آموزی در برابر مسائل و رويدادها واكنش منحصر به فردی خواهد داشت، كه بيان آن واكنش ها می تواند، زمينه ای برای تجلی خلاقيت در ساير دانش آموزان باشد. بنابراين ايجاد فضا و بستری طبيعی و آرام برای بيان واكنش ها و احساسات دانش آموزان و دور نمودن فضاهای خشن و پرالتهاب خود اقدامی عملی در پرورش خلاقيت دانش آموزان است. 8- طراحی و ابداع سئوالات محرك و چالش انگيز رعايت و بهره گيری از اين اصل، دانش آموز را عميقاً به انديشه وادار می كند، در حقيقت واقع شدن در برابر اين نوع سئوالات، زمينه ای برای بروز تفكر خلاق در دانش آموزان مهيا می سازد، و افق های فكری جديدی را فراروی دانش آموزان فراهم می آورد. 9- پرهيز از عجله و شتاب در تقويت خلاقيت دانش آموزان پرورش و تعالی خلاقيت امری است تدريجی و از حركتی آرام برخوردار است. معمولاً حركتهائی كه از روند يكنواختی برخوردار می باشند، ريشه دارتر از حركتهای سنجيده و پرشتاب می باشند. مبارزه با شتابزردگی های غير معقول اصلی اساسی در تربيت نيروهای خلاق می باشد. 10- برگزاری مسابقات سراسری، با مضامين پرورش خلاقيت در دانش آموزان اقدام عملی و فرهنگی ديگر در پرورش خلاقيت بهره گيری از مسابقات می باشد، معمولاً كلمه "مسابقه" به دليل برخورداری از بار روانی مثبت سبب می شوند كه مخاطبان آن با دقت و موشكافی بيشتری به مسأله مورد نظر بنگرند. البته هدف اصلی از برگزاری اين مسابقات جلب توجه دانش آموزان به مسأله پرورش خلاقيت است. 11- پرهيز از تمسخر، تهديد، شرمنده كردن و تنبيه يكی از روشهای مؤثر در پرورش خلاقيت حذف عوامل منفی و تحقير آميز از فراروی دانش آموزان است، اصولاً، تحقير، تمسخر، تنبيه و شرمنده كردن از اموراتی هستند كه مانع شكوفايي استعدادها و خلاقيت ها می شوند، در نقطه مقابل احترام گذاردن، ارزش نهادن و تقويت خودباوری، از لوازم شكوفائی خلاقيت می باشند. 12- توجه به تفاوتهای فردی دانش آموزان هر دانش آموزی، انسانی ويژه با امكانات و توانايي های منحصر به فرد خويش می باشد. در پرورش خلاقيت، توجه به اين اصل، ضروری به نظر می رسد، كه ما همگان را يكسان و برابر لحاظ نكنيم. بهره گيری و اطلاع از اين تفاوتها خود عاملی در تحقق و شكوفايي استعدادهای بالقوه ی موجود در دانش آموزان خواهد بود. 13- پرهيز از تحميل يك الگوی خاص خلاقيت زمانی متجلی خواهد شد كه انديشه ای آزاد وجود داشته باشد، هر نوع الگويي كه بخواهد با تحميل خود بر دانش آموز، آزادی انديشة را از وی سلب نمايد، به همان مقدار از درجة خلاقيت كاسته می گردد، پس اگر ما خواهان داشتن دانش آموزانی مبتكر و خلاق می باشيم بايد سعی نماييم كه از تحميل الگوهای خاص پرهيز نمائيم. 14- فراهم كردن فرصت، جهت يادگيری خودانگيز و ارزيابی آن عامل ديگری كه می تواند نقش مؤثری در پرورش خلاقيت داشته باشد، آن است كه ما زمان و فرصتی را به دانش آموزان اختصاص دهيم كه خود بياموزند و آموخته های خودآموز را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و معايب و محاسن آن را در بوته نقد قرار دهند، كه تفكر خلاق در چنين شرايطی ظهور بهتری خواهد داشت، عدم فرصت به دانش آموزان برای يادگيری خودانگيز به معنای عدم رشد خلاقيت در آنان است. 15- دادن فرصت به دانش آموز، جهت طرح سئوالات غير معمول و بحث انگيز. در پرورش رشد قوه ی خلاقيت، دانش آموزان بايد آزاد باشند كه سئوالات مبهم و غير معمول را مطرح نمايند و در مورد آنها بحث و مناظره نمايند، در حقيقت بايد در هر فرصت و تحت هر شرايطی فضا برای طرح سئوال فراهم باشد. پس هر زمان ما فضای طرح سئوال را سلب نمائيم، سدی آهنين در برابر خلاقيت كشيده ايم. 16- تشويق و معرفی دانش آموزان موفق و خلاق اين عمل از آن جهت ضروری به نظر می رسد كه، دانش آموزان الگوهای مناسب خود را می يابند. 17- تعليم و ملكه نمودن اصل "خواستن، توانستن است" به دانش آموز اين اصل يكی از اركان خود باوری است كه ريشه در اعتماد به نفس دارد، هر دانش آموزی كه به توانائيهای خود ايمان داشته باشد و مطمئن باشد كه می تواند، آنگاه كارهای بزرگ در برابرش بسيار كوچك جلوه خواهند كرد و بالعكس عدم ايمان به توانايي و يأس و ناتوان پنداشت خود نتيجه ای جز شكست نخواهد داشت. 18- تشويق دانش آموزان به رقابت با دانش آموزان خلاق اين عمل يكی از فاكتورهای روانی در پرورش خلاقيت است، در حقيقت بايد زمينه های رقابت سالم و سازنده فراهم شود و دانش آموزان در محيط هايي آرام و سرشار از نشاط دائماً در حال رقابت سازنده با يكديگر هستند كه نتيجه ی آن تعميم خلاقيت و شكوفايي آن در همه ی دانش آموزان خواهد بود. 19- پرورش انتقاد سازنده، نه فقط انتقاد كردن خلاقيت زمانی به اوج خواهد رسيد كه انتقادات سازنده و درست مطرح شوند، معمولاً در انتقادات ما می توانيم به ارزيابی عملكردها بپردازيم و مشكلات و معايب كار را دريابيم و در اصلاح بهينه آنها بكوشيم؛ البته انتقادات شايسته آن است كه به همراه خود راهكار و راه حل ارايه نمايد. و اين نوع انتقادات جلو برنده و حركت بخش می باشند، ولی انتقاداتی كه صرفاً از روی غرض ورزی می باشند و از هيچ پشتوانه ی درستی برخوردار نباشند، جايگاهی در توسعه ی پرورش خلاقيت نخواهد داشت. 20- هدايت دانش آموزان به دخل و تصرف در مسايل و مفاهيم ما می توانيم از دانش آموزان بخواهيم كه در مسايل دخل و تصرف كنند، صورت مسأله را گونه ای ديگر، طرح نمايند، از روش ديگری به جواب برسند و هر عملی كه بتواند نتيجه ای مطلوب ايجاد نمايد. دخل و تصرف در مسايل و مفاهيم باعث رشد فزاينده خلاقيت در دانش آموزان می گردد. 21- پرورش توانائی پذيرش مفاهيم جديد رعايت و بهره گيری از اين اصل در حقيقت نوعی مبارزه با آموزشهای قديمی و سنتی است. دانش آموز خلاق، آن كسی است كه در هر لحظه مشغول فراگيری نكات جديدی است. 22- تدوين كتابهايي با مضامين پرورش خلاقيت برای دانش آموزان خلاقيت از طريق خواندن كتب نيز منتقل می شود، بنابراين بسيار ضروری به نظر می رسد كه گام های عملی در نگارش كتابهايي با محتوای پرورش خلاقيت برای دانش آموزان برداريم. 23- مربيان تعليم خلاقيت، بايد سئوال كنندگان خوبی باشند، تا پاسخ دهندگانی خوب يكی از روشهای بيداری فطرت نهفته ی انسان "سئوال" است. چنانچه سقراط فيلسوف يونانی می گفت: من يكی از طريق سئوال كردن، انسانها را نيش می زنم تا از خواب جهالت بيدار شوند؛ بنابراين بسيار مناسب خواهد بود كه با بهره گيری از روش ديالكتيك (پرسش و پاسخ متقابل) : ما سئوالات خوب و متعددی برای دانش آموزان طرح نمائيم و از آنان بخواهيم كه خود پاسخ را بيابند، كه بهره گيری از اين روش نقش مؤثری در شكوفايي خلاقيت خواهد داشت. 24- تهيه فيلم هايي با مضامين پرورش ابتكار عمل برای دانش آموزان معمولاً تجربه نشان داده است كه تأثير انسان از فيلم بسيار زياد است، پس لازم است كه مرتباً برنامه ها و فيلم هايي تهيه گردد كه پرورش دهنده ی خلاقيت و ابتكار عمل در دانش آموزان باشد. بهره گيری از فيلم ابزاری كمكی و مكمل در پرورش خلاقيت دانش آموزان است. 25- تأسيس مجمع دانش آموزان مبتكر و خلاق اين مجمع كه جهت شكوفايي خلاقيت و نهادينه ساختن آن در دانش آموزان فعاليت خواهد نمود، آرام آرام می تواند حيطة فعاليت اعضای خود را گسترش داده و به مكانی مناسب برای اشاعه و ترويج خلاقيت برای تمامی جوانان و نوجوانان كشور باشد، و بسيار مناسب خواهد بود كه اين مجمع در تمامی استانها و شهرها راه اندازی شود و از طريق بولتن های خبری و نشريات اطلاع رسانی داخلی است آوردهای مثبت خويش را به يكديكر منتقل نمايند. كليد واژه ها خلاقيت ـ ويژگيهای دانش آموزان خلاق ـ اصول پرورش خلاقيت الگوسازی برای خلاقيت ـ پرورش حس خودكار آمدیـ اردوگاه خلاقيت راهبردهای پرسشگری و ايده سازی ـ روشهای كاربردی پرورش خلاقيت چكيده معلمان، بزرگترين گروه ياد دهندگان هستند؛ چون ياد دادن، حرفه ی آنهاست و در اين راه به مهارتهايي رسيده اند معلمان بايد بدانند تدريس، فقط ياد دادن نيست. بلكه ياد گرفتن عمده ترين بخش تدريس است. معلمان بايد دانش آموزان خود را به مرحلة خودآموزی برسانند و فراگيران را با ذوق و عشق و علاقه به دنيای پرشكوه خلاقيت ها و ابتكار ها برسانند. خلاقيت توانايي عبور از مرز دانسته ها كه محدوده ای عادی دارد، برای رسيدن به مرز ندانسته هاست. خلاقيت امری پيچيده است اما انجام يك عمل خلاق صرفاً نتيجه ضريب هوشی بالا نيست. لازمه رسيدن به آموزش و پرورش خلاق، دور شدن از روشهای سنتی در آموزش و به كارگيری شيوه های باز در امر ياددهی و يادگيری است. ويژگيهايي چون ريسك پذيری، كنجكاوی، پرسشگری، پشتكار و پايداری و استقلال رأی از ويژگيهای افراد خلاق است. معلمان بايد سئوالاتی را مطرح كنند كه با چرا و چگونه آغاز می شود سئوالاتی كه دارای جوابهای متعدد باشند و باعث ايجاد تفكر واگرا و بروز خلاقيت در دانش آموزان شود. يكی از شيوه های بسيار مؤثر در پرورش خلاقيت نشان دادن الگوهای خلاق است. در اردوگاه خلاقيت يادگيری هيچ نمره و آزمونی يا استرس وجود ندارد و از روش يادگيری درهم تنيده بر آموزش دروس استفاده می كنند. هر آموزگاری می تواند از طريق رسانه های آموزشی خلاقيت را در دانش آموزان بازشناسی و تشويق كند و فرصت های لازم را برای وقوع آن ايجاد كند. علوم تجربی يكی از دروس پايه و اساسی برای دانش آموزان دوره ابتدايي است كه موضوعات آن می تواند زمينه های مناسبی برای بروز خلاقيت باشد. راهبردهای گوناگونی برای به چالش كشيدن فرض ها و مسائل وجود دارد كه بوسيله ی آنها می توان پرسشگری و ايده سازی را در دانش آموزان تشويق كرد اين راهبردها عبارتند از تعريف و تعريف مجدد مسئله، ترغيب ايده سازی و ايده پروری از طريق موضوعات گوناگون. با استفاده از روشهای كاربردی متعدد می توان خلاقيت را در دانش آموزان پرورش داد. پيشنهادات 1- تقويت حس مالكيت و غرور در دانش آموزان و ترجيح همكاری در رقابت و مهارت ارزيابی كار دانش آموزان به وسيلة خودشان. 2- استفاده از سئوالهاي گسترده پاسخ، كه فقط يك پاسخ كليشه‌اي ندارند. 3- برقراري رابطة عاطفي عميق با دانش آموزان و تقويت كسب شناخت در رشته‌هاي گوناگون در آنان. 4- معلمان داراي روحيه حادثه جويي باشند و احساس ضعف در برابر شاهكارها را از خود دور كنند. 5- معلمان بايد توجه دانش آموزان را به يافته‌هاي بحث‌انگيزجلب كنند وموقعيت‌هايي براي فعاليت و فرصت‌هايي براي آرامش ايجاد كنند. 6- براي رسيدن به عقايد يا نظريات و فرضيات، منابع قابل دسترسي را فراهم كنيد و استفاده ي صحيح از حواس مختلف را در فرايند يادگيري در فراگيران آموزش دهيد. 7- به تفاوتهاي فردي فراگيران توجه كرده و از روشهاي فعال تدريس استفاده كنيد. 8- استفاده تلفيقي از تفكر واگرا و تفكر همگرا در فرايند ياددهي ـ يادگيري در كلاس توسط معلم 9- دادن فرصت براي بيان احساسات مثبت و منفي به دانش‌آموزان و پرهيز از تمسخر، تنبيه و شرمنده كردن آنها 10- توجه به كيفيت تفكر و تكيه بر كيفيت يادگيري دانش‌آموزان و ترغيب آنان به حدس زدن 11- اهميت دادن به تفكر خلاق و تشويق جهت رشد استعدادهاي خلاق دانش‌آموزان و دادن فرصت جهت طرح سئوالهاي غير معمول 12- تشويق دانش‌آموزان به رقابت اشخاص خلاق و پرروش توانايي انتقاد سازنده 13- تشويق آنان به دخل و تصرف در اشياء و مفاهيم و حساس كردن آنها به محركهاي طبيعي 14- ايجاد جوي آرام و عاري از فشار و استرس و ارائه اطلاعات لازم در مورد فرايند خلاقيت به دانش‌آموزان 15- فراهم كردن امكان راهنمايي و مشاوره لازم جهت ايجاد انگيزش و غلبه بر ترس‌هاي عاطفي و توجه به ايده‌هاي غير معمول و تخيلي دانش‌آموزان 16- معرفي فراگيراني كه ايده‌هاي باارزش دارند و فراخواندن آنها به ابتكا در تفكر 17- تقسيم اوقات كا در كلاس به فعاليتها و كارهايي از نوع فعال و غير فعال و فراهم آوردن فرصت جهت يادگيري خودانگيزي و ارزيابي آن 18- ترغيب دانش‌آموزان به گزارش فعاليتها و پيشرفت‌هاي خلاقانه‌ي خويش و تشويق آنان بهخودسنجي 19- استفاده از روش تدريس ‏” بارش مغزي“ و شيوه‌هاي مسابقه و سرگرمي در كلاس 20- پرسيدن سئوالهاي محرك و چالش برانگيز از دانش‌آموزان و پرهيز از تحميل يك الگوي خاص به آنان و تشويق به مناظره و مباحثه با يكديگر. 21- تأكيد بر لزوم تلاش براي رسيدن به هدف و دور كردن احساس ضعف از خود در برابر شكست‌هاي احتمالي، توسط معلم در كلاس

