تبليغاتX
پرنده کوچک خوشبختی
پرنده کوچک خوشبختی
مطالبی برای اولیا ی محترم دانش آموزان دبستان خوارزمی ناحیه 2 اصفهان
از خط بچه ها چه خبر

مقدمه

کتاب های درسی قبل از صنعت چاپ و دوران چاپ سنگی با خط نستعلیق نوشته می شد . با توجه به اینکه داشتن خط خوش آرزوی هر فرد تحصیل کرده بود . خوش خطی هم امری رایج و همه پسند بود.

اما با کمال تأسف به علت استفاده از خط نسخ ماشینی بد خطی در کودکان ریشه می دواندو به امری معمول بدل می شود . تا اینکه مسؤلان امر به فکر چاره جویی افتادند و با برگزاری همایش ها و کارشناسی های متعدد به این نتیجه رسیدند که باید کتاب های فارسی و خط دانش آموزان عوض شود و خط شبه نستعلیق جایگزین خط چاپی شود و این مهم از اول دبستان آغاز شد و همچنان ادامه دارد و جای بسی مسرت و شادی است که دانش آموزان کلاس اولی بسیار زیباتر از گذشته می نویسند و معلمان ما به آن افتخار می کنند .

طبق بررسی های به عمل آمده توسط روانشناسان اولین خطوطی که کودک روی صفحه ی سفید ایجاد می کند خطوط منحنی است و فقط کودکانی که از روان نا آرامی برخوردارند خط های شکسته و زاویه دار می کشند . پس خط نستعلیق با ساختار طبیعی روح انسان سازگاری دارد .متخصصان امر راهنمایی و رانندگی نيز می گویند رانندگی در جاده های پر پیچ و خم به مراتب کمتر از جاده های مستقیم رانندگان را دچار خستگی وخواب آلودگی می کند. آموزش خوشنویسی در مقاطع مختلف تحصیلی به ویژه در دوره ی ابتدایی از اهمیت ویژه ای برخودار است ، چرا که نیازهای روزانه افراد نوشتن به صورت « خوانا » و

  زیباست که باید آموزش آن به صورت جدی و صحیح مورد نظر و توجه معلمان ، به خصوص آموزگاران دوره ی دبستان قرار گیرد .

بیشتر کتاب ها ، روزنامه ها و نوشته های فارسی با « خط نسخ » نگارش می یابد؛ اما همه ی ما معمولاً هنگام نوشتن به جای خط نسخ از خط دیگری به نام « خط نستعلیق » ( خط تحریری ) استفاده می کنیم . بیشتر متون ادبی نیز با این نوع خط نگاشته شده است . بنابراین دانش آموز باید با نوشتن و خواندن این خط نیز آشنا شوند .

خط نستعلیق با خط نسخ تفاوت دارد به ویژه این که برخی از حروف در این خط با شکلی متفاوت با خط نسخ نوشته می شود و در هنگام اتصال حروف به یکدیگر بین این دو نوع خط تفاوت هایی دیده می شود . خط تحریری از خط نسخ زیباتر است و در صورتی که دانش آموزان به نوشتن این خط عادت کنند ، راحت تر می نویسد و « سرعت نوشتن » آنان نیز نسبت به خط نسخ بیشتر خواهد بود .  

عوامل فیزیکی مؤثر بر خوش خطی :

1- توجه به خط زمینه:

چنانچه آموزگاران عزیز پیش از شروع آموزش برای نوشتن،فراگیران را به خوبی با خط زمینه آشنا سازند، در بهبود خط آنان تأثیر گذار خواهد بود. 

2- صحیح گرفتن قلم :

 یکی از مسائل عمده ای در جامعه ما باعث بد خطی افراد شده است ، نادرست گرفتن قلم می باشد .

قلم باید بین انگشتان به صورت آزاد و راحت قرار گیرد و انگشتان نباید هیچ فشاری بر آن وارد کنند . فشار بیش از حد علاوه بر آن که به زیبایی خط لطمه می زند ، باعث خستگی زود رس دانش آموز شده ، او را از ادامه ی نوشتن باز می دارد . بهترین روشی که برای گرفتن قلم پیشنهاد می شود این است که قلم بین انگشتان شصت و نشانه قرار گیرد و تکیه ی آن بر انگشت میانه باشد . در این حالت ، انگشت شصت و نشانه نباید خمیدگی زیادی پیدا کنند و قلم باید در امتداد انگشت نشانه قرار گیرد.

۳- درست نشستن در هنگام نوشتن :

دانش آموزان دوره ی ابتدایی در مرحله رشد قرار دارند و اگر هنگام نوشتن کمر و گردن خود را زیاد خم کنند ، ستون فقرات آنان از حالت طبیعی خارج می شود و در آینده سلامتشان به خطر خواهد افتاد . خمیدگی زیاد ستون فقرات سبب بروز خستگی جسمی و ملال روحی نیز می شود و دانش آموز را از ادامه ی کار باز می دارد . بنابراین باید به دانش آموزان یادآوری شود که هنگام نوشتن ( در پشت میز یا روی زمین ) کمر و گردن خود را مستقیم نگه دارند و از خمیدگی بیش از اندازه ی ستون فقرات بپرهیزند . 

4- فاصله ی چشم از کاغذ و روش قرار دادن کاغذ :

هنگام نوشتن  چشم باید حدود سی سانتی متر با کاغذ فاصله داشته باشد . رعایتنکردن این فاصله سبب خستگی چشم شده ، در مدت طولانی به قوه ی بینایی دانش آموزان آسیب می رساند . ضمناً خستگی چشم نیز مانند خستگی دست ، کمر و گردن ، دانش آموز را از ادامه ی نوشتن باز می دارد .

یکی دیگر از مواردی که معلم دبستان باید در شروع نوشتن به دانش آموزان خود بیاموزد این است که هنگام نوشتن کاغذ را در مقابل خود به صورت « کج » قرار ندهند . کاغذ و خط زمینه ای که روی آن نوشته می شود باید کاملاً در مقابل چشم به حالت افقی قرار گیرد . البته برای اینکه چشم بر نوشته مسلط باشد می توان کاغذ را کمی به سمت راست کشید ، ولی لازم است که حالت افقی ان همچنان حفظ شود . بدیهی است این امر نیز در زیباتر شدن خط دانش آموزان و جلوگیری از کج نویسی مؤثر خواهد بود .  

5- میزان نور در هنگام نوشتن :

کم یا زیاد بودن نور در هنگام نوشتن باعث خستگی چشم و صدمه دیدن قوه بینایی می شود . متعادلترین مقدار نور ، نور طبیعی روز است که از پنجره سمت چپ به داخل اتاق و به محل نوشتن می تابد . نور مستقیم آفتاب به دلیل شدت زیاد و نور هنگام طلوع و غروب آفتاب به دلیل ضعیف بودن ، برای نوشتن مناسب نیستند .

کمبود نور را می توان با استفاده از لامپ های مناسب به حد تعادل رساند ، ولی در همه حال ، جهت تابش نور بر کاغذ باید از سمت چپ باشد .  

- استفاده از ابزار مرغوب و مناسب

لوازم التحریر مرغوب و مناسب اعم از کاغذ مناسب ، مداد و میز و صندلی مناسب و استاندارد نیز نقش به سزایی در خوش خطی دانش آموزان دارد 

عوامل روانی تأثیر گذار در خوش خطی: 

1- تشویق معلم و سایر واکنش های به جا و مناسب او :

تشویق معلم و سایر واکنش های به جا و مناسب او می تواند در کیفیت خط فراگیران بسیار تأثیر گذار باشد . در صورتی که معلم بسیار بیشتر از توانایی فراگیر از او بخواهد باعث دلسرد شدن وی و اگر بیش از حد تشویق و تأیید نماید سبب زیاده طلبی فراگیر خواهد شد .  

2- تشویق و نظارت صحیح اولیاء :

آگاهی اولیا از نحوه ی صحیح نوشتن واژه ها و هدایت و نظارت صحیح آنها بسیار در بهبود کیفیت نوشتن فراگیران اثر گذار خواهد بود . وقتی کودک در منزل صفحه ای می نویسد بدون آنکه کسی او را به شکلی صحیح هدایت و یا تشویق نماید مسلماً دچار اشکال می شود .  

3- آمادگی روحی و جسمی کودک در وقت نوشتن

کودک باید از نظر جسمی و روحی آمادگی لازم را داشته باشد. دچار بیماری و یا ضعف عضلات نباشد بدیهی است کودکانی که سوء تغذیه و مشکلات روحی ، جسمی خاص دارند نمی توانند با کیفیت لازم بنویسند.  

علل بد خطی در دانش آموزان : 

1- بد گرفتن مداد:

 علاوه بر توجه به بند 2 در صفحه ی 2 ،لازم به ذکر است که دانش آموزان باید حتماً مداد را طوری در دست بگیرند که حتماً انگشتان آنها روی بخش رنگی مداد باشد نه روی قسمت تراشیده و مخروطی شکل آن تا کاملاً به نوک مداد و صفحه ی دفتر و آنچه می نویسند تسلط کافی داشته باشند .  

2- عدم رشد کافی عضلات ظریف انگشتان:

الف) برای تقویت عظلات ظریف دست ها نیمه ای از یک ورق روزنامه به فراگیر می دهیم و از او می خواهیم روزنامه را با دستی بگیرد که با آن می نویسد روزنامه را بگیرد و بالا ببرد ( یک دستی ) در هوا بدون کمک از دوار یا بدن و یا هر شی ء دیگری روزنامه را با کمک انگشتان همان دست مچاله نماید .

لازم به ذکر است که این بازی را می توان در کلاس به صورت مسابقه انجام داد.

ب) خمیر بازی : به شرطی که برای نرم کردن و یا شکل دادن به خمیر فقط از انگشتان و دست ها استفاده نماید از کف دست ها استفاده نشود .

ج ) مسابقه ی باز و بسته کردن دکمه ها : می تواناز روپوش خود بچه ها استفاده کرد و یا از چند پیراهن مردانه استفاده کنیم و مسابقه برگزار نمائیم .

د ) پوشیدن و درآوردن جوراب ها به صورت مسابقه در کلاس .

هـ ) باز و بسته کردن بند کفش ها  

3- عدم هماهنگی لازم بین چشم و دست ها :

فعالیت هایی مثل سوزن نخ کردن ، بازی با توپ پینگ پنگ و راکت ، پرتاب توپ درون سبد ، پرتاب دارت به هدف ،رنگ آمیزی اشکال ساده بدون بیرون زدن از خطوط ، می تواند تاحد زیادی بین چشم و دست هماهنگی ایجاد شود.  

- ضعف ادراکی بینایی :

  مطابق شکل روبرو نوارهای کاغذی تهیه شود . روی هر کاغذ با ماژیکی که نوک آن پهن باشد خط های مستقیم به اندازه های کوتاه و بلند رسم می کنیم و از فراگیران می خواهیم که خطوط را قیچی نمایند.

 برای مرحله بعدی همین خطوط را رسم می کنیم ولی نازک تر تا جایی که خطوط را با خود خودکار ترسیم می کنیم تا دانش آموزان آن را با دقت بیشتری قیچی نمایند .

مرحله بعد خطوط را باز هم پهن کشیده ولی از خطوطی که انحنا دارند یا دارای شکستگی می باشند استفاده می کنیم مانند شکل روبرو .

و برای مرحله بعدی همین خطوط رسم می شود ولی نازک تر تا جایی که با خودکار کشیده شوند و بچه ها با دقت و حساسیت بیشتری آن را قیچی نمایند.

مرحله ی بعدی روی مقواهای 10 در 10 اشکال از ساده به مشکل کشیده می شوند و از کودک می خواهیم که از روی خطوط آنها را قیچی کنند .

این تمرین ها می تواند به صورت بازی انجام شود امّا مؤکداً به مسابقه گذاشته نشود زیرا دانش آموزانی که اختلال در ادراک بینایی دارند به دلیل عقب افتادن از مسابقه دچار مشکل خواهند شد .  

5- کثرت تکالیف نوشتنی:

توصیه می شود معلمین گرامی از دادن تکالیف زیاد و بی هدف که دانش آموزان را خسته می کند و باعث تند نوشتن و بد خطی و بی انگیزگی آنان در نوشتن می شود اجتناب نمایند تا فراگیران بتوانند با علاقه و توجه کافی به نوشتن تکالیف خود همراه با پرداختن به جزئیات واتمام آن در ظرف زمانی استاندارد موفق شوند .  

