![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
فروردین 1388
اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 جستجو
پیوندها
از وبلاگ با پرستوها بگو دیدن کنید(در مورد کلاس اول)
سایت آموزش و پرورش استان اصفهان سايت زبان انگليسي سايت آموزشي رياضی سایت آموزشی تبیان آدرس اینترنتی آموزش و پرورش سایر کشورها خانه ریاضیات اصفهان یونیسف :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پرنده کوچک خوشبختی
مطالبی برای اولیا ی محترم دانش آموزان دبستان خوارزمی ناحیه 2 اصفهان
اختلالات رفتاری و يادگيری در كودكان
اختلالهــــاي رفتـــــاري: به آن دسته از اختلالهايي اشاره دارد كه به نوعي در رفتار و عملكـــرد كودكان نمود عيني پيدا مي كند و در نتيجه براي خود كودك، خانواده او و مسايل تحصيلـــي اش ايجاد مشكل مي كند. مانند شب ادراري، ناخن جويدن، پــــرخاشگــــري و ...
اختلالهاي يادگيــري : اختلالهايي هستند كه به نوعي در خواندن، نوشتن و رياضيات بعد از شروع سال تحصيلي ايجاد مشكل مي كنند. لازم به ذكر است كه والدين نبايد با مشاهده يكي از علايم رفتاري يا يادگيري سريعاً برچسب اختلال را بر فرزندشان بگذارند، بلكه تشخيص دقيق اينكه آيا اين رفتار اختلال است يا خير فقط بر عهده متخصصان روانشناسي و علوم تربيتي است، براي روشن شدن اذهان خوانندگان به اختصار به برخي از اختلالات اشاره مي كنيم.
اختلالهــــاي رفتـــــاري كدامند؟ اختــــلال بيش فعالــــي همــــراه با نقص تـــــوجه: اين كودكان داراي چند ويژگي مهم هستند از جمله: اين كودكان به علت كم دقتي نمي توانند بيشتر از چند دقيقه روي يك موضوع متمركز شوند، بنابراين سريع حواسشان پرت مي شود و سراغ موضوع يا مورد ديگري مي روند عدم تبعيت از فرامين والدين يا معلمان به اين معني كه در مقابل امر و نهي ها و دستورالعملهاي منابع قدرت در خانه و مدرسه مقاوم هستند. رفتارهاي تكاني فراواني دارند؛ يعني بدون اينكه فكر كنند عمل مي كنند. اين كودكان در خانواده ها با عناوين زلزله يا ريشتر نيز معروفند.
راه درمـــــــان: درمان اين كـــودكان به دو صورت درمانهاي دارويي و غير دارويي (روان درماني، بازي درماني و...) انجام مي گيرد. متذكر مي شود يك يا دو علامت نمي تواند دليل وجود اختلال در كودك باشد.
تــــــرس از مدرســــه: اين رفتار با ورود كودك به مدرسه يا حتي دوره آمادگي بروز مي كند به اين شكل كه كودك از رفتن به مدرسه امتناع مي كند يا تا داخل مدرسه مي رود و زماني كه قرار است در كلاس نزد ساير شاگردان بماند با گريه و ناسازگاري عرصه را بر والدين و اولياي مدرسه تنگ مي كند. به گونه اي كه برخي از مادران مجبورند تمام ساعات را با او در كلاس درس بمانند.
لازم به ذكر است اين كودكان در روزهاي بعد، علايمي از اضطراب نظير انواع دل درد، دلشوره، بي قراري، دستشويي رفتن زياد و... را از خود بروز مي دهند. اين اختلال تحت عنوان اضطراب جدايي نيز مطرح مي شود. بررسي دلايل اين رفتارها مجالي ديگر را مي طلبد. درمانهاي رفتاري نظير " حساسيت زدايي منظم " همراه با " اقتصاد ژتوني " مي تواند در مورد اين كودكان مؤثر واقع شود. به ندرت مي توان از درمانهاي دارويي نيز به صورت كوتاه مدت استفاده كرد.
۱- حساسيت زدايــــي منظــــــم: روشي است كه در آن كودك را "بتدريج با موقعيتهايي كه نسبت به آنها نگران و ناآگاه است، آشنا مي كنيم". ۲- اقتصـــاد ژتونــــــي: " روشي است براي تغيير رفتار و يا ايجاد رفتاري مطلوب در كودك، ضمن اينكه از اين طريق كودك پاداش نيز دريافت مي كند."
كمـــــرويي و عـــدم ابـــــراز وجــــود اين دسته از كودكان ساكت، خجالتي و كمرو هستند. در خانه به خوبي ارتباط مي گيرند و از حقشان دفاع مي كنند، ولي بيرون از محيط خانه به ويژه در مدرسه در ارتباط چشمي و كلامي با معلمان و دانش آموزان مشكل دارند و اين مهم سبب نگراني اولياي آنها و مسؤولان مدرسه را فراهم مي كند. آموزش مهارتهاي ارتباطي به ويژه ابراز وجود به صورت ايفاي نقش و بازي درماني در كلينيك هاي مشاوره مي تواند مؤثر واقع شود.
اختــــلالات يادگيـــــــــري چيست؟ اختلالهاي ويژه يادگيــري: كودكاني كه داراي اختلال يادگيري (ناتوان در يادگيري، كم توان در يادگيري) هستند از نظر بينايي، شنوايي و مغزي سالم بوده و از نظر شكل ظاهري هيچ گونه تفاوتي با همسالان خود ندارند، آنها از نظر هوشي نيز در حد نرمال قرار دارند ولي در يكي از سه مورد خواندن، نوشتن (عموماً ديكته) و رياضي يا در هر سه مورد دچار مشكل هستند. اين دسته از كودكان معمولاً قبل از مدرسه قابل شناسايي نيستند، مگر اينكه توسط متخصص آموزشهاي ويژه بررسي روانشناختي شده باشند. اين مشكل 10-8 درصد از كودكان دبستاني را شامل مي شود..
اختلال ديــــرآموزي يا كـــودكان با بهـــره هــــوشي مــــرزي: اين دسته از كودكان كه قربانيان گمنام نظام آموزشي محسوب مي شوند، نه در مدارس استثنايي جايگاهي دارند و نه در مدارس عادي امكانات آموزشي لازم براي آنها فراهم است. اين كودكان تمامي مشكلات كودكان داراي اختلال يادگيري را دارند؛ منتهي با شدت و فراواني بيشتر به اين معني كه هوشبهر آنها در حد (85-70) است (هوشبهر نرمال بين 110-90 است) آنها دير مي آموزند و زود فراموش مي كنند، حوصله كمي دارند، سريع خسته مي شوند و در هماهنگيهاي حركتي مشكلات اساسي دارند. در كلاس حتماً بايد در ميزهاي جلو بنشينند و معلم توجه خاصي به صورت انفرادي به آنها داشته باشد. لازم به ذكر است اگر مشكلات اين كودكان در دوره پيش دبستاني شناسايي شود كه قابل شناسايي نيز هست، اقدامات پيشگيرانه كه همانا استفاده از آموزشهاي ويژه است، مي تواند به مراتب در بهبود سطح يادگيري آنها مفيد واقع شود.
اختلالهـــــاي گفتـــــاري: نظير لكنت زبان و اشكال در تلفظ حروف كه ممكن است دلايل متعددي مثل لب شكري يا شكاف كام داشته باشد. درمان اين كودكان با متخصصان گفتار درماني است، لازم به توضيح است جلسات گفتار درماني سريع جواب نمي دهد و صبر و حوصله و استمرار تمرينها و ادامه جلسات را تا حصول نتيجه مي طلبد.
روند پذيــــرش و طــــرح درمان كــــودكان: كودكان داراي اختلال رفتاري، يادگيري و يا گفتاري از دو كانال به مراكز مشاوره ارجاع داده مي شوند يا مستقيماً توسط والدين ارجاع مي شوند يا توسط آموزشگاهها و به وسيله والدين در هر دو صورت پس از مراجعه آنها به مراكز مشاوره ابتدا توسط پذيرش، معرفي نامه مربوط دريافت مي شود يا مصاحبه اي كوتاه با والدين صورت مي گيرد و به استناد آن كودك به يكي از مشاوران يا روان شناسان مركز ارجاع داده مي شود. در هر مركز مشاوره معمولاً يك گروه درماني شامل روان شناس باليني، مشاور، روانپزشك، روان سنج، مددكار اجتماعي، روان شناس تربيتي، متخصص آموزشهاي ويژه و گفتار درمان گر همكاري دارند كه حداقل تحصيلات هر كدام كارشناسي ارشد مي باشد.هر مشاور و روان درمانگر به تناسب مراجع خود از ابزاري نظير مصاحبه، پرسشنامه، آزمونهاي هوشي و شخصيتي و... نيز استفاده مي كند.
آموزشهـــــاي ويـــــژه: اينگونه آموزشها توسط متخصص آموزشهاي ويژه كه تخصص اش در حيطه روان شناسي كودكان استثنايي يا روان شناســـي تربيتي است ارايه مي شود، اين متخصصان قطعاً بايد سابقه تدريس در دوره ابتدايي را داشته و با شيوه هاي تدريس و اختلالهاي كودكان آشنايي كامل داشته باشند. آمــوزشهاي ويژه براي كودكاني كه داراي اختلالهـــاي رفتاري و يا يادگيري هستند به گونه اي متفاوت ارايه مي شود كه مراحل مختلف بازي درماني، درمانهـــاي رفتاري، تدريسهاي انفـــرادي، تقويت هماهنگـــي هاي حركتي و ... را شامل مي شود.
لازم به توضيح است، كودكاني كه داراي اختلال ديرآموزي هستند بايد حداقل هر هفته يك جلسه را در طي سال تحصيلي و نيز در سالهاي بعد، از خدمات آموزشهاي ويژه استفاده نمايند. در خيلي از موارد به علت اينكه اين كودكان داراي آسيب هاي مغزي جزيي هستند، دارو درماني نيز لازمه كار محسوب مي شود، از طرفي در اكثر مواقع اين قبيل كودكان علاوه بر مشكلات يادگيري، اختلالات ديگري نظير بيش فعالي، كمبود توجه و... را نيز يدك مي كشند.
در انتها ذكر اين نكته ضروري است كه متخصص آموزشهاي ويژه براي بررسي روانشاختي كودكان ارجاعي پرسشنامه هاي غربالگري متعددي در اختيار دارد كه با اجراي آنها خط پايه درمان يا آموزش را ترسيم و بر آن مبنا آموزش خويش را آغاز مي كند، تعدادي از سؤالهاي مقاله قبلي بر اين مبني تنظيم شده بودند. به اين استناد كه كودكي كه مثلاً در املا، خواندن و يا رياضي دچار مشكل است، قبل از آموزش مفاهيم آموزشي بايد ابتدا حساسيت شنوايي، هماهنگيهاي حركتي، حافظه عددي، حافظه كلامي، رشد عضلات ظريف انگشتان، غلبه طرفي مغز (چپ دست يا راست دست)، ضريب هوشي، آسيب هاي احتمالي مغزي و ... به صورت علمي و دقيق بررسي شوند و در صورتي كه در هر يك كودك دچار ضعف باشد، ابتدا طي جلسات متعدد به رفع و درمان آنها اقدام گردد.
فرض بر اين است كه تا اين اشكالها مرتفع نگردند، اقدام به آموزش مستقيم مفاهيم درسي نه تنها سودمند نخواهند بود، بلكه برعكس تنفر از آموزش را نيز به دنبال خواهد داشت. پس والدين عزيز اگر احساس كردند فرزند كلاس اولي آنها در يكي از حيطه هاي فوق دچار مشكل است، حتماً بايد با مراجعه به مراكز مشاوره معتبر، از خدمات و راهنماييهاي لازم استفاده كنند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 11:0
روانشناسی یادگیری
تکنیک یادگیری یکبار برای همیشه
چکیـــــــــده این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review). در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره میکنیم:
پیش خـــــــــوانی:
ســــــــؤال ســــــازی:
خـــــــواندن:
بازگویـــــــی و تعـــــــریف مطالب: - قدرت یادگیری سه برابر میشود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
مــــــرور مطالــــب:
به خاطــــر داشتـــه باشیـــد:
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 10:49
حافظه
حـافظه میتواند يك تغييردائمی درون ياخته ای باشد، يا چنانكه هب(روانشناس) برای اوليـن بار
گفته است ، برقرارشدن اتصالات تازه بين ياخته های عصبی مغز باشد كه الگوهای خاصی را به وجود می آورند درحاليكه هر الگو رد يك ياد است . ازآنجا كه معلوم شده است تركيب پروتئين درتشكيل حافظه ی درازمدت دخالت دارد ، بعضی از پژوهشگران نيز به اين فكرافتاده اند كه يادها ممكن است به صورت مولكولهای پروتئين ذخيره شوند . بسياری از پژوهشگران معتقدندكه جايگاه عمده ی حافظه در مغز، هيپوكامپ است ؛ هيپوكامپ به ناحيه ای ازبافتهای مغز گفته می شود كه در زير قطعه ی گيجگاهی قرار دارد . درحاليكه هيپوكامپ ظاهراً به نحوی با حافظه ارتباط دارد ، نتايجی كه از آزمايش روی حيوانات به دست آمده اند فعلاً با قطعيت چيزی را روشن نمی كنند . به هر حال بايد گفت كه تشكيل يادها و خاطره ها و بازيابی آنها نميتواند منحصر به قسمت خاصی از مغز باشد . آنچه بيش از جای حافظه در مغز اهميت دارد ، فرايندهايی هستند كه در زيربنای حافظه قرار دارند . تحقيقات نشان ميدهند كه دو نوع حافظه وجود دارد : حافظه ی كوتاه مدت و حافظه ی درازمدت . حافظه ی كوتاه مدت ازاينرو چنين ناميده شده است كه چند دقيقه ای بيشتر دوام نمی آورد . اما فرض براين است كه حافظه ی درازمدت تقريبا هميشگی می باشد . درباره ی اينكه آيا اين دو حافظه نمودهای متفاوت يك رد ياد واحد در مغز هستند يا اين كه نتيجه ی دو رد ياد يا حتی بيشتر، بين روانشناسان اختلاف نظر وجود دارد . روانشناسان اصطلاح رد ياد را در معنايی وسيع و نه چندان دقيق به كار می برند و منظورشان نوعی اثر فيزيكی است كه يك رويداد در مغز به جای می گذارد . اين اثر ممكن است فيزيولوژيكی باشد ( مثلاً اتصال ياخته های عصبی ) يا ممكن است زيست- شيميايی باشد ، از نوع تغييراتی كه در خود ياخته ی عصبی بوجود می آيد . باری ، ماهيت آن روشن نيست . بنابر نظريه ی رد ياد واحد ، ياد با گذشت زمان تقويت ميشود و با ثبات تر می گردد و به حافظه ی درازمدت تبديل می شود . فراموشی نيز تضعيف شدن يا از بين رفتن اين رد در مغز است. كثرت گرايان معتقدند كه فقط يك رد ياد به وجود نمی آيد ، بلكه لااقل دو رد ياد تشكيل می شود : يك رد كوتاه مدت كه امكان يادآوری فوری را فراهم می سازد و ديگری رد درازمدت كه با گذشت زمان با ثبات تر می شود و حافظه ی درازمدت را تشكيل می دهد . مثلاً در آزمايشگاه به حيوانی می آموزند كه كاری را انجام دهد و بلافاصله قبل يا بعداز آزمايش به او دارويی تزريق می كنند كه از قبل می دانند فلان فرايند فيزيولوژيكی يا زيست- شيميايی را مختل می كند . سپس او را مورد آزمايش قرار میدهند تا ببينند از عهده ی انجام دادن كاری که به او آموخته شده است برمی آيد يا نه ، يا به بيان ديگر به ياد می آورد يا نه . ازاين گذشته ، عملكرد او را با عملكرد حيوانات ديگر كه همان آموزش را ديده اند اما به آنها يا محلول نمكی تزريق شده كه هيچ تأثيری روی حافظه ندارد و يا اصلاً دارويی به بدن آنها وارد نشده است ، مقايسه می كنند . درروش دوم فرايندهای حافظه را مختل نمی كنند اما مترصد تغييراتی هستند كه هم زمان با يادگيری يا يادآوری چيزی در مغز حيوان رخ می دهند . اما هردو روش اشكالاتی دارند . اشكال عمده ای كه در روش اول وجود دارد اين است كه دارو ممكن است بيش از يك فرايند را در آن واحد مختل سازد . آنچه به فراموشی تعبير می شود ممكن است در واقع ناتوانی حيوان برای انجام دادن آن كار باشد . دارو ممكن است فرايندهای مؤثر ديگر را مختل كرده ومانع شده باشد كه حيوان آن كار را اصلاً ياد بگيرد . اشكال عمده ای كه در روش دوم وجود دارد اين است كه تغييرات متعددی می توانند در مغزرخ دهند وبه يادگيری ربط داده شوند . وقتی محقق روی يكی از آنها انگشت میگذارد به هيچ روی معلوم نيست كه اين تغيير، فرايند نهايی در تشكيل ياد است و يا يك مرحله ی بينابينی است كه ممكن است حائز اهميت باشد يا نباشد . مرحله ی نهايی يا ماحصل اين پردازش میتواند نوعی اثر فيزيولوژيكی يا زيست- شيميايی در مغز باشد كه ما آن را حافظه ی درازمدت می ناميم . در هريک از مراحل اين پردازش متوالی ، می توان اطلاعات را بازيافت . ظاهراً سه مرحله ی كاملاً مشخص در تشكيل ياد وجود دارد : يكی مرحله ی كوتاه مدت ، ديگری مرحله ی گذر و سومی مرحله ی درازمدت . مرحله ی درازمدت نياز به تركيب يا سنتز پروتئين دارد . اين مراحل متوالی هستند ؛ شما يكی را از بين ببريد و مراحل بعدی خود به خود از بين می روند . بااينهمه ، در مفهومی ديگر می توان اين مراحل را موازی نيز دانست . اين فرايندها ، فارغ از اينكه ماهيت آنها زيست- شيميايی باشد يا چيزی ديگر، بطور خطی يكی پس از ديگری قرار نمی گيرند . دو نوع فعاليت به موازات هم صورت می گيرند : يكی شكل گرفتن مرحله ی گذر در يادسپاری است كه بستگی به پمپاژ سديم دارد و ديگر جذب اسيدهای آمينه است كه بعداً برای ساختن پروتئين لازم هستند و آن نيز بستگی به پمپاژ سديم دارد . بدين ترتيب ، فرايندهای موازی و متوالی هر دو صورت می گيرند . می توان گفت مدل آنها از نوع رد ياد واحد است ، زيرا مستلزم پيوستار واحدی است كه حافظه ی كوتاه مدت و درازمدت هر دو را در بر می گيرد . ازطرف ديگر آن را ميتوان رد ياد چندگانه به حساب آورد ، زيرا در طول اين پيوستار شما همواره می توانيد به اطلاعات دسترسی داشته باشيد ، يا به بيان ديگر آنها را به خاطر آوريد . درنتيجه ی اين پژوهشها ، آنها معتقدند كه بعضی از فرايندهای اساسی را كه در تشكيل ياد دخالت دارند كشف كرده اند . اما هنوز پرسشهای زيادی هستند كه بدون پاسخ ماده اند . مثلاً ما هيچ نمی دانيم كه فرايندهای ديگر حافظه كدام هستند . هيچ نمی دانيم چگونه اطلاعات ذخيره شده در حافظه به ياد مي آيند ، يا ما چگونه آن ها را به خاطر می آوريم . هيچ نمی دانيم كه آيا تشكيل ياد و بازيابی آن مستلزم فعاليت قسمتهای مختلف مغز است يا مراكز واحدی آنها را به عهده دارند . درباره ی اينكه فراموشی چگونه رخ می دهد اطلاعات ما بسيار اندک است . با دارو می توان فرايندهای حافظه را مختل كرد و ايجاد فراموشی كرد . اما اين بدان معنا نيست كه فراموشی عادی نيز همان راهی را طی می كند كه فراموشی ناشی از دارو طی می كند . آيا حافظه ، وقتی به صورت درازمدت درآمد ، هيچگاه واقعاً از بين نمی رود ؟ اين سؤالی است كه هيچ دانشمندی نمی تواند به آن پاسخ گويد . آنچه ما می توانيم بگوييم اين است كه دراين لحظه دستخوش فراموشی شده است . معلوم شده است كه هورمون ها نيز در كار حافظه دخالت دارند . آنها می توانند يادآوری را تسهيل يا از آن جلوكيری كنند . كورتيكوستروئيدها ( يعنی هورمونهايي كه از غدد فوق كليه ترشح مي شوند ) می توانند اثر بازدارنده ی داروهای ديگر را خنثی كنند . بنابراين ، چنين مینمايد كه در بدن ، هورمونی وجود دارد كه می تواند تشكيل ياد را تسهيل كند . يادآوری و فراموشی یـادآوری همـان حفـظ و نـگهـداری مكتسـبـات اسـت هـرچند ممكـن است هميشه از فرايـنـــد نگهداری آگاه نباشيم . بسياری از چيزهائی كه ياد گرفتهايم و ياد می گيريم بدون آگاهی و توجه است اين امر بخصوص در عاداتی كه به حركت مربوط است ، صادق است . در اين موارد همچنان يادآوری در كار است اما نوعی يادآوری كه بيشتر نگهداری عصبی است . اين نوع يادآوری را گاه يادآوری " بيولوژيک " می گويند . بدون يادآوری - لااقل به صورت بيولوژيک آن - يادگيری ممكن نخواهد بود زيرا هر قدر در يادگيری كوشش كنيم همچنان در جای اول خود خواهيم ماند . هرچه يادگيری بهتر صورت گيرد تغيير بيشتری در ما به وجود می آيد و محركی كه سابقاً در ما بی اثر بود ، مؤثر واقع می شود . همانگونه که گفته شد فراموشی يعنی حفظ نكردن يا از دست دادن آنچه كسب كرده يا ياد گرفتهايم . فراموشی نيز ممكن است مثل يادآوری آگاهانه نباشد . اگر ازنظر بيولوژيک بنگريم فراموشی نيز مثل يادآوری جزء لازم يادگيری است زيرا بايد بتوانيم همراه نگهداری پاسخهای درست از نگهداری پاسخهای نادرست ايمن باشيم تا يادگيری صورت بپذيرد . يادگيرنده خوب چيزها را زود ياد می گيرد و آنچه را ياد گرفته است ، خوب بياد می سپارد و نگهداری می كند . يادگيری و بياد سپاری و فراموشی با هم ارتباط نزديك دارند . یادآوری و فراموشی درجات دارند . به نظرمی رسد كه می توانيم چيزی را كه ياد گرفتهايم كاملاً در ياد حفظ كنيم يا كاملاً فراموش كنيم . گفتيم نمی توان اثبات كرد كه چيزی كه ياد گرفته شده است ممكن است كاملاً فراموش شود . اگر از شما بخواهند گذشته دور خود را بياد آوريد ممكنست وقايعی از دوران كودكی بياد شما آيند كه از وجود آنها آگاه نبودهايد . ممكن است در حال عادی نتوانيد وقايع زودتر از سه يا چهار سالگی را بياد آوريد هر چند در مواردی نادر وقایعی از سال اول زندگی خود را بياد آوردهاند . يادآوری چيزی ، ممكن است كامل يا ناقص يا بسيار ضعيف باشد . اگر شعری را در كودكی ياد گرفتهايد ، ممكنست همه ی آن بيادتان باشد و بتوانيد آن را پس دهيد ؛ ممكنست نتوانيد آنرا پس دهيد ولی بدانيد كه آن را در كودكی ياد گرفتهايد . ممكن است حتی نتوانيد بيادآوريد كه آن را در كودكی ياد گرفتهايد ولی وقتی مقرر شود آن شعر و اشعار ديگر را از نو بياد بسپريد برای بياد سپردن آن شعر بخصوص ، دفعات تمرين كمتر لازم باشد . در اين مورد هر چند نگهداری و يادآوری بسيار ضعيف است ، اما درجه ای از آن همچنان موجود است. يادآوری ممكن است به صورتهای مختلف تجلی كند . مثلاً حركتی را كه آموختهايم ، تكرار كنيم يا با تمرين كمتری از آنچه برای آموختن حركت تازهای لازمست ، حركتی را كه پيش از اين آموختهایم از نو ياد بگيریم و يا دنبال چيزی بگرديم كه در گذشته داشتهايم . در طول مدتی كه می توانيم عمل بخصوصی را بياد داشته باشيم بستگی با ميزان تمرينی دارد كه در آن كار داشته ايم . مهارتهایی از قبيل با قاشق و چنگال غذا خوردن را چندان تمرين كردهايم كه اگر مدتی هم آن را تمرين نكنيم ، فراموش نخواهيم كرد . چون اغلب آنچه از يادگيريهای ما كاملاً بياد می مانند و كم فراموش می شوند اعمال ياد گرفته هستند ، كه بيشتر و بهتر از يادگيریهای كلامی بياد می مانند و ديرتر فراموش می شوند . آزمايشهایی برای تحقيق اين موضوع ترتيب دادهاند كه در آنها كارهای كلامی ( از قبيل حفظ كردن هجاهای بی معنی ) و كارهای حركتی را به اشخاص آموختهاند و دقت كردهاند كه دفعات تمرين دراين دونوع مختلف فعاليت مساوی باشد . نتيجهای كه بدست آوردهاند اين است كه يادآوری مهارتهای حركتی بهتراز يادآوری مهارتهای كلامی نيست . سنجش يادآوری به وسيله از نو يادگيری برای سنجــش ميزان يـادآوری - يا فـرامـوشـی - می توان وقت يا دفعات تمرين را كه برای اين كار صرف شده را اندازه بگيريم و با وقت يا دفعات تمرين كه برای يادگيری اصلی لازم بود ، بسنجيم . تفاوت اين دو ، ميزان صرفهجویی در وقت و تمرين را می رساند كه يادآور چيزيست كه در گذشته ياد گرفته شده است . صرفه جویی در وقت و كوشش ممكنست در مواردی نيز پيش آيد كه يادگيری اصلی بسيار ناقص بوده است و اصلاً قصد بياد سپردن در كار نبوده است . آزمايشی كه در اين مورد انجام شده است چنين است : روانشناسی چند قطعه از زبان يونانی را بين سنین پانزده ماهگی و سه سالگی برای كودک خود خواند . چند سال بعد كودک خود را وادار كرد كه آن قطعات را حفظ كند و او بعضی را در سن 8 سالگی و بعضی را در سن 14 سالگی حفظ كرد . در هر دو مورد عده ی دفعاتی كه لازم بود كودک او ، آن قطعات را بخواند تا بياد بسپرد كمتر از آن بود كه برای حفظ كردن قطعات مشابه لازم بود . به عبارت ديگر شنيدن قطعات مشابه لازم بود . به عبارت ديگر شنيدن قطعات در كودكی - هرچند نتوانسته بود آنها را بياد بسپرد - موجب شد كه وقتی در سن هشت سال ونيمگی آن قطعه را حفظ كرد ، 27 درصد صرفهجویی در كوشش او واقع شد و در سن 14 سالگی اين صرفه جویی 8 درصد بود . يـادآوری برای آزمايش يادآوری از هجاهای بی معنی كلمات ، اعداد ، اشكال و مواد كلامی يا رمزی استفاده می كنند . يادآوری پس از يكبار عرضه كردن 2 فراخنای ، ساده ترين نوع آزمايش يادآوری در تست فراخنای ياد ديده می شود . ممكنست به آزمودنی عدهای آحاد اعداد داده شود و هربار برعده ی آن افزوده گردد و يكبار بيشتر عرضه نگردد . پس ازآن يك سلسله عدد داده شد فوراً از آزمون شونده می خواهند آنها را تكرار كند . آزماينده ممكنست اين سلسله را به ترتيب صحيح تكرار كند . ممكنست سلسله اول شامل چهار عدد و سلسله دوم ، پنج عدد باشد و بهمين ترتيب افزايش يابد . فراخنای ياد هر كس ، برای آحاد اعداد ، درازترين سلسله عدديست كه آن شخص می تواند با يكبار ديدن يا شنيدن تكرار كند . مثلاً اگر سلسله دوازده عددی به كسی بدهيد و او هشت عدد را درست تكرار كند ؛ می گوييم فراخنای ياد او هشت واحد است . فراخنای ياد با سن و با نوع موادی كه در آزمايش بكارمی رود تفاوت می پذيرد. مثلا فراخنای ياد اعداد وقتی شنيده شود و شفاهی بيان شود برای كودک بين 4 و 5 سال ، چهار عدد است ؛ برای کودک بين 6 و 8 سال ، 5 عدد است و برای كودک بين 9 و 12 سال ، 6 عدد است و پس از سن 12 سالگی هفت عدد است . وقتی اشياء عادی به آزمودنی عرضه شوند و از او بخواهيم با يكبار ديدن اسم آنها را نام ببرد و در پنجسالگی 5 و از هشت تا سيزده سالگی هشت چيز را نام می برد . اثر محرك در يادآوری محـــرکهایــی كه موجب يادآوری می شوند ممكن است " بيرونی " يا " درونی " باشند . چهره ی شخصی ممكن است ياد شخص ديگری را به ذهن شما بياورد و يا ابتلاء به دل درد ممكن است شخص را به ياد دلدردی كه در كودكی و دراثر خوردن سيب نرسيده داشته است ، بيندازد . يادآوری يک واقعه در گذشته ممكن است شخص را به ياد واقعه ی ديگری بيندازد . اين پديده را ، همبستگی انديشهها ( تداعی معانی ) می نامند . روانكاوان از اين خاصيت ذهنی برای بيداركردن خاطرات فراموش شده ی گذشته ، استفاده می كنند . قرينه های مخفف - تكه و قطعه ی كوچكی از تجربه ای را كه در گذشته داشته ايم - ممكنست همه گذشته را بياد ما بياورد . اين پديده را يادآوری به وسيله قرينه های مخفف می خوانند . آن را بازگشت كل گذشته يا پاسخ دادن به حداقل قرينه نيز خواندهاند. چنانكه خاصيت بازگردانی ذهن ما از روی قرينه كم و نارسائی ادراک كاملی به ذهن ما می دهد ، گاه صداهای پا يا بوی عطری كافيست ما را بياد دوست غایب و خاطراتی كه با او داشته ايم ، بيندازد . بازشناسی بــازشناسی آسان تر از يادآوری است. وقتی به چيزی برمی خوريم و تشخيص می دهیم كه آن را در گذشته ديده يا شنيدهايم ، می گویيم آن را بازشناخته ايم . بازشناسی نادرست مورد ديگری از پاسخ دادن به قرينههای مخفف است . ازروی چند قرينه مثلاً قد و يا شيوه ی راه رفتن از پشت سر كسی ، می پنداريد از دوستان شماست ولی وقتی پيش می رويد متوجه می شويد اشتباه كردهايد . گاه به ما حسی دست می دهد كه شهر يا جای تازهای را كه می بينيم ، سابقاً ديدهايم . توضيح اين امر نيز ازراه قرينههای مخفف اين است كه بعضی از مشخصات شهر يا مكان جديد با آنچه سابقاً در جای ديگر ديدهايم ، مشابهت كند ولی ما درست از اين امر آگاه نيستيم و تصور می كنيم سابقاً به همين جا آمدهايم . یادگیری ، نظریه و آموزش قبـل از اینکه به بحث درباره ی نظریه های یادگیری بپردازیم ، لازم است با تعاریف اصطلاحــــاتی مانند یادگیری ، نظریه و آموزش ، آشنا شویم . منظور از یادگیری ، فرایند تغییر و اصلاح کم و بیش دایمی در فرد است که در نتیجه ی فعالیت او ، یا از طریق مشاهده ، در وی ، ایجاد می شود . همانگونه که گفته شد ، فرایند یادگیری آدمی را نمی توان به طور مستقیم مشاهده کرد و تنها راه استنباط اینکه فرد مهارت جدیدی را کسب کرده ، آن است که رفتار او را قبل و بعد از یادگیری ، مقایسه کنیم . آموزش فرایند است که طی آن فرد مهارت های مورد نیاز برای انجام دادن یک عمل یا وظیفه ی شغلی را کسب می کند یا این مهارتها در او بیشتر می شود . در طی فرایند آموزش ، موجباتی فراهم می آید تا تجربه های یادگیری به وقوع بپیوندد و بدین ترتیب ، یادگیرندگان بتوانند وظایف خود را در زمان حال و آینده ، با کارایی و اثربخشی بیشتری انجام دهند . منظور از نظریه نیز یک اصل یا فرمول کلی یا مجموعه ای از اصول کلی مرتبط با هم است که برای توصیف و توضیح مجموعه ی خاصی از واقعیتها ، یافته های تجربی و پدیده ها ، ارایه می شود . آنچه باید یاد گرفته شود: هنگامی که یک بـرنامه ی آموزشـی تصویـب مـی شود ، زمینـه های گوناگونـی را که شرکـــت کنندگان باید در یک دوره ی آموزشی بیاموزند ، پیش بینی می کنند و بعد مشخص می سازند که اینگونه یادگیریها باید منتهی به چه تغییراتی در افراد ( بهبود روحیه یا کسب مهارتهای شناختی ) شود . وضع یا مکان یادگیری گـاه مدیـران آموزش با این سؤال مواجه می شوند که یادگیــری درکــدام وضـــع یا محـل ، یعـنـی ، درحین انجام دادن وظایف ، در کلاس درس ، هنگام حل موارد پژوهشی مربوط به افراد یا حل قضایای کاری ، مربوط به مسایل عمومی- کاری یا آموزشی- سنی ، مثلاً ، در دانشگاه ، در مکانهای رسمی دیگر ، در شهر یا در نقاط دور ، در خارج از کشور یا در محل سکونت فرد ، بهتر به وقوع می پیوندد . روشهای یادگیری روشهـای یادگیـــــری را می تــوان روی یک طیــف ، یعـنـی ، از مطالعـــه ی اتفاقـی یـــک مطلـب تــا فعالیت شدید فرد برای یادگیری مهارتهای رفتاری به منظور برقراری ارتباط مناسب با دیگران و در جلسات حساسیت یا در آزمایشگاههای روانشناسی ، قرار داد . گروه بندی یادگیرندگان ایــن کـار را مـی تـوان به صورتــهـای مختـلـفــی انجام داد و آنان را به انواع مختلف ، یعنی ، در گروههای کوچک دو نفری تا گروههای بیش از هزار نفر ، قرار داد. نظریه های یادگیری 1- نظریه های محرک- پاسخ : در نظریه های مربوط به مکتب رفتارگرایی ، یادگیری در نتیجه ی پاداشها و تنبیهاتی که در پی پاسخ موجود زنده نسبت به یک محرک ارایه می شود ، به وقوع می پیوندد.به این نظریه ها اصطلاحاً نظریه های محرک- پاسخ گفته می شود . به طور کلی ثراندایک معتقد است که یادگیری یک فرایند آزمایش و خطا است . وقتی یادگیرنده نیازی دارد ، برای ارضای آن نیاز لازم است به یک محرک خاص ، پاسخ مناسب دهد . در این موقع ، معمولاً یادگیرنده هر یک از الگوهای مربوط به پاسخهای خود را آزمایش می کند . حال اگر تصادفاً یکی از الگوها موثرتر واقع شد ، به احتمال بیشتر آن پاسخ تکرار خواهد شد و موجود زنده ، پاسخهای دیگر را فراموش می کند و مطابق آنچه در قانون اثر گفته می شود ، اگر برای موجود زنده رابطه ی بین ارایه ی یک محرک و پاسخ مربوط به آن رضایتبخش باشد ، این رابطه محکمتر می شود و اگر رضایتبخش نباشد ، استحکام چنین رابطه ای کاهش پیدا می کند . در مقابل قانون اثر، نظریه ی مجاورت محرک- پاسخ نیز وجود دارد . در این نظریه بیان می شود در لحظه ای که یک محرک (مثل ارایه ی کار بهتر) با یک پاسخ (مثل دریافت پاداش) ، وصل یا مرتبط می شود ، از آن به بعد ، محرک مورد نظر باعث ایجاد همان پاسخ خاص اول می شود. نظریه ی دیگری نیزوجود دارد که می گوید ، نه تنها در یادگیری باید به دو عامل ، یعنی ، محرک و پاسخ توجه داشت ، بلکه لازم است موجود زنده نیز مورد توجه خاص قرار گیرد . نظریه ی چهارم بر مبنای اصطلاح شرطی کردن عامل (کنشگر) است . یعنی وقتی شخص یاد می گیرد که با انجام دادن یک عمل ، پاداشی دریافت خواهد کرد ، می گوییم با روش شرطی کردن عامل ، رفتار جدیدی را فرا گرفته است . 2- نظریه های یادگیری و مکتب گِشتالت : دومین گروه از نظریه های یادگیری ، مربوط به مکتب گِشتالت است . معتقدان به این نظریه ها اعتقاد دارند که فرایند یادگیری را نمی توان به موضوع ساده ی رابطه ی بین محرک (مثل شوک الکتریکی) و پاسخ (مثل عقب کشیدن دست یا مضطرب شدن ) ، نسبت داد . این محققان چنین استدلال می کنند که یادگیری پدیده ای شناختی است و در هر نوع یادگیری ، همه ی ابعاد گوناگون شخصیت یا کل شخصیت فرد ، دخالت دارد . در نظریه ی گشتالت گفته می شود :" سازمان روانی فرد " همیشه متمایل به حرکت در یک جهت ، یعنی ، در جهت گشتالت خوب یا سازمانی از کل می باشد که مرتب ، ساده و ثابت است . به این مفهوم ، قانون موازنه یا قانون تعادل نیز گفته می شود . طبق این نظریه ابتدا فرد در حالت موازنه یا گشتالت خوب است ؛ وقتی او را با یک موقعیت یادگیری مواجه می سازیم ، در وی تنش هایی ایجاد می شود و احساس عدم توازن می کند . هنگامی که فرد دچار عدم توازن و تعادل می شود ، می کوشد تا به تعادل و توازن قبلی خود باز گردد و مجدداً حالت مرتب ، ساده و ثابت قبلی خود را احساس کند . بنابراین لازم است موقعیت یادگیری را چنان برای وی فراهم سازیم که دارای سازمان " خوبی " باشد ( یعنی ، ابتدا باید بخش های ساده ی مطالب یادگیری ارائه شوند و بعد ، به ترتیب بخش های مشکل تر آن ارائه گردد ) . 3- مکاتب جدید و نظریه های یادگیری : در مکاتب جدید گفته می شود در آموزش ، همه ی جنبه های انسانی یعنی : جنبه های روانی ، فیزیولوژیکی و زیست شناختی ، دخالت دارند . برای مثال ، نظریه ی یادگیری اجتماعی یکی از نظریه های یادگیری مربوط به مکاتب جدید می باشد . در این نظریه گفته می شود مردم رفتار اجتماعی قابل قبول را از طریق مشاهده ی دیگران و تقلید از آنان ، یاد می گیرند . حفظ و يادگيرِی اصلی بديهیاست آنچه در ذهن ما اثر كمی دارد ، خوب حفظ نمی شود . آن كسی كه انگيزه ی قوی برای يادگرفتن نداشته باشد ، كم ياد می گيرد و آنچه را هم كه ياد می گيرد مدت زيادی در ياد نگه نمی دارد . اما وقتی انگيزه ی ياد گرفتن قوی باشد ، چيزی بهتر بياد ما می ماند كه با روش صحيح ياد گرفته شده باشد . مثلاً ديدهايم كه يادسپاری با فاصله و تكرار كردن با خود ، به يادگيری كمک می كند . خواهيم ديد كه همين روشها به حفظ آنچه آموختهايم نيز كمک می كنند . سرعت يادگيری و حفظ آيـــا كسانی كه كند می آموزند از كسانی كه تند می آموزند مطالب را بهتر حفظ می كنند ؟ بايد توجه داشت كه كندآموزان در مقایسه با تند آموزان دفعات بيشتری مطالب را می خوانند و تكرار می كنند . بعضی از آزمايشهایی كه برای سنجیدن اين تفاوت ها انجام شده به نفع كندآموزان بوده است به اين معنی كه وقت بيشتری به آنان داده است . آزمايشهای ديگر ، بيشتر به نفع تند آموزان بوده است زيرا مطالب بيشتری برای آموختن به آنان داده است . برای جلوگيری ازاينكه آزمايش به نفع يكی از اين دوعده تمام شود دقت كردهاند كه در هرنوبت به هر آزمودنی فقط وقت لازم برای يادگيری داده شود . در آزمايش زير اين روش بكار برده شده است : از 25 كودک خواستند كه شماره هريک از عكسهایی كه به آنها نشان داده می شد حفظ كنند به صورتیكه وقتی فقط عكس به آنها نشان داده شد ، شمارههای متعلق به آنها را بياد آورند . همينكه كودک می آموخت شماره را با عكس در ذهن خود همراه كند نشان دادن عكس و شماره قطع می شد تا كودک بيش از حد لزوم وقت صرف نكند . بديهی است كودكان كندآموز برای يادگرفتن اين موضوع وقت بيشتری صرف می كردند . آزمايش ادامه يافت تا هر كودک 10 عكس و شماره را ياد گرفت . هفت كودک كه كندترين گروه بودند پس از عده ی متوسط 7/5 بار تكرار و يازده كودک متوسط پس از 7/3 بار تكرار وتندترين كودكان پس از 9/2 بار تكرار ربط ده عكس و شماره ها را ياد گرفتند . پس از24 ساعت كودكان را آزمودند تا ببينند چه مقدار ازآنچه ياد گرفتهاند بياد آنها مانده يا حفظ شده است . كودكان كند بطورمتوسط ربط 7/1عكس و شماره ، كودكان متوسط 1/3 و كودكان تند 9/3 را بياد داشتند . اين آزمايش نشان می دهد كه آنان كه تند می آموزند آموخته را هم مدت بيشتری حفظ می كنند . فراموشـي منحنـــی يادآوری تابع زمان است يعنی هرچه زمان می گذرد يادآوری كمــتر می شود . اگرازنظـر میزان فراموشی بنگريم ، هرچه زمان بگذرد فراموشی بيشتر می شود يعنی منحنی يادآوری وقتی وارونه شود منحنی فراموشی را نشان می دهد . ارتباط فراموشي با نوع چيزهاي يادگرفته نتيــجــــهی چند آزمايــش مربوط به فـراموشـــی ، چيزهای مختلف كه ياد گرفته شدهانـد را نشــان داده است . ديده می شود كه حفظ هجاهای بی معنی از همه دشوارتر است و بزودی فراموش می شود . پس از آن نثر و بعد شعر می آيد . وقتی يادگيری با بينش همراه باشد ، ديرتر فراموش می شود . اكثر كسانیكه بدون فهميدن ، مطلبی را حفظ كردهاند در ظرف يكماه آن را فراموش كردند . آنها كه اصول و قواعد را فهميده بودند وقتی پس از يك ماه آزمايش شدند تقريباً همه آنها را بياد داشتند . هيجان و فراموشی گاه ممكن است هيجان شديدی كه پس از يادگيری به شخص دست می دهد ، درحفظ آنچه ياد گرفته است ايجاد اختلال كند . آزمايشی كه در اين باب به عمل آمد ، اين بود كه عدهای از شاگردان را وامی داشتند چند عده هجاهای بی معنی را بياموزند و پس ازآن ، آنها را آزمودند . بعد در اطاقی كه شاگردان نشسته بودند ايجاد وضع وحشتناكی كردند بدينصورت كه تختهای از سقف افتاد و صدای تيری شنيده شد و چراغها خاموش شد . وقتی چراغها روشن شد دوباره شاگردان را امتحان كردند تا ببينند چه مقدار از كلماتی كه يادگرفته بودند ، به يادشان مانده است . ديده شد كه در اثر هيجان شديدی كه در آنها ايجاد شده بود ، يادآوری آنها از آنچه كرده بودند آشكارا كاهش يافته بود . پرورش حافظه میخواهنـد حافظه ی خود را از آنچه هست ، بهتركننـد زيرا حافظه ی قوی از بسياری جهات كمک مؤثری به كار و زندگی شخص می كند . پرورش حافظه ، چيزی جز يادگيری بهتر نيست . حفظ كردن چيزهایی به اميد اينكه حافظه را تقويت كنند همانطور كه ورزش عضله را تقويت می كند صرفاً اتلاف وقت است . آزمايشی كه با دانشجويان به عمل آمده است اين نكته را تاييد كرد . در اين آزمايش به عده ای از دانشجویان مطالبی دادند تا طوطی وار حفظ كنند به منظور اینکه ببينند اين عمل به حفظ كردن موارد مشابه كمک خواهد كرد يا نه ؟ از گروه ديگر خواستند كه همان مطالب را با در نظر گرفتن قواعد يادگيری حفظ كنند ؛ پس ازآن ديده شد گروه دوم در حفظ كردن مطالب بعدی بهتر بودند زيرا قواعدی را كه دفعه ی اول آموخته بودند در بار دوم بكار بردند در صورتیكه گروه اول صرفاً موادی را حفظ كرده و سودی از اين راه نبرده بودند . راحت یادگرفتن و سخت فراموش کردن انسان ، به سبب ویژگیهای بی نظیرش در میان همه موجودات ، عنوان اشرف مخلوقات را به خود اختصاص داده است. او استعداد خاص تفکر و یادگیری دارد که به او اجازه می دهد اعمال خاصی را انجام دهد ، نتایج اعمالش را پیش بینی و ارزیابی کند ، تغییر و تحولات گوناگون و سریعی را در عرصه علم و فناوری به وجود آورد. آنچنان که به قول تافلر دنیا را به دهکده ای تبدیل کند که اطلاعات را در سریع ترین زمان ممکن از قاره ای به قاره دیگر انتقال دهد . بنابراین بر اثر پیشرفت سریع و غیر قابل انتظاری که در قلمرو دانش و فناوری طی چند قرن اخیر نصیب انسان شده است حجم اطلاعات و دانسته های بشری روز به روز به طور سر سام آوری در حال افزایش است. بر دانش آموزان لازم است که هرچه سریعتر خود را با این تغییر و تحولات همگام سازند. در این راستا، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان کوشش زیاد می کنند . بسیار مطالعه می کنند اما به دلیل عدم توانایی در تمرکز حواس، هنگام مطالعه نمی توانند به نتیجه دلخواه دست یابند. تمرکز چیست ؟ تمــرکــز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه ، چکیده ؛ تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه. توجه حواس به موضوعی معین ، بدون تمرکز، موجب یادگیری ثمرمند نخواهدشد. همه ی افراد توانایی تمرکز دارند و چون تمرکز نسبی است ، کسی نمی تواند ادعا کند کاملا حواس پرت است ویا همیشه تمرکز حواس دارد. تمرکز گاهی ساده است و گاهی مشکل . تمرکز بر موضوع هایی که نیازبه تفکر و تجزیه و تحلیل دارند مشکل و تمرکز بر موضوع هایی که جنبه ی تفریحی و سرگرمی دارند ، بسیار آسان است .بر اساس نظرسنجیهای مرکز تحقیقات آموزشی ایران ، دانش آموزان ساعت درسی تربیت بدنی ( ورزش ) را بیش از ساعت کلاس درس ریاضی دوست دارند . اغلب آنها ترجیح می دهند تعطیلات رسمی یا اضطراری بیشتر با ساعات دروس ریاضی مقارن شود وبا ساعت درس تربیت بدنی کمتر ؛ بعلاوه برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه ی کتابهای پلیسی و داستانی خیلی آسانتر از کتابهای درسی و در کتاب های درسی به ترتیب ریاضی ، فیزیک ، جغرافیا و ... است . تمرکزحواس یعـنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن . تمرکز انسان به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنابه تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند . بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است ، در حالیکه تمرکز یک امر اکتسابی است ، باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد . برقراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد ؛ یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و بر عکس . لذا حواس پرتی ، یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان کاری و فرو رفتن در افکار و تخیلات و یا انجام کار دیگر . منشاء حواس پرتی حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی . حواس پرتی درونی و ذهنی : عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی برسرراه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند . این موانع شامل مواردی از قبیل : درد اندامی ، غم وغصه ، نگرانی و استرس شدید ، گرسنگی و تشنگی ، ترس و خشم و شادی و ... می باشد . حواس پرتی بیرونی و محیطی : آنچه که به محیط پیرامون فرد ارتباط پیدا می کند و یا تحریکات غیر عادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شوند ؛ مانند نور شدید یا ضعیف ، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری ، سردی و گرمی محیط و نظایر اینها که ممکن است فرایند تمرکز حواس را با اشکال مواجه کنند. رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمرکز حواس در افراد مختلف ، متفاوت است و به حالت درونی ، تجربه ها مکان و موقعیت آنها بستگی دارد . برخی از افراد اظهار می دارند که من آدم کاملاً حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانم تمرکز حواسم را به روی کاری حفظ کنم . در حالیکه این تفکر غلط است و هیچ کس نباید خود را فردی کاملاً حواس پرت یا فاقد تمرکز حواس بداند بلکه بهتر است وقتی که تمرکز حواس فردی دچار اختلال شد ، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزم کمتر است . لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد و به طبیعت خود فرد ، ویژگیها ، حالات روحی - روانی و عادات فردی بستگی دارد . بی شک حواس پرتی بیرونی آسانتر از حواس پرتی درونی بر طرف می شود . پس می توان بدون توجه به عوامل محیطی مانند : سرو صدای زیاد ، شلوغ بودن محیط و حتی داخل اتوبوس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد . اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید ، نگرانی و ناراحتی و دگرگونی فکر و اندیشه با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد . مطالعات و تجربیات زیادی این موضوع را تأیید کرده است که یک انسان می تواند در محل پر سرو صدا و نا آرامی با تمرکز و توجه کافی مطالعه کند. مورگان در یک تحقیق از افراد خواسته بود طبق فرمول اعدادی را به حروف و برعکس تبدیل کنند . محیط کار آنها به طور متناوب ساکت و پر سرو صدا بود . دقت عمل به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر قرار نگرفت و افراد با تمرکز کامل به کار خود ادامه می دادند. روشهای تقویت تمرکز حواس تمرکز حـواس هنـگام مطالعه کلیـد اصلی و اساسـی درک و فهــم مطالب است. کلیـد اساسی تمرکز حواس استفاده از روشهایی است که باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شوند . بدون تمرکز حواس ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد ، ساعتها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت . بکاربردن روشها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد ، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد . این روشها عبارتند از: 1- آمادگی برای مطالعه : برای شروع مطالعه ، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده کرد . حداکثر آمادگی ، مقدمه ای برای علاقمندی به مطالعه ، ایجاد تمرکز حواس و یادگیری بهتر می باشد . منظوراز آمادگی ، پیدایش تمام شرایطی است که شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس ، به تجربه خاصی بپردازد . می توان این شرایط را به چهار دسته ی: بدنی ، ذهنی ، اجتماعی و روانی تقسیم کرد . آمادگی بدنی ؛ آمادگی بدنی به رشد و تکامل طبیعی بدن ، تندرستی و نداشتن نقصهای بدنی مربوط است . گاهی وجود بیماریهایی مانند زخم معده ، میگرن و نظایر اینها باعث ازبین رفتن تمرکز حواس و مانع مطالعه ی فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی کامل قادر به برقراری تمرکز حواس و مطالعه ثمر بخش نیست و انگیزه ی کافی برای مطالعه ندارد . آمادگی ذهنی ؛ آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی نظیر رشد گویشی کامل ، قدرت تفسیر و تعبیر اشکال ، توانایی درک همانندیها و ناهمانندیهای میان کلمات وغیره شناخت . آمادگی اجتماعی ؛ به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد . می توان آنرا باتجزیه وتحلیل زمینه های خانوادگی و وسعت اجتماعی که او در آن تجربه اندوخته است و تربیت پیشین او تعیین کرد . آمادگی روانی ؛ آمادگی روانی به شکل پیچیده ای با رشد و تکامل بدنی ، ذهنی و اجتماعی آمیخته است . خستگی ، بی قراری ، بی تابی ، کوتاهی زمان ، دقت نداشتن در مطالعه ، واکنشهای منفی نسبت به خود و دیگران ، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آنها همگی نشانه نبودن آمادگی روانی ، بدنی ، ذهنی و اجتماعی دانش آموزان است . اجرای برنامه های آموزشی تمرکز حواس ، فرایند یادگیری را آسانتر و مطلوبتر می کند . 2- داشتن علاقه به مطالعه : مطالعه ثمربخش از2 عامل متاثراست ؛ علاقه نسبت به مطالب خواندنی و کاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی ؛ اینکار سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد ، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود ، کاربرد فنون بهتر مطالعه را آسانتر ، سریعتر و لذت بخش تر می سازد ؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد . پس تا زمانیکه فرد تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود . لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود ، خودبه خود بر آن تمرکز می کند ، بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعداً هم خیلی راحت به خاطر می آورد . پس ازعلاقه پیدا کردن نسبت به مطالب ، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیربنای انجام هر کاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد . هدف ارزشمند ، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمرکز در او می شود . لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد . تعلیم و تربیت ، علم " هدفمندی " است و همه بر این باورند که بدون داشتن هدف ، یادگیری کاری بس دشوار و غیر ممکن است ؛ همانطور که فرانکین معتقد است انسان بدون هدف مانند گلوله ای است که بدون هدف شلیک می شود . علاوه بر آن مطالعه بدون هدف یکی از عادات غلط مطالعه بشمار می رود . نتایج تحقیقات نشان می دهد که شایعترین عادات غلط مطالعه در دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه این است که آنان اظهار نموده اند : " اغلب بدون هدف مطالعه می کنم " . داشتن هدف و تلاش برای رسیدن به آن یکی از روشهایی است که توانایی های فرد را افزایش می دهد ، به انسان توان و نیروی فوق العا ده می بخشد ، اندیشه را فعال می کند ، علاقه فرد را به تحصیل افزایش می دهد ، اعتماد به نفس در فرد به وجود می آورد ، سرعت خواندن را چند برابر می کند و تمرکز حواس را افزایش می دهد . در واقع تعیین و مشخص نمودن هدف ، محرک و انگیزه ای است تا بتوان به کمک آن تمرکز حواس را حفظ نموده و از این طریق مطالب و دانستنیها را فرا گرفت و یادگیری را تحکیم بخشید . 3- تعیین زمان و مکان مطالعه: یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسبتر است . اما تعیین مناسبترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد . برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند ؛ برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند . بااین توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه ، برقراری تمرکز حواس ، عدم سردرگمی ، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود . والتر پارک به نقل از یکی از متخصصین مهارتی مطالعه دروس دانشگاهی در کتاب خود به نام " چگونه درس بخوانیم؟ " چنین می نویسد : " موفقیت یا عدم موفقیت شما در تحصیلات دانشگاهی ، مستقیماً به این امر بستگی دارد که چگونه از وقت خود استفاده می کنید ؟ موفقیت در دانشگاه و البته در مقاطع تحصیلی پایین تر نیز بستگی به استفاده اشتباه از زمان دارد ... محیط آشنای یک اتاق مشخص ، در حین مطالعه موجب اضطراب کمتر و تمرکز بیشتر حواس می شود ، زیرا لوازم آن اتاق هر روز پیش چشم شما است و کمتر توجهتان را به خود جلب می کند . به علاوه اگر هر روز به وقت مطالعه در اتاق معینی بودید کم کم ذهنتان عادت می کند که به محض رسیدن به آن اتاق آماده تمرکز حواس و فراگیری شود . " بنابراین ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودن آن به علت آشنایی به آن و فراهم بودن وسایل موردنیاز از قبیل کتب درسی ، دفاتر، کتاب لغت ، خط کش ، قلم و نظایر آن جهت مطالعه ، موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود . پس یکی از بهترین راه های برقراری تمرکز ، اختصاص دادن یک اتاق مجهز به آنچه لازم دارید ، در موقع مطالعه است. این اتاق خیلی زود مناسب تمرکز و یادگیریتان شده و کار شما را به طور خودکار راحت تر می کند و بعد برایتان یک عادت مفید می شود. برای داشتن تمرکز به هنگام مطالعه ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا کنید و محیط مناسبی برای مطالعه بر گزینید . چنین محیطی باید آرام ، روشن و دارای هوای مناسب باشد . هیچ چیز به اندازه سروصدا ، خسته کننده و مانع تمرکز حواس نیست . ایجاد محیط کار مناسب ، به دلیل ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای است برای تمرکز و دقت . 