 

منابع و مآخذ

1- افروز، غلامعلي (1365). دانش‌آموزان تيزهوش و خلاق. مجله پيوند، شماره 18.

2- آقازاده، محرم (1382). چگونه خلاقيت دانش‌آموزان را پرورش دهيم؟. ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي، دوره نوزدهم، شماره مسلسل 151.

3- بودو، آلن (1358). خلاقيت در آموزشگاه. ترجمه (خان‌زاده، علي)، تهران : انتشارات چهر.

4- جعفريان يسار، حميد (1380). پرورش خلاقيت. ماهنامه رشد معلم، سال نوزدهم، شماره 7.

5- حق‌شناسي، مرجان (1378). خلاقيت در آموزش و پرورش. فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش. دوره ششم، شماره مسلسل 23.

6- خان‌زاده، علي (1363). پرورش خلاقيت در كودكان، مجله پيوند، شماره 57.

7- رشيدپور، مجيد (1362). آفرينش خلاقيت‌ها، مجله پيوند، شماره 52.

8- سيف، علي اكبر (1369). روانشناسي تربيتي. تهران : انتشارات دانشگاه پيام نور.

9- سيف، علي اكبر (1379). روانشناسي پرورشي. تهران : انتشارات دانشگاه آگاه.

10- شريعتمداري، علي (1372). روانشناسي تربيتي. تهران : انتشارات امير كبير.

11- غلام‌پور، عباس (1379). خلاقيت و نوآوري در سازمانهاي آموزشي. فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش، دوره هفتم، شماره مسلسل 25.

12- قرائني مقدم، امام ا... (1375). مديريت آموزشي، تهران : انتشارات ابجد.

13- كالينز، پال؛ دبري، پتي (1998). اردوگاه خلاقيت. مترجم (نصيرنيا، حسن)،‌ 1379، ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي، دوره شانزدهم، شماره مسلسل 126.

14- گمينيان، وجيهه (1382). راههاي شناخت و شكوفايي خلاقيت در دانش‌آموزان. مجله پيوند، شماره 289.

15- محمدزاده، مهري (1383). پرورش خلاقيت شخصي دانش‌آموزان. ماهنامه رشد معلم، شماره 4، شماره مسلسل 187.

16- مرعشي، منصور (1378). خلاقيت و ويژگيهاي آن. ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي. دوره پارنزدهم، شماره مسلسل 119.

17- مرداني نوكنده، محمد حسين (1383). روشهاي كاربردي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان. ماهنامه پرورشي تربيت، سال بيستم، شماره 2.

18- هاديان، مجيد (1383). شيوه‌هاي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان در خانه و مدرسه. فصلنامه علمي، آموزشي، پژوهشي راهبرد، سال اول، شماره نخست.



 

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 13:0 |

راهکارهاي ايجاد انگيزه در معلمين      
   
 
  مقدمه

يكي از كاركردهاي پيچيده و نهان آموزش و پرورش مبحث انگيزش است .
گرچه اطلاعات ما دربارة انگيزش كه داريم اصولاً توصيفي  است . ولي از روي كاركردها و رفتارهاي بعد از يادگيري ما پي به انگيزش در افراد برده ايم .
انگيزش مبحثي بسيار وسيع است كه حوزه هاي علايق ، كنجكاوي ، سائق ها ، نيازها ، رغبت ها و حتي حيطه عاطفي را در بر مي گيرد . اصولاً آنچه مهم است ، اينست كه وجود داشته اند شرايط مساوي در آموزش و آموخته هاي عده اي كمتر از عده اي ديگر بوده است . آنچه مسلم است اين وجود انگيزه هاي متفاوت بوده كه باعث شده حركت بسوي دستيابي به هدفها سريعتر بشود  .
گرچه عامل وراثت و محيط يا هوش و غني سازي محيط آموزشي و بهبود روشهاي تدريس تا اندازه ي زيادي در بهبود وضع آموزشي تأثير دارد ، ولي قلب آموزش و پرورش انگيزش است
و تا انگيزه نباشد هيچ كس هيچ چيزي را ياد نخواهد گرفت . انگيزش حالتي كلي تمايل به پيشرفت تحصيلي است و انگيزه در حالت اختصاصي نسبت به درس خاص مي باشد .
امروز بايد با نگاهي عميق تر و با توجه به افقهاي جديد روانشناسي علايق و خواسته هاي دانش آموزان براي معلم بهتر شناخته شده است . امروز مي دانيم هر روش تدريس تا چه اندازه در پيشبرد هدفهاي ما مؤثر خواهد بود چه مزايايي داشته و چگونه مي توانيم به غني سازي تجارب كمك كنيم . معايب هر روش را مي دانيم ، محاسن آنها را نيز مي دانيم و هيچ راهي براي كاستي نبايد وجود داشته باشد .
دادن موضوعات درس با زندگي روزمره و تجارب گذشته بخش مهمي از تحريك حسن كنجكاوي و سوق دادن علايق و ايجاد تجربيات غني و ناب است .
فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه و تشويق به يادگيري اكتشافي و روشهاي تدريس نمايشي و ايفاي نقش ، الگوهاي حل مسأله باعث مي شود . دانش آموزان محور فعاليتهاي آموزش قرار گرفته و براي يادگيري رغبت ، انگيزه و كنجكاوي لازم را پيدا كنند .
آموزش و پرورش هزاره سوم متفاوت از آموزش و پرورش دوران گذشته است .
تغييرات شگرف علوم رفتاري و كشف افقهاي جديد كه نظريات فراشناختي ، خودپندار (           )
و تقويت اعتماد به نفس در دانش آموز از اهم اولويتها آموزش و پرورش مي باشد .
نمي توان به دانش آموزان بدون دادن قوت قلب و هدفهاي در سطح متوسط و تقويت حس موفقيت در آنها انتظار داشت به هدفهاي بزرگ و والا نايل آيند . بايد هدفها در سطح پيچيدگي متوسط و با ارتباط با مسايل روزمره زندگي و با توجه به علايق كودكي در دبستان با قصه ، داستان نمايش شعرهاي كودكانه ( ادبيات كودك ) و دوران راهنمايي با توجه به روان شناسي بلوغ و رشد شناختي علايق آنها,  را هدايت كرد و آنان را افرادي كنجكاو و پژوهشگر بار آورد .
عدم توجه به (( خودپنداره )) يكي از ضعفهاي امروز تعليم و تربيت است .
دانش آموزي كه تاكنون طعم موفقيت و صلاحيت خود را نچشيد و باور ندارند نمي توانند اعتماد به نفس لازم براي پيشرفت و تغيير را كسب كنند . بايد براي آنها شرايطي را مهيا كنيم تا باور كنند كه (( مي توانند )) و برنامه ريزي آموزش هم يعني فراهم آوردن فرصتهاي آموزشي براي يادگيري نه انتقال دادن مطلب و يا ايجاد يادگيري طوطي وار با تكرار و تمرين .
آنچه مهم است يادگيري براي يادگيري است ، يعني يادگرفتن راه چگونه و اين راه مهمترين انگيزة كسب دانش ــ تحقيق و پژوهش مي دانم . و انگيزه ديگري كه در پي آن كتابهاي جديد التأليف بخوانيم و بنويسيم در دوره ابتدايي تفسير كرد ، يادگيري براي باهم زيستن است ، يادگيري مشاركتي و يادگيري با هم در قالب (1) ـ طرح تدريس اعضاي تيم  (2) ـ طرح كارآيي اعضاي تيم  (3) ـ طرح قضاوت عملكرد .
فعاليتهاي گروهي داخل كلاس و خارج كلاس و تغيير طرز نشستن در كلاسها ( نشستن به صورت گروه 3 و4 نفره ) يادگيري را بسيار جذاب تر و شيرين تر مي كند ، چون از استعدادهاي خود و ديگران بهره مي گيرند و خود را در گروه شكوفا مي كنند و نيز مي آموزند براي زندگي آينده نيازمند به كمك و ياري به هم ديگر هستند .