6- برخورد نامناسب معلم :

برخور نامناسب معلم پس از مشاهده ی تکالیف می تواند اثر فوق العاده ای در روند کار فراگیر داشته باشد . به این معنی که هر گاه دانش آموز را وادار نمائیم که نوشته های نا مرتب خود را پاک کند و کار نوشتن را از سر بگیرد از یک سو باعث شده ایم که انرژی کودک را به مقدار زیادی هدر برود و از سوی دیگر کودک فرصت کافی ندارد تا دوباره آن تکلیف را در فرصت باقی مانده با نظم و دقت بنویسد ،علاوه بر این وقتی کودک در ادامه ی کار دوباره با راهنمایی آموزگار تلاش در نوشتن صحیح می نماید، خود می تواند با مقایسه کردن با نوشته های قبلی خود به قضاوت نشسته و در صورت پیشرفت، به انگیزه ی درونی برسد.

7- عدم توجه و نظارت درست خانواده ها:

برخی از دانش آموزان زمان انجام تکالیف در منزل به دلیل عدم آگاهی لازم از نحوه ی نوشتن صحیح حروف دچار مشکل می شوند و بعضاً نیز خانواده ها به علت ابراز محبت بی مورد و به قول خودشان "راحت نمودن کار بچه" آموزش های نادرست به کودک می دهند و نحوه ی حرکت و چرخش دست کودک را در حین نوشتن هریک از شکل های دوره ی دست ورزی (4 هفته ی اول) تغییر می دهند. بدین ترتیب کودک از روش درست نوشتن آن دور می شوند.

گاهی موارد هم کودک از ابتدا تا انتهای کار را در منزل انجام می دهد و چه بسا نیز همه را اشتباه انجام داده است اما اولیا اصلاًمتوجه این اشکال نشده اند و کودک نیز بر این باور بوده که کار خود را درست انجام داده است. 

8- آموزش نادرست معلمین:

متأسفانه برخی از آموزگاران گرامی از آگاهی کافی نسبت به حداقل اصول صحیح خط نستعلیق ویا حتی خط کتاب برخوردار نیستند ( معلم بسیار بد خط است) بدیهی است که اینگونه معلمین نمی توانند در کیفیت بخشی به خط دانش آموزان خود به نحو مطلوب اثرگذار باشند. 

9- تراکم زیاد دانش آموزان در کلاس:

تراکم زیاد دانش آموزان در کلاس از دو جهت بر کاهش کیفیت خط فراگیران اثر می گذارد:

الف) معلم فرصت کافی جهت رسیدگی به فراگیران و رفع نقائص رسم الخطی آنان را ندارد و اجباراً به انجام سایر کارها می پردازد.

ب) فراگیران به صورت سه نفری یا بیشتر در میز و نیمکت ها می نشینند . پس به لحاظ نبودن جای کافی ، بسیاری از شرایط مناسب جهت نوشتن فراهم نمی گردد. 

10- عدم برقراری ارتباط عاطفی مناسب بین معلم و آموزگار:

همه ی آموزگاران به درستی بر این مهم واقفند که در صورت برقراری ارتباط عاطفی عمیق بین دانش آموز و معلم ،بسیاری از گره های آموزشی برطرف می گردد.لذا این مهم می تواند در خط دانش آموز نیز بسیار زیاد اثربخش باشد. 

11- سرعت نوشتن کودک:

هنگامی که دانش آموز با سرعت بالا می نویسد صرفاً جهت رفع این معضل از دانش اموز می خواهیم یک کلمه را مشکی و یک کلمه را قرمز بنویسد.لازم به ذکر است که گاهی اوقات سرعت کودک در نوشتن تکالیف، به دلیل کثرت تکالیف است که در این صورت آموزگاران عزیز باید به این مسئله توجه کافی داشته باشند. 

1۲- فشار بیش از حد دست بر مداد و در نهایت بر سطح کاغذ:

الف ) استفاده از اتود در منزل برای نوشتن مشق

    ب) نقاشی و یا نوشتن تکالیف روی یک برگ کاغذ بدون زیردستی . روی موکت .

   

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 18:53 |

عید غدیر خم مبارک

عیدغدیر بر تمام شیعیان مبارک باد

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 9:25 |

خواص موز

خواص شفابخش موز

موز يكى از قديمى‏ترين گياهان كشت شده در دنيا بوده و احتمالاً از يك گونه وحشى مشتق شده است. در واقع موز يك گياه شبه‏درخت است كه مى‏تواند به ارتفاع 9 متر هم برسد. در كتاب‏هاى طب سنتى با نام‏هاى «موز» و «طلح» آمده است. انواع آن را به انگليسى Banana و Plantainگويند. گياه آن از خانواده Musaceaeمى‏باشد.

مشخصات:

گياه موز از گياهان چند ساله علفى بزرگ است كه شبيه درختچه مى‏باشد، ولى ساقه‏هاى آن علفى است. برگ‏هاى آن بزرگ و به طول چند متر است كه قسمت تحتانى آنها لوله شده و داخل يكديگر پيچيده و تشكيل يك نوع ساقه كلفت را مى‏دهند كه در حقيقت دنباله تحتانى برگ‏هاى آن به هم پيچيده است. عرض برگ‏ها، 30 تا 50 سانتى‏متر مى‏باشد و رنگ آنها سبز روشن است. برگ‏ها به طور گروهى در انتهاى تنه برگى گياه، چتر مى‏زنند و گل آذين گياه از بين برگ‏ها ظاهر مى‏شود و ميوه آن به شكل خوشه فشرده متشكل از دهها موز در مى‏آيد.

ترتيب باردهى آن به اين نحو است كه پس از هر باردهى برگ‏ها و ساقه از بين مى‏روند و از قسمت زيرزمينى گياه يك ساقه ديگرى متشكل از برگ‏ها خارج مى‏شود كه آن هم پس از ميوه دادن به نوبه خود از بين رفته، جاى خود را به ساقه ديگرى مى‏دهد.

تكثير موز از طريق پاجوش‏هايى است كه از ريشه آن مى‏زند و هنگامى كه اين پاجوش‏ها به ارتفاع 80 سانتى‏متر رسيدند، آن را جدا كرده و از فاصله 3 - 2 متر دورتر از بوته مادر مى‏كارند. موز، بومى مناطق حاره خاور دور است و در جنوب ايران نيز ارقامى از آن كاشته مى‏شود. ميوه موز ميوه اى است استوانه‏اى و قوسى كه بسته به نوع موز به قطر 12 - 3 سانتى‏متر و به طول 30 - 5 سانتى‏متر است. رنگ پوست ميوه معمولاً سبز مايل به زرد و يا زرد است كه پس از رسيدن و مدتى ماندن، كمى قهوه اى مى‏شود. در قسمت داخلى پوست، گوشت سفيد شيرين و در بعضى ارقام بسيار معطر و لذيذ واقع است. در ميوه موز معمولاً دانه رشد ننموده و وجود ندارد. معمولاً در حدود 40 درصد از موز را پوست و 60 درصد را گوشت تشكيل مى‏دهد.

تركيبات شيميايى:

از لحاظ تركيبات شيميايى طبق تحقيقاتى كه مؤسسه ملى قلب به عمل آورده در موز دو ماده شيميايى بسيار مهم به نام‏هاى سروتونين و نوراپى‏نفرين وجود دارد. سروتونين عضلات صاف روده‏ها را تحريك مى‏كند و نوراپى‏نفرين براى معالجه برخى از انواع بيمارى‏هاى قلبى كاربرد دارد.

فوايد كليدى:

منبع غذايى مطلوب كم‏چربى و پرانرژى‏

كمك به حفظ مقدار قند خون‏

بهبود مشكلات مغزى و عصبى‏

كمك به كاهش فشار خون‏

حفاظت از ابتلا به بيمارى‏هاى قلبى‏

موز به هنگام رسيدن توليد گازى به نام اتيلن مى‏كند. در صورت مجاورت اين گاز با ساير ميوه‏ها، سبب رسيدن آنها مى‏شود. براى جلوگيرى از اين فرآيند، موز را بايد جدا از ساير ميوه‏ها نگهدارى كرد. در عين حال نيز از اين خاصيت موز مى‏توان براى رسيدن ميوه‏هايى كه هنوز كال هستند، استفاده مطلوب نمود.

در جدول 1 برخى مواد مغذى كليدى موجود در 100 گرم موز را مشاهده مى‏كنيد.

انرژى (كالرى) 95

كربوهيدرات (گرم) 23

پروتئين (گرم) 3/1

فيبر (گرم) 1

پتاسيم (ميلى‏گرم) 400

ويتامين ث (ميلى‏گرم) 11

منيزيوم (ميلى‏گرم) 34

مس (ميلى‏گرم) 1/0

روى (ميلى‏گرم) 23/0

آهن (ميلى‏گرم) 8/0

چربى (گرم) 3/0

اسيدفوليك (ميكروگرم) 14

ويتامين ب 6 (ميلى‏گرم) 3/0

ويتامين ب 1 (ميلى‏گرم) 04/0

ويتامين ب 2 (ميلى‏گرم) 05/0

نياسين (ميلى‏گرم) 7/0

كلسيم (ميلى‏گرم) 10

فسفر (ميلى‏گرم) 28

منگنز (ميلى‏گرم) 7/0

سديم (ميلى‏گرم) 1

يد (ميلى‏گرم) 0027/0

آب (گرم) 74

چه مقدار مصرف كنيم؟

يك موز با اندازه متوسط، 11 درصد نياز روزانه افراد بزرگسال به پتاسيم را تأمين مى‏كند. يك موز در روز به بهبود مشكلات عصبى و فراموشى در سالمندان كمك نموده و از يبوست پيشگيرى مى‏كند. (البته شرط اصلى براى دستيابى به اين خاصيت، مصرف مقدار كافى آب در روز مى‏باشد.)

انتخاب و نگهدارى:

انواع داراى قسمت‏هاى سبز در ابتدا و انتهاى خود، هنوز به طور كامل نرسيده اند. موزهاى كاملاً زرد، رسيده‏تر بوده و انواع داراى لكه‏هاى قهوه اى در حداكثر رسيدگى خود هستند.

براى كند نمودن رسيدن موز آن را در يخچال نگهدارى كنيد و براى تسريع رسيدن موز، آن را در يك پاكت كاغذى يا لاى روزنامه در دماى اطاق نگه داريد.

خواص موز:

- كاربرد سنتى‏

در طب سنتى هند موز نارس را ايجادكننده يبوست مى‏دانند. در واقع موز در صورتى كه رسيده باشد، ملين است و در عين حال براى درمان اسهال ساده و اسهال خونى مفيد است و بهبود زخم‏هاى روده را تسريع مى‏كند.

ميوه نارس و گل‏هاى پخته موز براى درمان بيمارى قند مفيد است. شيره گل‏هاى موز براى درمان اسهال خونى استفاده مى‏شود و ساقه و ريشه آن براى رفع اختلالات خونى مفيد است.

در چين بيشتر ريشه و شيره گياه و ميوه و گل آن مصرف درمانى دارد. در هندوچين از جوانه‏هاى انتهايى شاخه‏ها به مادران شيرده مى‏دهند تا ترشح شير آنها افزايش يابد. موز براى رفع ناراحتى‏هاى معده و اسهال‏هاى مزمن مفيد است. در اندونزى از جوشانده ميوه براى قطع خونريزى استفاده مى‏شود. در آفريقا از جوشانده ريشه و پوست گياه به صورت حمام گرم براى معالجه سرطان معده استفاده مى‏گردد. در برزيل از برگ‏هاى جوان موز براى معالجه تومورها استفاده مى‏شود. ميوه موز براى درمان زخم‏هاى سرطانى مفيد است.

در طب سنتى چين از موز براى نرم كردن روده‏ها و ريه‏ها و همچنين درمان يبوست و زخم‏هاى گوارشى استفاده مى‏شده است.

كاربرد ويژه‏

منبع سريع انرژى:

يك موز رسيده كه داراى نقاط و لكه‏هاى قهوه اى زيادى است، داراى حدود 23 گرم قند و 2 گرم نشاسته است. قند آن به سرعت هضم شده و جذب ديواره روده كوچك گشته و بدين طريق وارد جريان خون مى‏شود. بنابراين موز يك ميان‏وعده عالى پس از انجام ورزش است، زيرا در اين هنگام سوخت سريع قند در طى يك ساعت فعاليت مورد نياز مى‏باشد تا به عضلات امكان بازسازى ذخاير كربوهيدراتى‏شان (گليكوژن) را دهد.