4- یادبگیر که بگویی " نه !" : زمانیکه تصمیم گرفتید مطالعه کنید ، اما دوستان یا هم اتاقی های شما در خواست می کنند که دور هم جمع شوید ، هنر گفتن " نه " را در خود تقویت کنید . اگر این اراده در شما ضعیف است ، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید " مزاحم نشوید ! " اگر موفق نشدید ، می توانید کارهای دیگری انجام دهید که نشان دهد شما دوست ندارید که کسی باعث از هم گسیختن افکار شما شود . 5- ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت: مطالعه عمیق و یادگیری ثمربخش وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند . زیرا اعتمادبه خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می کند . وقتی می خواهید کاری انجام دهید از گفتن کلماتی مانند : نمی خواهم ، نمی دانم و نمی توانم ، بپرهیزید . جمله ی " این کار محال است " را از دفتر زندگی خود خط بزنید ؛ ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور کنید . هرگز به خویشتن اجازه ندهید که هیجانات و افکار منفی ، شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواس شما را مختل کند . اعتمادبه نفس داشته باشید و پیوسته با خود تکرار کنید که قادر به انجام هر کاری هستم ، می توانم انجام دهم و باید انجام دهم . بدین طریق تفکر مثبت را در خود پرورش دهید . قوی بودن اعتمادبه نفس احساس شعف و شادی را در شما بوجود می آورد و در حالت شادمانی از تمرکز حواس خوبی برخوردارید . بهتر فکر می کنید ، بهتر مطالعه می کنید و نتیجه کارتان بهتر می شود . مارگارت کوربت می نویسد : " انسان در بحر اندیشه های خوشایند حافظه ی بهتری پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود بوجود می آورد . " لذا خود پنداری مثبت مهمترین کمک برای تمرکز و یادگیری است . اگر بتوانیم تصورات غلط ومنفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین کنیم ، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم چراکه علاقه به مطالعه شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس به هنگام مطالعه است . آلفرد آدلر روانشناس مشهور ، در دوره جوانی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود . معلمش این موضوع را با والدینش در میان گذاشت . آنها باور کردند که آد لر در درس ریاضی ضعیف است ، آدلر هم این موضوع را پذیرفته بود . یکی از روزها که معلم مسئله ای را روی تخته نوشته بود و شاگردان کلاس از حل مسئله عاجز مانده بودند ، آدلر جواب مسئله را پیدا کرد ؛ پای تخته رفت و در میان حیرت همگان مسئله را حل کرد . فهمید که توانایی درک و فهم مطالب درس ریاضی را دارد ، استعدادش را باور کرد ، تصورات مثبت را جایگزین تصورات منفی کرد و از آن به بعد یکی از دانش آموزان ممتاز درس ریاضی شد. 6- طرح سئوال: طرح سئوال یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق ، فرد را وادارمی کند تا به طور فعالانه ، با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد . طرح سئوال هنگام مطالعه یکی از روشهایی است که خواننده را فعال و به طور عمقی او را درگیر مطالعه می کند وسبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمرکز حواس خود را حفظ نماید ، زیرا در هنگام مطالعه ، نمی توان بدون تمرکز پاسخ سئوالات را پیدا کرد . بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزان فراگیری خود را ارزشیابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود . خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می کند . 7- آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری: برخی از والدین به طور مدام به فرزندان خود می گویند درس بخوانید ، مطالعه کنید ، ولی هرگز نمی گویند چگونه مطالعه کنید و روشهای صحیح مطالعه را نمی دانند . به همین دلیل ، آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری مانند : تند خوانی ، عبارت خوانی ، خواندن اجمالی ، خواندن تجسمی و غیره و چون به خواننده کمک می کند تا تمرکز حواس خود را هنگام مطالعه حفظ نمایند ، برای هم والدین و هم دانش آموز لازم است . تندخوانی: تندخوانی باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود . فکر و ذهن ما قادر است هزاران کلمه را در دقیقه از خود عبور دهد ولی اگر سرعت مطالعه ما پائین باشد ، ذهن وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه وآن شاخه می پرد و در نتیجه حواس پرتی ایجاد می شود . اما مطالعه سریع و یا تندخوانی فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شود . عبارت خوانی: عبارت خوانی یعنی خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن کلمات . عبارات خوانی به نوع دیگری به تمرکز حواس کمک می کند . از این طریق خواننده باید با سرعتی که نزدیک به سرعت اندیشیدن اوست ، بخواند . اگر سرعت آنقدر کم باشد که ذهن از حالت فعال بودن باز بماند ، احساس دلزدگی ایجاد می شود و چیزهای دیگری ذهن فرد را مشغول می کند و از روند مطالعه خارج می شود . بنا براین اگر سرعت خواندن با سرعت اندیشیدن هماهنگ باشد باعث افزایش تمرکز حواس می شود. خواندن اجمالی: روش خواندن اجمالی مبتنی است بر یک نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرفه نظر کردن از جزئیات ، در این روش خواننده مطالب را سازمان بندی می کند ، آنگاه هدف از مطالعه خود را مشخص نموده و مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری کتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سئوال کردن کنجکاوی ، علاقه ، دقت و تمرکز حواس فرد ، افزایش می یابد . خواندن تجسسی: منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و کلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است . کسی که به دنبال چیزی می گردد به احتمال بیشتری آن چیز را پیدا می کند ؛ لذا هدف خواندن تجسسی افزایش دامنه تمرکز و درک عمیق تر معانی است . به همین دلیل خواندن خواندن تجسسی تمرکز حواس و علاقه فرد را افزایش می دهد و به او کمک می کند تا مطالب دشوار را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را بهتر بفهمد . فهمیدن مطالب موجب تحکیم آنها در حافظه می شود پس خواندن تجسسی برای غلبه بر تنبلی ، حالت کسلی ، پرتی حواس ، از طریق تحریک حس کنجکاوی و شرکت فعالانه در مطالعه به کار می رود . 8 - جدیت در مطالعه : به محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع کنید ، چراکه اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید ، تمرکز حواس زود به دست می آید . این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید که : " فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند با برداشتن قدم اول امکان پذیر است " . شک و تردید حاصلی جز حواس پرتی یا انحراف حواس و تسلیم به تخیلات واهی ندارد . اجازه ندهید چیزی جز مطالعه ذهن شما را مشغول کند . با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود کنید . در این زمان از مطالعه دست نکشید ، به مطالعه ادامه دهید ، اما زمان مطالعه را طولانی نکنید بیهوده وسواس به خرج ندهید ، بهانه تراشی نکنید به خود تلقین کنید که فرد با اراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید . جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنی تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید . 9- استفاده از راهنما: یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس ، استفاده از یک راهنما نظیر : انگشت سبابه ، مداد وغیره به هنگام مطالعه است . زیرا استفاده از یک راهنما هنگام مطالعه باعث تمرکز بهتر حواس ، افزایش سرعت مطالعه ، عادت به روان خواندن ، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود . 10- خط کشیدن زیر مطالب مهم : استفاده از این روش یکی از شایعترین راهبردی است که اغلب دانش آموزان ازآن استفاده می کنند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که شایعترین شیوه به کار رفته از سوی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه این بود که اظهار نمودند " هنگام مطالعه زیر مطالب مهم خط کشیده و نکات مهم را برجسته می سازم " . لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد ، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نمود . زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آنها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد . پس خط کشیدن زیر مطالب مهم باعث برقراری تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی می شود . 11- یاداشت برداری هنگام مطالعه : یاداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود . یاداشت برداری خوب ، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمه دارد ؛ لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن ، داشتن تمرکز حواس است و برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن ، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می دهد . 1. سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید . زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود. 2. موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد برسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند . افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید . 3. موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید ، به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید . 4. هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پابرجا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید . 5. زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است . 6. استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت ، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد . 7. هرکاری به جای خویش نیکوست ؛ برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید . 8. با آگاهی ازفنون مطالعه و بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید ؛ کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد ، کلید اساسی ایجاد تمرکز است . 9. به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید . لازم نیست که دیگران و یا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند . 10. چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید . 11. ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید ، بی خوابی ، خستگی و یا علت یا علل درونی دیگری باشد ، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید . 12. هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ . 13. مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن ، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد . زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا براین هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم 30 سانتیمتر باشد . 14. محرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون ، تلفن و... که باعث حواس پرتی شما می شوند را از موقعیت مطالعه خود حذف کنید . 15. بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه و بدترین وضعیت درازکش است . چرا که در این وضعیت ، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد . 16. محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما ، درجه ، حرارت و ... مناسب باشد . 17. انگیزه ی بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند . منابع تحقیق : 1. مغزورفتار زیست شناسی در زندگی روزمره ، کمپ بل . فرانک - سینگر . جورج ، ترجمه : باطنی . محمدرضا ، انتشارات فرهنگ معاصر 2. اصول روانشناسی ، مان . ال . نرمان ، ترجمه : صناعی . محمود ، نشر اندیشه 3. زمینه روانشناسی ، اتکینسون . ال . آر – اتکینسون . آر . اس - هیلگارد . ای . آر ، ترجمه : دکتر براهنی و دیگران ، جلد 1 و 2 ، انتشارات رشد 4. اصول روانشناسی : اصول سازگاری آدمی ، ترجمه و اقتباس : دکتر ساعتچی . محمود ، جلد 1 و 2 ، انتشارات امیرکبیر 5. روانشناسی کار ، تالیف : دکتر ساعتچی . محمود ، نشر ویرایش مجله روانشناسی ، شماره های : 8 و 12 و 17 و 18 منابع اینترنتی : 1. انجمن روانشناسی ایران http://www.jamee-psy.com 2. Self improvementخبرنامه ی http://www.selfgrowth.com/psychology.html 3. QCA ارزشیابی و برنامه ریزی درسی http://www.qca.org.uk/ca/foundation/planing for learning.asp 4. راهنمای نشریات روانشناسی http://clas.uft.edu/users/gthursby/psi/journals.htm 5. آزمونهای استانداردشده http://psychtest.com
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 15:34
سنجش واندازه گیری
آشنایی با آزمونهای عملكردی
( ارزشيابـــــــی اصيــــــل ) ترجمه بتول موثق
جان مولـــــر : " نوعي از ارزشيابي را كه در آن از دانش آموزان خواسته مي شود كاري شبيه كارهاي روزمره انجام داده و از مهارت ها و اطلاعات ضروري خود بطور بهينه استفاده كنند را ارزشيابي اصيل گويند."
گــــرنت ويگنيـــز : " دراين نوع از ارزشيابي مسايل و سوالات مهمي مطرح مي شوند و دانش آموزان بايد از اطلاعات خود براي انجام عملكردي موثر و خلاق استفاده نمايند. اين سوالات با سوالات و مشكلات نوجوانان و يا متخصصان آموزشي متفاوت و يا مشابه هستند. "
ريچــارد جــي استيگينـــز : " آزمونهاي عملكردي براي تقويت مهارتها و تواناييهاي ويژه دانش آموزان به منظور استفاده از مهارتها و اطلاعات ياد گرفته شده توسط آنها مي باشد."
ارزشيابـــي اصيــــل چگـــونه است؟ معمولا ارزشيابي اصيل شامل كاري است كه دانش آموزان بايد آن را انجام دهند و دستورالعملي كه عملكرد دانش آموزان توسط آن مورد ارزيابي قرار مي گيرند.
ارزشيابــي اصيل از چه نظر با ارزشيابي سنتي مشابه و يا متفاوت است؟ در زير به مقايسه دو نوع از ارزشيابـــي مي پردازيم: ارزشیابی سنتی و ارزشیابی اصیل.
۱- ارزشيابــــي سنتـــي: منظور از ارزشيابي سنتي، ارزشيابي آزمونهاي چهار جوابي، پركردن جاهاي خالي، صحيح/ اشتباه و اتصالي ميباشد كه استفاده از اين آزمونها هنوز در آموزش، متداول و رايج است. بطور معمول در اين آزمونها، دانش آموز جوابي را انتخاب ميكند و يا براي پركردن جاهاي خالي، اطلاعاتي را به ياد مي آورد. اين آزمونها مي توانند به عنوان آزمونهاي استاندارد و يا آزمونهاي تهيه شده توسط معلم در نظر گرفته شوند. همچنين اين آزمونها ميتوانند به صورت محلي، ايالتي و يا بين المللي اجرا شوند. در پشت ارزشيابي سنتي و اصيل عقيده اي نهفته است كه بر اساس اين عقيده، هدف اوليه مدارس در گذشته، پرورش افرادي مفيد و سازنده بوده است. از ابتدا، نقطه نظرات درخصوص ارزشيابي به دو دسته تقسيم شده اند. زمينه ارزشيابي سنتي فلسفه آموزش بوده و از اهداف زير برخوردار است : 1- هدف مدرسه پرورش افرادي مفيد و سازنده است. 2- دانش آموزان براي نيل به هدف بالا، بايد از مهارت ها و اطلاعات خاصي برخوردار باشند. 3- مدرسه بايد اين مهارتها و اطلاعات را به دانش آموزان آموزش دهد. براي اطلاع از موفقيت در اين امر ، مدرسه بايد مهارت ها و اطلاعات دانش آموزان را مورد ارزيابي قرار دهد. در مدل ارزشيابي سنتي، برنامه آموزشي از ارزشيابي تشكيل شده است. در ابتدا ميزان اطلاعات دانش آموزان سنجيده شده، برنامه آموزشي براساس اين اطلاعات تهيه و تدوين مي شود. متعاقبا به منظور اطلاع و آگاهي از يادگيري و بكار بردن برنامه آموزشي، ارزشيابي اعمال خواهد شد.