 

 

 


       ((انگيزش)) 

                          در فرصتهاي يادگيري بعد از عوامل محيطي و وراثت مهمترين دليل تفاوت در عملكرد يادگيري به عامل انگيزش ( حالتي كلي ) و انگيزه ( نيروي اختصاصي ) مربوط مي شود . انگيزش به اين خاطر جزء مباحث مديريت ، روانشناسي تربيتي ـ روانشناسي اجتماعي و … آورده شده كه قابليت دارد تا با فراهم كردن عوامل انگيزشي ميزان يادگيري افزايش يابد در صورتي كه عوامل وراثت را نمي توان افزايش داد يا شرايط محيط تا حدودي امكان بهبودي دارد و بيشتر از آن مقدور و ممكن نمي باشد . ولي با افزايش انگيزش مي توان سطوح نيازهاي مزلورا پشت سر گذاشت و به خود شكوفايي رسيد . نظري
ه مزلو كه از بنيادي ترين نظريات انگيزش است اشاره مي كند به نيازهاي كه طبق هرم از پايين به بالا از نيازهاي فيزيولوژيكي ــ احساس امنيت ــ تعلق خاطر ــ محبت ــ احترام به نفس و خودشكوفايي است و مي گويد اين جدول سلسله مراتب الگويي نوعي است و در اكثر انسانها عموميت دارد . بعنوان مثال دانش آموزاني كه به دليل اقتصادي يا فرهنگي از گرسنگي و سوء تغذيه رنج مي برند در فعاليتهاي كلاسي و عملكردهاي يادگيري به طور محسوسي داراي عملكرد پايين تر هستند يا تحقيقات نشان مي دهد كه كودكاني كه در خانواده با پدر مشكل دارند با معلم خود مشكل پيدا مي كنند ، و دانش آموزاني كه مورد ?
?أييد اعضاي گروه قرار نمي گيرند نمي تواند خلاقيتهاي خود را به نحوه احسن بروز دهند .
ضرورت توجه به انگيزش از آنجا ناشي مي شود كه رابطه اي وثيق با اداره و تفكر مستقل داشته و از سوي ديگر با ذات ، منش و شخصيت افراد مربوط بوده و مسأله اي انتزاعي مي باشد .
تا آن حد كه در مباحث روان شناسي (( انگيزش و هيجان )) را با هم مي آورد ، چون براستي معلوم نيست چه عوامل ناخودگاهي يك رفتار را بوجود مي آورند.
براي اندازه گيري انگيزش از آزمونهاي اندريافت (      T AT    ) استفاده مي كنند و نگرش هاي مثبت و منفي از پديده را مورد بررسي قرار مي دهند هرچند نگرش به اندازه انگيزش داراي شرايط لازم براي انجام فعاليت نمي باشد ولي سهم عمده اي از انگيزش را در بر مي گيرد . كه لزوم توجه به حيطه عاطفي را بايد معلمان مورد توجه قرار دهند تا بتوانند با ايجاد باورها و نگرش مثبت عاطفه مربوط به درس عاطفه مربوط به آموزشگاه و عاطفه مربوط به تحصيل و پيشرفت را در يادگيرندگان تقويت كنند .

طبق نظريه مزلو معمولاً بايد مراحل پايين ارضاء شوند ، اما در تعليم و تربيت اسلامي و در اصل فعاليتهاي معطوف به اراده انسان مي تواند با اراده و زير پا گذاشتن هواي نفساني و تأكيد بر عزم راسخ و پشتكار و تلاش بي وقفه برناملايمات و شرايط نامساعد غلبه كند ، كه در افراد داراي نيروي ارده قوي و شخصيتهاي ( كرازماتيك :                ) جاذبه شخصيت ـ ( اقتداي فرمند در مبحث مديريت و رهبري ) بارها ديده شده مانند مهاتما گاندي رهبرفقيد هند سالها در زندان و رنج بسر برد و ……
از آنجا كه انگيزش از مجموعه باورها و نگرشهاي خانواده و جامعه نيست به تحصيل و پيشرفت در علم بوجود مي آيد و مهمترين عامل انگيزش مي باشد ، لذا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در خانواده هاي داراي فرهنگ غني و داراي نگرشهاي مثبت همانطور كه تحقيقات هم نشان داده بيشتر خواهد بود .
بعد از تمام اين مسايل كه انگيزش را ناشي از نيازهاي اساسي فرد ـ نيازهاي اجتماعي ـ شرايط محيط و فرهنگ روابط عاطفي ـ مناسبات اجتماعي مي داند ، براي افزايش انگيزش معلمان و دانش آموز چه راهكارهاي وجود دارد . يكي از مسايلي كه تاكنون مورد غفلت قرار گرفته رابط بين انگيزش معلم و انگيزش دانش آموزان است . معلم با انگيزه دانش آموز را با انگيزه مي كند و دانش آموزان با انگيزه مي توانند انگيزه معلم را افزايش دهند . عوامل مشترك در انگيزه معلم و دانش آموز مانند تنوع روشهاي تدريس و مانند روشهاي ايفاي نقش بحث و گفتگو ــ روش اكتشافي ــ مطالعه با يكديگر ــ يادگيري باهم و س
اير فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه باعث ظهور و بروز خلاقيتها و علاقه بيشتر معلمين به مهارتهاي حرفه اي شده و از سوي ديگر محيط يادگيري را از حالت خسته و بي روح اجباري خارج مي كند و راههاي متعددي براي يادگيري گشوده مي شود .
به اين ترتيب دانش آموز محور فعاليتهاي يادگيري قرار گرفته و يادگيري از حالت ايستا به حالت فعال و پويا تبديل مي شود و نقش معلم به فراهم آوردنده فرصت آموزشي ارتقاء مي يابد . و يادگيري براي يادگيري ــ يادگيري براي زيستن ــ يادگيري براي باهم زيستن تحقق مي يابد .

 

 


(( افزايش انگيزش و روشهاي تدريس ))

اصلاح و بهبود روشهاي تدريس و ارزشيابي مداوم و مستمر از اهداف يادگيري با امتحانات رسمي ، غير رسمي ــ ايجاد شرايط براي بروز عملكرد ، ضمن آنكه براي يادگيرندگان ايجاد انگيزه بيشتر مي كند . معلم را از نحوه اثر بخشي برنامه ها و فرصتهاي يادگيري آگاه مي كند . بديهي است كه بايد روشهاي تدريس را كه ناكارآمد يا داراي تأثير كمتر است را بايد حذف نمود .
تنوع در روشهاي تدريس و ايجاد فرصتهاي متفاوت يادگيري فردي ، گروهي ــ داخل كلاس ــ خارج كلاس توجه به فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه ، روشهاي تدريس دانش آموز محور ، محيطهاي آموزش غني ، محركهاي قوي و مناسب ، توجه به عملكرد هاي حيطه عاطفي و رواني حركتي باعث مي شود يادگيري از حالت ايستا خارج شود و پويايي ، نشاط و سرزندگي در محيط آموزش بوجود  آورد ، خلاقيتها و استعدادها ي افراد در امور مختلف شكوفا و تفاوتهاي فردي نمايان شده و اينجا است كه به هدف يادگيري براي باهم زيستن مي رسند . و اين وحدت باعث ايجاد انگيزه براي كار گروهي بهتر و كار گروهي بهتر پذيرش بيشتر از سوي
اعضاي گروهي مي شود ( نظريه مزلو مرحله تعلق و پذيرش ) و يادگيري عميق تر و معني دار مي شود . روشهاي تدريس اكتشافي ــ بحث گروهي ــ پرسش و پاسخ ــ نمايش ــ ايفاي نقش ــ بارش مغزي باعث جلب توجه بيشتر ــ مشاركت بيشتر و يادگيري بهتر مي شود .
الزامي است كه معلمان با تنوع بخشي به فعاليتهاي آموزشي و بر اساس خود ارزشيابي عملكردهاي خود را مورد نقد و بررسي قرار داده و با تغيير به موقع فعاليتها و رعايت محدوده زماني براي فعاليتها از خستگي و بي نظمي در كلاس جلوگيري مي كنند . بكارگيري روشهاي خلاق و متنوع ميسر نمي شود ، مگر با استفاده صحيح معلمان از اوقات فراغت چون وقت آزاد معلم فرصتي است براي ظهور خلاقيتها ي معلمان است .

(( انگيزه و رغبت در حيطه عاطفي ))

از دانشگاه و مراكز آموزش عالي تا مدارس بسيار ديده مي شود كه استادان مربيان و معلمان كوشيده اند كه با ساده سازي ــ خلاصه سازي حذف فصولي از كتاب ، تأكيد بر قسمتهاي از درس با پنداره خود نقش انتقال مطلب و فراگيري هدفها را آسان كنند در صورتي كه نتيجه با پيش فرضهاي آنها جوردرنيامده و در نهايت دانش آموزان و دانشجويان به تكرار و حفظ كردن ، اكثريت مطالب مي پردازند و نسبت به رشته تحصيلي خود بي علاقه و بي تفاوت هستند . علت چيست ؟ جواب اين سئوال را بايد در حيطه عاطفي جستجو كرد ، زماني كه يك دانشجو يا دانش آموز بدون اين كه نداند براي چه هدفي و با چه كاربردي و چگونه ب?
?يد شاخه علمي در پيشرفت و تحول دانش و خدمت به جامعه استفاده كند و درباره ضرورت و اهميت رشته علمي خود فكر نكرده و باور و نگرش قوي برتوانايي خود و فايده رشته تحصيلي خود و جايگاهش در جامعه نداند . و فقط به انگيزه كسب مدرك تحصيلي دانشگاهي وارد يك رشته تحصيلي دانشگاهي يا دبيرستان مي شود . و مدرسين و معلم و استادان نيز با خلاصه كردن مطالب و تقسيم بندي به نكات مهم و غير مهم يادگيرنده را به حالت انفعالي و انتقال گيرنده صرف تبديل مي كنند . شخصي كه انگيزه اي براي امتحان دادن و يادگرفتن ندارد و ضرورت ها را نمي شناسد چگونه مي تواند فردي پويا و خلاق باشد .
اين جا است كه فرافكني شروع شده و با بي اهميت و ناكارآمد خواندن رشته تحصيلي خود به جبران ضعف علمي و ركورد و سكون مي پردازد .
تأكيد بر حيطه شناختي و آزمونهاي كتبي و گاهاً عملي در سطح حيطه دانش و بعضي درك و فهم و كمبود سئوالات در طبقه كاربرد ، و طبقه تركيب باعث مي شود انگيزه در سطح طبقات حيطه شناختي محدود باشد چون ضرورتي براي طبقات بالا وجود دارد .
توجه كمتر به حيطه رواني حركتي باعث ميشود خستگي و سكون حاكم شده و فضاي نشاط از بين برود ، توجه خيلي كمتر به حيطه عاطفي باعث مي شود ، روحيه پژوهش پرستگري و توليد علم از بين برود .

(( انگيزه و تعيين تكاليف ))
روشهاي تداعي گرايي حفظ مطالب تكرار و تمرين ، تقويت خارجي براي برنامه هاي كه هدف انتقال و يادگيري مفهوم ، فعاليت يا مهارت مورد نظر باشد مفيد است ، اما بايد زمينه را براي رشد و شكوفايي استعدادها فراهم كرد ، لذا حداكثر بهره برداري از منابع محلي و در دسترس و امكانات موحود براي پاسخگويي به نيازهاي شناختي ، كنجكاوي ، حل مسأله براي پرورش فصل خلاق ضروري است . معلم مي تواند با دادن تكاليف گروهي و فردي متناسب با توانايي و تفاوتهاي فردي در داخل كلاس و خارج كلاس ضمن ايجاد يك يادگيري مؤثر و پايداري توأم با مشاركت انگيزه را براي زندگي مسالمت آميز و كار گروهي فراهم
مي كند .
عضويت در گروه مستلزم دارا بودن صلاحيت و مهارت است و افراد با توانايي متفاوت هماهنگ با هم در جهت رسيدن به هدف گروهي احساس مسئوليت مي كند و سعي و كوشش را به حداكثر مي رسانند تا مورد پذيرش گروه قرار گيرند .
بايد در تأليف پرسشهاي و اگر مطرح شود تا زمينه گروهي و پذيرش نظرات مخالف بوجود آيد ، در پايان با سنجش عقايد با معيارهاي و استانداردها قضاوت و ارزشگذاري صحيح و كامل انجام شود .
با آموزش برنامه اي مطالب درس به مراحل كوچك تقسيم شود و يادگيرنده از طريق يادگيري اين مراحل مطالب پيچيده قلم را مي آموزد و از اصول شكل دهي و زنجيره سازي رفتار استفاده مي شود .
استفاده از برنامه هاي رايانه اي براساس طرح اسكينر و ماشينهاي آموزشي كه خستگي ناپذير و بدون دلسردي به پاسخها صحيح تقويت مي دهد و پاسخها غلط را با تمرينات جبراني هدايت كرده و از شاخه هاي فرعي به شاخه اصلي بر مي گردد ، انگيزه هاي خوبي براي يادگيري بوجود مي آورد .
در تكاليف بايد حد پيچيدگي متوسط را به كار برد ، تحقيقات نشان مي دهد دانش آموزان نسبت به مطالبي كه قبلاً در زندگي آنها وجود داشته و تجربه كرده اند و محتواي در حد پيچيدگي متوسط نه خيلي ساده و نه خيلي مشكل بيشترين و بالاترين كنجكاوي را دارند . سپس همواره بايد به طراحي اين فرصتها چه در كلاس و ضمن تدريس و در خارج كلاس فردي و گروهي توجه داشته اند .