به دليل جذب سريع قند موز، اين ميوه داراى شاخص گليسمى بالايى است. موز رسيده براى بيماران ديابتى توصيه نمى‏شود. همچنين افرادى كه تمايل به كنترل وزن دارند، نبايد از موز رسيده استفاده كنند. موزهايى كه به رنگ زرد هستند داراى شاخص گليسمى متوسطى مى‏باشند. (در شماره‏هاى قبلى با اين شاخص آشنا شده ايد، اما به عنوان يادآورى بايد گفت كه اين شاخص نشان مى‏دهد به ازاى مقدار مشخصى از يك ماده غذايى مقدار قند خون چقدر بالا مى‏رود و اين شاخص نسبت به گلوكز كه داراى شاخص گليسمى 100 است سنجيده مى‏شود.)

ديابت:

موز نارس براى افرادى كه مى‏خواهند مقدار قند خون خود را ثابت نگه دارند، از قبيل بيماران ديابتى، مفيد است. يك موزى كه غالباً سبز بوده و نواحى زرد كمترى در پوست خود دارد، داراى 2 گرم قند و 23 گرم نشاسته است. نشاسته آن كه تحت عنوان «نشاسته مقاوم» شناخته شده است، به خوبى در روده كوچك هضم نمى‏شود. اين ماده از روده بزرگ عبور نموده و پس از تجزيه توسط باكترى‏هاى روده، وارد جريان خون شده و به عنوان منبع انرژى به كار مى‏رود. اين تجزيه آهسته مواد نشاسته‏اى در موز نارس منجر به افزايش تدريجى و آهسته مقدار قند خون مى‏گردد.

فراموشى در سالمندان:

كمبود پتاسيم سبب افسردگى و فراموشى مى‏شود. افراد سالمند، از اين نظر بسيار آسيب‏پذير هستند، زيرا تمايل به مصرف ميوه و سبزى‏هاى تازه در آنها كمتر است. موز رسيده كه سرشار از پتاسيم مى‏باشد، داراى قابليت جويدن و هضم آسانى نيز مى‏باشد. يك موز رسيده نياز روزانه يك فرد بزرگسال به پتاسيم را به ميزان 11 درصد تأمين مى‏كند.

فشار خون بالا:

به دليل كم بودن مقدار سديم و زياد بودن مقدار پتاسيم موز، اين ميوه براى افراد داراى فشار خون بالا بسيار ايده‏آل است. پتاسيم موز به طرق مختلف به كاهش فشار خون كمك مى‏كند. به اين ترتيب كه سبب تحريك بدن براى دفع نمك شده و همچنين سبب شل نمودن و انبساط رگ‏هاى خونى مى‏شود و لذا قطر رگ‏ها زياد شده و فشار جريان خون كاهش مى‏يابد.

بيمارى قلبى:

پتاسيم موز نه تنها از طريق كاهش فشار خون، بلكه به وسيله ممانعت از فعاليت راديكال‏هاى آزاد مخرب و همچنين به وسيله پيشگيرى از تشكيل لخته خون، به حفظ سلامتى قلب كمك مى‏كند. دانشمندان هندى اخيراً كشف كرده اند كه وجود موز نارس در خوراك موش‏هاى آزمايشگاهى مانع افزايش كلسترول بد خون (LDL) مى‏شود. به علاوه موز سبب افزايش كلسترول خوب خون (HDL) مى‏گردد. محققان اين خاصيت را مديون وجود مقدار زيادى الياف گياهى (فيبر) در موز نارس مى‏دانند. به نظر مى‏رسد كه موزهاى رسيده نيز به علت داشتن مقدار زيادى پكتين، كلسترول خون را كاهش مى‏دهند. زيرا مقدار پكتين موجود در موز از سيب هم بيشتر است. لازم به ذكر است كه پكتين نوعى فيبر محلول است كه تأثير آن در كاهش كلسترول خون به اثبات رسيده است.

نظر دانشمندان اين است كه در موز به طور مسلم يك عامل شفابخش نيرومندى وجود دارد كه براى بهبود سلول‏هاى فرسوده زخم‏ها و همچنين جلوگيرى از التهاب معده بسيار مفيد است.

موز، سلول‏هاى پوششى سطحى معده را تقويت و مقاوم مى‏كند و موجب مى‏شود كه سد مقاومى در برابر نفوذ عوامل زيان‏آور ايجاد گردد.

در مجموع مى‏توان موز را از جمله ميوه‏هاى بسيار مفيد دانست و هرگز نبايستى از خواص شگفت‏انگيز آن غافل گرديد.

يك دستور غذايى مفيد:

بنيه موز

مواد لازم:

تخم‏مرغ، 1 عدد درشت‏

آرد، 150 گرم‏

روغن‏مايع، 1 قاشق سالادخورى‏

بكينگ‏پودر، 1 قاشق مرباخورى‏

شير، 34 فنجان‏

نمك، به مقدار لازم‏

موز، 1 عدد درشت‏

طرز تهيه:

تخم‏مرغ را همراه كمى نمك با همزن مى‏زنيم و سپس 1 قاشق سالادخورى روغن مايع را مى‏افزاييم و كمى مى‏زنيم. تدريجاً آرد را به اين مواد مى‏افزاييم و خوب مخلوط مى‏كنيم.

بعد از اضافه كردن بكينگ‏پودر، همزمان در حال زدن با همزن، شير را مى‏افزاييم. خمير حاصله بايد نيم ساعت در درجه حرارت اطاق بماند. روغن را روى شعله كم مى‏گذاريم و از ابتدا تا انتهاى سرخ شدن بنيه‏ها، حرارت روغن بايد كم باشد. موزها را كه قبلاً به قطر 5/0 سانتى‏متر حلقه كرده‏ايم درون خمير مى‏گذاريم و صبر مى‏كنيم تا كاملاً با خمير آغشته شود. سپس از خمير درآورده و در روغن مى‏اندازيم. بنيه‏ها بايد كاملاً طلايى شوند. به جاى موز از ساير ميوه‏ها و انواع سبزيجات نيز مى‏توان استفاده نمود.

منابع:

1- Ursell, A: Healing Foods, Dorling and Kindersley, 1sted, London. 0002`P. 09.

2- ميرحيدر، حسين، معارف گياهى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ سوم، تهران، 1377، صص 224 - 215.

3- نورى، مهدى، اصول تغذيه و رژيم‏هاى غذايى، مؤسسه نشر كلمه، چاپ اول، تهران، 1371، ص 196.

4- مهرين، مهرداد، خواص ميوه‏ها و خوراكى‏ها، انتشارات خشايار، چاپ چهارم، تهران، 1373، صص 196 - 195.

http://www.shareh.com/persian/modules.php?name=News&file=article&sid=1679

http://www.shareh.com/persian/modules.php?name=News&file=article&sid=1679

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 11:5 |

خواص گیاهان و میوه جات > موز

 

 

موز
نحوه استفاده : به صورت خوراکی مصرف میشود که یشیوه های مصرف آن در زیر خواهد آمد :
خواص : موز Banana
نام علمی Musa sapientum
گياه شناسي
موز گياهي است علفي كه مانند درختچه است . برگهاي آن بسيار بزرگ و پهن و گاهي تا 2 متر مي رسد . گلهاي آن مجتمع و بصورت سنبله است ميوه آن ابتدا سبز و بعد از رسيدن برنگ زرد در مي آيد .
موز از چهار هزار سال قبل در هندوستان كشت مي شده است . در سال 1482 پرتغاليها موز را در سواحل گينه پيدا كردند و به جزائر قناري بردند و سپس بوسيله ميسيونر مذهبي اسپانيولي به نواحي قاره آمريكا برده شد و اكنون موز در تمام مناطق گرمسير دنيا كشت مي شود .
موز را هنگاميكه هنوز سبز است از درخت مي چينند و به مناطق مختلف مي فرستند و در آنجا بوسيله گرما دادن آنرا مي رسانند .
موز انواع مختلف دارد يك نوع آن بسيار درشت و نوعي از آن هم خيلي ريز است كه مزه شيريني دارد .
در كشورهاي استوايي معمولا موز را مي پزند و همراه با برنج و لوبيا مي خورند در كشورهاي آمريكاي لاتين موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك مي كنند
هنگاميكه موز انتخاب مي كنيد بايد پوست آن زرد و سفت و روي آن لكه هاي سياه وجود داشته باشد و اين نشانه موز رسيده است . موز نارس بدليل داشتن نشاسته زياد هضمش سنگين است .
در موز چند ماده شيميايي بسيار مهم مانند سروتونين ، نوروپي تفرين ، دوپامين و كاته چولامين وجود دارد .
خواص داروئي:
موز از نظر طب قديم ايران معتدل و تر است و خون را غليظ مي كند . موز انرژي زيادي دارد و چون نرم هست غذاي خوبي براي كودكان و اشخاص مسن مي باشد
1)بدليل داشتن پتاسيم زياد ضد سرطان بوده و غذاي خوبي براي ماهيچه ها مي باشد
2)موز ملين بوده و همچنين درمان اسهال و اسهال خوني است
3)موز خونساز است بنابراين اشخاص لاغر و كم خون حتما بايد موز بخورند
4)موز تقويت كننده معده و نيروي جنسي است
5)موز درمان زخم معده و روده مي باشد
6)گرد موز همچنين داروي خوبي براي پائين آوردن كلسترول است
7)شيره گلهاي موز درمان كننده اسهال خوني است
8)جوشانده موز اثر قطع خونريزي دارد
9)ضماد برگ درخت موز براي درمان و سوختگي مفيد است
10)ريشه موز دفع كننده كرم معده است
11)موز نفاخ است و زيادخوردن آن خصوصا در سرد مزاجان توليد گاز معده مي كند براي رفع اين عارضه بايد پس از موز كمي نمك خورد
12)موز تاثير خوبي در تامين رشد و تعادل سيستم اعصاب دارد.
13)براي درمان ضعف بدن موز را با عسل بخوريد
14)موز مدر است
15)موز بعلت دارا بودن قند زياد براي مبتلايان به مرض قند مضر است و نبايد در خوردن آن افراط كنند.
منبع : کتب طب سنتی
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 10:45 |

روش ها وفنون تدریس

 روشهای نوين تدريس

 

   ( قسمت دوم )

 

 

روش كنفـــــرانس ( گــــرد هم آيي )

اين روش با روش سخنراني تفاوت دارد زيرا در روش سخنراني، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حاليكه در اين روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوري و ارائه ميگردد. اين روش مي تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه ميدانند. اين روش يك موقعيت فعال براي يادگيري به وجود مي آورد. نقش معلم در كنفرانس صرفاً هدايت و اداره كردن جلسه و جلوگيري از مباحثاتي است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس و روال منطقي آن شود. اين روش براي كليه دروس وسنين مختلف كاربرددار.

 

روش شاگــــرد ـ استــــادي

قدمت اين روش به زماني كه انسان مسئوليت آ موزش دهي انسانهاي ديگر را چه از طريق غيررسمي و چه از طريق رسمي به عهده گرفت و ميرسد .و قدمت آن به صدر اسلام برميگردد مسجد نخستين موسسه اي بود كه چنين سيستمي را براي تعليم و تربيت مسلمانها به كار برده است. از روشهاي تعليمي كه در روش شاگرد ـ استادي حائز اهميت است , روش حلقه يا مجلس است, كه پيامبر عظيم الشان اسلام از اين روش به مردم آن زمان آموزش ميداد. همه افراد در كودكي دوست دارند نقشي غير از نقش واقعي خود بازي كنند , روش شاگرد ـ استادي به اين نقش خيالي, جامه عمل مي پوشاند. در اين روش به دانش آموزان اجازه داده مي شود كه نقش معلم را ايفا كنند. هدف اساسي اين روش آن است كه شاگرد , معلم گردد و از اين طريق تجارب تازه و ارزشمندي به دست آورد .در اين روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص, تعداد زيادي از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و مي توان از آنها استفاده كرد.