۲- ارزشيابــــــي اصيــــل : درمقايسه با ارزشيابي سنتي، ارزشيابي اصيل داراي اهداف زير است : 1- هدف مدرسه تربيت افرادي مفيد و سازنده است. 2- دانش آموزان براي اينكه افرادي مفيد و سازنده باشند، بايد از توانايي انجام كارهاي معنادار در شرايط عادي و وا قعي برخوردار باشند. 3- مدارس بايد دانش آموزان را براي كسب مهارت كافي در زمينه انجام كارها هنگام فارغ التحصيلي مورد حمايت قرار دهند. 4- به منظور آگاهي از موفقيت و نيل به هدف، مدرسه از دانش آموزان مي خواهد كارهايي را در شرايط روزمره انجام دهند. در ارزشيابي اصيل، ارزشيابي از برنامه آموزشي مشتق شده است. به اين معنا كه در اين نوع از ارزشيابي معلم، درابتدا وظايف و كارهايي را براي عملكرد دانش آموزان به منظور توجه به توانايي هاي آنان، تعيين مي نمايد و سپس برنامه آموزشي كه دانش آموزان را قادر مي سازد اين وظايف را به نحو احسن انجام دهند تهيه مي شود. اين برنامه آموزشي شامل يادگيري اطلاعات و مهارتهاي لازم و ضروري مي باشد.
مربي گلف، كه مهارتهاي لازم براي انجام يك بازي خوب را در اختيار بازيكنانش قرار مي دهد هيچگاه براي آزمون مهارت بازيكنان خود از آزمون چهار جوابي استفاده نمي كند. بلكه از بازيكنان خود مي خواهد تا در يك بازي مهارتهاي خود را به نمايش گذارند. از اين نكته نه تنها براي مهارت هاي ورزشي، بلكه براي اهداف آموزشي نيز مي توان استفاده نمود. مي توان به دانش آموزان آموزش داد كه بجاي يادگيري صرف رياضيات، تاريخ و يا علوم، چگونه مي توانند اين مهارتها را مورد استفاده قرار دهند. به همين منظور براي ارزيابي آنچه كه دانش آموزان يادگرفته اند از آنها بخواهيد كارهايي راانجام دهند كه براي انجام آن كارها از مهارتهاي رياضيات، تاريخ و يا جستجوي علمي استفاده نمايند.
ارزشيابــــي اصيـــل مكمـــل ارزشيابـــي سنتــــي : معلم نبايد مجبور به انتخاب يكي از دو ارزشيابي سنتي و يا اصيل شود. مي توان با ادغام اين دو نوع از ارزشيابي بسياري از نيازها را برطرف ساخت. به عنوان مثال اگر مجبور به انتخاب يك راننده از بين دو نفر كه يكي امتحان رانندگي را قبول و امتحان كتبي را رد، و يكي امتحان رانندگي را رد و امتحان كتبي را قبول شده است باشيم، به طور حتم نفر اول را انتخاب خواهيم كرد. اگرچه ترجيح مي دهيم راننده اي را انتخاب كنيم كه در هر دو آزمون قبول شده باشد. ما ترجيح مي دهيم راننده اي را انتخاب كنيم كه از اطلاعات كافي در زمينه رانندگي برخوردار بوده ( ارزشيابي سنتي ) و همچنين از اين اطلاعات براي انجام يك رانندگي خوب و مطمئن استفاده كند ( ارزشيابي اصيل ).
تــوضيح درباره نگــــرشهاي ارزشيابـــي سنتــي و اصيــل : يكي ديگر از روشهاي تشخيص ارزشيابي سنتي و اصيل، تبيين نگرشهاي اين دو نوع از ارزشيابي مي باشد. البته ارزشيابي سنتي مانند ارزشيابي اصيل از فرمهاي گوناگوني برخوردار است. در صفحه بعد به تفاوت بين نگرشهاي اين دو نوع از ارزشيابي توجه كنيد. در زير به توضيح هر يك از اين نگرشها مي پردازيم :
انتخاب پاسخ در مقايســـه با انجام يك كار : در ارزشيابي سنتي دانش آموزان بايد از بين پاسخهاي گوناگون پاسخ صحيحي را انتخاب كنند ( سوالات چهار جوابي، صحيح / غلط، اتصالي ). در مقايسه با اين امر، در ارزشيابي اصيل از دانش آموزان خواسته مي شود تا يادگيري خود را از طريق انجام فعاليتهايي پيچيده و معنادار، تثبيت نمايند.
شـــرايط تصنعـــي در مقايسه با شـــرايط واقعـــي : در محيط خارج از مدرسه و در شرايط واقعي كمتر پيش ميايد كه براي اثبات مهارتهاي خود از بين چهار مورد انتخاب يك مورد را انتخاب نماييم. هدف از آزمونهايي كه در شراط تصنعي تهيه ميشوند، افزايش تعداد دفعاتي است كه مهارت دانش آموز در طول مدت زماني كوتاه و به منظورتقويت، مورد ارزيابي قرار مي گيرد. ولي در شرايط واقعي و در ارزشيابي اصيل ازدانش آموزان ميخواهيم تا از طريق انجام كاري مهارت خود را تقويت نمايند.
يــادآوري/ شناخت اطلاعــات در مقايسه با توليد/ استفاده اطلاعـــات : يك ارزشيابي سنتي خوب ( تستها و آزمونهاي كوتاه ) مي تواند به طور دقيق ميزان اطلاعات كسب شده توسط دانش آموز را اندازه گيري كند. همانطور كه در بالا اشاره شد، تستها و آزمونها مي توانند به عنوان مكمل ارزشيابي اصيل در ارزشيابي معلمان از پوشه هاي كار تلقي شوند. در اغلب موارد ما به يادآوري و شناخت حقايق، ايده ها و موضوعات گوناگون زندگي مي پردازيم. به همين خاطر تستها، اصيل و معتبر شناخته مي شوند. ولي يادآوري و شناخت، نسبت به استفاده عملي اطلاعات به منظور توليد و يا عملكرد خارج از حيطه حقايق، ايده ها و موضوعات گوناگون، از كارآيي كمتري برخوردار است. ارزشيابي اصيل از دانشآموزان مي خواهد تا آنچه را فراگرفته اند با رفتاري بنيادي مورد تجزيه و تحليل و استفاده قرار دهند. در اين شرايط دانش آموزان از شانس توليد معاني جديد در اين شيوه برخوردارند.
معلـــم محـــوري در مقايســـه با دانشآمـــوز محـــوري : در ارزشيابي سنتي آنچه كه دانش آموزان فراگرفته اند و يا مي توانند فراگيرند توسط افرادي كه آزمون را تهيه و تدوين كرده اند مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين نوع از ارزشيابي توجه دانش آموزان بر روي محدوديت هاي موجود در آزمون متمركز شده است. در مقايسه، ارزشيابي اصيل، به دانش آموزان اختيار عمل بيشتري براي انتخاب آنچه كه مهارت ناميده مي شود، داده شده است. حتي هنگامي كه دانش آموزان نمي توانند موضوع و يا قالبي خاص را براي توليد و عملكرد خود انتخاب كنند، راههاي گوناگون و قابل قبول ديگري موجود مي باشند. ارزشيابي هايي كه صرفا توسط معلمان كنترل مي شوند از مزيتها و عيوبي برخوردارند. همين طور فعاليتهاي دانشآموز محور نيز از نقاط ضعف و قوتي برخوردارند كه در انتخاب و اعمال ارزشيابي بايد به اين موارد توجه شود.
دلايل مستقيـــم در مقايســـه با دلايل غيـــرمستقيـــم حتي اگر سوالات چهارجوابي بجاي يادآوري اطلاعات از دانش آموز بخواهد اطلاعات را تجزيه و تحليل كرده و آنها را در موقعيتي جديد مورد استفاده قرار دهد، و دانش آموز پاسخ صحيحي را انتخاب كند، اين آزمون چه اطلاعاتي در خصوص دانشآموز دراختيار شما ميگذارد؟ آيا اين دانش آموز گزينه صحيحي را انتخاب ميكند؟ چه چيز باعث ميشود تا دانش آموز چنين پاسخي را انتخاب نمايد؟ جواب اين سوالات مشخص نيست. در عوض مي توانيم درباره آنچه كه دانش آموز ميداند و يا با استفاده از اطلاعات خود مي تواند انجام دهد، نتيجه گيري و استنباط نماييم. اين دليل، دليلي غيرمستقيم براي استفاده معنادار اطلاعات در موقعيتهاي پيچيده و روزمره و واقعي به شمار ميرود. در عوض ارزشيابي اصيل شواهدي مستقيم از ساختن اطلاعات در اختيار ما ميگذارد. همانطور كه در مثال گلف يادآور شديم، بازي گلف باعث دستيابي مربي به مهارت بازيكن ميشود در حاليكه امتحاني كتبي چنين اطلاعاتي را در اختيار مربي نخواهد گذاشت. آيا دانش آموز ميتواند گفته هاي ديگران را مورد نقد و انتقاد قرار دهد؟ ( اين مهارت، يكي از مهمترين مهارتهاي مورد نياز در شرايط و موقعيتهاي واقعي مي باشد. ) درخواست معلم از دانش آموز براي نوشتن چنين انتقادي دلايلي مستقيم از اين مهارت دانش آموز دراختيار معلم ميگذارد درحاليكه چنين اطلاعاتي از طريق سوالات چهارجوابي و يا سولات تحليلي درخصوص موضوع، در اختيار معلم قرار نخواهد گرفت. اگرچه هردو نوع ارزشيابي در جاي خود مفيد و سودمند هستند.
آمــــوزش از طــــريق امتحــــان : اين دو نوع ارزشيابي، انواع گوناگوني از آموزش از طريق امتحان را دربردارند. در ارزشيابي سنتي، معلمان از آموزش از طريق امتحان دلسرد خواهند شد. زيرا در اين نوع از ارزشيابي، آزمون ها، تنها اطلاعات و ميزان يادگيري دانش آموزان را مورد ارزيابي قرار مي دهند و به اين موضوع تاكيد مي كنند كه عملكرد دانش آموزان نسبت به موضوعي خاص بيانگر ميزان اطلاعات آنان درباره مواردي مشابه است. اگر معلمان در طول دوره آموزش، تنها بر روي مواردي كه مورد آزمون قرار مي گيرند تاكيد كنند، عملكرد خوب درباره آن موضوع بيانگر دارا بودن اطلاعات در تمامي موارد نيست. در نتيجه معلم، آزمون را به صورت مخفيانه نگه مي دارد تا مواردي كه مورد امتحان قرار مي گيرد از قبل مشخص نباشند و در نتيجه آنها از طريق آزمون آموزش نخواهند داد.
در ارزشيابي اصيل، معلمان نسبت به استفاده آموزش از طريق آزمون تشويق مي شوند. دانش آموزان نيازمند يادگيري براي عملكردي مناسب درخصوص وظايفي معنادار هستند. براي كمك به دانش آموزان در اين امر، بايد مدلهايي از عملكردخوب ( و نه عالي ) را در اختيار آنها قرار داد. به علاوه معلمان بايد دستورالعمل انجام كارها را براي دانش آموزان بيان كنند. آيا اين مورد به معناي " تقلب " است؟ آيا در اين صورت دانش آموزان بجاي يادگيري، تنها به تقليد از كار ديگران مي پردازند؟ ارزشيابي اصيل به تقليد منتهي نمي شود. پاسخي صحيح براي تقليد و يا كپي برداري در اين نوع از ارزشيابي وجود ندارد. از طريق آگاه كردن دانش آموزان از عملكرد خوب و ويژگيهاي آن دانش آموزان مي توانند مهارت ها و اطلاعات مورد نياز براي انجام يك عملكرد خوب و مناسب را در خود گسترش داده و تقويت نمايند.
نامهــــاي ديگــــر ارزشيابـــي اصيـــل : ۱- ارزشيابـــي عملكـــرد : به اين نام خوانده مي شود چون از دانش آموزان ميخواهد وظايفي ( كارهايي ) معنادار انجام دهند. ارزشيابي عملكردي يكي از نامهاي متداول ارزشيابي اصيل به شمار ميرود. وجه تمايز ارزشيابي عملكردي وارزشيابي اصيل در آن است كه در ارزشيابي عملكردي به اصالت و اعتبار كار انجام شده توجهي نميشود. از نقطه نظر مربيان آموزشي، ارزشيابي اصيل همان ارزشيابي عملكردي است كه در آن از كارها و يا موضوعات واقعي و روزمره استفاده ميشود. هر دو نوع از اين ارزشيابي، از دانش آموزان نمي خواهد كارهايي را انجام دهند كه معتبر و واقعي نيستند.
۲- ارزشيابـــــــي جايگــــــــزين : به اين دليل به اين نام خوانده مي شود چون ارزشيابــي اصيل جايگزين ارزشيابي سنتي است.
۳- ارزشيابــــــــــي مستقيـــــــــــم : به اين دليل به اين نام خوانده مي شود چون ارزشيابي اصيل شواهدي مستقيم از استفاده معنادار و واقعي اطلاعات و مهارت ها را در اختيار ما مي گذارد. اگر دانش آموز به يك سوال چهارجوابي به درستي پاسخ دهد، مي توان به طور غير مستقيم دريافت كه وي مي تواند اين اطلاعات را در محيطي واقعي عملا مورد استفاده قرار دهد. ولي استفاده از شواهد مستقيم در نتيجه گيري، مانند بازي گلف از تاثير و اهميت ويژه اي برخوردار است.
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:35
روانشناسی کودک
به بچهها کمک کنیم تا خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند
نوشته: روبین سیلبی تـــــرجمه: ساناز فـــرهنگـــی
در کـــلاس محیطـــی حمـــایت کننده به وجــود بیاوریــــم. برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچهها سعی کنید جو کلاس به جای "رقابتی" ، "حمایتی" باشد. یک راه خوبش این است که از بچهها بخواهید در گروههای کوچک و با همکاری روی حل یک مسأله ولی با استراتژیهای متفاوت کار کنند. مثلاً در هر گروه یک دانش آموز میتواند از مکعب های بازی استفاده کند، یکی دیگر نمودار بکشد و دیگری از محاسبات جبری استفاده کند. نفر چهارم هم میتواند تمام مراحل حل را بنویسد. درعین حال بچهها را تشویق کنید به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر شما نباشند تا کمکشان کنید. این جمله را در کلاس مد کنید که "قبل از من، از سه نفر دیگر بپرس!" این پیغام ساده به دانش آموزان یادآوری میکند که آنها دانش لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها میگوید: بچهها - و نه فقط معلمها - میتوانند درست جواب بدهند!" وقتی بچهها شروع به همکاری و پاسخ دادن به سوالات هم میشوند، در معرض انواع زیادی از فرآیندهای حل مسأله قرار میگیرند. بالاتر از این در کلاس جو اعتماد، همکاری و مشارکت به وجود میآید و تمام اینها برای بالا بردن سطح اعتماد به نفس و کارایی زمان امتحان کودکان، موثر است.
استقلال دانش آمـــوز را تشــویق کنید. بیشتر کردن آگاهی دانش آموزان از خودشان به عنوان یادگیرنده های توانا و مستقل قدمی در جهت موفقیت در امتحان است. اینکار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنید. به بچهها یاد بدهید که ابزارها (لغتنامه، ماشین حساب، وسایل کمک درسی ) به همه تعلق دارند و باید در زمان لازم مصرف شوند. به این ترتیب به بچهها اجازه میدهید بفهمند که شما مطمئنید آنها میتوانند مساله را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند. استراترژی دوم این است که به بچهها دوره کردن آنچه قبلاً میدانسته اند را یاد بدهید. مثلاً به آنها نشان بدهید چطور" با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه شان سفر کنند". اینکار به خصوص وقتی با موضوعات درسی جدیدی دست به گریبانند، مفید واقع میشود. مثلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است، از بچهها بخواهید صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است. شما میخواهید بچهها را تشویق که به تدریج این کار به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند. این عمل بچهها را به یاد موفقیتهای گذشته شان در یاد گرفتن میاندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل میکند.
تفکــــر روشـــن و واضـــح را به بار بیاورید. وقتی مسایل کلامی و بیانی را حل میکنید، به بچهها جرأت بدهید تا ایده هایشان را به روشنی ( اول شفاهی و بعد کتبی ) بیان کنند. این فعالیت مهمی است و کمک میکنند مهارتهای تفکر بحرانی دانش آموزان گسترش پیدا کند. علاوه بر این آنها کم کم زبان و ساختار سوالات را تشخیص میدهند و با آنچه به موفقیت میرساندشان آشنا میشوند. این رویه قدم به قدم را امتحان کنید:
قــــدم اول: فکـــــر کنید از بچهها بخواهید در سکوت به راهی که برای حل مسأله دارند فکر کنند، بعد استراتژی هایشان را برای پیدا کردن راه حل در گروه به بحث بگذارند. از آنها بخواهید از اعداد در استراتژیهایشان استفاده نکنند. این کار باعث میشود به جای حل یک مسأله خاص، روی فرآیند حل مسأله تمرکز کنند.