(( انگيختگي ))
عبارت از حالت هوشياري يا خود آگاهي همراه با جلب توجه كه در آن حالت محركهاي اضافي را از بين برده و مانند سطح دوم حيطه عاطفي ( پاسخ باميل و رغبت ) و سطح سوم ( نگرش و باور ) به پاسخ دادن يا عملكردهاي يادگيري مي پردازد بعنوان مثال دانش آموز براي انجام يك فعاليت منبع سروصداي اضافي را قطع مي كند .
تلوزيون را خاموش كرده و با دقت به انجام يك فعاليت مي پردازد .
در اينجاست كه معلم مي تواند با ارائه تقويت كننده از قبيل تشويق كلامي ، پاداش و …ضمن تثبيت يادگيري انگيزه لازم را براي ادامه فعاليت در آينده فراهم نمايد و دانش آموز در نگرشها و باورهاي خودسازماندهي كرده و يك ارزش را درك مي كند ( سطح چهارم حيطه عاطفي ) پس در طي چند سال احترام به معلم و برنامه ريزي براي انجام تكاليف يادگيري و آمادگي كلي جهت انجام دستورات معلم و فعاليتهاي علمي داخل كلاس و خارج كلاس تحقيق جمع آوري اطلاعات مطالعه آزاد بوجود مي آيد ( آمايه كلي ) سطح پنجم حيطه برسد . برانگيختگي مهمترين نشانه رسيدن به اهداف حيطه عاطفي است .
طبق مدل انگيزش پورتر و لاولر و تحقيقات انجام شده اگر پاداشهاي مناسب به عملكرد افراد داده شود ، عملكرد و رضايت در ارتباط محكمتري قرار مي گيرد ، ضرورت دارد كه معلم با بررسي دقيق تكاليف و تأكيد و تشويق نقاط قوت تقويت كننده كلامي ، نوشتاري ( مانند : خوب است ، عالي است ، مرحبا و… ) مهرهاي صدآفرين ، هزارآفرين ، ژتون و …)
ضمن تشويق و تقويت اعتماد به نفس و جلب رضايت دانش آموز تقدير و تشكر ضمني خود را از دانش آموز ابراز كند .

(( راهكارهاي ايجاد انگيزه در معلمين ))
بزرگترين مشكل در نظام آموزش و پرورش عدم كاربرد اصول روانشناسي در كلاس هاي درس مي باشد به همان دليل عدم رغبت و عدم توجه به خواسته ها و نگرشهاي معلمان و كارورزان دروس روانشناسي ، روشها و فنون تدريس ، فلسفه آموزش و پرورش ، جامعه شناسي ، اقتصاد و متون تخصصي را به صرف دروس دانشگاهي بودن و اخذ صلاحيت مي گذرانند و به كار آمدي و اهميت و اولويت آنها توجه نداشته و در ميدان عمل تجربيات خود را مهمترين راهبرد علمي مي نامند .
معلمي كه نمي داند بايد روانشناسي رشد كودكي و نوجواني را بگذراند تا به علل رفتار كودك و نوجواني پي ببرد . يا نمي داند كه هرروز از فلسفه استفاده مي كند و جهت گيري دانش آموز محور ، تجربه نگر ، پراگماتيست ، پيشرفتگرائي ، بنيادگرائي را به كار مي بندد ، و اين تغيير سبكها از فلسفه گرفته شد و اصولاً هر نوع جامعيت . تمعق ، انعطاف پذيري در تعليم و تربيت نوعي تفكر فلسفي است ، نمي داند اصول يادگيري آفريدن است ، يادگيري رشد و تكامل است ، يادگيري زندگي كردن و پيش رفتن است و اصولي دارد ، اصل تجانس و تناسب ، ميان هدفها ، فعاليتها و ارزشيابي اصل سازمان و وضوح سازماندهي ا?
?لاعات ، اصل تنوع در نيازها ، شيوه ها ، رغبت ، استعدادها و ترجيحات اصل پردازش فعال كسب اطلاعات معنا دار و ارتباط با زندگي روزمره ، يادگيري مبتني بر تجربه : آنچه شخص خود عمل كند ياد مي گيرد . اصل تفكر در سطوح عالي تركيب ، ارزشيابي ، تجزيه و تحليل ، آفريدن براي رسيدن شكوفايي بايد از طريق نيازها ، سائق ها ، كنجكاوي ، رغبت و علاقه وارد شد ، دانستن اين نكته مهم است كه بدانيم انگيزش قلب آموزش و پرورش است ، بدون شك معلم پرتلاش و دلسوز در اين برهه از زمان بسياري از اين فنون مهارتها را به كار مي برند .
ولي نيازها و پيچيدگي هاي امروز خيلي بيشتر است بايد با نگاهي اصولي به جامعه شناسي ، اقتصاد ، سياست ، فرهنگ و درك اين نكته كه سيمسپون از برنامه ريزان درسي گفته كه سياسي بودن برنامه درسي وقتي معلم مي شود كه بخواهيم در مدرسه اجرا كنيم و روابط و مناسب و اثر متقابل فرد و اجتماع ناگزير از انتخاب اين استراتژي هستيم كه جهاني بينديشيم ، منطقي عمل كنيم ، پس لازم بوده و هست كه تعليم و تربيت كشورهاي ديگر بدانيم و از بزرگ پرتاب اولين ماهواره ( اسپوتينك در 1957 ) و علت نامگذاري دهه 1970 در غرب به عنوان تغيير و تحول اساسي در برنامه ريزي آموزشي و درسي و بدانيم كه بايد تسلط ب
ه متون تخصصي و تكنولوژي اطلاعات داشته باشيم تا در پرتو تلاشهاي جهاني كشوري برتر بسازيم و فراموش نكنيم كه اين هنر معلمين است كه بتوانند با انتخلب راهبرد مناسب كه شرايط ، امكانات ، منابع و محدوديتها را در نظر گرفته و با مراجعه بيشتر به منابع و مأخذ و افزايش كاربرد روشهاي و متون متنوع مقدمات پرورش نسل خلاق و پژوهشگر را بيشتر فراهم آورند .

(( منابع ))

 

1 ـ يادداشتهايي درباره نظريه هاي انگيزش در آموزش و پرورش   ( دكتر اكبر شعاري نژاد ـ چاپ اول 13۸۲ )

 

2 ـ روان شناسي تربيتي     (دكتر محمد پارسا ـ انتشارات سخن ـ جلد اول بهار۱۳۸۴)

 

3 ـ انگيزش در آموزش و پرورش   ( ساموئل بال ـ ترجمه دكتر سيدعلي اصغر مسدد ـ انتشارات دانشگاه شيراز ـ چاپ اول ۱۳۸۳

 

4 ـ روانشناسي پرورشي      ( دكتر علي اكبر سيف ـ انتشارات آگاه ـ چاپ نهم پاييز 1382 )

 

۵-http://www.khedu.ir

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 12:34 |

نقش پژوهش در تدریس

 

مقدمه:

بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيم‎ترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط مي‎باشند. آموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم و ارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه مي‎باشد. با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليت‎هاي آموزشي، مشخص مي‎شود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليت‎هايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليت‎هاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشند. با توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيد. اين تأييد عموماً از طريق استفاده از روشهاي علمي،  قابل دسترسي است.

براي كنترل، نظارت و ارزشيابي، فعاليت‎هاي اين نهاد گسترده و پيچيده و همچنين حصول اطمينان از صحت اجراي برنامه‎هاي آن، شيوه‎ها و تدابير قابل اتكايي وجود دارد كه مهمترين آنها «پژوهش» مي‎باشد. ضرورت و اهميت «پژوهش» در نظام آموزش و پرورش احساس شده و حمايت بيشتري را مي‎طلبد. در اين مقاله، ابتدا برخي از كلمات و اصطلاحات كليدي تعريف شده و سپس به نقش پژوهش در تدريس پرداخته مي‎شود.

- ديوئي (Dewey)[1][1][1] (1933) در كتاب «چگونه ما فكر مي‎كنيم» مي‎گويد : اولين مرحلة تحقيق احساس وجود يك «مشكل» است به اين معني كه پژوهشگر، در كار خويش با «مانع» يا «مشكلي» روبرو گرديده است كه در حل آن ابهام يا ترديد دارد. (4)

- تحقيق علمي يك عمل دستوري است و هدف آن كشف حقيقت درباره موضوعي است كه مورد تحقيق واقع مي‎شود. حقيقت علمي يك آگاهي Information واقعي و عيني از علل و آثار پديده‎ها و ارتباط آنها با همديگر است. چنين حقيقتي يك واقعه Fact يا يك قانون علمي خوانده مي‎شود. تحقيق علمي حركتي است از حالت علم كمتر به حالت علم بيشتر از مجهول به معلوم.

اين حركت شامل مراحل مشخصي است كه به ترتيب خاص و هر يك با روش معين انجام مي‎گيرد. (7)

- استن هاوس Esten Haves (1981) : هر كاوش و پرسش-پاسخ نظام‎مند كه در معرض قضاوت عموم قرار گيرد يك تحقيق است. زماني عمل معلم يك كار تحقيقي محسوب مي‎شود كه او نسبت به عمل تدريس كلاس خويش بازتابي عمل كند. (2)

- تحقيق و پژوهش در تعليم و تربيت، به مجموعه فعاليتهايي اطلاق مي‎شود كه از طريق آن و با عنايت به اصول و روشهاي علمي، پديده آموزشي وتربيتي، مورد پژوهش قرار مي‎گيرد و هدف آن كشف اصول كلي يا تفسير رفتاري است كه از آن براي تبيين، كنترل و پيش‎بيني رويدادهاي آموزشي استفاده مي‎شود. (1)

- گي Gay [2][2][2] (1990) پژوهش در آموزش و پرورش را كاربرد منظم روشهاي علمي به منظور مطالعة مسائل و مشكلات آموزشي تعريف كرده است. (2)

- ليندرايف Lynderaife (1992) عقيده دارد : ما معلمان نمي‎توانيم خود را در كلاسهاي درس منزوي كنيم. ما بايد بطور مستمر از خود بپرسيم كه چه مي‎كنيم؟ چگونه آن را انجام مي‎دهيم؟ و چرا؟ ما بايد به يادداشت‎برداري از عمل تدريس خود ادامه دهيم. چنين معلمي بوسيله بازتاب دائمي و بكار گرفتن نظام‎مند مراحل علمي و عملي، با مشاوران وهمكاران منتقد، آگاه و علاقمند به پژوهش خود به تبادل نظر مي‎پردازد و با آنهادرباره تجزيه و تحليل مسائل كلاس درس تبادل نظر مي‎كند. (2)

- تدريس : عمل تدريس يك سلسله فعاليتهاي مرتب و منظم، هدفدار و از پيش طراحي شده است. فعاليتي كه هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري است. فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار متقابل بين معلم و فراگير جريان دارد. يعني ويژگي‎ها ورفتار معلم بر قعاليتها و اعمال شاگردان تأثير مي‎گذارد و بالعكس از ويژگي‎ها و رفتارهاي آنان متأثر مي‎شود.

- معلمي و تدريس فعاليتي است عامدانه و از قبل برنامه‎ريزي شده، براي تهيه وتدارك شرايط و موقعيت‎هايي كه در طي آن شرايط و موقعيت‎ها، افزايش مهارت خاص و يا پيشرفت و رشد اعتبار و منزلت انساني افراد تحت تعليم مد نظر است، به گونه‎اي كه افراد تحت تعليم بتوانند از سطحي كه در آن قرار دارند به سطوح بالاتري از توانايي در زمينه‎هاي دانشي، اعتقادي، ادراكي و ارزشي ارتقاء يابند.