 

روش چند حســـي ( مختلط )

استفاده از اين روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است و جريان يادگيري از طريق تمام حواس صورت مي گيرد . از طريق كار بست اين روش مي توان , مطالب و مهارتها را درك كرد , ارتباط موثرتري برقرار كرد , مهارتها و مطالب را از يك موقعيت به موقعيت ديگر تعميم داد. در يادگيري روش چند حسي به طور كلي از همه حواس استفاده مي شود, به بيان ديگر ,يادگيري بصري كه 75 % از مجموع ياد گيري ما از طريق ديدن است , يادگيري سمعي كه 13 % از مجموع يادگيري ما از طريق شنيدن است , لمس كردن , كه 6% از مجموع يادگيري ما از طريق لمس كردن است , چشيدن كه 3% از مجموع يادگيري ما از طريق چشيدن است و بوييدن كه 3% از مجموع يادگيري از طريق بوييدن است.

 

روش حل مسئلــــه

اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام  آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياددهد, (البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست, به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند, بلكه رسيده به هدف در هر اقدامي, به نوعي حل مسئله است, (خورشيدي , غندالي , موفق, 1378) در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيريري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود. در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص, سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را ازمون و نتيجه گيري شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله مراحل را به درستي انجام دهد, دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند, در كلاس راه حلي بيابندو آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند, منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود. به طور كلي اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است.

 

روش پـــــروژه اي

روش تدريس پروژه اي به دانش آموزان امكان مي دهد تا قدرت مديريت, برنامه ريزي و خود كنترلي را در خودشان ارتقاء بخشند. در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند. براين اساس در اين روش دانش آموزان ياد مي گيرند كه چگونه به طور منظم و مرحته اي كاري را درس انجام دهند و اين روش باعث تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود زيرا بين آنها و معلم رابطه صحيح آموزشي بر قرار است و در نهايت اين روش باعث تقويت همكاري, احساس مسئوليت, انضباط كاري صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران و مهارتهاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود.

 

شيــــــوه سخنــــــراني  

معلم به طور شفاهي اطلاعات و مفاهيم را , در عرض مدتي كه ممكن است از چند دقيقه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد, در كلاس ارائه مي دهد. در سخنراني مي توان معلم را با عنوان پيام دهنده و دانش آموز را به عنوان پيام گيرنده تصور كرد. از اين نظر سخنراني شيوه اي است يك سويه, براي انتقال اطلاعات, كه معمولاً فراگير در آن نقش غير فعالي دارد. محتواي سخنراني را معلم قبل از ورود به كلاس تعيين مي كند.

 

شيوه بازگويـــي

بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فرگير را در بياد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع بياد سپرد را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب, با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد, ولي متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را بياد سپرده است. گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپلرد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد, در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.

 

شيـــــوه پــــرسش و پاســـــخ

شيوه پرسش و پاسخ شيوه اي است كه معلم به وسيله آن فراگير را به تفكر در باره مفهومي جديد يا بيان مطالبي فرا گرفته شده نشويق ميكند. معلم, وقتيكه مي خواهد مفهوم دقيقي را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز به وسيله فراگير را تشويق ميكند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند ممكن است براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند مفيد باشد, يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.

 

شيوه تمــــريني

معلم معمولاً بوسيله تمرين, فراگير را به تكرار يم مطلب يا كاربرد آن تشويق مي كند تا فراگير در موصوع مورد نظر تبحر لازم را كسب كند. مثلاً معلم انگليسي از فراگير مي خواهد كه با تكرار شفاهي اصطلاحات, تلفظ صحيح آنها را فراگيرد, يا بعد از يافتن طرز ساختن جملات شرطي, پنج جمله شرطي بسازد. ممكن است معلم رياضي , پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق گيري از توابع, از دانش آموزان بخواهد كه ده مسئله در رابطه با اين موضوع حل كنند. در تمام موارد بالا معلم, با استفاده از شيوه تمريني, دانش آموزان را به تكرار يا كاربرد مفاهيم مورد نظر تشويق مي كند.

 

شيـــــوه بحثــــي

در شيوه بحثي, دانش آموزان فعالانه در يادگيري شركت مي كنند و مفهوم مورد نظر را از يكديگر مي آموزند. در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك, شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد. معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح ميكند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند. اين شيوه در دو مورد زير, كاربرد خاصي دارد:

۱- موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد ( مانند موقعيت بال )و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد در يابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود.

۲- هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو وجستجو وادارد. در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند. در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند, تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد.

 

شيــــوه نمايشــــي

در اين شيوه معلم معمولاً, براي فهماندن مطلبي خاص به فرا گيران, از وسايل و اشياء گوناگون استفاده مي كند. در صورتي كه معلم نتواند براي فهماندن مطلب درسي آزمايش انجام دهد, شيوه نمايشي مي تواند شيوه خوبي براي روشن تر كردن مفهوم براي فراگيران باشد.

 

شيــــوه آزمايشـــي ( روش اجرا كردن يا يادگيري بوسيله عمل )

آزمايش فعاليتي است كه در جريان آن فراگيران با به كار بردن وسايل و مواد بخصوصي در باره مفهومي خاص عملاً تجربه كسب ميكنند. آزمايش معمولاً در آزمايشگاه انجام ميگيرد, اما نداشتن آزمايشگاه مجهز يا وسايل مناسب در مدرسه نبايد دليلي براي انجام ندادن آزمايش در كلاس وسايل بسيار ساده اي لازم است كه معلم و حتي دانش آموز ميتواند به آساني آنها را تهيه كند. آزمايش, گاهي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با جنبه هاي عملي يك مفهوم, مورد استفاده قرار مي گيرد. براي اينكار معلم دستور عمل انجام آزمايش را در اختيار فراگيران مي گذارد و انتظار دارد كه دانش آموزان با استفاده از دستور كار سرانجام به نتيجه يكساني برسند. در موارد ديگر آزمايش به منظور فراهم آوردن محيطي مناسب براي حل مسئله تلقي ميشود. در اينصورت معلم جهت كلي فعاليت را مشخص مي كند و فراگيران را بر آن مي دارد تا در اجراي آزمايش به طور مستقل تصميم گيري و نتيجه گيري كنند. آزمايش براي تدريس مفاهيم علوم تجربي به ويژه فيزيكي, بسيار لازم است و بدون آن دانش آموز نمي تواند مفاهيم مورد نظر را به درستي فراگيرد.

 

شيــــوه گـــــردش علمـــــي

گردش علمي به دانش آموزان امكان مي دهد كه از طريق مشاهده طبيعت, وقايع, فعاليت ها, اشياء و مردم تجزيه علمي بدست آورد. در گردش علمي دانش آموزان با مشاهده واقعيتها مي توانند مفاهيمي را كه در در كلاس مورد بحث قرار ميگيرد, بهتر در ذهن خود بپرورانند و معلم مي تواند با استفاده از اين شيوه كنجكاوي فراگيران را درباره موضوعي خاص بر انگيزد. در بعضي موارد, مي توان از گردش علمي براي جمع آوري اطلاعات لازم براي انجام گرفتن آزمايش, يا يك پروژه, بهره گرفت. مثلاً اگر هدف درس( شناختن كانيهاي داراي ارزش اقتصادي ) باشد مي توان دانش آموزان را به چند معدن برد تا كانيهاي مختلف را جمع آوري كنند و آنها را در كلاس, بعد از آزمايشهاي لازم, بشناسند.

 

استفاده از منابـــــع ديداري و شنيــــداري

استفاده از منابع ديداري و شنيداري در تدريس را در حقيقت نمي توان شيوه مستقل و مجزا دانست. معلم در هر گونه تدريسي ميث تواند از وسايل ديداري و شنيداري كمك بگيرد. گاهي مي توان در تدريس از وسايلي نظير راديو , تلويزيون و ضبط و پخش صوت, نمودار و نقشه استفاده كرد. مثلاً معلم در هنگام سخنراني ممكن است از عكس استفاده كند, يا براي نمايش دادن يك رابطه علمي از نمودار كمك بگيرد. در مواردي كه معلم مي خواهد يك موضوع اجتماعي را تدريس كند, ممكن است بحث راديويي مناسبي را كه روي نوار ضبط شده است براي فراگيران پخش كند.به طوركلي كاربرد صحيح منابع ديداري و شنيداري براي بر انگيختن كنجكاوي دانش آموزان و تشويق آنها به فراگيران بسيار موثر است.

 

الگــــوي كاوشگــــري به شيوه حقـــــوقي

اين الگو براي كمك به دانش آموزان در بررسي مسايل اجتماعي از قبل عدالت , برابري, فقر, قدرت, تقويت رشد عمومي و اجتماعي آنها براي توجيه و حل اينگونه مسايل به شيوه مذاكره است. در اين الگو معلم آغازگر, كنترل كننده جو براي ايجاد يك فضاي مثبت كاري و  عقلي, باز و پويا است و به فراگيران تفهيم مي كند كه يكديگر را مستقيم ارزيابي ننمايند, و به عقايد و نظرات همديگر احترام بگذارند. اين الگو بيشتر براي دوره هاي دبيرستان و دانشگاه كاربرد دارد و در نهايت باعث تقويت روحيه همدلي, قضاوت منطقي در خصوص مسائل اجتماعي تحليل مناسب مسائل روز و تقويت كار دسته جمعي در دانش آموزان مي شود. مثال: فرض كنيد بعضي از دانش آموزان با سهميه اي شدن كنكور سراسري مخالف هستند , معلم از طريق شركت سهامي فكر با دانش آموزان به بررسي اين مهم مي پردازد و در نهايت به كمك خود دانش آموزان آنها را قانع مي نمايد.

 

الگــــوي آمــــوختن كنتـــــرل خود

هدف اين الگو ايجاد تغيير رفتار مناسب در دانش آموزان است. مثال: دانش آموزي كه در امتحان دچار اضطراب ميشود يا از درس رياضي ميترسد, به او مي آموزد كه چگونه رفتار خود را تغيير داده و موجب كاهش اين اضطراب و ترس در خود شود. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و يك فضاي مثبت ايجاد ميكند تا آنها به اصلاح رفتار خود بپردازند. اين الگو در سنين مختلف و همه دورههاي تحصيلي كاربرد دارد, و در نهايت دانش آموزان را قادر به توصيف, توضيح, پيش بيني, كنترل و تغيير رفتار خود مينمايد. بطور كلي معلم از طريق اين الگو ميتواند تغييرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ايجاد نمايد.

 

الگــــــــوي ايفاي نقش

هدف اين الگو ,رشد همدلي با ديگران و بررسي مسايل وواقعيت ها و ارزشهاي اجتماعي در عمل است. اين الگو مي تواند باب افتتاح گفتگو در باره ي ارزشها و چگونگي اثر آنها در زندگي روزانه باشد . در اين الگو معلم مسئول شروع و هدايت دانش آموزان است. به نحوي كه آنها را قادر به تحليل رفتار, ارزشهاي فردي, همدلي, حل مسائل ميان فردي ,نقش ارزشها در مسائل اجتماعي و آسودگي در ابراز عقايد نمايد. اين الگو در همه برنامه هاي آموزشي و پرورشي و سنين مختلف كار برد دارد. بطور كلي اين الگو باعث افزايش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزشهاي اجتماعي مي شود. براي مثال: معلم مي تواند از طريق اين الگو مسائل خوب و بد اجتماعي و يا رفتارهاي خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمايش بگذارد و سپس در مورد آن به كمك فراگيران به بحث و ارزشيابي بپردازد. بدين ترتيب معلم از طريق عمل ( نمايش ) به بررسي مسائل اجتماعي, رفتاري و ارزشيابي آن توسط دانش آموزان مي پردازد.

 

روش كارگاهـــــــي

روش تدريس كارگاهــــي يكي از روشهاي موثر ياددهي و يادگيري است كه در بيشتر موارد با روش سخنراني,سمينار, كنفرانس و سمپوزيوم يكسان بكار برده ميشود. براي درك بهتر روش كارگاهي ابتدا به مفاهيم ذكر شده مي پردازيم و سپس روش كارگاهي را شرح مي دهيم.

 

روش سخنــــراني

قبلاً تشريح شده و در اينجا از شرح آن خودداري مي نماييم.

 

سمينـــــار

عده اي صاحب نظر هستند, كه دور هم جمع شده و تبادل نظر مي كنند. (البته تعداد افراددر سمينار محدود باشد, حداكثر 100نفر كه به گروههاي كوچك 10الي 15نفري تقسيم مي شود و تبادل نظر مي كنند و در نهايت كل گروهها به تبادل نظر مي پردازند )

 

كنفــــــــرانس

محققي به نظريه اي رسيده است, آن را براي ديگران مطرح مي كند.