بعد از انجام قدم اول از بچهها بخواهید بطور فردی یا دو نفری با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند. مطمئن شوید که بچه های ما میفهمند از آنها میخواهید که به محاسباتی که انجام داده اند، رجوع کنند.
قـــــدم ســــوم: ارزیابــــی کنیـــد نمونه جوابها را در کلاس ارائه و درباره شان بحث کنید. به جای اینکه خودتان مساله را ارائه کنید، بچهها را تشویق کنید خودشان معیاری درست کنند که بتوانند نشان بدهند عناصر در جواب کامل کدامها هستند. این فرآیند فهم بچهها را از یک جواب قوی و موفق زیاد میکند.
بچهها برای اینکه بتوانند واقعاً ترمینولوژی ریاضی را بفهمند و به خاطر بسپارند احتیاج دارند تا با کلمات مهم حل مساله آشنا شوند و آنها واژگان را درونی کنند. برای همین در کلاستان اصطلاحات ریاضی را به گوش همه برسانید. مثلاً با دانش آموزانتان یک دیوار کلاس را به لغات ریاضی اختصاص بدهید. با جلو رفتن درس ها، کلمه های جدید را به دیوار را به دیوار اضافه کنید و به این شکل دایره المعارفی از کلمات مورد نیازتان درست کنید. یا در شروع هر فصل از بچهها بخواهید با همکاری هم فهرستی از اصطلاحات درست کنند و با نقاشی آنها را نشان بدهند. این قبیل کارها هم به استقلال و هم به دیکته بچهها کمک خواهد کرد و وقتی زمان امتحان برسد، بچه های شما همه این کلمات را صدها بار قبل از این دیده اند!
وقتی به بچهها میگوییم جواب این مساله را بنویسید، معمولاً همیشه توضیحاتی ناکافی یا حتی نامربوط مینویسند که نشان گر میزان معلوماتشان نیست. در بسیاری از موارد، آنها اصلاً نمی دانند یک جواب خوب چه شکلی است و شامل چه چیزهایی است. برای امتحان هم که شده از دانش آموزان بخواهید یک برگه ارزیابی را به عنوان راهنمای نوشتن یا ابزار "خود ارزیابی" استفاده کنند. مثلاً یک چنین برگه ای در درس ریاضیات شامل این سوالات است:
با استفاده از برگه ارزشیابی، بچهها بهتر میفهمند که جواب خوب چه اجزایی دارد و بهتر میتوانند به هنگام امتحان از این دانش استفاده کنند.
گاهـــی اوقات وقتی دانش آموزی دفترچه به دست میزتان میآید، مقاومت در برابر اصرارش به حل کردن یا درست کردن جواب بسیار مشکل است. اغلب اوقات ما بار مسئولیت خودمان، یادگیری بچهها را به دوش میکشیم. به این ترتیب آنها در مهارتهایشان خود را به ما متکی و بی اطمینان به نفس مییابند. اما وقتی به آنها کمک میکنند استفاده از دانش خود و منابع موجود را یاد بگیرند، به آنها فرصت به خود بالیدن در کارشان اهدا میکنیم. هر چه کلاستان یاد بگیرد بیشتر به خود متکی باشد، میبینیید که بیشتر بچهها را به سوی منابع و دیوار لغات میفرستید، کمتر به آنها میگویید با مسأله چه کار کنند و از شنیدن ایده هایشان شادتر میشوید. به زودی آنها اعتماد به نفس بهتری مییابند و حتی در امتحانات سخت توانایی و جرات لازم برای کسب بهترین نتیجهها را دارند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:29
آشنايي با شرايط استرس زا در فصل امتحانات و راه هاي مقابله با آن / نفر اول هميشه يک نفر است با فرا رسيدن ماه خرداد، دلهره دانش آموزان هم شروع مي شود. آنان در هر سن و سالي که باشند بازهم چون نگراني هاي مختلف مربوط به درس خواندن در ذهن شان شکل مي گيرد دچار اضطراب و ترس از امتحان مي شوند. گروهي از دانش آموزان عصباني، افسرده، پريشان، ناراحت و مضطرب مي شوند و گروهي ديگر، چنان آشفته و نگران مي شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از ياد مي برند. داشتن کمي اضطراب و دلهره در ايام امتـحانات امري طبيعي و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگيـزه بچه ها براي يادگيري و موفقيت مي شود. اما اگر اين نگراني به حدي برسد که تاثير منفي بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعي براي پيشرفت آنها شود، غيرطبيعي و نامعقول است. علت تشويش بيش از اندازه گروهي از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نيروي فکري - ذهني شان است. آنها مي توانند با کمي تلاش، برنامه ريزي و به کارگيري روش هاي گوناگون کاهش اضطراب موفقيت خود را در امتحان ها تضمين کنند. اضطراب امتحان اضطراب امتحان، حالت تشويش، نگراني و هيجان ناخوشايندي است که اغلب دانش آموزان و دانشجـويان در ايام امتحانات بدان مبتلا مي شوند. گاهي اين اضطراب با سردرد، سرگيجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگي نفس نيز همراه مي شود. اضطراب امتحان، اضطرابي است که با خودپنداره ضعيف دانش آموز درباره توانايي هاي ذهني اش شناخته مي شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهاي پاياني سال تحصيلي مي شود. ميزان قابل قبولي از تنش و دلهره در زمان امتحان مي تواند سيستم عصبي خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشياري بيشتر او براي کسب موفقيت در امتحان شود. دليل اصلي اين اضطراب هميشه کم کاري، تنبلي و يا عدم تسلط بر محتواي درس ها نيست، بلکه گاهي دانش آموزان موفق، با انگيزه و درس خوان نيز دچار آثار منفي اضطراب ناشي از امتحان مي شوند. بسياري از دانش آموزان قبول دارند زماني که دقيق تر و عميق تر مطالعه مي کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش مي يابد. اين امر نيز بدان دليل است که هر چه درباره موضوعي بيشتر بدانند مهارت و اعتماد بيشتري نسبت به دانسته هاي خود پيدا مي کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله اميد براي موفقيت است. به طور حتم، اين گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود مي توانند با آرامـش و آسـودگي سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترين دلهره و تشويش بدهند. باورهايي که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان مي شود اغلب تصورها و نگرش هاي منفي و کاهش دهنده قواي ذهني و انگيزشي هستند. براي مثال: - اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد. - کاش اول سال درس ها را به طور کامل مي خواندم. - من يک بدشانس واقعي هستم و تمام سوالاتي که بلد نيستم، سر امتحان خواهند آمد. - به طور حتم کمترين نمره کلاس نصيب من خواهد شد. براي مقابله با چنين طرز فکرها و باورهايي، دانش آموز بايد بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگيرد و به نوشتن و خواندن درس هايش ادامه دهد. او نبايد اجازه دهد که چنين تفکراتي مانع مطالعه و تلاش او براي يادگيري شود. به طور حتم، همين که دانش آموز مطلبي را بخواند يا مساله يي را حل کند، علائم نگراني و اضطراب او کاهش خواهد يافت. او حتي مي تواند به مقابله با اين افکار برخيزد و در مقابل به خود بگويد، «من اکنون فقط بايد به درس و تکليفم توجه کنم و جايي براي منفي نگري و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم». والدين و مربيان هم مي توانند با به کار بردن روش هاي زير اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند: 1 - انجام تکاليف درسي، تمرين حل کردن،... بايد از ابتداي سال تحصيلي با نظم و جديت دنبال شود. اگر دانش آموزي در طول تـرم تحصيـلي خـود عمـلکرد ضعيفي داشته باشد، تذکرهاي پشت سرهم پدر و مادر در ايام امتحان نه تنها هيچ کمکي به کودک يا نوجوان نمي کند، بلکه موجب ترس و آشفتگي بيشتر او هم مي شود. 2 - هر گونه سخت گيري بي مورد و تنبيه دانش آموز به دليل نگرفتن نمره هاي عالي، باعث تشديد اضطراب دروني دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان مي شود. راه حل نمرات پايين بچه ها در تنبيه کردن آنها نيست، بلکه در يافتن راهي براي رفع علت اصلي آن است که همانا ضعف يادگيري کودک است. 3 - ترس از شکست و عدم قبولي در دانش آموزاني رشد مي کند که فکر موفقيت و اول شدن، ذهن آنها را بيش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معيارهايي دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پريشان مي کنند که راه دستيابي به موفقيت برايشان غيرممکن و سخت جلوه مي کند. 4 - هيچ گاه تفاوت هاي فردي بين کودکان را ناديده نگيريد و مرتب نمره هاي آنها را با هم مقايسه نکنيد: زيرا همين امر موجب ناراحتي، فشار رواني و بدبيني نسبت به يکديگر در آنها مي شود. براي تشويق بچه ها به درس خواندن مي توان به آنها دلگرمي داد و با حمايت هاي کلامي مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهاي بالقوه شان آگاه کرد تا بدين ترتيب، ريشه هاي ترس و اضطراب را - که عامل بسياري از مشکلات رواني است - در آنها از بين برد. 5 - ايجاد آمادگي در بچه ها و فراهم آوردن شرايط و امکاناتي که آنها بتوانند با آرامش و راحتي به مطالعه و درس بپردازند، مي تواند ترس و اضطراب ناشي از امتحان را کاهش دهد. روش هاي صحيح مطالعه قبل از امتحان گام اول تنظيم برنامه درسي مناسب براي گذراندن موفقيت آميز امتحان هاست. برنامه ريزي درست به دانش آموز کمک مي کند تا وقتش را با دقت بين درس هاي مختلف تقسيم کند و از انرژي ذهني خود بهترين استفاده را ببرد. براي مثال، مي تواند برنامه ريزي خود را براساس وقت بيشتر براي درس هاي مهم تر و يا وقت بيشتر براي درس هايي که در آن ضعيف است، مشخص کند. بديهي است بيشتر خواندن و تمرين کردن، علاقه و انگيزه دانش آموز را براي يادگيري بيشتر خواهد کرد. هنگام برنامه ريزي براي مطالعه درس ها بايد توجه داشت که از شيوه تک درسي استفاده نشود، زيرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بي حوصله مي کند، بلکه سطح يادگيري او را نيز کاهش مي دهد. به جاي اين شيوه بهتر است مطالعه سه، چهار درس را در برنامه روزانه خود بگنجاند. هر چه تنوع در زمان بندي درس ها بيشتر باشد، نتيجه بهتري نيز دريافت خواهد کرد. همچنين دانش آموز بايد به تناسب بين درس هاي انتخابي نيز توجه کند. تمرين حل کردن ممتد و مطالعه کردن درس هايي که با عدد و فرمول سر و کار دارند يا درس هاي حفظ کردني، روش موثري براي يادگيري نيست. ترکيب درس هايي مثل فيزيک، رياضي، هندسه با درس هاي حفظ کردني مثل تاريخ، جغرافي و ادبيات بهترين روش براي مطالعه محسوب مي شود. هنگام مطالعه درس هاي حفظ کردني، براي اينکه ذهن دانش آموز از موضوع اصلي دور نشود، بهتر است: - موضوع درس را براي خود خلاصه کند. - ضمن خواندن، پرسش هايي از متن درس درآورد. - محورهاي اصلي درس و نکات کليدي آن را فهرست وار يادداشت کند. - رابطه يي بين قسمت هاي مختلف درس در ذهن خود برقرار کند. به طور معمول، بعد از هر يک ساعت مطالعه، 15 دقيقه استراحت و تنفس نياز است. قدم زدن در حياط، نوشيدن يک ليوان آب ميوه يا خوردن مقداري گردو و بادام تاثيري مثبت بر عملکرد مغز دانش آموز مي گذارد. ديدن يک برنامه تلويزيوني مفرح بعد از دو ساعت تمرين رياضي حل کردن مي تواند موجب افزايش تمرکز و توجه دانش آموز بر مفاد درسي اش شود. روش هاي کاهش استرس قبل از امتحان - توجه به تغييرات فيزيکي بدن )مثل عرق کردن کف دست، افزايش ضربان قلب، برافروختگي صورت، تنگي نفس( و تغييرات رواني حاصل از اضطراب )مثل کاهش توجه و تمرکز، حواس پرتي و احساس تشويش و نگراني( مي تواند دانش آموز را نسبت به پاسخ هاي رواني - جسماني خود هوشيار کند. او مي تواند با توجه به حالت هاي عاطفي - هيجاني خود د رصدد کنترل آنها برآيد و آن را به استرس مثبت )انرژي زا( تبديل کند. براي مثال، توانايي هاي خود را باور داشته باشد، خود را با ديگري مقايسه نکند، سعي نکند نفر اول باشد )نفر اول، هميشه يک نفر است(، نسبت به خود قضاوت مثبت داشته باشد، مشکلات را دروني نکند و.... - خواب کافي مي تواند از شدت اضطراب امتحان بکاهد. اغلب دانش آموزان به حداقل 6 و 7 ساعت خواب در طول شبانه روز احتياج دارند و اگر آنها کمتر از اين ميزان بخوابند، بدنشان مستعد و آماده آسيب هاي روحي - جسمي خواهد شد. هر گونه بي نظمي در برنامه خواب يا کم خوابي موجب کاهش کارايي مغز و افزايش استرس مي شود. - تغذيه مناسب نيز تاثيري مستقيم بر عملکرد تحصيلي دانش آموز مي گذارد. تحقيقات و پژوهش هاي مختلف نشان مي دهند رژيم هاي غذايي ناسالم و ناکافي تاثيري منفي بر قابليت فراگيري دانش آموزان، تمرکز حواس و هوشياري آنان مي گذارد. همان طور که مي دانيد برخي از غذاها آرامش بخش تر از ساير غذاها هستند. شير گرم، موز، حبوبات پخته، نان، کاهو، سبزي ها، ويتامين ها و املاح مختلف از جمله موادي هستند که مصرف آنها در شرايط استرس آور بالا مي رود و نياز بدن به آنها بيشتر مي شود. دانه هاي مغزدار )بادام، نخودچي، کشمش، فندق، پسته، گردو( سرشار از منيزيم است و کمبود آن منجر به ناتواني يادگيري مي شود. از ميان ميوه ها هم سيب، آناناس و خرما به علت داشتن انواع ويتامين ها و مواد قندي تاثيري مثبت بر فعاليت هاي مغزي مي گذارند. موادي که بايد از مصرف افراطي آنها در روزهاي امتحان پرهيز کرد، عبارتند از قهوه، شکر، شيريني، گوشت هاي پرچرب )مثل سوسيس، کالباس( و نوشابه هاي کافئين دار. - ورزش موجب کاهش تنش هاي عصبي و استرس مي شود. ورزش منظم و سبک موجب افزايش گردش خون در بدن )به ويژه در مغز( و کاهش هورمون هاي استرس زا مي شود. پياده روي، دويدن، دوچرخه سواري، شنا و هر ورزش ديگري که موجب فعاليت بدني و تحرک جسماني دانش آموز شود مي تواند همين تاثير را داشته باشد. روش هاي رفع استرس در روز امتحان - سعي کنيد زودتر از ساعت تعيين شده امتحان، در محل باشيد. - وسايل مورد نيازتان را به همراه داشته باشيد. - در صورت نياز يک بطري کوچک آب به همراه داشته باشيد. - يادداشت هاي خود را که شامل نکات مهم درس، فرمول ها، تاريخ ها، نام هاي خاص و... است با خود همراه داشته باشيد تا بتوانيد پيش از امتحان مروري بر آنها بکنيد. - ساعت مچي خود را همراه ببريد تا متوجه مرور زمان بشويد. - زماني که آموزگار درباره نحوه چگونگي امتحان صحبت مي کند، خوب گوش کنيد. وقتي ورقه سوال ها را گرفتيد، ابتدا نفس عميقي بکشيد و آن گاه تمام سوالات را بخوانيد و سپس با در نظر گرفتن زمان امتحان، شروع به نوشتن پاسخ ها - از آسان به سخت - کنيد. اين کار به شما کمک مي کند تا برآوردي از زمان و بخش هاي مختلف سوالات امتحاني داشته باشيد. اگر نکته يي را نمي فهميد، نگران نشويد، همان ابتداي امتحان - قبل از آنکه شروع به پاسخگويي کنيد - از آموزگار خود بپرسيد. - اگر آن قدر عصبي و مضطرب هستيد که احساس مي کنيد هيچ چيز را به خاطر نمي آوريد، بهتر است يکي دو دقيقه کاملاً آرام بنشينيد و به موضوعات آرامش بخش فکر کنيد. پس از چند دقيقه که توانستيد به حالت عادي برگرديد، مطمئناً تمرکز و توجه بهتري براي پاسخگويي به سوالات خواهيد داشت. در مورد پرسش هاي تشريحي - ابتدا تمام سوالات را به دقت بخوانيد. - پاسخگويي به سوالات را از آسان به سخت شروع کنيد. - جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات تان بدهيد نه بر پايه حدسيات. - سعي کنيد از حاشيه روي پرهيز کنيد و تنها اصل پاسخ را بنويسيد. - توجه به زمان داشته باشيد و بيش از حد براي يک سوال وقت نگذاريد. - سوالاتي را که پاسخي براي آنها نداريد، کنار بگذاريد و به بقيه پرسش ها بپردازيد. در صورتي که وقت اضافه داشتيد، مي توانيد با تمرکز بر سوال، پاسخ آن را پيدا کنيد. - پاسخ هر سوال را در جاي خودش بنويسيد. - بعد از پايان پاسخگويي به سوالات، در صورت داشتن وقت، حتماً ورقه تان را يک بار مرور کنيد. در مورد سوالات چهار گزينه يي: - ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانيد و سپس جواب درست را علامت بزنيد، شايد پاسخ صحيح، گزينه چهارم باشد - دقت داشته باشيد، هيچ گاه سعي نکنيد ارتباطي بين پاسخ هاي صحيح پيدا کنيد. - تنها زماني که اطمينان داريد پاسخي که اول داده ايد اشتباه است، آن را تغيير دهيد. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:18
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:16
تاریخچه هایکو
امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو ميشناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه سطر نوشته ميشود. سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايههاي كلامي در آن به ندرت به كار ميرود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزوي از يك فرم شعري 31 هجايي به نام تانكا بود كه از دو بخش تشكيل ميشد و معمولا آن را شاعران به شيوه پرسش و پاسخ ميسرودند. بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معني شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معني شعر بلند است. با اينكه در ژاپن به غير از تانكا و چوكا چندين فرم شعري ديگر هم وجود دارد شعرهاي كوتاه محبوبيتشان بيش از بقيه است. در قرن شانزدهم ميلادي به تدريج بخش 17 هجايي تانكا مستقل شد و آن را هاكايي يا هايكو ناميدند.