فلمينگ C.M.Fleming[3][3][3] (1968) در كتاب معروف خود، درتجزيه و تحليل رواني فرآيند تدريس بيان مي‎كند كه: به نظر من مهمترين مسأله در بحث تدريس توجه به سطح توانايي معلمان براي شغل معلمي است و اينكه آيا معلمين مي‎توانند به اين فعاليت عمدي و از روي قصد، سرعت و تحول ببخشند و به هدفهاي مورد نظر دست يابند؟ (3)

سطح توانايي معلمان و يا به عبارتي استاندارد توانايي لازم براي شغل و حرفة معلمي از كشوري نسبت به كشور ديگر و از نظام آموزشي يك ملت به ملت ديگر متفاوت است و علاوه بر اين ماهيت و محتواي اين فعاليت نيز متفاوت خواهد بود. معلم بايد پيوسته در حال آموختن باشد و مهمتر اينكه بايد خود به آنچه آموزش مي‎دهد عمل كند. در گذشته روش آموزش بعضاً، مبتني بر حفظ كردن مطالب و انگيزة آن ترس از كيفر و اخراج بود، اما در شرايط كنوني بايستي آموزش بر عمل و تعقل جمعي استوار باشد و بر آنها بحث و پژوهش حاكم شود، ووظيفه‎شناسي، عشق به كار و لذت آموختن بارور گردد.

ريان Ryan[4][4][4] و همكاران او در سال 1960 مطالعاتي پيرامون تشخيص و تعيين عوامل و نشانه‎هاي موجود در تدريس مؤثر (كارا) به عمل آوردند.‌ آنها در اين مطالعات به سه دسته از عوامل همراه با جنبه‎هاي مثبت و منفي آنها اشاره كرده‎اند كه عبارتند از :

الف) ارتباط گرم و صميمي همراه بادرك و فهم، در مقابل ارتباط سرد (بي توجهي) و بدور از فهم.

ب) فعاليت سازماندهي شده و با برنامه، درمقابل بي‎برنامگي.

ج) برانگيختن (فعاليت برانگيزاننده) و فعاليت تخيلي،  در مقابل افسردگي (گرفتگي و بي خيالي) و عادي بودن. (3)

معلماني كه در فعاليت تدريس خود به قطب مثبت اين جريان نزديك‎تر هستند نسبت به معلماني كه به قطب منفي آن تمايل دارند، بسيار فعال‎تر ومؤثرتر عمل خواهد كرد كه البته حركت به سمت مثبت بدون مطالعه و پژوهش در تمامي موارد فوق امكان پذير نخواهد بود.

وظيفه معلم تاكنون نه تنها راهنمايي و جهت‎دهي با حرارت و جذابيت، ادراكات شاگردان بوسيلة ارضا نيازهاي رواني آنها، و تغيير الگوهاي تصور از خود، در آنها بوده است. بلكه آنها مسئول تجزيه و تحليل محتوا و مواد آموزشي و موضوعاتي هستند كه آن را تعليم مي‎دهند. معلم به عنوان يك تكنسين بايد موفقيت و يا عدم موفقيت، تلاش‎هاي تربيتي را ارزيابي نمايد و به عنوان يك مدير بايستي پيچيدگي‎ها و مشكلات سر راه تلاش‎هاي تربيتي را حل وفصل نمايد. عده‎اي معلمان را با هنرمندان مقايسه مي‎كنند و عده‎اي به آنها لقب مهندسان اجتماعي مي‎دهند. معلم صنعت‎گر و تكنسين است، كه با دو عنصر عقل و تجربه، فرآيند يادگيري را هدايت مي‎كند. يك صنعتگر همانگونه كه آهن آلات و عناصر مربوط را پرداخت و آرايش مي‎كند، يك معلم بايد با مهارت خود، استعداد و قدرت فراگيري شاگردان را تقويت و اصلاح نمايد.

معلمان علايق و تمايلات دانش‎آموزان را بايستي صيقل دهند و در انتخاب روشهاي تدريس نيز همين توجه را مبذول دارند. يك معلم بايستي شاگردان را مشاهده نمايد، به آنها ايمان داشته باشد، آنها را شايسته مطالعه بداند و اينكه آنها را دائماً در معرض تغيير و تحول قرار دهد. يك معلم مخصوصاً در ارتباط با تدريس مواد درسي، بايد آن را تجزيه و تحليل كند، سازماندهي كند و محتواي آن را كشف نمايد و مواد درسي را در مجموعه‎اي ارائه كند كه بصيرت و درك فهم را ميسر سازد. براي اين منظور معلم بايستي به موارد زير توجه داشته باشد:

  • استفاده از تحقيقات تربيتي
  • توجه به آموزش (فراگيري)
  • توجه به نقش موقعيت سني در آموختن
  • كشف درك و فراگيري (3)

و براي انجام هر كدام از موارد فوق نياز به پژوهش و مطالعه به روز و جديد احساس مي‎گردد. مطالعة تحقيقات و انجام پژوهش توسط معلمين، انقلاب‎هاي تربيتي مهمي در مدارس كشورها بوجود آورده و مي‎آورد و از عوامل مهم ايجاد آگاهي‎هاي فراوان در معلمين نسبت به كار خودشان بوده است.

در سال 1976 وزارت آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ ژاپن در جهت مهياسازي هرچه بيشتر امكانات تحقيقات آموزشي براي معلمان مدارسي تحت عنوان: «مدارس تحقيق و توسعه» داير نمود و به دنبال آن اقدامات و تدابيري اتخاذ شد تا دامنه فعاليت‎هاي پژوهشي معلمان را در عرصه مدارس گسترش دهد. در حال حاضر گروه كثيري از معلمان چه به صورت انفرادي و چه به صورت گروهي درگير نوعي از فعاليت‎هاي تحقيقاتي در حدود 500 واحد تحقيقات تربيتي هستند. در آلمان و انگلستان نيز سياست تحقيقات آموزشي بر اين امر استوار است كه از وجود معلمان و دبيراني كه از قدرت خلاقيت و روحية جستجوگرانه وسيعتري، به خصوص در مورد نوآوري آموزشي برخوردارند به عنوان معلمان محقق استفاده مي‎شود. (2) در كشور ما نيز از سال 1367 شوراي تحقيقات وزارت آموزش و پرورش شكل گرفت و در سال 1369 نيز آئين نامه تشكيل شوراهاي تحقيقات استان‎ها به تصويب رسيد و پژوهش و تحقيق به عنوان يك استراتژي براي دستيابي به آرمانهاي تعليم و تربيت و حل معضلات و مشكلات آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت. (2)

 

اهميت، فوايد و نقش پژوهش در تدريس

با توجه به تعاريف و تاريخچة فوق الذكر، در زير برخي از فوايد و نقشهاي پژوهش در تدريس عنوان مي‎گردد :

- روش تدريس بايد متناسب با اهداف عالي و اصول آموزش و پرورش، و خصوصيات شاگردان انتخاب شود، زيرا وظيفه اساسي معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نيست، بلكه مهمترين وظيفه او همكاري و راهنمايي يكايك دانش‎آموزان براي رسيدن به هدفهاي مطلوب تعليم و تربيت است و همچنين لازم است معلم بر مطالبي كه تدريس مي‎كند مسلط باشد، براي تحقق چنين منظوري بايد مطالعه مستمر و دائم داشته باشد. هميشه بر آگاهي‎هاي خود بيفزايد، او بايد در زمينه كار خود با يافته‎هاي جديد در ارتباط دائم باشد. اگر معلمي از اين امر غافل شود، درامر تدريس ناچار از تكرار مكررات خواهد بود. مطالعة دائم وپژوهش براي معلم بيش از هر كس ديگري لازم و ضروري است. (5)

- يافته‎هاي پژوهشي در شناسايي نقاط كور و موقعيت‎هاي مبهم و نامشخص به برنامه‎ريزان و ساير عوامل نظام آموزشي كمك قابل توجهي مي‎كنند و موجب مي‎گردد تا آنان با بينشي وسيع‎تر و عميق‎تر درباره برنامه‎هاي آموزشي اظهارنظر و تصميم‎گيري كنند. همچنين مجريان نظام مي‎توانند با استفاده از فعاليت‎هاي پژوهشي ميزان كارآمدي اجزاي مختلف فعاليت‎هايشان را مشخص كرده و از اين طريق درتكميل و اصلاح آن بكوشند و در نهايت مطالبي كه معلم بايستي تدريس نمايد بدون اشكال و صحيح‎تر ارائه خواهند شد.

چرا كه هدف اصلي پژوهش در آموزش و پرورش، كشف حقيقت‎هاي تازه (نوآوري) و استفاده از آن در حل مسائل عمدة تعليم و تربيت است.

- معلمان در تماس نزديكتري با وضعيت ملموس دنياي تعليم و تربيت هستند بنابراين مي‎توانند در امر پژوهش‎هاي آموزشي مشاركت مسئولانه و پرثمري داشته باشند. چون بسياري از نقاط قوت و ضعف مواد آموزشي از طريق پژوهش‎هاي معلمين مشخص و آشكار مي‎گردند.

- با توجه به اينكه برنامه‎ها و فعاليت‎هايي كه مبتني بر چارچوب علمي و پژوهشي باشند، در گذر زمان كمتر دچار نوسان و تغيير مي‎شوند و با ثبات‎تر و پايدارتر باقي مي‎مانند، معلم مي‎تواند از تغييرات زودهنگام مباحث درسي و روش تدريس خود جلوگيري نمايد.

- هر برنامة فراگير آموزشي جهت شكوفايي خود، تقريباً به يك دهة زماني نياز دارد. حال در نظر بگيريد كه برنامه‎اي در آموزش و پرورش بدون يك بررسي دقيق و جدي و صرفاً بر اساس سليقة شخصي به مرحله اجرا در آيد. اين برنامه اگر نتايج نامطلوبي به دنبال آورد امكان شناسايي اين نتايج در كوتاه مدت به آساني ميسر نخواهد بود در حالي كه از همان ابتدا تأثيرات سوء خود را بر پيكرة نظام آموزشي خواهد گذاشت. براي مصون ماندن از اين نگراني‎ها به عنوان يك راه حل مؤثر، مي‎توان ضرورت و صحت برنامه‎ها را قبل از اجرا به محك آزمون و پژوهش سپرد و در حين اجرا و پس از آن با توجه به اهداف مورد نظر به ارزشيابي آنها پرداخت.

- در تدريس متغيرهاي متفاوتي تأثيرگذار هستند كه معلم با دستكاري و كنترل متغيرهاي مختلف وضعيتي بوجود مي‎آورد كه يادگيري حاصل شود. اگر معلم نتواند همه متغيرهاي دخيل را تحت كنترل قرار دهد، اما شناختن چنين عواملي او را قادر خواهد ساخت كه در تنظيم فعاليت‎هاي تدريس، تصميمي آگاهانه بگيرد اگر معلم از نظريه‎هاي تدريس، يادگيري، شناخت دقيق و علمي داشته باشد، قوي‎تر و دقيق‎تر مي‎تواند در ايجاد وضعيت مطلوب يادگيري، فعاليت كند.

- معلم آگاه به كمك دانش و اطلاعاتي كه كسب مي‎كند، تلاش مي‎كند تا در تحرك و پويايي جامعه خود به سوي پيشرفت سهمي مؤثر داشته باشد. معلم آگاه با تأكيد بر تاريخ و فرهنگ جامعه، كوشش مي‎كند تا دانش‎آموزان را به ارزشهاي والاي جامعة پيشرفته و انساني آشنا كند. (5)

- شخصيت متعادل، همراه با تسلط علمي معلم، او را از نظر دانش‎آموزانش، با ارزش و اعتبار مي‎سازد. معلمي از نظر علمي قوي است كه به روشهاي ارائه محتوا و چگونگي برقراري ارتباط، ‌آگاه و بر آنها مسلط باشد.

معلم بايد از نظريه‎هاي جديد ارتباطي از دانش‎هاي جديد روانشناسي و علوم رفتاري، به ويژه روانشناسي تدريس و يادگيري،  آگاهي كافي داشته باشد. پژوهش و آگاهي از علوم اجتماعي به ويژه روانشناسي اجتماعي نيز معلم را ياري خواهد كرد تا فرهنگ و ويژگي‎هاي خاص طبقات اجتماعي دانش‎آموزان را تا حدودي بشناسد و با شناخت خصوصيات فردي و اجتماعي آنان به برنامه‎ريزي فعاليت‎هاي آموزشي بپردازد.