 

سمپـــــــوزيــــــوم

مانند سمينار است و تنها تفاوت آن با سمينار در اين است كه افرادي كه در سمپوزيوم شركت مي كنند تخصصي تر سطح آگاهي آنها از ديگران برتر است ( در سطح بالاتري از سمينار قرار دارد.)

 

روش تدريس كارگاهـــــي

اين روش مشتمل بر سه مرحله متمايز است (قورچيان , خورشيدي , 1376)

 

مــــــــرحله ارایه درس کــــــوتاه

اين مرحله مباني نظري مورد بحث توسط مدرس كارگاه تبيين و تحليل مي شود.

 

مــــرحله فعاليت و كار

دانش آموزان, دانشجويان و يا كارورزان و مربيان شركت كننده در كارگاه به گروههاي كوچك 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم و بر روی موضوعات تعیین شده فعالیت می نمایند.

 

مـــرحله مشاركت

در اين مرحله مجدداً  دانش آموزان شركت كننده در كارگاه كه به گروههاي 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم شده بودند, دور هم جمع مي شوند, كه به بحث و بررسي جمع بندي موضوعات تعيين شده مي پردازد. ( حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است). بديهي است كه در اجراي كلاس كارگاه آموزش بايد از روش مهارت آموزي (ابتدا و انتهاي فعاليت كاملاً مشخص شده است) سود جست. كاربست روش تدريس كارگاهي مي تواند نتايج آموزش را تضمين كند. البته با رعايت نكات زير:

 

مرحله درسي كوتاه و فشرده:

۱) معلم ابتدا اهداف و انتظاراتي كه از كارورزان و دانش آموزان دارد, دقيقاً بيان و تحليل مي نمايد و لز طريق آزمون تشخيصي, رفتار ورودي آنها را ميسنجد.

۲) معلم مباني نظري هر محور كلي را در سالن عمومي تبيين و تحيليل نموده و به رفع اشكالات كارورزان يا دانش آموزان در ابعاد نظري مي پردازد . البته بهتر است قبل از تشكيل كارگاه مباني نظري را ( به منظور تسلط دانش آموزان ) براي آنها ارسال كند.

۳)  سپس معلم ( مدرس) دانش آموزان را به گروههاي كوچك كاري تقسيم نمونده و يك نفر به عنوان مسئول و گزارشگر و يك نفر به عنوان منشي انتخاب كه جلسات كارگاهي را اداره و نكات كليدي را يادداشت نمايند.

۴) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.

 

 مرحله فعاليت گروهي و انجام وظايف انفرادي:

۱) در اين مرحله كار مسئول گروه كاري , همانا استخراج مفاهيم كليدي بر اساس مبحثات همه كارورزان است, سپس منشي گروه كاري كليه نكات كليدي را (كه در مورد توافق اكثريت گروه است) نوشته و طبقه بندي مي نمايد. شايسته است كه منشي جلسه كليه نكات مطروحه را بر روي تابلو نوشته تا كليه دانش آموزان آنها را مشاهده و سرانجام پس از نهايي شدن روي كاغذ منعكس نمايد.

۲) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل  كل زمان كارگاه آموزشي است.

۳) محل تشكيل گروههاي كاري بايد جدا از يكديگر باشد.

 

مرحله مشاركت و جمع بندي:

1) كليه دانش آموزان در سالن عمومي جمع شده و سپس مسئولين گروههاي كاري به ترتيب گزارشي از نتايج مباحثات بر روي موضوعات مطروحه را ارائه و سپس نكات كليدي مشخص و توصيه هاي كاربردي به عمل مي آورند.

2) زمان بهينه براي اين مرحله همانا حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است. در پايان يعني مرحله ارزشيابي و بازخورد كارگاه, مدرس به اجراي آزمون پس خروجي پرداخته و آن را با آزمون پيش ورودي مقايسه مي نمايد و نگرش دانش آموزان را نسبت به كارگاه ( البته بدون ذكر نام ) دريافت مي كند.

 

الگـــــوي دريافت مفهـــــوم

اين الگو براي ياد دادن نحوه طبقه بندي كردن, نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد. در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه هاي مثبت و منفي سازمان ميدهد و فراگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت ميكند. اين الگو دانش آموزان قادر به مفهوم سازي پيشرفته, مفاهيم خاص, استدلال استقرايي, تسلط و آگاهي به چشم اندازها, دورنماها, تحمل ابهام و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي نمايد. مراحل الگوي تدريس دريافت مفهوم به شرح زير است:

  •  عـــرضه مطالب و شناسايي مفهــــوم
  •  آزمـــون دستيابــي به مفهـــــوم
  •  تحليل راهبــردهاي تفكــر

 

الگــــوي تفكـــــر استقرايــــي

اين الگو باعث بهبود ظرفيت تفكر, گردآوري, سازماندهي و كنترل اطلاعات و نام گذاري مفاهيم ميشود. به بيان ديگر اين الگو بتعث گرآوري اطلاعات سازماندهي و كنترل مطالب ميشود. در اين الگو معلم آغازگر فعاليت است, زيرا فعاليتها از قبل به وسيله معلم تعيين مي شوند, اما جو همكاري و دوستانه بين معلم و شاگردان وجود دارد. تماس يكايك دانش آموزان براي دسترسي به اطلاعات فراهم نمايد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي فردي و رشد خود كنترلي دانش آموزان مي گردد و در همه سطوح تحصيلي كاربرد دارد. مــــراحل تدريس الگوي تفكر استقرايــــي عبارتند از :

  • تكوين مفهـــوم
  • تفسيــــر مطالــــب
  • كاربــــرد اصــــول يا عقايد

 

الگـــوي آمــــوزش كاوشگــــري

اين الگو باعث تقويت استدلال فراگيران, شناخت مفاهيم, فرضيه ها و آزمون آنها در دانش آموزان مي شود. در اين الگو جو همكاري بين معلم و شاگردان وجود دارد, ولي سيتم اجتماعي بيشتر توسط معلم به ترقيب فراگيران جهت آغاز كاوشگري مي پردازد و شيوه ها ي كاوشگري را به آنها ياد مي دهد, اين الگو منجر به يادگيري و تقويت مهارتهاي جريان علمي, كاوشگري خلاق, تقويت روح خلاقيت, استقلال در ياد گيري, تحمل ابهام و موقتي بودن  دانش در دانش آموزان مي شود. مـــراحل تدريس الگــو عبارت است از :

  • مواجه نمودن فرگيران با مسئله
  • گردآوري داده ها در خصوص مسئله و اثبات آن
  • طبقــــه بندي داده ها (اطلاعـــات)
  • تجـــــزيه و تحليـــل داده ها
  • تحليل جـريان كاوش

الگـــوي پيش سازمـــان دهنـــده

اين الگو باعث يادگيري با معنا در دانش آموزان مي شود و در آن معلم, ساخت ذهني را در دست دارد و همواره مطالب قبلي تميز دهنده را در دست دارد و همواره مطالب يادگيري را به سازمان دهندگان ارتباط مي دهد و به شاگردان كمك مي كند تا مطالب جديد را از مطالب قبلي تميز دهند اين الگو منجر به تقويت مفاهيم, درون سازي معني دار اطلاعات و افكار, عادت به تفكر منظم و منطقي و تقويت روحيه كاوشگري در دانش آموزان مي شود, و براي كليه سطوح تحصيلي مناسب است. مـــراحل پيش سازمان دهنده:

۱- از طريق روشن كردن منظور درس به وسيله مثال و تكرار

۲- ارائه مطالب , يا وظيفه مورد نظر براي دانش آموزان با يك نظم منطقي

۳- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يك نظم منطقي

۴- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يكپارچه

 

الگوي يادسپاري

اين الگو باعث تاكيد بر پردازش اطلاعات, افزايش يادسپاري و دروني كردن اطلاعات در دانش آموزان ميشود. معلم و شاگردان بصورت يك گروه براي دادن مطالب جديدجهت يادسپاري تلاش ميكنند.اين الگو نياز به عكس, وسايل مجسم , فيلم و ساير مطالب ديداري و شنيداري دارد. معلم شاگردان را در تعيين موضوعها, جهتها و تصورهاي كليدي ياري ميكند.اين الگو دانش آموزان را در تسلط بر حقايق و افكار سيستمي براي يادسپاري تقويت قدرت ذهني و افزايش يادسپاري كمك و در تمام مراحل و سنين كاربرد دارد. مراحل تدريس اين الگو عبارت است از:

۱- توجه به مطالبي كه بايد يادسپاري شوند. از طريق خط كشيدن زير آنها و ...

۲- ايجاد ارتباط از طريق فنون كلمه كليدي و كلمه جايگــــزين

۳- بسط تصاويــــــر

۴- تمــــرين و ياد آوري به منظور آموخته شدن كامل

 

الگوي رشد عقلي

اين الگو باعث سازگاري و متناسب نمودن آموزش با مراحل رشد فراگيران ميشود. در اين الگو كاوشگري در جوي اجتماعي و عقلي آزاد همراه است. معلم بايد جو تسهيل كننده اي ايجاد تا شاگرد احساس خود را آزادانه بيان كند. اين الگو منجر به تقويت جنبه هاي انتخابي رشد شناختي و جنبه هاي عاطفي و اجتماعي در دانش آموزان ميشود.مـراحل تدريس الگو عبارتند از:

۱- به وجود آوردن موقعيتي كه مطابق رشد دانش آموز باشد.

۲- كاوشگري از طريق دريافت پاسخهاي دانش آموزان.

۳- انتقال از طريق بررسي استدلال دانش آموزان.

 

الگوي كاوشگري علمي

اين الگو باعث آموزش علمي به سبكهاي مشخص و آموزش مفاهيم بنيادي در دانش آموزان مي گردد . رسالت معلم در اين الگو پرورش كاوشگري , ايجاد جوي توام با همكاري و داشتن انعطاف است. اين الگو منجر به دانش علمي تعهد به كاوشگري علمي, ژرف انديشي و روح مهارت همكاري در دانش آموزان مي شود.  مـراحل اين الگو عبارتند از:

۱- فراهم آوردن زمينه جسنجو براي دانش آموزان

۲- تعيين مسئله از سوي دانش آموزان

۳- مشخص كردن مسئله در هر جستجو توسط دانش آموزان

۴- دانش آموزان حدس در خصوص راههاي توضيح مشكل مي پردازند.

 

الـگــــوي تدريس غيـــــر مستقيم

اين الگو باعث مشاركت فراگيران در يادگيري شده و به آنها ياد ميدهد كه چگونه خود را به فراگيري مطالب پرداخته و مسائل را حل نمايند. معلم نقش هادي, راهنما و تسهيل كننده را دارد و دانش آموز آغاز كننده به نحويكه معلم به دانش آموزان كمك ميكند تا مسائل را تعريف و براي حل موفقيت آميز آنها اقدام نمايند. همچنين معلم بايستي مكاني آرام توام با جو مثبت و اطلاعات مورد نياز براي دانش آموزان فراهم نمايد. اين الگو دانش آموزان را قادر به افزايش آگاهي فردي, رشد خود, هدفهاي اجتماعي و تحصيلي متنوع مي نمايد. مراحل تدريس اين الگو عبارتند از:

۱- تعريف موقعيت توسط فراگير به نحوي كه معلم ابراز احساسات را ترقيب مي كند.

۲- كشف مشكل بوسيله دانش آموزان

۳- رشد بينش توسط بحث دانش آموزان در باره مسئله و حمايت معلم از آنها

۴- برنامه ريزي و تصميم گيري توسط دانش آموزان

۵- يكپارچگي از طريق توسعه بينش دانش آموزان در خصوص مسئله و حمايت معلم از آنها.

 

الگـــوي بدايع پــــردازي ( افـــزايش تفكــــر خلاق )

هدف اين الگو افزايش تفكر خلاق و مشكل گشايي در مواقع خاص, بر هم زدن سنتهاي متداول و گسترش افقهاي فردي و اجتماعي در دانش آموزان است. معلم سوالاتي از دانش آموزان مي نمايد, ولي پاسخ دانش آموزان كاملاً باز است و معلم بايستي كمك كند تا شاگردان تفكر خود را بسط دهند اين الگو باعث رشد خلاقيت و نوع آوري, همبستگي گروه و بر هم زدن سنتها در نزد انظار ميشود. مراحل تدريس الگو عبارتند:

۱- توصيف وضعيت جديد به كمك معلم

۲- قياس مستقيم به نحوي كه معلم قياس مستقيم ( مقايسه ساده از دو موجود يا دو مفهوم) را پيشنهاد و از شاگردان مي خواهد آنها را توصيف كنند.