بــــركه كهــــن
پس از باشو شاعري كه در حد و اندازههاي او باشد ظهور نكرد و هايكو براي مدتي در محاق افتاد و حتي بعضي از شاگردان باشو به گفتن سن ريو كه فرمي است شبيه هايكو و 17 هجا دارد توجه نشان دادند. در سن ريو از ژرفاي هايكو خبري نيست و شاعر بيشتر در كار طعن و ريشخند عواطف و محدوديتهاي انساني است. چند دهه بعد از مرگ باشو يوسا بوسون (1716 ـ 1783 م) وارد عرصه شعر ژاپن شد و سبك جديدي را در هايكو پايه گذاشت. بوسون نقاشي چيرهدست بود و هايكوهايش داراي ظرافت نايابي است و عشق به طبيعت در او از باشو نيز نيرومندتر است. اين هايكو از اوست:
سنجاقكهــــا
كوباياشي ايسا (1764 ـ 1827 م) شاعر تهيدست و نامرادي بود كه تا مدتها به سبك باشو و بوسون شعر ميگفت ولي در چهل سالگي به كمال شعري خود دست يافت. وي زبان محاوره و لهجههاي مختلف را در هايكوهايش بهكار گرفت. ايسا چيزهاي كوچك و بي ارزش را دوست ميداشت و آنها را عميقاً درك ميكرد و به چيزهايي كه احترامي بر نميانگيختند عشق ميورزيد. ميتوان گفت كه بيشتر هايكوهاي ايسا درباره حلزونها و قورباغهها و پروانهها و كرمهاي شبتاب و پشهها و مگسها و زنجرهها و سنجاقكهاست. از جمله اين هايكوي او:
از بــــراي من
ماساوكا شيكي (1867 ـ 1902 م) كسي بود كه هايكو را در دوره جديد احيا كرد و اين فرم كهنسال را كه پس از بوسون و ايسا به سراشيبي افتاده بود نجات داد. شيكي هم هايكو ميسرود و هم تانكا و در سال 1899 مجله فاخته را بنيان نهاد كه از مجلههاي معتبر شعر ژاپن بهشمار ميرود. وي منتقد خوبي بود و نقد معروفي بر هايكوي ”بركه كهن“ باشو نوشت. از اوست:
در تاريكــــي جنگـل
مثالــــی از ماسا اوكا شيكـــي پدر هايكــــوي مدرن:
Wa / ka/ a / yu / no =5 Fu / ta / te / ni / na / ri / te =7
تــــــرجمه :
به طـــور خلاصـــــه: هایکــــو، کوتاهترین نوع شعری در جهان است که توسط ژاپنیها به ادبیات جهان معرفی شده است. هايكو نوشته 3 خطي داراي 17 هجا ست. و داراي دو منظره توامان. چيزي فراتر از فرم ادبي است. راه و وسيله اي است براي ديدن و درك دنياي پيرامون. رولان بارت در كتاب امپراطوري نشانهها نوشتهاي با عنوان دستبرد به معنا دارد: " هايكو داراي خاصيتي شبحواره است و آن اينكه هر كس همواره تصور ميكند به سادگي اشعاري همانند آن بسرايد آيا ميتوان چيزي سادهتر در يك نوشتار خودانگيخته از بوسون يافت:
غـــــروب پاييــــز فقــــط به پـــدر و مــــادرم ميانـــــديشم
منابـــــع: |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:11
هایکو نویسی
درس چهــــــارم: احســـاســــات ( اگاهــــــی از راه حس ) شهرت هایکو برای توصیفات عینی می باشد. یک هایکوی خوب خواننده راتکان میدهد و احساساتش را برمی انگیزد. میتواند حسی مانند غم یا زیبایی یامزاح و یا ناپایداری زندگی باشد. ولی احساس به طور غیر مستقیم بیان میشود هرگز توضیح داده نمیشود ولی با ایماژها نقل میشود. نگویید" تنهاست" اما احساس تنهایی را باکاربرد ایمازها نشان دهید. برای مثال نگویید" قورباغه تنها " یا " قورباغه تنهابه نظرمیرسد" اما قورباغه راتوصیف کنید به گونه ای که نشان دهید تنهاست مثلا اینگونه "قورباغه کوچک مینشیند درباران سرد " چندمثال برای ایماژهایی که بطورغیرمستقیم یا ماهرانه نشان داده میشود. بازهم درهایکوی چند کودک: - تنهایــــی/ انــــــدوه نشسته روی ساحـــل فـــرو رفته در بطری خــــرچنگی منـــــــزوی (Christopher Andrews, دوازده ساله ازاسترالیا)
- شگفتـــــــــی مینشیند بر گــــونه ام لحظه ای پـــروانه ای نبایــــد نفـــــس بکشـــــم (Myriam Suchet,پانزده ساله از فرانسه)
- مــــــزاح شب مهتابـــی باتمـــاشــای ماه، گــــربه هــا شکــار میکنند موشهــــا (Henrique Neves Fragoso,دوازده ساله ازبرزیل)
- هیجــــان درون جیبـــم هنـــوز باقـــی مانده تعطیلـــــــی تابستــــــان (Shinji Ikeda, کلاس چهارم ازژاپن)
درس پنجــــم: در لحظــــه اتفـــاق افتـــــادن هایکو راه کاهش سرعت جهان امروزی مان ست و درنتیجه آوردن آرامش به زندگی وقدران دانستن است.باشو می گوید:" هایکو چیزی ست که درهمین لحظه وهمین زمان وهمین مکان اتفاق می افتد." بهترین هایکو هایکویی ست که معمولا باتوجه به تجربه واقعی شخص در لحظه ودرمکان ودرهمان زمان نوشته میشود. گرچه بعضی افراد هایکو را باتخیل و خاطراتشان مینویسند اما هایکویی بیشتر واقعی به نظر میرسد که از تجربه آنی شخص یا حداقل جزئی از تجربه واقعی شخص باشد. اگرشخصی ذهن بازی داشته باشد و چشمان کودکانه که بتواند برای لحظه ای ازسرعت ان بکاهد میتواند هایکوهایی را در اطرافمان بگیرد. و این فقط انچه را که درهمان لحظه اینجاست را درک کرده ایم. ببینید و آنچه را که اینجا یا آنجاست کشف کنید. مانند این هایکوی تلخ کودکی در مورد رنج و دلسوزی:
بعـــد از بــــــاران تنــد بــــــر گلبـــرگ سپیــــد ارکیــــــده مـــورچه قـــرمــــزی با درد (Nerissa B. Abrazaldo, یازده ساله از فیلیپین)
درس ششـــم: غافلگیـــــر ساختـــــن
بچــــه ها میاندازند قــــــوطی زغــــال کــــــوک / در دره باریــــــــک/ .....
گفتن یک خط غافلگیرکننده میتواندخیلی چشمگیرباشد. مانند "بازی پروازمیکند دربالا " یا " بازمیگرد طنین صداییش" یا "سپس سکوت" یا "خرسی انها رامی ترساند". دیدن جهان باچشمان هایکویی همیشه غافلگیرکننده ست مانند این در هایکوی چند کودک
به جنــــــــگل رفتــــــــــــــم بــــرای چیـــدن تـوت قــــــارچ یافتم (Rabukhina Elisaveta, هشت ساله از روسیه) ---------- درحالیکــــه معلـــــــــــم میخــــــواند کبــــوتـــری بغ بغ کنان نشستــــــه در لانـــــــه اش (Harriet Scheck, نه ساله از انگلیس.) ---------- نشسته ام بــــــر علف کفشـــــــدوزکی میخــــــزد روی دستـــــم من همــــه جهان او هستم (Nancy Perez, ده ساله از آمریکا.)
منبـــــع: http://www.stray.persianblog.com/1385_2_stray_archive.html#5092085 |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:9
آموزش هایکو نویسی برای کودکان
مقدمــــــــه کودکان به طور طبیعی یک دید هایکووارانه دارند. چون انها به طورناخودآگاه توانایی درک جهان پیرامونشان وخوب دیدن را داراهستند. برخلاف بزرگترها که نیاز دارند که با یادگیری هایکو نگاه کردن را نیز یادبگیرند. و یا به عبارتی بهتر دوباره دیدن را باید بیاموزند. این مقاله قصد دارد راههای آموز ش هایکو به کودکان را یاد دهد وهمچنین بگوید که هایکوچیست ویک هایکوی خوب چه ویژگیهایی دارد.اما برای آموزش این مطلب نیازهست که معلمها نیز درکنار دانش آموزان هایکونوشتن را تمرین کنند.
در امــــوزش هایکو برای کودکان ابتدا هایکــــو را اینگونه تعریف میکنند: شعر کوتاه سه خطی هفده هجایی (5-7-5 ) با کاربرد فصل واژه هایی که به طبیعت اشاره کند.بنابراین درابتدا باید چیزی بنویسند که با این تعریف همخوانی داشته باشد. اما گرچه این هایکوی خوبی نخواهد شد مگراینکه توضیح دیگری داده شودکه بتوان یک هایکو خوب را ازیک هایکوی بد تشخیص داد. برای مثال این هایکو که هفده هجایی ست و یک فصل واژه دارد:
مـــــاه و آب با هــم زیباینـــــــد مــــــــــن چــــــــه آرامــــــــم!
بهخاطر ابهامی که در آن هست خوب نیست و در ان ایماژ (تصویر ذهنی) خاصی وجود ندارد و احساسش را در ان توضیح داده و در ان هیچ چیز تازه و غافلگیر کننده ای وجود ندارد. اما در مقابل این هایکو هفده هجایی و با داشتن فصل واژه هایکوی بهتری ست!
مـــــــاه در آب گـــــــرچه شکستــــــــه هنـــــوز آنجاست ( Gerald Chee یازده ساله از سنگاپور )
چون دارای ایماژ ( تصویرذهنی ) خاص و واضحی ست (ماه در آب ) و نه مبهم (ماه و آب). همچنین هایکوی دوم احساس وارامش را بدون گفتن به خواننده منتقل میکند اما درهایکوی اول می گوید (خیلی قشنگ یا من چه آرامم). هایکوی دوم نشان میدهد چه اتفاقی افتاده و نشان میدهد که ماهی که درآب انعکاس یافته گرچه شکسته به نظرمیاید اما هنوز آنجا باقی مانده! و به بیان دیگر آرامش بیان شده در هایکوی اول ودوم اینگونه باهم فرق دارد. اگردانش اموزها بتوانند فرق این دوهایکو را درک کنند می توانند هایکو را درسطح بالاتری دنبال کنند. این شش درس اصول آموزش هایکو به کودکان ست !(شایدهم بزرگترها) که بتوانند هایکو را در سطوح بالاتری در هایکونویسی و برای نوشتن یک هایکوی خوب دنبال کنند.
درس اول: فصــــــــــل واژه ها هایکو راه دوباره پیوستن به طبیعت ست چون آگاهی از رابطه انسان با طبیعت و محیط اطراف خود را بالامی برد. هایکو معمولا شامل کلمه ای ست که به فصلها اشاره میکندکه در زبان زاپنی به آن Kigo یا فصل واژه گفته میشود. وقتی افراد در مسابقات شعر شرکت میکردند برای آغاز شعر یک موضوع فصلی انتخاب میکردند مانند برف، ماه یا گل افتابگردان که در مسابقات قرن هشتم ودوازده دیده شد. از قرن شانزدهم باگسترش هایکو فصل واژه هایی مانند شکوفه های گیلاس، قورباغه ،گردباد و سنجاقک نیز شامل شد. هرچند این فصل وازه ها به فصول وزندگی ژاپنی ها مرتبط میشود ، شاعران هر کشوری میتوانند از فصل واژه های خاص خودشان وبامشاهده تغییرفصول با توجه به آب و هوای خودشان استفاده کنند. گاهی لازمست معلم به دانش اموزان یک موضوع فصلی دهد مثلا بجای گفتن کلمه پاییز بخواهد از انها در مورد سنجاقک بنویسند. مهمترین چیز برای یادآوری گفته باشو (1644-1694) مشهورترین هایکونویس که درمورداهمیت نزدیکی به طبیعت را اینگونه بیان میکند."برای نوشتن از کاج ،باکاج یکی شوید."بنابراین شخص بایداینقدر به طبیعت نزدیک شود. استفاده از فصل وازه باعث میشود هایکونویس به جهان طبیعی اطرافش بپیوندد وهمین لحظه وهمین زمان وهمین مکان را نقل کند. داشتن فصل واژه باعث میشود هایکو عمیق تر و جهانی ترشود. حالا این دو هایکو را که یکی فصل واژه دارد و دیگری ندارد با هم مقایسه کنید:
همــه چیز ساکت مجسمه جنگجـــــــوی پیر مشهــــور می نشیند بـــــر میز ---------- پـــوشیده باخـــزه در گوشــــــــه سایه دار بـــــــــاغ جنگجــوی پیــــر مشهـــــور (Jackie Morrisonدوازده ساله ،استرالیا)
معلمها توجه داشتند: اکثر شاعرها فصل واژه رو بکار میبرند اما بعضی ازشاعران فصل واژه ای را بکار نمیبرند. در مقابل کلمه ای بکارمیبرند که به طبیعت برمیگردد و در هر فصلی موجودست مثل صدای امواج ... در این هایکو:
باز مــــــیگردد از کـــــــوهستان لباسهـــــــای پــــــدر بـــــوی جنگـــل (Akira Taniguchi, کلاس ششم از ژاپن)
و خیلی ازهایکو نویسهای جدید مرجع به طبیعت را با هم حذف میکنند (مانند اولین هایکوی جنگجوی پیر ). هرچند برای اموزش هایکو به کودکان بهترست ابتدا به بعضی ازکلمات کلیدی که به طبیعت برمیگردند چه فصلی باشند وچه فصلی نباشند توجه کنیم مانند جنگل ،دریا، گل آفتابگردان یا روز کریسمس که این باعث خواهد شد راحتتر بنویسند.
درس دوم: فـــــرم (ریتـــــم هفــــده هجایــــی) هایکواحتمالا کوتاهترین شکل شعرجهان ست. برای مبتدیان بهترست که ازشکل سنتی هایکو یعنی هفده هجایی بود ن (5-7-5) ودر سه سطرنوشته شدن را دنبال کنند. بعضی از ژاپنی ها مخصوصا در انگلیسی هایکو را به صورت شعر بدون وزن می نویسند و از قاعده هفده هجایی پیروی نمیکنند چون معتقدند که با زبانشان متناسب نیست.وانها را محدودخواهدساخت. اما کودکان نیازدارند فرمی را شروع کنند و توصیه میشود همان فرم هفده هجایی سه سطری و بعدا وقتی توانستند هایکو خوبی بنویسند میتوانند دیگر از این فرم پیروی نکنند. هرچند گاهی داشتن هجایی کمتر یابیشتر نیز پذیرفته ست درصورتیکه هایکوی خوبی باشد. چون حتی باشو و دیگر هایکو سرایان معمولا و نه همیشه ازین قاعده هفده هجایی پیروی میکردند. البته درکل داشتن یک ریتم خوب یکی از کلیدهای شعر خوب ست که هایکونیزشامل میشود. اما هایکو ریتم بکارنمیبرد هرچند هایکو نویسان پیشین بدون موفقیت چنین شیوه ای را امتحان کردند. بهترین شیوه کاربرد ریتم هفده هجاییست که طبیعی به نظرمیرسدوباریتم طبیعی زبان اصلی. هایکومعمولا با یک نفس طولانی خوانده میشود. بنابراین دانش اموزان باید برای نوشتن یک هایکوی خوش صدا باگوشها و چشمها و قلبهایشان بشنوند.