- ترويج الگوي تدريس كاوشگري Inquirg كه اين الگو بر اساس نظر ريچارد ساچمن Richard Suchman بنا نهاده شده است و يكي از الگوهاي خانوادة «اطلاعات پردازي» است . تربيت كاوشگر به منزله فرآيندي براي بررسي و تشريح پديده‎هاي غيرمعمول، تعريف مي‎شود. (6)

جوهر و اساس الگوي كاوشگري آن است كه دانش‎آموزان از طريق معلم، كاوش علمي را بياموزند. در حوزه آموزش و پرورش ما از پژوهش در امر درك و شناخت بهتر فرد، درك و شناخت بهتر روال آموزش و يادگيري و خلاصه،جهت يافتن شرايطي كه در آن اين روال (آموزش و يادگيري) به بهترين وجه به ثمر مي‎رسد استفاده مي‎كنيم.

- تحقيق و پژوهش علمي به معلم كمك مي‎كند تا در زمينه‎هاي ارزنده‎اي از جمله عينيت‎گرايي Objectivity عادت تفكر علمي Habits of Scientific thinking و توانايي همكاري و همفكري با ديگران رشد يابد و مهارت لازم را كسب كند. هدف از پژوهش در آموزش و پرورش بهتر كردن كارآيي معلمان در مدارس و بوجود آوردن و ارائه مهارتها يا ارائه روش‎هاي جديدي است كه بتواند معلم را در حل مشكلاتي مستقيم يا غيرمستقيم با كلاس درس يا هر موقعيت زنده و واقعي كه به مدرسه ارتباط دارد كمك كند. در اين پژوهش‎ها معلم با موقعيت‎هاي واقعي و با دنياي كار عملاً و مستقيماً سر و  كار دارد.

- پژوهش در نهايت موجب رضايت‎مندي شغلي بيشتري براي معلم خواهد شد و همچنين تدريس او را موفق‎تر، بر اساس واقعيت‎ها و نياز دانش‎آموزان و تدريس مطلوب و جديد مي‎نمايد. روشهاي تدريس او هميشه منطبق با شرايط و ويژگي‎هاي خاص محل تدريس خواهد بود و دانش‎آموزاني كه از كلاسهاي او بهره مي‎برند از نظر علمي و تربيتي در حد مطلوب و قابل قبولي قرار خواهند داشت.

 

منابع

1- دلاور ، علي (1۳۸۳) روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي- نشر ويرايش- تهران.

2- رؤوف، علي و محسن پور، بهرام (1۳۸۱) پژوهش در آموزش «مجموعه مقاله‎ها»- واحد انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش. تهران.

3- سجادي، سيد مهدي (۱۳۸۰)- فرآيند تدريس «تجزيه و تحليل روان شناختي و عملي فرآيند تدريس» مؤلفان C.M.Fleming – Elizabet Prrott انتشارات تربيت تهران.

4- سيف نراقي، مريم و نادري، عزت اله (1۳۸۱)- روشهاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني با تأكيد بر علوم تربيتي- دفتر تحقيقات و انتشارات بدر- تهران.

5- شعباني، حسن (1۳۸6)- مهارتهاي آموزشي و پرورشي- (روش‎ها و فنون تدريس)- انتشارات سمت- تهران.

6- صفوي، امان اله (1380)- كليات روش‎ها و فنون تدريس، متن كوتاه، همراه با الگوهاي جديد تدريس- انتشارات معاصر- تهران.

7- نصفت، مرتضي (13۸4) اصول و روشهاي آمار- جلد اول- انتشارات دانشگاه تهران.

[5][1][1] -Dewey , J. How We Think. Boston : Raytheon Education Company.1933.

[6][2][2] - Gay.R.L. Educational research, Mac Millan International Editions . 1990.

[7][3][3] -C.M.Fleming. “Teaching : a psychological analysis” . 1968.

[8][4][4] - Ryan , D-characteristics of teachers , American council on Education , Washington DC. 1960.

 

+ 
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 11:11 |

«تقويت سواد خواندن كودكان براساس يافته‌هاي مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن» (پرلـز )

 

مقدمه :

مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن (پرلز) برنامه‌اي ابتكاري براي ارزيابي توانايي خواندن كودكان در پايه چهارم ابتدايي است كه سي و پنج كشور از سراسر جهان در آن شركت دارند. اين مطالعه به فاصله هر پنج سال يك بار در سال‌هاي 2001، 2006 و 2011 روند سواد خواندن را مورد سنجش و اندازه‌گيري قرار مي‌دهد.پرلز يكي از مجموعه مطالعات گسترده‌اي است كه انجمن بين المللي ارزش‌يابي پيشرفت تحصيلي (IEA)  انجام داده است. اين انجمن از آغاز تأسيس خود در سال 1959 مطالعات تطبيقي وسيعي را در سطح بين المللي در زمينه علوم، رياضيات، زبان،ادبيات، تربيت اجتماعي، نگارش، رايانه، آموزش پيش دبستاني، درك مطلب، سواد خواندن وغيره انجام داده است. يكي از اين مطالعات، مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن است.

هدف نهايي IEA ارتقاي سطح يادگيري در درون نظام‌هاي آموزشي جهان و بهبود سياست‌ها وبرنامه‌ريزي‌هاي آموزشي مربوط به فرايند تدريس و يادگيري در آن مي‌باشد.

چهار فرايند تعيين شده در چارچوب پرلز عبارت اند از :

ـ تمركز بر اطلاعات صريحاً بيان شده و بازيابي آنها؛

ـ دست يابي به استنباط‌هاي روشن؛

ـ تفسير و تكميل ايده‌ها و اطلاعات؛

ـ بررسي و ارزيابي محتوا، زبان وعناصر مربوط به متن(كريمي، 1384).

تحقيقات آموزشي به ويژه در سطح بين المللي و براساس چارچوب‌هاي علمي و استانداردهاي جهاني، منبعي مهم براي توليد دانش؛ سياست‌گذاري؛ برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري مؤثر به حساب مي‌آيد. از اين رو، مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن يكي از مطالعات مهمي است كه نتايج آن مي‌تواند در شناخت مشكلات و كاستي‌ها؛ بهبود كيفيت نظام آموزشي كشورها و كشف راه كارهاي ارتقاي سواد خواندن در دانش‌آموزان، تعيين كننده باشد؛ زيرا تحقيقات آموزشي، زمينه‌هايي را فراهم مي‌آورد كه برنامه‌ريزان وتصميم‌گيران بتوانند با فهم بهتر مشكلات و اتخاذ راهبردهاي مناسب، در بهبودبخشي كيفيت يادگيري مشاركت نمايند. در واقع، اين نوع مطالعات، مشخص مي‌كند كه چه فرصت‌هايي براي دانش آموزان بايد فراهم شود تاآنها بهتر بتوانند در فرايند فهميدن، استنباط و قضاوت در خواندن متون مهارت يابند.

بيان مسئله :

مهارت در خواندن يكي از مهمترين نيازهاي يادگيري دانش‌آموزان در زندگي امروز است. توانايي درك مطلب، تفسير و استنتاج از متون درسي و غيردرسي، دانش آموزان را با افكار و اطلاعات جديدي آشنا مي‌سازد تا راه بهتر انديشيدن و بهتر زيستن را بياموزند. به عبارت ديگر، سواد خواندن به معناي علمي وجامع آن، وسيله‌اي است كه مي‌توان از طريق آن به ذخاير بي‌انتهاي تجربه بشري دست يافت. آن گونه كه از مباني و چارچوب نظري سواد خواندن برمي‌آيد، خواندن معطوف به درك مطلب نوشته شده و شناخت ارزش‌ها، معاني و مفاهيم كلمه‌ها،عبارت‌ها، جمله‌ها و دريافت دانستني‌ها و معني و مقصود پيامي است كه نويسنده با نشانه‌ها و رمزهاي كلامي نگاشته است.

به نظر نلسون(1984) و سيليمن (1986)، «زبان، اساسي‌ترين رسانه‌اي است كه از طريق آن، اغلب يادگيري‌هاي اجتماعي و تحصيلي در مدرسه تحقق مي‌يابد.» از اين رو، مشكلات مربوط به خواندن و يادگيري زبان مي‌تواند زمينه‌ساز مشكلات جانبي در ساير يادگيري‌ها باشد(هالاهان و كافمن، ترجمه ماهر، 1371).

در حقيقت يادگيري مهارت خواندن، كليد يادگيري همه يادگيري‌هاست؛ زيرا اغلب يادگيري‌هاي درسي از آن طريق صورت مي‌گيرد. براي يادگيري دروس ديگر نظير رياضي، تاريخ و جغرافيا نيز بايد به مهارت درك مطلب و توانايي خواندن مسلط بود.

اهميت بنيادي سوادخواندن زماني آشكارتر مي‌شود كه بدانيم در جهان امروز گسترة موضوع خواندن وابعاد پيچيده و متنوع آن فقط محدود به درك نشانه‌هاي نوشتاري و رمزهاي كلامي نمي‌شود؛ بلكه فراتر از آن، خواندن علائم بصري، نشانه‌هاي الكترونيكي و متن‌هاي ديجيتالي از جمله تحولاتي است كه در قلمرو سواد خواندن به شكل بسيار جدي و فراگير مطرح است.

زيرسازهاي اصلي سواد خواندن ارتباطي بنيادي با يادگيري خواندن دارد؛اما مسئله اين است كه :

1 ـ چگونه مي‌توان توانايي ادراك در خواندن را به بهترين وجه در كودكان تقويت كرد؟

2 ـ روش‌هاي نوين واثربخش در پرورش مهارت خواندن كدام‌اند؟

3 ـ عوامل زيستي، رواني و آموزشي خواندن چيست؟

4 ـ متغيرهاي مداخله‌گر در كاهش يا افزايش مهارت خواندن در خانه و مدرسه كدام‌اند؟

5 ـ خواندن به منزله يك فرايند آموزشي از چه زماني و چگونه آغاز مي‌شود؟

6 ـ كشورهايي كه دانش‌آموزان آنها از نظر عملكرد سواد خواندن در مقايسه با ساير كشورها در سطح بالاتري هستند داراي چه تفاوت‌هايي در ابعاد پيشينه فرهنگي ـ تربيتي؛ برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي؛ روش‌هاي تدريس؛امكانات ومنابع آموزشي هستند؟

اهداف مطالعه پرلز :

اين اهداف عبارتند از :

1  ـ بررسي عملكرد دانش‌آموزان پايه چهارم ابتدايي در زمينه ميزان توانايي خواندن و بررسي عوامل زمينه‌ساز و مؤثر بر چگونگي كسب موفقيت دانش‌آموزان در خواندن، شامل تجارب يادگيري، خواندن در خانه و چگونگي آموزش در مدرسه؛

2 ـ بررسي روند پيشرفت خواندن در دانش‌آموزان با طراحي مطالعه در سه دوره پنج ساله

3 ـ آشكار شدن تفاوت عملكردهاي نظام‌هاي آموزشي كشورها

4 ـ ارائه راهبردها و تفسيرهايي جهت بهبود نظام‌هاي آموزشي و يادگيري توانايي خواندن

 تعريف مفاهيم اصلي :

سواد خواندن : پرلز سوادخواندن را به شرح زير تعريف مي‌كند :

توانايي درك و استفاده از فرم‌هاي نوشتاري زبان كه جامعه آن را درخواست مي‌كند و يا فرد آن را ارزش‌گذاري مي‌نمايد. نوآموزان با اين توانايي مي‌توانند معناي متون متفاوت را دريابند. آنها براي يادگيري، براي شركت در جامعه باسوادان و براي سرگرمي و لذت مي‌خوانند(كمبل، 2001).

ابعادسواد خواندن : اين ابعاد به شرح زير هستند :

اهداف خواندن : اين بعد با انجام آزمون‌هاي نوشتاري سنجيده مي‌شود.

فرايند درك مطلب : اين بعد با انجام آزمون‌هاي نوشتاري درك مطلب خواندن سنجيده مي‌شود.

رفتار خواندن و نگرش به خواندن : اين بعد با پرسش‌هاي زمينه‌يابي دانش آموزان ارزيابي مي‌شود.