۳- قياس شخصي به نحويكه معلم شاگردان را به قياس مستقيم ( شدن) ترقيب ميكند.

۴- مقايسه قياسهـــا از طــــــريق شاگردان

۵- تــوضيح تفاوتها به كمك شاگــردان

۶- اكتشاف به كمك شاگــردان

۷- قياس زايي، شاگردان مجدد به بيان شباهتها و تفاوتهاي قياس مي پردازند.

 

الگــــوي آگاهي يابي

اهداف اين الگو كمك به دانش آموزان براي توسعه آگاهي از توانايي هاي خويشتن در تفكر و احساسات گروهي, مناسب انساني و ايجاد تصور ذهني از خود است. معلم بايد در اين الگو انعطاف پذير باشد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي، خود يك پارچگي روابط ميان فردي مي شود. مــــراحل اين الگو عبارتند از :

۱- مشخص كردن تكليف براي شاگردان از طريق ايجاد محيط امن براي آنها

۲- بحث و تحليل در خصوص گام اول

 

الگـــــوي ديــــدار در كــــلاس درس

اين الگو براي كمك به فراگيران در پذيرش مسئوليت رفتار و شرايط اجتماعي است معلم بايستي داراي شخصيتي صميمي و ماهر در فنون بحث ميان فردي باشد و بيشتر اقدامات كنترل, ولي با دانش آموزان  سهيم است. اين الگو باعث استقلال و خود محبت دهي و آزاد انديشي مي شود. مــــراحل الگو عبارتند از:

۱- استقرار فضايي از پذيرش مشاركت ( تشويق دانش آموزان براي مشاركت و سخن گفتن)

۲- طرح مسئله براي بحث بوسيله دانش آموزان يا معلم و بررسي پيامدهاي آن

۳- بررسي قضاوت ارزشي توسط فراگيران در خصوص مسئله

۴- تعيين اقدام ديگر جايگزين از طريق توافق دانش آموزان كه كدام مسئله را پيگيري نمايند.

۵- التزام علمي دانش آموزان در برابر جمع

۶- پيگيري رفتاري از طريق سنجش رفتارهاي جديد ايجاد شده در دانش آموزان

 

الگــــوي پــــژوهش گـــروهي ( تفحص گــــروهي )

اين الگو براي كمك به دانش آموزان در تقويت مردم سالاري, تشريك مساعي و آموزش آنها از طريق همكاري كاوشگرانه در فهم و مسائل اجتماعي و تحصيلي است در اين الگو معلم مانند يك مشاور عمل مي كند و بايستي بتواند به درخواستهاي دانش آموزان پاسخ دهد و به كمك آنها نيازمنديهاي آموزش را فراهم آورد. اين الگو نيازمند يك جو مثبت براي استدلال و مذاكره مي باشد و در همه سنين و سطوح تحصيلي و انجام كارهاي گروهي كاربرد مناسبي دارد. اين الگو در نهايت منجر به كاوشگري منظم , كنترل و پويش موثر گروهي, تقسيم كار, مردم سالاري, تعهد و تمايل نسبت به كاوشگري و هم كوششي در دانش آموزان مي شود.

 

الگــــوي آمــــوزش آزمايشگاهــــي

اين الگو باعث افزايش فهم اجتماعي , مهارت , توانايي يادگيري و تقويت كار گروهي در دانش آموزان مي شود. معلم در اين الگو نقش مشاور را ايفا نموده و دانش آموزان را حمايت مي نمايد. در نهايت منجر به تقويت يادگيري و آموزش در بستر پژوهش در آنها مي شود. اين الگو براي كليه دروس به ويژه علوم دقيقه و در تمام دوره هاي تحصيلي و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

الگـــوي كاوشگـــــري علـــوم اجتماعـــــي

اين الگو باعث درك مسائل اجتماعي, از قبيل مردم شناسي, جامعه شناسي, فرهنگ شناسي, مهارت عقلي, آموختن اطلاعات, تشكيل مفاهيم و استفاده مناسب از مفاهيم در دانش آموزان مي شود. در اين الگو معلم موقعيت كاوشگري را ايجاد و از دانش آموزان مي خواهد تا به بررسي و نتيجه گيري در مورد آن بپردازند. اين الگو در تمام سنين و دوره هاي تحصيلي به ويژه در درس علوم اجتماعي كاربرد دارد. و در نهايت باعث تقويت فهم و درك دانش آموزان در خصوص مسائل اجتماعي مي شود.

 

الگـــوي يادگيـــــــري در حد تسلط آمـــــــوزش مستقيـــم

(نظــــريه اجتماعــــي يادگيــــري )

هدف اين الگو ايجاد و تقويت مهارتهاي اساسي, مطالب آموختني از ساده به مشكل و دادن مطالب درسي به صورت انفرادي به دانش آموزان و استفاده از تكنولوژي ديداري و شنيداري و دانش آموزان است. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و به آنها كمك مي كند تا مستقل ياد بگيرند. اين الگو در نهايت دانش آموزان را قادر به تسلط بر محتواي علمي, تقويت انگيزه درس خواندن, توانايي كنترل خود و تقويت عزت نفس مي نمايد. اين الگو در همه دوره هاي آموزشي و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

الگـــوي آمــــوزش براي رشد مفهــــوم و مهـــارت

اين الگو معمولاً به دو صورت زير است:

۱- الگوي نظريه و عمل:

مانند يك مهارت رياضي كه در آن مهارت با نشان دادن ممارست, باز خورد و نظارت در هم مي آميزد تا دانش آموز بر آن مهارت تسلط يابد.

۲- شبيه سازي كه از توصيف موقعيت هاي زندگي ايجاد مي شود.

مثال :معلم در درس جغرافيا, كره زمين است و يا از مولاژ استفاده مي كند و اندامها و دستگاه هاي مختلف بدن انسان را نشان مي دهد. در اين الگو معلم نقش هادي و راهنما را دارد و بايستي يادگيري با تشكيل شركت سهامي فكر بين دانش آموزان و معلم انجام گيرد اين الگو در همه سنين و سطوح تحصيلي كاربرد دارد و در نهايت باعث افزايش مفاهيم و مهارتهاي آگاهي درباره سيستمهاي اجتماعي, همدردي, آگاهي از تنش تغيير و احساس اثر بخشي در دانش آموزان مي شود.

 

منبــــع:

http://www.tehranedu.ir/subparts/gam/fanavari/amoo2.htm

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه یکم دی 1386 ساعت 19:12 |

 

 روشهای نوین تدریس

(  قسمت اول )

 

 

کلیـــــــات

جامعه در حال خيزش ما به شدت نيازمنديك ديدگاه آموزشي جديد و در عين حال شاداب است كه هم نوعي " فلسفه توسعه آموزشي ـ پرورشي " باشد و هم بتواند چشم انداز روشني از آينده آموزش كشور ترسيم نمايد. شرايط جديد، ملت ها را در برابر دو ديدگاه آموزشي زير قرار داده است :

  • ديدگاه آمـــوزش با تكيه بر فناوري اطلاعاتي و ارتباطي
  • ديدگاه يادگيري دائمي و مادام العمــر و ژرف

انقلاب تكنولوژي سيماي جهان را به سرعت تغيير ميدهد و فناوري اطلاعات هم اكنون نيز زندگي مردم رادگرگون كرده است. خط شكنيهايي كه در فناوري مواد و نانو تكنولوژي و بيوتكنولوژي روي ميدهد اين دگرگونيها را تشديد خواهد كرد. اين تكنولوژيها نه تنها تاثيرات عميقي بر زندگي انسان دارند بلكه چنان در هم تنيده اند كه انقلاب فناوري را به انقلاب چند رشته اي تبديل كرده اند از اينرو شتاب پيشرفت درهر زمينه مضاعف شده است. فناوري اطلاعاتي و ارتباطي ((ICT شالوده بقا و توسعه ملي كشور, در يك محيط جهاني به سرعت در حال تغيير و تحول است و همين امر ما را در پي ريزي طرحهاي نو, برجسته و شوق انگيز به چالش فرا مي خواند تا در پرتو آن ,منابع انساني و زيرساخت هاي قابل اعتماد بنا شود و در واقع ابزارها و وسايل لازم براي برنامه ريزي, مديريت و ارزيابي تغييرات توسعه و دستيابي به رشد پايدار مورد نظر قرار گيرد و البته از سويي نيز اطلاعات بدون ارتباطات و ارتباطات نيز بدون اطلاعات كاربرد نداشته استفاده از فناوري براي تسهيل در رفع نيازهاي افراد هر جامعه بسيار مهم است. داشتن ديد و دانشي جامع راجع به فناوري , مهارت هاي ابزاري و توانايي به كارگيري فناوري و مهارتهاي مربوطه, درك فرايندهاي گردش اطلاعات, توانايي سازگاري همراهي و تسلط بر تغييرات سريع و مداوم همه و همه از طريق آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب مدلهاي نوين آموزش در كلاسهاي درس ميسر خواهد بود.

 

يادگيري, فراگيران را آماده مي كند تا از موضع لياقت با چالش هاي خصوصي و حرفه اي خود روبه رو شوند اما اين كافي نيست فراگيران بايد بتوانند به شهروندان شايستهي جامعهي مدني جهاني در عصر حاضر و آينده تبديل شوند و اين تنها در سايه يادگيري ژرف از راه توزيع عادلانه فرصتهاي يادگيري در جامعه, مشاركت عمومي همه بخشهاي كشور در ايجاد جامعه يادگيرنده و بهره برداري از منابع آن امكان پذير خواهد بود. از طريق تمركز يادگيري, جامعه شرايطي را مي آفريند كه پشتيبان توسعه پايدار و موفقيت آميز و مبتني بر دانش خواهد بود. جامعه يادگيرنده بالاترين اولويت ها را به آموزش مي دهد و بر توسعه ظرفيتهاي آموزشي خود تاكيد مي كند. در جامعه يادگيرنده, خلاقيت و نو آوري دو ارزش اجتماعي بسيار پرقيمت محسوب مي شوند و گسترش همكاريها و هم افزاييها در خلق و توزيع دانش ,تسهيل و تشويق مي شود و تعامل دانش و مهارت به مثابه ي فرايند افزايش خلاقيت, مورد توجه قرار مي گيرد. كليد طلايي جوامع ياد گيرنده, سيستم آموزشي و در راس آن مدارس به ويژه مدارس با مدلهاي خاص يادگيزي است. در مدلهاي خاص يادگيري تلاش ميشود تا يادگيرندگان آينده را ببينند, بفهمند و در اختيار بگيرند.

 

مقدمـــــــــه

بهره گيري ازتكنولوژي آموزشي به مفهوم جديد آن بي شك يكي از نوآوريهاي آموزشي محسوب ميشود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي اكنون صرفا" كاربرد دستگاههاي سمعي و بصري نيست آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و كتاب درسي تنها يكي از آنها به حساب مي آيد. نقش معلم هم بيشتر راهنمايي و رهبري و هدايت است تا متكلم وحده بودن. پيشرفت علوم وفنون و توسعه حجم دانش بشري,تغيير شرايط و امكانات زندگي فردي و اجتماعي ,نفوذ تكنولوژي و صنعت در روابط ملي و بين المللي, نقش زمان در سرنوشت ملتها, ظهور مشاغل وتخصصهاي جديد تغيير نيازهاي جامعه, آگاهي ملت و... همه و همه در تغيير و تحول برنامه ها اثر ميگذارند. يكي از برنامه هاي ويژه, تاسيس هسته اصلي فعاليت مدارس, محيطهايي است كه به صورت ( مركز مواد آموزشي (IMC طراحي ميشوند. چند نوع مركز مواد آموزشي تا كنون طراحي شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است.

 

نــــــوع اول

اين مركز به گونه اي است كه مورد استفاده مشترك معلمان و دانش آموزان چندين مجتمع آموزشي به هم پيوسته است.

 

نـــــوع دوم

مزكز مواد آموزشي يك مجتمع آموزشي است كه منبع ذخيره و تغذيه همه مدارس يك مجتمع است.

 

نـــــــوع سوم

مربوط به يك مدرسه است و امكان يادگيري از يك مجموعه وسايل آموزشي را در مدرسه فراهم مي سازد.