جامعه و نمونه مورد مطالعه :

پرلز، سواد خواندن كودكان را در پايه بالاتر از دو پايه هم جوار كه بيشترين تعداد 9 ساله‌ها را در بر مي‌گيرد ارزيابي مي‌كند.(اين دو پايه هم جوار در كشور ما پايه‌هاي سوم و چهارم ابتدايي است) اين معيار در بيشتر كشورها با پايه چهارم ابتدايي مطابقت دارد. انتخاب جمعيت فوق به اين علت است كه اين مرحله، گذار مهمي از نظر رشد كودكان در مهارت خواندن تلقي مي‌شود.در اكثر كشورها انتظار مي‌رود كه كودكان تا پايان پايه چهارم ابتدايي چگونه خواندن را ياد گرفته باشند.

در هر كشور، براي به كارگيري احتمال متناسب با اندازه نمونه گيري حداقل 150 مدرسه گزينش شد. در مرحله دوم يك يا دو كلاس چهارم ابتدايي به طور تصادفي در هر مدرسه نمونه گيري شدند. نتيجه اين انتخاب حداقل 3750 دانش‌آموز در هر كشور بود. در ايران 7703 نفر دانش آموز با ميانگين سني 4/10 براي شركت در اين مطالعه انتخاب شدند.

ابزارهاي مطالعه :

الف : دفترچه هاي آزمون خواندن

دفترچه‌هاي آزمون در دو بخش متفاوت متون اطلاعاتي و متون ادبي همراه با پرسش‌هاي چند گزينه‌اي پاسخ كوتاه و پاسخ ساز.

ب : پرسش‌نامه پيشينه‌اي

1 ـ پرسش‌نامه دانش آموز

بررسي عوامل و زمينه‌هاي آموزشي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مؤثر بر عملكرد دانش آموزان در حيطه خواندن با تأكيد بر فعاليت‌هاي درون و برون مدرسه‌اي آنان.

2 ـ پرسش‌نامه معلم

بررسي متغيرهايي چون ويژگيهاي گوناگون معلمان، نگرش آنان نسبت به حرفه معلمي، امكانات آموزشي موجود، شيوه‌هاي تدريس خواندن و روش‌هاي ارزيابي.

 3 ـ پرسش‌نامه مدرسه

بررسي متغيرهايي نظير شيوه‌هاي مديريتي اعمال شده، وظايف مديران، كمبودها و موانع آموزشي و شرايط فيزيكي مدارس.

4 ـ پرسش‌نامه اوليا

بررسي نگرش، روش‌ها و امكانات اولياي دانش‌آموزان در زمينه خواندن

نتايج مطالعه : يافته‌هاي اين مطالعه نشان مي‌دهد كه :

ـ جايگاه ايران در مطالعه پرلز 2001 از ميان 35 كشور شركت كننده در رتبه 32 قرار دارد.

ـ متوسط عملكرد دانش‌آموزان ايراني به طور معنادار در هر سه حالت : ميانگين كل، ميانگين متون ادبي وميانگين متون اطلاعاتي، پايين‌تر از ميانگين بين المللي است.

ـ متوسط عملكرد دانش آموزان ايراني در متون ادبي بهتر از متون اطلاعاتي است.

ـ متوسط عملكرد دانش‌آموزان ايراني در نمره كل ومتون اطلاعاتي بالاتر از سه كشور آخر جدول يعني كويت، مراكش و بليز بوده و در متون ادبي از 4 كشور آخر جدول يعني آرژانتين، كويت، مراكش و بليز بالاتر است.

ـ وضعيت دانش‌آموزان ايراني در پاسخ به سؤالاتي كه جنبه استخراج صريح اطلاعات (حفظي) از متن داستان داشته، بهتر از مواردي بوده كه نياز به استنباط، استنتاج وارزش‌يابي داشته است.

ـ سوئد بهترين عملكرد را در دو زمينه متون ادبي و اطلاعاتي داشته است.

ـ سوئد وانگلستان در اهداف ادبي بالاترين عملكرد را داشته‌اند.

ـ طيف عملكرد در سوادخواندن بين 561 امتياز (سوئد) و 327 امتياز(بليز) متفاوت بوده است.

ـ توانايي سواد خواندن دختران در سطوح معني دار بيش از پسران بوده است.

ـ در همه كشورها رابطه بالايي بين پيشرفت سوادخواندن دانش‌آموزان و فعاليت‌هاي آموزشي سواد خواندن در قبل از مدرسه وجوددارد.

ـ براساس پرسش‌نامه مديران،موضوع خواندن از پايه اول تا چهارم بيش از ساير مواددرسي در مدرسه مورد تأكيد بوده است.

ـ تدريس روزانه مبتني بر متن كتاب يا فعاليتهاي مربوط به خواندن همراه با تكاليف و تمرين‌هاي هفته‌اي با پيشرفت دانش‌آموزان در سواد خواندن ارتباط مثبت داشته است.

ـ در همه كشورهاي شركت كننده بين نگرش مثبت دانش‌آموزان نسبت به خواندن و توانايي خواندن رابطه مستقيم وجودداشته است.

ـ دانش‌آموزان دختر در مقايسه با پسران نگرش مثبت‌تري داشته‌اند؛ به همين دليل تفاوت معني‌داري در توانايي خواندن دختران نسبت به پسران مشاهده مي‌شود.

ـ پيشرفت دانش‌آموزاني كه والدين آنها زمان بيشتري براي مطالعه صرف مي‌كرده‌اند از سايرين بالاتر بوده است.

ـ بين تعداد كتاب‌هاي موجود در خانه(بيش از 100 جلد) وپيشرفت سواد خواندن دانش‌آموزان رابطه مثبت وجود دارد.

ـ دانش‌آموزاني كه كمتر از 10 جلد كتاب كودك در منزل داشته‌اند به طور معناداري عملكرد پايين‌تري را در آزمون پرلز نشان داده‌اند.

ـ در سطح بين‌المللي، 41 درصد والدين دانش‌آموزان بيش از 6 ساعت مطالعه هفتگي در منزل داشته‌اند و اين درصد در والدين ايراني 24 بوده است.

ـ دانش‌آموزاني كه از نظر سواد خواندن در سطح بالاتري بوده‌اند، داراي والديني با نگرش مثبت نسبت به مطالعه بوده‌اند(متوسط ميزان مطالعه آنان بيش از 6 ساعت در هفته بوده است).

ـ در همه كشورها ارتباط مثبتي بين عملكرد خواندن پايه چهارم و درگير بودن دانش‌آموزان در فعاليتهاي مربوط به خواندن قبل از ورود به مدرسه مثل خواندن كتاب، قصه گويي، شعرخواني، بازي با حروف الفبا و شركت در بازي با كلمات وجود دارد.

ـ در همه كشورها ارتباط قوي‌اي بين تكلم به زبان مورد استفاده در خانه(زبان مادري) و عملكرد در آزمون خواندن (زبان رسمي) وجود دارد.

ـ در سطح بين المللي، با 79 درصد دانش‌آموزان هميشه در منزل به زبان رسمي صحبت شده است و در ايران با 56 درصد دانش‌آموزان در منزل به زبان فارسي صحبت مي‌شود كه در مقايسه با دانش‌آموزاني كه با آنان كمتر فارسي صحبت مي‌شود،‌داراي عملكرد بالاتري در سوادخواندن بوده‌اند.

ـ ميزان دسترسي كشورها به رايانه براي آموزش خواندن بسيار زيادبوده است؛ به طوري كه بيش از 80 درصد دانش آموزان كشورهاي كانادا، انگليس، ايسلند، هلند، زلاندنو، اسكاتلند، سنگاپور، سوئد وايالات متحده در كلاس يا در مدرسه به رايانه دسترسي داشته‌اند در حالي كه در كشورهاي بليز، بلغارستان، كلمبيا، يونان، ايران، كويت، مقدونيه، مولداوي، روسيه، اسلواكي و تركيه دانش‌آموزان دسترسي كمتري به رايانه داشته‌اند.

ـ ميانگين عملكرد خواندن دانش‌آموزان با افزايش وضعيت نامساعد اقتصادي خانواده كاهش مي‌يابد.

ـ ميانگين عملكرد دانش‌آموزان مدارسي كه تعداد دانش‌آموزان متعلق به خانواده‌هاي محروم در آنها اندك بوده (كمتر از 10 درصد) به طور چشم‌گير بالاتر از مدارسي بوده است كه اغلب دانش‌آموزان آنها از خانواده‌هاي محروم بوده‌اند.

ـ عملكرد دانش‌آموزاني كه روحيه بالا، انتظارات تحصيلي بالا، احترام به اموال مدرسه و حمايت بالاي والدين را داشته‌اند از پيشرفت بالاتري در خواندن برخوردار بوده‌اند.

ـ اغلب كشورهاي شركت كننده در پرلز 2001 جزء كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته مي‌باشند كه جايگاه كشورهايي چون ايران را نمي‌توان از نظر عواملي نظير فرصت‌هاي آموزشي، امكانات و كيفيت نظام آموزشي با آنها مقايسه كرد. به طور مثال :

الف ) بيش از 70 درصد دانش‌آموزان در سطح بين الملل و 90 درصد دانش‌آموزان در امريكا ـ كانادا ـ سوئد از رايانه استفاده مي‌كنند و اين درصد در ايران 11 مي‌باشد.

ب ) در سطح بين الملل 65 درصد دانش‌آموزان توسط معلمان داراي تحصيلات دانشگاهي آموزش مي‌بينند و اين درصد در زلاندنو،انگلستان و امريكا 100 درصد است.

پ ) در سطح بين الملل 41 درصد والدين بين 1 تا 5 ساعت در هفته در منزل مطالعه مي‌كنند. در سوئد والدين بيش از 10 ساعت در هفته و 35 درصد آنان بين 6 تا 10 ساعت در هفته در منزل مطالعه مي‌كنند.

ت ) در سطح بين الملل 57 درصد دانش‌آموزان در منزل به رايانه دسترسي دارند و اين درصد در سوئد 95 در نروژ 92، دركانادا، انگلستان، امريكا و سنگاپور بين 80 تا 90 درصداست.

ـ رتبه ايران با كشورهاي مشابه يعني كويت، مراكش، بليز و آرژانتين قابل ملاحظه است و برتري عملكرد دانش‌آموزان ايران اميدوار كننده مي‌باشد.

ـ شرايط اجراي آزمون و ميزان آمادگي، انگيزش و رغبت دانش‌آموزان در پاسخ دادن به سؤالات آزمون در كشورهاي مختلف متفاوت بوده و در ايران در پاره اي موارد مجريان آزمون شرايط مناسب را براي اجراي مناسب آزمون فراهم نكرده‌اند.

ـ اغلب دانش آموزان ايراني با بخشي از متن‌ها بيگانه و نامأنوس هستند.

ـ نارسايي و ضعف برنامه‌ريزي آموزشي و شيوه‌هاي تدريس در مدارس ايران كه دانش‌آموزان را براساس پاسخ‌هاي از پيش تعيين شده و اندوختن معلومات كتابي به جاي تجزيه، تحليل و تفسير مطالب درسي عادت داده‌اند علت عمده جايگاه رتبه‌اي پايين ايران است.

پيشنهادهاي كاربردي جهت تقويت سواد خواندن كودكان :

الف ـ پيشنهادهاي مربوط به فعاليت‌هاي قبل از مدرسه

1 ـ پيشنهاد مي‌شود والدين قبل از آن كه فرزندانشان به مدرسه بروند، اقدامات زير را براي تقويت سواد خواندن و مهارت‌هاي درك مطلب انجام دهند :

الف ) كتاب خواندن

ب ) قصه گفتن

پ ) خواندن شعر و سرود

ت ) بازي كردن با اسباب بازي هاي الفبايي

ث ) انجام فعاليت‌هاي مربوط به خواندن با استفاده از رايانه

ج ) بازي با كلمات

چ ) نوشتن حروف يا كلمات

ح ) خواندن تابلوها و برچسب‌ها با صداي بلند

خ ) تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني كه در آنها خواندن آموزش داده مي‌شود

د ) تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني يا ويدئويي با زيرنويس

ذ ) خواندن تابلوهاي خيابان

2 ـ بهتر است والدين براي ترويج فرهنگ مطالعه و عادت به خواندن، كارهاي زير را با فرزندان خود انجام دهند :

الف ) خواندن مطلبي با صداي بلند براي كودك

ب ) گوش دادن به فرزند هنگامي كه با صداي بلند مطلبي را مي‌خواند

پ ) صحبت كردن با فرزند در مورد مطالبي كه به تنهايي خوانده است

ت ) صحبت كردن با فرزند در مورد مطالبي كه والدين يا يكي ديگر از اعضاي خانواده خوانده است.

ث ) بحث وگفت و گو با فرزند در مورد آنچه او در كلاس در ارتباط با خواندن انجام مي‌دهد

ج ) رفتن با فرزند به كتابخانه يا كتاب فروشي

چ ) كار يا بازي با رايانه به همراه فرزند

ح ) تشويق فرزند به نوشتن

3 ـ والدين از مدرسه فرزند خود بخواهند هر چند وقت يكبار كارهاي زير را انجام دهند :

الف ) از والدين بخواهند كه بر انجام تكاليف مربوط به درس فارسي فرزندان خود نظارت كنند.

ب ) نمونه‌هايي از كارهاي كلاسي فرزندشان را در زمينه درس فارسي به آنان بدهند يا آنها را برايشان ارسال كنند.

پ ) اطلاعاتي را در مورد عملكرد فرزندشان در درس فارسي در اختيار آنها قرار دهند يا آنها را برايشان ارسال كنند.

 

ب ـ پيشنهادهاي مربوط به فعاليت‌هاي مدرسه

4 ـ پيشنهاد مي‌شود مديران مدارس و مسئولان گروه‌هاي آموزشي درس فارسي، در مورد اين كه معلمان تا چه اندازه از منابع و امكانات آموزشي و كمك آموزشي زير جهت تقويت سواد خواندن دانش‌آموزان استفاده مي‌كنند، بررسي‌هاي لازم را بعمل آورند :

الف ) كتابهاي درسي يا كتاب‌هاي دوره‌اي

ب ) كتاب‌هاي كار و تمرين يا برگه‌هاي كار

پ ) روزنامه يامجله‌هاي كودكان

ت ) نرم‌افزارهاي رايانه‌اي براي آموزش خواندن(مثل سي دي رام)

ث ) مطالب آموزشي در دسترس از طريق اينترنت

ج ) كتاب‌هاي متنوع كودكان(مانند رمان‌ها، مجموعه‌داستان‌ها و مطالب غيررمان)

چ ) مطالبي درباره موضوعات ديگر كه معلم متناسب با شرايط، امكانات مدرسه و علاقه دانش‌آموزان انتخاب مي‌كند

5 ـ معلمان جهت بهبود و تقويت بازده تدريس معلم خود، بايد هنگامي كه به آموزش يا ساير فعاليت‌هاي مرتبط با خواندن مي‌پردازند، هر چند وقت يكبار دانش‌آموزان را به شكل‌هاي زير گروه‌بندي كنند :

الف ) دانش‌آموزاني را كه توانايي يكساني دارند، در يك گروه قرار دهند.

ب ) دانش‌آموزاني را كه توانايي متفاوتي دارند، در يك گروه قرار دهند.

پ ) با استفاده از معيارهاي ديگري دانش‌آموزان را گروه‌بندي كنند.

ت ) براي آموزش خواندن، با تك تك دانش‌آموزان به شكل انفرادي كار كنند.

6 ـ هنگامي كه معلمان به آموزش و ساير فعاليت‌هاي مربوط به آموزش خواندن مي‌پردازند، هر چند وقت يك بار دانش‌آموزان را مكلف به خواندن مطالب زير كنند :

الف ) حكايت‌ها و افسانه‌ها

ب ) داستان‌هاي ديگر

پ ) كتاب‌هاي قصه بلند با فصل‌هاي مشخص

ت ) شعر

ث ) نمايش‌نامه

ج ) مطالب توصيفي و تشريحي درباره اشيا، اشخاص و وقايع(غيررمان)

چ ) دستورالعمل‌ها يا راهنماهاييكه توضيحاتي در مورد شيوه كار كردن اشيا مي‌دهند

ح ) جدول‌ها، شكل‌ها و نمودارها

7 ـ پيشنهاد مي‌شود هنگامي كه معلمان به آموزش يا ساير فعاليت‌هاي مربوط به آموزش خواندن مي‌پردازند، هر چند وقت يكبار كارهاي زير راانجام دهند :

الف ) مطلبي را با صداي بلند براي كلاس بخوانند.

ب ) از دانش آموزان بخواهند كه مطلبي را با صداي بلند براي همه كلاس بخوانند.

پ ) از دانش‌آموزان بخواهند كه مطالبي را با صداي بلند دو تا دو تا يا در گروههاي كوچك بخوانند.

ت ) از دانش‌آموزان بخواهند كه مطلبي را با صداي آهسته براي خودشان بخوانند.

ث ) از دانش آموزان بخواهند مطلبي راكه دانش‌آموزان ديگر با صداي بلند مي‌خوانند، آنها خود آهسته بخوانند.

ج ) به دانش‌آموزان فرصت دهند تا كتاب‌هايي را به انتخاب خودشان بخوانند.

چ ) راه كارهاي متفاوت خواندن را به دانش‌آموزان ياد بدهند.

ح ) راه‌كارهاي رمزگشايي صداها و كلمه‌ها را به دانش‌آموزان بياموزند.

ح ) لغت‌هاي تازه را به طور نظام‌مند به دانش آموزان بياموزند.

د ) براي درك و فهم لغات تازه در متني كه خوانده مي شود  به دانش‌آموزان كمك كنند.

8 ـ پس از آن كه دانش‌آموزان مطلبي را خواندند، بهتر است معلمان هر چند وقت يكبار از آنها بخواهند كه كارهاي زير را انجام دهند :

الف ) به پرسش‌هاي درك مطلبي كه در كتاب يا برگه تمرين وجود دارد و به آنچه خوانده‌اند مربوط است پاسخ دهند.

ب ) در مورد متني كه خوانده‌اند،مطالبي به صورت انشايي بنويسند.

پ ) در مورد متني كه خوانده‌اند به پرسش‌هاي شفاهي پاسخ دهند يا آنرا به طور شفاهي خلاصه كنند.

ت ) در مورد آنچه خوانده‌اند با يكديگر صحبت كنند.

ث ) در مورد آنچه خوانده‌اند نقاشي بكشند يا يك كار هنري ديگر انجام دهند.

ج ) نمايش‌نامه‌اي را در مورد متني كه خوانده‌اند اجرا كنند.

چ ) در مورد متني كه خوانده‌اند يك طرح تحقيق گروهي انجام دهند.

ح ) در مورد مطالبي كه خوانده‌اند، در يك آزمون يا امتحان كتبي شركت كنند.

9 ـ پيشنهاد مي‌شود معلمان هر چند وقت يكبار از دانش‌آموزان بخواهند كه كارهاي زير را براي كمك به بهبود روش‌ها و مهارت‌هاي درك مطلب خود انجام دهند :

الف ) مشخص كردن پيام اصلي متن خوانده شده

ب ) توضيح متن خوانده يا بسط مفهوم برداشت شده از متن

پ ) مقايسه متن خوانده شده با تجربيات شخصي دانش آموزان

ت ) مقايسه متون خوانده شده با تجربيات شخصي دانش‌آموزان

ث ) حدس زدن آنچه در بخش‌هاي بعدي متن اتفاق خواهد افتاد

ج ) تعميم يا نتيجه‌گيري مبتني بر متن

چ ) توصيف شيوه نگارش و ساختار متون خوانده شده

ح ) ساير موارد

10 ـ بهتر است معلمان هر چند وقت يكبار به عنوان بخشي از آموزش قرائت يا خواندن، اقدامات زير را انجام دهند :

الف ) از دانش‌آموزان بخواهند كه فيلم‌هاي مربوط به كتاب‌ها و داستان‌هاي كودكان را تماشا كنند.

ب ) از دانش‌آموزان بخواهند تا براي به دست آوردن اطلاعات، به تماشاي فيلم، ويدئو يا تلويزيون بپردازند.

پ ) از دانش‌آموزان بخواهند كه مطالب ارائه شده در رسانه‌هاي گوناگون ارتباط جمعي را با هم مقايسه كنند.

11 ـ براي ارتقاي سواد الكترونيكي و توسعه فرهنگ IT بهتر است معلمان هر چند وقت يك بار از دانش‌آموزان بخواهند كه با استفاده از رايانه كارهاي زير را انجام دهند :

الف ) با استفاده از فناوري رايانه، اطلاعات را به دست آورند.

ب ) داستان‌ها يا مطالب ديگري را روي صفحه نمايش رايانه بخوانند.

پ ) با استفاده از نرم افزارهاي آموزشي مناسب، مهارت‌ها و روش‌هاي خواندن خود را بهبود بخشند.

ت ) با استفاده از رايانه، داستان يا مطالب ديگر را بنويسند.

ث ) با استفاده از رايانه با دانش آموزان مدارس ديگر در كشورهاي ديگر ارتباط برقراركنند يا طرح‌هاي مشترك انجام دهند.

12 ـ پيشنهاد مي‌شود معلمان مدارس ابتدايي(پايه چهارم) به عنوان بخشي از تحصيلات رسمي يا دوره‌هاي آموزشي خود، در زمينه‌هاي زير مهارت‌هاي لازم را آموزش ببينند:

الف ) زبان فارسي

ب ) ادبيات فارسي

پ ) روش تدريس خواندن

ت ) روان شناسي

ث ) آموزش‌هاي جبراني در قرانت فارسي و خواندن

ج ) تئوري‌هاي خواندن

ج ) يادگيري و رشد زبان در كودكان

ح ) آموزش استثنايي

13 ـ پيشنهاد مي‌شود معلمان از دانش‌آموزان بخواهند كه پس از خواندن مطلبي ـ مثلاً متن درس ـ در كلاس، كارهاي زير را انجام دهند:

الف ) به پرسش‌هاي مطلبي كه خوانده‌اند،‌در كتاب يا برگه تمرين پاسخ دهند.

ب )‌درباره موضوعي كه خوانده‌اند،‌مطالبي بنويسند.

پ ) به پرسش‌هاي معلم در مورد آنچه خوانده‌اند با صداي بلند جواب بدهند.

ت ) با دانش‌آموزان ديگر درباره موضوعي كه خوانده‌اند صحبت كنند.

ث ) درباره موضوعي كه خوانده‌اند نقاشي كنند يا كاردستي بسازند.

ج ) درباره موضوعي كه خوانده‌اند نمايش‌هاي مناسبي بازي كنند.

چ ) درباره آنچه خوانده‌اند با ديگر دانش‌آموزان كلاس يك تحقيق گروهي انجام دهند.

ح ) درباره موضوعي كه خوانده‌اند مصداق‌هايي در زندگي روزمره بيابند و توضيح بدهند.

منابع :

ـ زاهلر، كتي اي(1380). «50 روش ساده براي علاقه‌مند كردن فرزندان به مطالعه»؛ ترجمه سارا رئيسي، انتشارات صابرين.

ـ كريمي، عبدالعظيم(1384). «نتايج مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن پرلز»، تهران، انتشارات پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش.

ـ ــــــــــ ، (1382). «گزارش اجمالي نتايج بين المللي پرلز 2001». پژوهشكده تعليم و تربيت؛ دفتر پرلز.

ـ ــــــــــ ،(1382). گزارش عملكرد دانش‌آموزان ايران در آزمون‌هاي ادبي و اطلاعاتي پرلز 2001(به تفكيك موضوعات آزمون)؛ پژوهشكده تعليم و تربيت.

ـ داعي پور، پروين(1382). «مقايسه داده‌هاي ملي و بين المللي»، پژوهشكده تعليم و تربيت.

ـ دانش پژوه، زهرا(1378). «گزارش سنجش ملي پيشرفت تحصيلي زبان فارسي»، پژوهشكده تعليم وتربيت.

- Campbell, J.R.,Kelly, D.L.,Mullis, M.O. , & Sainsbury, M.(2001). Framework and Specifications for PIRLS assessment 2001(2nded). Chestnut Hill, MA: Boston College.

- Gonzalez, E.J.(2003). Scaling the PIRLS Reading Assessment Data. In M. Martin, I. Mullis, & A.Keneedy(Eds), PIRLS 2001 technical report (pp. 151-168). Chestnut Hill, MA: Boston College.

 

 

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 10:59 |