 

نــــــوع چهـــــارم

مربوط به كلاس درس است و فرصت يادگيري مفاهيم هر ماده درسي را در محيط كلاس درس فراهم مي آورد. در اين نوع مركز يادگيري تحت عنوان مركز يادگيري كلاس classroom  learning center  دانش آموزان ميتوانند با دسترسي به انواع ابزارها ي آموزشي فرصتهاي يادگيري را در سطوح مختلف گسترش دهند در نوع چهارم مركز موادآموزشي انواع لوازم و ابزار آموزشي از قبيل كتاب و ساير مطالب چاپي, فيلمهاي علمي, آموزشي, نشريات, عكس, اسلايد, كلكسيونها و دستگاههاي سمعي و بصري (تلويزيون, نوار ضبط صوت, ويدئو, و كامپيوتر و ...) هنگام اجراي روشهاي تدريس با توجه به تفاوتهاي فردي فراگيران شرايطي را پديد مي آورند كه تحت اين شرايط مفاهيم آموخته شده عمق و وسعت بيشتري می يابند و مطالب درسي با درك كامل دريافت ميشوند.

 

به منظور ياري دادن به فراگيران و براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي ـ يادگيري ,مواد كمك آموزشي چند حسي ( (multi  sensory زيادي تهيه شده كه مي توان ماشينهاي آموزشي, تلويزيون, فيلم, ابزارهاي بازيابي اطلاعات, وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي و ... را نام برد كه در مركز يادگيري كلاس قرار مي گيرد. از سويي ديدگاه جديد به آموزش از محتوا مركزي ( (content centered به فرايند محوري ( (process centeredويادگيري محوري((learning  centered چرخش داشته و نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به هدايت كننده فعاليتهاي يادگيري تغيير يافته است. از آنجا كه يادگيري نيز با بهره گيري از يك يا چند مورد از پنج حس بهتر رخ ميدهد رسانه ها و مواد تكنولوژي آموزشي به مقدار زياد به كلاسهاي درس راه يافته اند. تكنولوژي آموزشي خدمات آموزشي برتري از آنچه كه معلم انجام ميدهد عرضه ميكند وقتي كه مي تواند مطالبي را كه معلم عرضه مي كند تكميل كند يا وقتي كه به دانش آموز و معلم امكان مي دهد وقت و تلاش خود را به حل مسئله معطوف دارند نقش بسزايي در كلاس درس ايفا مي كند .مواد چند رسانه اي كه در كلاس مورد استفاده قرار مي گيرند در جهت ياري رساندن به دانش آموز براي چيرگي بر حقايق, اصول و مهارتهايي كه به تمرين هاي مكرر نياز دارد, بسيار موثر است.

 

به طور كلي مطالعات تحقيقي و نتايج پژوهش ها نشان مي دهد آموزش تلويزيوني و استفاده از فيلم هاي درسي, نوارها و ابزار آموزشي و مواد يادگيري فرصت بيشتري براي يادگيري و كار انفرادي يا گروهي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد, همچنين اين امكان را فراهم مي سازد كه هر دانش آموز با ميزان توانايي خود پيش برود و هر زمان كه فرصت يافت در زمينه هايي كه مشكل دارد ابزارهايي را انتخاب كند. تكنولوژي آموزشي با فراهم ساختن امكان آموزش كمي ـ كيفي براي همه دانش آموزان فواصل موجودرا مي پوشاند. با به كارگيري ابزارهاي آموزشي دانش آموزان نياز ندارند كه فقط به كتاب درسي به عنوان تنها منبع اطلاعاتي محدود باشند .تلويزيون, فيلم, پوستر, مدلها مولاژها و ... دانش آموزان را با واقعيات به طور ملموس مرتبط مي سازند. به هر صورت دستيابي به ساختار بهينه و فرايند آموزشي مناسب به كمك ابزارها و روش هاي جديد آموزشي مستلزم اجراي برنامه هاي فعال و هدفمند است. برنامه هايي كه فراگيرندگان را در جريان آموزش فعال نگهدارند, آنان را به انجام تكاليف علاقه مند, آنان را براي يادگيري مسئول سازند, آنان را در مورد كنشهاي خود دقيق كنند و براي فعاليتهاي آينده آماده سازند.

 

مـــركـــز يادگيــــــري كلاس درس:

جايي است كه مقدار زيادي از مواد يادگيري و وسايل آموزشي به منظور كمك به خود آموزي فراگيران در آن موجود است. در اين مدل كلاس به قصد توانا ساختن فراگيران براي يادگيري, مواد آموزشي به نحويكه دسترسي به آنها آسان بوده و فراگيران بتوانند نيازهاي آموزشي خود را در جهت كار به صورت فردي يا گروهي برآورده نمايند و در جهت زمينه سازي پيشرفت بر حسب توانايي و خواستشان باشد فراهم شده است و هر اقدامي كه براي بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري صورت ميگيرد به منظور آسان سازي يادگيري فراگيران انجام ميشود. توانايي و استعداد فراگيرندگان براي يادگيري به شدت از محيط مدرسه متاثر است و در محيط شوق انگيز ,آموزش سهلتر صورت ميگيرد .در صورت وجود تجهيزات لازم و مطلوب و مناسب و همچنين به رسانه و مواد آموزشي نيز با توجه به برنامه هاي زمانبندي شده آموزشهايي كه منجر به يادگيري معني دار ميگردد صورت ميگيرد.

 

مــــواد آمـــــوزشــــي:

عناصر اصلي فرايند ياددهي ـ يادگيري به شمار مي روند. بدون مواد آموزشي امكان تبادل تجربه بين معلم و فراگيرنده ضعيف است و نمي توان برنا مه ي تحصيلي مورد نظر را به سادگي اجرا كرد. مواد آموزشي, اطلاعات لازم را فراهم مي آورند ارائه اطلاعات را در قالب عرضه و توالي مطالب درسي سازمان مي دهند ,فرصتاستفاده از آموخته ها را براي فرا گيرندگان مهيا مي سازند و ... استفاده از مواد و وسايل آ موزشي با تدوين اهداف كاملاً مشخص در زمينه پيشرفت تحصيلي و با انجام فعاليتهاي آموزشي از پيش برنامه ريزي شده ضمن جهت دادن منابع موجود فيزيكي و مادي فعاليتهاي مدارس مجري طرح كلاس درس را براي دستيابي به اهداف آموزشي تنظيم ميكنند.

 

به طور كلي در اين مدارس براي استفاده از امكانات آموزشي در جهت اعتلاي فراگيران و حصول به اهداف اساسي تعليم و تربيت و توجه به ابعاد مختلف رشد (معنوي, جسمي اخلاقي, عقلاني, اجتماعي و ... ) هر ابزاري را با هدف ياددهي ـ يادگيري مورد استفاده قرار مي دهند و هر وسيله و اسبابي كه در متن فعاليتهاي ياددهي ـ يادگيري حضور يابد (ابزار آموزشي ) محسوب مي شود. مواد و ابزارهاي آموزشي همواره در حال تغيير و دگرگوني هستند و به اصطلاح (روز آمد و بهنگام )مي شوند, معلمان فكور و خلاق علاوه بر استفاده از ابزارهاي آموزشي به روز و بهنگام ابزار سازي و ابزار آفريني مي كنند ((tool  maker instrument maker چنين معلماني قادرند از كمترين امكانات بيشترين بهره را ببرند .با ساده ترين ابزارهايي كه در محيط قابل كشف است, شوق انگيزترين ياددهي ها را عرضه بدارند. براي اين معلمان قلم كاغذ, تخته سياه, كتابهاي غير درسي, پوشاك, پارچه, ميخ, پيچ, اره, آچار, ظرف, تخته ماهوتي, انواع مواد و قلم رنگي, رنگ و روغن, زرورق, گل و گياه برگ و ساقه و شاخه و خس و خاشاك و ... به همان اندازه ارزش و اعتبار ((ابزار بودن )) دارد كه وسايل سنگين و بزرگ در اصطلاح پيشرفته اي كه به صورت دستگاههايي نظير كامپيوتر, ماشينهاي الكترونيك, تلويزيون مدار بسته, ويدئو و ... جلوه گر مي شوند و در تكنولوژي آموزشي, سخت افزار آموزشي ناميده مي شوند.

 

به راستي براي معلم (شاگرد مدار ) كه ناچار بايد ( ابزار گرا ) هم باشد هر چيز كه در محيط و در زندگي او وشاگردانش هست جزو ابزارهاي آموزشي به حساب مي آيد. براي ياددهنده عاشق و علاقه مند هر چيز و همه چيز ابزار آموزشي است. تنها اعتقاد و باور به يادگيري هاي ديداري ـ شنيداري, يادگيريهاي عملي, يادگيريهاي توام با تفكر و تعمق و نه يادگيريهاي طوطي وار و سطحي است كه ياددهندگان را معتقد به استفاده از (ابزار آموزشي ) مي كند. ياددهي ـ يادگيري با اين رويكرد, يك يادگيري منبع محور است و براي دانش آموزان فرصت انتخاب كردن, شرح دادن وكشف كردن را فراهم مي كند. در اين رويكرد دانش آموزان با منابع گوناگوني همچون كتابهاي مرجع, مجلات و ديگر رسانه هاي گروهي, فيلم, نوارهاي شنيداري و ديداري, نرم افزارهاي رايانه اي نقشه ها و منابع اجتماعي همچون كتابخانه ها, موزه ها, سازمانها و كتابخانه ها آشنا ميشوند و شيوه بهره برداري و استفاده كردن از آنها را فرا مي گيرند. به عبارت ديگر معلم پروژه هايي را در قالب تكليف به دانش آموزان مي دهد و با معرفي منابع مختلف دانش آموزان را براي پيدا كردن, تحليل كردن و ارائه اطلاعات به دست آمده, راهنمايي مي كند. در واقع اين رويكرد وسيله اي است كه به كمك آن معلمان مي توانند نگرشها و تواناييهاي دانش آموزان را به منظور تقويت يادگيري مستقل و مادام العمر پرورش دهند. در ضمن دانش آموزان با اين روش تشويق مي شوند تا در محيطي غني از منابع كه در آن افكار و احساسات مورد احترام است, اطلاعات مورد نياز خويش را خودشان انتخاب كنند و به اين ترتيب در يادگيري به استقلال فردي دست يابند.

 

در اين رويكـــــرد معلــــــم نيز بايد :

۱- به نقش كتابخانه ها و اهميت آنها در پاسخگويي به دانش آموزان اشاره كند.

۲- فهرستي از منابع گوناگون موجود در روستا, شهرو استان محل تدريس خود تهيه كند.

۳- در تدريس كلاسي خود از منابع گوناگوني استفاده كند و ضمن معرفي آنها به دانش آموزان, خود را به عنوان پژوهشگري نشان دهند كه پيوسته به دنبال منابع جديد مي گردد. همچنين با آنها در مورد نحوه استفاده از منابع گفتگو كند.

۴- در هنگام تدريس ضمن گفتگو پيرامون مطالب درسي در مورد چگونگي ارتباط دادن آنها به محيط زيست, فرهنگ, اقتصاد و ... نيز به بحث بپردازد.

 

شيـــــــوه ارزشيابـــــــي

شيوه ارزشيابي اين رويكرد نيز متفاوت است و بايد معلمان براي هر يك از دانش آموزان خويش يك پرونده كاري تشكيل دهند و گزارش فعاليت هاي انجام شده هر فرد را در اين پرونده ها بايگاني كنند و با توجه به كيفيت گزارش و مطابق چك ليستي كار وي را ارزشيابي كنند. از جمله عنصرهاي اصلي اين رويكرد پروژه هاي پژوهشي است. هدف از طراحي ارائه اين بخش تقويت تفكر خلاق و نقاد است. اين پژوهشها فرصتي براي دانش آموزان فراهم ميسازد تا به كمك آن ارتباط معنا داري ميان موضوعات درسي و دنياي واقعي پيرامون خويش ايجاد كنند. اين پژوهشها ضمن آنكه مهارتها و نگرشهاي او را تقويت ميكند, دامنه درگيري او را به فراتر از كلاس درس گسترش ميدهد و دانش آموز را در كارهاي خانه, بحث كلاسي, نوشتن و گفتن, مسايل اجتماعي مرتبط با علم و تصميم گيريهاي سرنوشت ساز فردي و اجتماعي كه در آن مباني علمي نقش مهمي دارد درگير ميكند. ابزارها و مواد آموزشي نظير كتابها و جرايد, نقشه ها و كره, عكسها, گرافها, چارتها, نمودارها پازلها, شرح تصاوير, تصاوير الكترونيكي, فيلمها, ماكتها, مدلها, راديو, تلويزيون, كامپيوتر و ... همه و همه سبب مي شوند دانش آموز در كلاس درس نقش فعال و فرايند ياددهي _ يادگيري با رويكرد فعال و منبع محور در فضايي كاراتر انجام شود و دانش آموز براي يادگيري برانگيخته شده و زمينه براي مشاركت وي مهيا مي شود.

 

در پايان اشاره مي شود كه رويكرد اين برنامه تلفيقي از رويكرد منبع محوري و فعاليت محوري است و در حقيقت يادگيري محور است و از تلفيق اين دو رويكرد نقش دانش آموزان پر رنگ تر شده و دانش آموزان به فعاليت هاي فكري و عملي علاوه بر تقويت مهارت هاي فرايندي نظير جستجو گري, كاوشگري, فرضيه سازي, حل مساله, بارش مغزي, آفرينندگي و ... وادار مي شوند و در يك كلام دانش آموزان در فرايند ياددهي ـ ياد گيري چگونه ياد گرفتن را مي آموزند.

 

نكــــات اساســــــي

تلاش براي اثر بخشي, وجه اشتراك اصلي همه سازمانهاست. سازمان مدرسه نيز با عوامل متعدد, محدود كننده و هدفهاي متفاوتي روبه روست كه ناچار مي بايست به همه آنها به نحو مطلوب و متناسبي پاسخ گويد. همچنين, ملزم است چارچوب هاي زماني متفاوتي را در نظر بگيرد از اين رو اثر بخشي در مدرسه مفهوم گسترده اي به خود مي گيرد. با اندكي تامل روشن مي شود كه به جاي تعاريف ساده از اثر بخشي مدرسه كه متمركز بر نتايج دانش آموزان است, عملا"ابعاد زيادتري وجود دارد, به عنوان مثال, مدرسه نه تنها بايد به هدف نمره و قبولي و ارتقا دست يابد بلكه بايد با كارايي و به روشي كار كند كه در محيطي با روحيه بالا دانش آموزان به يادگيري واقعي دست يابند. يكي از حوزه هاي فعاليتي مدرسه (انطباق با محيط هاي بيروني ) (External Adaptation ) است. اجتماعات تغيير مي كنند و مدرسه نيز مي بايست با آنها تغيير كند. به عنوان مثال سازگاري با افزايش جمعيت حفاظت از محيط زيست, استفاده بهينه از منابع و سرمايه هاي ملي و... از چالش هاي مهم مدارس در محيط بيروني است. در طرح (كلاس درس) يعني طرح اجراي فرايند ياددهي ـ يادگيري هر ماده درسي در كلاس مخصوص و ثابت, عوامل مدرسه با تغيير رويه ها و اتخاذ روش هاي كاربردي نوين سعي مي كنند كه فراگيران با اجتماع خود و ديگر عرصه هاي محيط به طور موفقيت آميزي تعامل برقرار كنند و براي سازگاري با شرايط دائما"متغير آينده سازگار شوند و در اين راه همه تواناييها و توانمنديهاي خود را در زمينه هاي مختلف به كار گيرند و به طور مستمر در حال آموختن باشند, ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي را بياموزند و براي چالش سازنده و ايجاد تغييرات ضروري در برخي ارزشها و باور هاي سنتي كاملاً مجهز شوند و از تصميماتي كه جامعه براي آينده آنها اتخاذ مي كند آگاهي داشته باشند و بدين سان اثر بخشي و كارايي واحد آموزشي با اجراي اين طرح به مفهوم واقعي ,افزايش مي يابد.

 

از نكات اساسي ديگر در افزايش اثر بخشي مدارس مجري استفاده از مشاركت دانش آموزان در بهسازي فضاي مدرسه است .دبيران نيز مي بايست در امر زيبا سازي مدرسه به عنوان (رهبر پروژه ) كمك كنند. زيبا سازي فضاي مدرسه, روحيه معلمان و دانش آموزان را افزايش مي دهد. بهبود روابط معلم و شاگرد از همكاري مشترك آنها افزايش مي يابد و دانش آموزان از اينكه به آنان فرصت داده شده تا در بهسازي فضاي آموزشي همكاري فعالانه داشته باشند, احساس غرور و تعلق نسبت به مدرسه خود مي كنند و همين امر باعث بالا رفتن نرخهاي نگهداري و ادامه تحصيل آنان مي شوند.

 

در طرح كلاس درس نكات اساسي ديگري نيز به چشم ميخورد از جمله :

از آنجا كه كلاس دانش آموز محور و ( مشاركت فعال ) است معلم بسيار فعال از گروهي به گروه ديگر سر ميزند ( كلاس درس ) مركز همايش با بحثهاي مفصل است معلم با مديريت خوب كلاس يك رهبر دموكراتيك است و به دانش آموزان فرصت مي دهد مسئوليت بيشتري در مورد يادگيري خود به عهده بگيرند و در موارد ديگر به بچه ها فرصت ميدهد تا (سبك تدريس ) را معين كنند و با فعاليت خود كلاس را جهت دهند. سيماي كلاس در طول سال تغيير ميكند و بچه ها چيزهايي ميسازند و از ديگران ميخواهند تا در تكميل آن با آنان همكاري كنند بدين ترتيب وظايف ( دستورالعملي ) نيست بلكه (ايجاد ) مي شود. گروههاي آموزشي ( در دو سطح منطقه و استان ) فرايند در يافت اطلاعات در چارچوب يك طرح نظام يافته ( ارزشيابي ) را با دو هدف شناسايي خلاء ها, نارساييها و كمبود ها و همچنين پي بردن به چگونگي ( كيفيت ) اجرا و نتايج حاصل از سياستها, برنامه ها و فعاليتها انجام مي دهند مديريت آموزش و پرورش نظري و پيش دانش گاهي نيز با وضع سياستهاي مناسب يا طراحي برنامه هاي كارساز و همچنين اتخاذ تصميماتي از قبيل پشتيباني, اصلاح و ... به امر ارزشيابي همت مي گمارد.

 

شيـــــوه هاي ارزشيابـــــي

شيوه هاي ارزشيابي نيز در اينگونه كلاسها مختلف است. در اين كلاسها به ارزشيابي مستمر توجه خاص مي شود از آنجا كه در كلاس درس دانش آموزان با هم مقايسه نمي شوند بلكه هر دانش آموز با خودش مقايسه مي شود نمي توان از شكلهاي سنتي ارزشيابي استفاده كرد. ارزشيابي با رويكرد حل مسئله ( بدون كاغذ و مداد ), تهيه سياهه رفتار و چك ليست مهارتها و نگرش ها, ارزشيابي با توجه به پرونده ي عملكردي دانش آموزان ارزشيابي با تكيه بر بيان شفاهي و .... راههاي مختلف ارزشيابي مستمر تكويني و پاياني است كه در جزوه اي تكميلي متعاقبا" ارسال خواهد شد.

 

درس ) است:توجه به موارد ذيل نيز مباحث و نكات اساسي (طرح كلاس

  • بكارگيري رويكردهاي مشاركتي وتعاملي فراگير ـ محور در فرايند ياددهي ـ يادگيري
  • تشويق در جهت بكار گيري روش اكتشافي وسوال محور
  • گسترش روش بحث و گفتگو براي دستيابي به توافق عمومي و يا راه حل ها
  • گسترش رفتار دمكراتيك
  • داشتن نگرش مثبت نسبت به تفكر انتقادي و حل مشكل يا مسئله
  • تعميق اعتقاد و باور به استعداد و توانايي بالقوه فراگيران
  • تقويت احساس مسئوليت
  • تشويق فراگيران براي احترام گذاشتن به نقطه نظر هاي ديگران

اهـــــداف

  • ايجاد فضاي شـــوق انگيز در محيط واحد آموزشـــي
  • پرورش استعداد و خلاقيت هاي فـــراگيران
  • توجه به تفاوتهاي فـــردي
  • ترغيب دانش آموزان به استفاده از منابع, مواد و امكانات موجود
  • تعميق نگـــرش فـــــراگيران
  • توسعه مها رتهاي فراگيران (مهارت مشاهده, ثبت مشاهده, تفكر واگرا, كاوشگري كاربرد ابزار, فرضيه سازي و ... )
  • درك ماهيت علوم به عنوان يكي از راههاي شناخت هستي
  • درك اصول, مفاهيم و قوانين علمي توسط فراگيران
  • پي بردن به رابطه ميان علم و فناوري و بازتاب آن در متن جامعه و محيط زيست
  • ايجاد ديدگاه جديدي از فنــــاوري
  • آموزش براي زندگــــي
  • بكارگيري علوم در جهت تجربه اندوزي(استفاده از تجربيات براي زندگي بهتر)
  • و ....

ضـــــــرورتها

۱- نخستين مرحله و در عين حال دشوارترين بخش در راستاي اجراي اين طرح, بستر سازي فرهنگي است. فرايند بستر سازي فرهنگي كاري است بس دشوار و طاقت فرصا و طولاني كه نيازمند انديشه ورزي, برنامه ريزي, اهتمام تك تك افراد و تلاش جمعي همه افراد ذيربط و ذي نفعان است.

* مهمترين شيوه در راه بستر سازي فرهنگي و تغيير نگرش, آموزش, به شيوه بنيادي و زمان بندي شده و كلاسيك كليه دست اندر كاران مجري طرح است كه با ارتقاء بخشيدن به سطح آموزشهاي خاص به اين مجريان, روند توسعه علمي طرح نه تنها فعال شده بلكه جهش بخشيده خواهد شد.

* ضرورت آموزش خصوصاً آموزش دبيران و حرفه مند نمودن آنان در سه سطح دانشي, مهارتي و نگرشي بر هيچكس پوشيده نيست.

* آموزش, دبيران را براي مديريت كلاس درس و پاسخگويي به نيازهاي دانش آموزان آماده مي كند و سبب مي شود تا معلمين علاوه بر استفاده از دانش روز, در حرفه معلمي خود بر اساس استانداردهاي معتبر زمان گام بر دارند.

* يادگيري واقعي به جاي حفظ حقايق علمي, سبب ايجاد تفكر انتقادي, خلاق و علمي, كسب مهارتهاي ذهني نظير تجزيه و تحليل, تفسير, تعليم و كسب مهارتهاي علمي كسب تجريه مستقيم نيز براي رسيدن به نگرشها و ارزشهاي مطلوب از طريق شيوه هاي صحيح آموزش ميسر و ممكن خواهد بود.

۲- دومين ضرورت در اجراي طرح ( كلاس درس) پشتيباني مسئوليت و مديران(در رده هاي بالا و مياني) است.

۳- سومين ضرورت ايجاد انگيزه مستمر براي تمامي دست اندر كاران خصوصن دبيران و عوامل اجرايي طرح ( كلاس درس) مي باشد.

۴- انجام تبليغات لازم به طور گسترده از طريق رسانه هاي ارتباطي و جمعي جهت توصيه طرح براي افراد ذيربط و ذي نفع.

 

در زمينه آموزش با هدف بستر سازي فـــرهنگي موارد ذيل قابل ذكر است :

1) بهره وري از نرم افزارهاي آموزشي و رايانه (و اتصال شبكه اي مدارس مجري)

2) بهره وري از شبكه جهاني اينتر نت (در سال انتشار و به نمايش در آوردن پيامها )

3)  بهره وري از شبكه هاي سراسري صدا و سيما

4)  بهره وري از رسانه هاي ارتباط جمعي ( مطبوعات )

5) بهره وري از ابزارهاي ارتباط جمعي نظير: تراكتها, پوسترها, اطلاعيه ها, بروشورها, و كارتهاي تبليغاتي در جهت شناسانيدن ساز و كار اجراي طرح.

مجموعه آموزشهاي مورد نظر علاوه بر علمي, كارآمد و موثر بودن, بايد با زباني قابل فهم, ساده و تاثير گذار ارائه شود.

 

علاوه بر ضرورتهاي مطرح شده نكات ذيل نيز مي بايست مورد نظر قرار گيرد:

1)  مشاركت و هم انديشي دبيران در كليه مراحل اجرا

2) مديريت زمان به منظور صرفه جويي در زمان با بهره گيري از روشهاي صحيح و علمي در اجراي فرايند ياددهي ـ يادگيري

۳) ضرورتهاي ديگري نيز ممكن است به ذهن مديران و دبيران متبادر گردد.

 

ادامـــــــه دارد ...

|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه یکم دی 1386 ساعت 19:10 |