درس ســـوم: ایمــــاژ ( تصــــویـــر ذهنـــی ) هایکو نه تنها راه متصل شدن به طبیعت ست همچنین راه دیدن وتوصیف واضح جهان ست. و چون هایکو کوتاهست خواننده می بایست قادرباشد در سه سطر کوتاه انرا تجربه کند. لحظه وضوح (دیدن این ایماژها) که ذهن شاعر را متوقف کرده واورا وادارمیکند که در همان مکان هایکویی بنویسد. برای نوشتن یک هایکوی خوب شخص بایدجهان را به طور واضح ببیندوانرا بطور واضح بنویسدباکاربرد ایماژهای خاص و عینی ( نه انتزاعی ) ایماژمعمولا کلمه ای ست یا گروه کلماتی ست که چیزی را نشان میدهند که بیانگر حسی باشد. مثل حس شنوایی ،بویایی ، بینایی ،شنوایی وچشایی ... برای مثال یک کلمه کلی مانند گل را بکار نبرید اما درعوض زنبق ارغوانی رابکارببرید که تصویرواضحتری ست. کلید اصلی این است که به خواننده نگویید ویا برایش توضیح ندهید بلکه باکلمات آن را نشان دهید. برای مثال وقتی کسی درشب پاییزی به ماه نگاه میکند نگوید"به بالانگاه کردم وماه زیبا رادیدم " صحنه را مانند این هایکوی کودکی بیان کند:
مـــــاه کامـــل میســـازد خیابان نقــــــــره ای در اتاقــــــم (Franziska Stagneth,ده ساله از آلمان)
اینجا هایکونویس اجازه میدهد ایماژ برای خودش حرف بزند ودماه زیبا را تجسم شود. بعضی از هایکوهایی که چنین ایماژهایی دارند:
رودخانــــــه درخشــــــــان می بلعد سفیــدی حــــواصیل (Koji Nakano, دوازده سال از زاپن) ------------- در گـــــرگ و میـــش غــــــروب فقط مــــی درخشند قــارچهــــا (Keiji Beta, دوازده ساله از ژاپن )
و اما چند نکته ای که باید از آن اجتناب کرد: الف: از استعاره دوری کنید چون ایماژ را ضعیف میکند برای مثال " گلبرگهای ریخته گیلاس رقاصه های بالت هستند." ب: از تشبیه دوری کنید چون ایماژ راضعیف میکند برای مثال کلمات "مانند "یا "مثل " رابکارنبرید. برای مثال "شاخه های زمستان مانند انگشتان یخزده". هرچند اگراین یک تشابه غیرمعمول باشد میشود بکاربرد. برای مثال "کلاغهای سیاه مانند نینجاها بر بام پرواز کردند. ج: از تکرار کلمات شبیه به هم دوری کنید. "روشن آفتابــی" د: از کلماتی مانند "زیبا"یا "غمگین .." دوری کنید. ه: ازتوضیح دادن دوری کنید نشان دهید ؛نگویید. برای مثال "برکه آرام "برای بیان " ساکت ست."
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:8
اصول هایکو نویسی
گردآوری و ترجمه: سيد آيت حسينی دانشجوی کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی دانشگاه تهران و کارشناس زبان و ادبیات ژاپنی
نوشتن هايكو هرچند ظاهراً ساده به نظر ميرسد، اما قواعد و اصول بسياري دارد. به قول رابرت فراست شاعر آمريكايي:" شعر و شاعري بدون قواعد مثل تنيس بازي كردن بدون تور است". قواعد تا جايي كه دست و پاي شاعر را نبندند و در اختيار او باشند بد نيستند. باشو گفته است: " قواعد را بياموز و از ياد ببر". پس به عقيده او نخست بايد تمام قواعد را ياد گرفت. در اينجا تعدادي از قواعد سنتي و جديد نوشتن هايكو در زبان ژاپني و زبانهاي اروپايي را مي خوانيم. بدون شك رعايت تمام آنها در يك اثر امكانپذير نيست. زيرا برخي از آنها با هم سازگاري ندارند. بهترين حالت اين است كه از ميان آنها قواعد خود را برگزينيم و به كار ببريم و اگر زماني در هايكوهاي خود به تكرار رسيديم قواعد جديدتري را اعمال كنيم. خواندن آثار بزرگان و تمرين هميشه بهترين راه تسلط به قواعد است:
۱- هميشه تعداد هجاهاي هايكوي خود را بشماريد. 2- هفده هجا را در يك سطر بنويسيد. 3- هفده هجا را در سه سطر بنويسيد. 4- هفده هجا را در سه بند به ترتيب پنج، هفت و پنج هجايي بنويسيد. (قالب استاندارد ژاپني) 5- هفده يا كمتر از هفده هجا را در سه بند به ترتيب كوتاه، بلند و كوتاه بنويسيد. (قالب رايج در زبانهاي اروپايي) 6- كل هايكو را با يك نفس بايد بتوان خواند. 7- از فصلواژهها (كلماتي كه به فصل خاصي از سال ارجاع ميدهند استفاده كنيد). 8- در پايان بند اول يا دوم ( اما نه هردو ) سكوت قرار دهيد. 9- هرگز اجازه ندهيد كه سه بند هايكوي شما پشت سر هم تشكيل يك جمله كامل بدهند. 10- ترتيبي دهيد كه رابطه يا تقابل بندهاي اول و دوم تنها پس از خواندن بند سوم مشخص شود. 11- هميشه از زمان حال استفاده كنيد و در مورد اينجا و اكنون بنويسيد. 12- استفاده از اسامي خاص و ضماير شخصي را تا حد ممكن محدود كنيد. 13- تا جاي ممكن از وجه استمراري استفاده نكنيد. 14- بد نيست اگر دو بند از سه بند شما (اول و دوم) ساختار نحوي يكسان داشته باشند. 15- در مورد ترتيب تصاويري كه هر يك از بندها به دست ميدهند فكر كنيد. مثلا ابتدا يك منظره از دور، بعد بخشي از آن منظره از نزديكتر و در نهايت يك كلوزآپ. 16- لب مطلب را براي بند آخر نگه داريد. 17- سعي كنيد بند اول تا جاي ممكن جذاب و گيرا باشد. 18- هميشه فقط در مورد چيزهاي معمولي، با روشي معمولي و با زباني معمولي بنويسيد. 19- به مطالعه ذن بپردازيد و بگذاريد هايكوي شما مصداق روش بيكلام تصويرسازي باشد. 20- اديان و فلسفــــههاي مختلف را مطالعــــه كنيد و بگذاريد اثــــر آنها در پسزمينه هايـــكوي شما انعكاس يابد. 21- تنها از تصاوير عيني استفاده كنيد. 22- سعي كنيد به سطوح چندگانه از معنا دست يابيد. سطوح بيروني شامل تصاوير عادي و در سطوح عميقتر فلسفه حيات و جهانبيني شما. 23- از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده انزواي خودخواسته و فقر داوطلبانه باشند. (سابي) 24- از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده نوستالژي رمانتيك باشند. (وابي) 25- تضادها را بيابيد و در هايكوي خود به تصوير بكشيد. 26- از جناس و بازي با كلمات استفاده كنيد. 27- در مورد چيزهاي ناممكن به شكلي معمولي صحبت كنيد. 28- از تصاوير تداعــــيگر معانــــي متعالي استفاده كنيد ( از جنگ و جنايت و مسائل جنسي صحبت نكنيد). 29- تنها از تصاوير مـــربوط به طبيعت استفاده كنيد. ( از اشاره مستقيم به مسائل انساني خودداري كنيد). 30- عواطف انساني را با اشاره به جنبههاي مختلف طبيعت تداعي كنيد. 31- از هرگونه اشاره مستقيم به خود در هايكو اجتناب كنيد. 32- استفاده از علائم سجاوندي (نقطه، ويرگول، خط تيره و ...) در هايكو مانعي ندارد. 33- گاهي براي ايجاد ايهام از آوردن علائم سجاوندي خودداري كنيد. 34- قواعد نگارشي زبان خود را به طور كامل رعايت كنيد. 35- از آوردن قافيه پرهيز كنيد. 36- از آوردن اوزان غيرهجايي (مانند وزنهاي عروضي فارسي) خودداري كنيد. 37- از واجآرايي (تكرار آواهاي مشابه در يك بند) استفاده كنيد. (مثل تكرار " چ " در مصرع "سرو چمان من چرا ميل چمن نميكند...") 38- از آواهاي كلمات براي انعكاس دادن احساسات خود استفاده كنيد. 39- هميشه هايكوي خود را به يك اسم ختم كنيد. 40- از هر الهام و شهود آني به عنوان نقطه آغازي براي خلق يك هايكو استفاده كنيد. 41- از آوردن فعلهاي زياد خودداري كنيد. 42- هر جا كه توانستيد حروف اضافه را حذف كنيد. (مانند از، در، به، با، بين، ميان، روي و ...) 43- قيــــــــدها را حذف كنيد. 44- براي هر اسم بيش از يك معرف ( توصيف كنندههايي مانند صفات و ...) نياوريد. 45- با هايكوي خود مثل شعر برخورد كنيد. هايكو جمله زيباي روي كارتپستال نيست. 46- هر هايكويي را كه به ذهنتان رسيد بنويسيد. حتي بدترينشان را. زيرا ميتوانند الهام بخش آثار بهتر بعدي باشند. چند نمــــونه هایکـــــــو از دانش آمــــــوزان: ------- در احساس مــــادری غـــرق بود تیـــری آمد بچه خــــرگوش تنهــا ماند. "ســـروین حــزین " ------ چــراغها خامــوش تنهــا تـــــــولدت مبــــــــــــارک. " افــروز عباسی" ------ صداي گـــــــريه مــــــادري بي هــــــوش تــــولد يك نـوزاد " دنيــا محمدی " ------ نفســــم را حبس کـــردم فــــوتش کردم هــــــر تکه اش به پــــــرواز در آمــــد. " یاسمـــن رضــوی " |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:2
مروري بر اختلال رفتاري بيشفعالي در كودكان
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 6:45
بيشفعالي و نقش تغذيه
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 6:41
با بچههاي بيشفعال چگونه رفتار كنيم
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 6:38
اختلال بیش فعالی
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 6:31
ویژگی های خط فارسی
اولیا ء گرامی :
خدا را شاکرو سپاس گزاریم که در تحقق برنامه ی درسی زبان آموزی دوره ی ابتدایی«پایه ی اول » می توانیم با شما خوبان بدین وسیله ارتباط برقرار نمائیم اگر خدا توفیق دهد ،اطلاعات لازم و ضروری را در اختیار شما قرارداده و از شما نیز انتظار می رود تا نظرات خود را برای ما ارسال نمائید . همانگونه که می دانید زبان فارسی مادر و یاور همه ی دروس نیز هست ، به عبارت دیگر یادگیری دروس دیگر چون ریاضی ، دینی ، علوم ، مطالعات اجتماعی و ... بدون توجه به این درس میسر و ممکن نیست .
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 11:1
تقویت مهارت خواندن
خانواده و تقویت مهارت خواندن در کودکان : خواندن در برگیرنده مجموعه ای از مهارتهاست که پایه مشترک موفقیت در همة زمینه های تحصیلی می شود . محور اصلی سواد آموزی ، خواندن است و از هر کسی انتظار می رود که خواندن و نوشتن را بداند اکثر کودکان به شوق یادگیری خواندن به مدرسه می روند و تحصیلات رسمی خود را با خواندن و نوشتن شروع می کنند . در این مقاله سعی داریم روشهای آماده سازی کودکان در امر خواندن و مشکلات موجود در یادگیری خواندن را مورد بررسی قرار دهیم . تعریف خواندن : خواندن فرآیندی پویا و تعاملی است که هم خواننده و هم محتوا در آنچه آموخته می شود سهیم می باشند بعضی خواندن را تفسیر معنا دار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده تعریف کرده اند . و به عقیده بعضی دیگر ، خواندن برخورد معنا درا با متن است به هر حال خواندن مهارتی است که شاید همه آن را عادی می شماریم ولی در اصل خواندن ، فرآیندی است عالی و پیچیده که جزئیات متعددی را در برمی گیرد . مراحل یادگیری مهارت خواندن : از آن جا که ارتباط چهار مهارت زبانی یعنی گوش دادن ، سخن گفتن ، خواندن و نوشتن امری مسلّم است و توجه کافی به رشد دو مهارت شفاهی زبان ( گفتن و شنیدن ) به تقویت برنامه های آموزش خواندن و نوشتن به کودکان کمک شایانی خواهد کرد ، لزوم توجه به پرورش مهارت سخن گفتن آشکار می شود . یادگیری مهارت خواندن مستلزم کسب مهارتهای الف : بازشناسی دیداری عناصر زبانی ، اعم از حروف ، کلمات و جمله ها ب : درک معنای عناصر ان و روابط معنایی موجود بین آن ها پ : درک پیام جمله و متن می باشد . روش های آماده سازی کودکان برای کسب مهارت خواندن : اکثر خانواده ها علاقمندند که بدانند چگونه فرزندانشان را برای خواندن آماده کنند . مهمترین نکته ای که در این ارتباط باید مطرح کرد این است که وقتی خانواده برای کودک خود کتاب می خواند نه تنها گنجینة تفاوت او افزایش می یابد بلکه از خواندن احساس شادی و لذت کرده ، تلاش می کند خواندن را در اسرع وقت به تنهایی انجام دهد . کودکان زمانی خواندن را به راحتی یاد می گیرند که تجارت تجارت زبانی خوبی داشته و از طفولیت در معرض خواندن قرار گرفته باشند . بنابراین لازم است که پدران و مادران از کودکی برای بچه هایشان کتاب بخوانند یا آن را به عنوان هدیه به کودک بدهند . تجارت زبانی خوب از طریق ارتباط با بزرگسالان با سواد ، تقلید از بزرگ تر ها و کنجکاوی های خود کودک و البته آموزش رسمی خواندن حاصل می گردد . زمانی که یک کودک بزرگتر برای کودک خردسال دیگر کتابی می خواند هر دو طرف بهره مند می شوند چنانچه کودکان در این زمینه تحت فشار و تحمیل قرار گیرند قطعاً موجب شکست و دلزدگی آنان می شود . بنابراین توصیه می شود که والدین در هر شرایطی از این امر اجتناب ورزند . بنابراین به جای اعمال فشار در نخستین مراحل آموزش خواندن ، بهتر است وقتی را برای استفادة کودکان از کتابخانه منظور کرد و در برخورد با کودکان خونسردی و آرامش داشت . زمانی که کودکان از کتاب استفاده می کنند بهتر است به آنان اجازه داده شود که با استفاده از تصاویر ، کلمات را حین خواندن حدس بزنند تا احساس توانمندی کنند . برای افزایش توانایی خواندن در کودک ، هر چه بیشتر تمرین کنید و آنان را به خواندن در منزل تشویق نمائید . اخیراً ارتباط مهمی بین خواندن کودکان در منزل و توانایی ایشان در خواندن گزارش کرده اند . خواندن در منزل تأثیرات بسیار مثبت بر مهارتهای خواندن کودکان دارد . به بیان دیگر ، مهارت خواندن در کودکان با خواندن برای پدر و مادر و اعضای خانواده و تشویق شدن توسط آن ها ، تقویت می شود . بد نیست بدانیم که در تجزیه و تحلیل نتایج آزمون بین المللی پرلز که توسط یک مؤسسة هلندی در ۳۵ کشور جهان و از جمله ایران بین دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی در رابطه با خواندن به عمل آمد و کشور ما در رتبة سی و دوّم قرار گرفت و کشورهای سوئد ، انگلیس و آمریکا رتبه های اول تا سوم را کسب نمودند مشخص گردید که در این کشورها والدین دانش آموزان شرکت کننده در آزمون به مطالعه اهمیت بیشتری می دهند بطوریکه والدین این دانش آموزان حداقل ۶ ساعت در هفته در منزل مطالعه می کنند و همچنین لااقل صد جلد کتاب مخصوص کودکان در خانه موجود می باشد . مشکلات یادگیری در امر خواندن : بسیاری از مشکلات یادگیری به خواندن و هجی کردن مربوط می شود که به صورت ناتوانی در خواندن یا نارسا خوانی ظاهرمی گردد به طور معمول مشکلات خواندن در پایة اول تحصیلی آغاز می شود و در پایه های بعدی تداوم می یابد خواندن و نوشتن تبدیل زبان به نمادهای جدید است به طور معمول دانش آموزی که در زبان و گفتار مشکل دارد نمی تواند بخواند و کسی که در خواندن مشکل دارد نمی تواند به خوبی بنویسد . مشکلات یادگیری در خواندن به عوامل متعددی مانند : آسیب های مغزی ، محرومیت فرهنگی و محیطی ، تحصیلات والدین ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ،عدم آمادگی برای ورود به مدرسه ، عدم دسترسی به کتاب و کتابخانه ، وجود تأخیر در رشد بهنجار زبان و اختلال در دستگاه گفتاری مربوط می شود . برخی از کودکان نیز همانگونه که در تکلم و راه رفتن دچار تأخیر می شوند ، در خواندن نیز با تأخیر روبرو هستند و اعتقاد برخی از متخصصان بر این است که اکثر شکست های تحصیلی در دورة ابتدایی از ناتوانی در خواندن نشأت می گیرد . برای رفع نقیصه و تقویت مهارت خواندن در کودکان هماهنگی لازم بین سه نهاد خانه ، مدرسه و رسانه ها ضروری به نظر می رسد . اما آنچه والدین می توانند برای تقویت مهارت خواندن در فرزندانشان انجام دهند عبارت اند از : نوشتن حروف یا کلمات ( بازی کردن با اسباب بازی های الفبایی ) استفاده از کامپیوتر برای انجام فعالیت مربوط به خواندن . تماشای برنامه های تلویزیونی با زیر نویس . کتاب خواندن . قصه گفتن ، خواندن شعر و سرود . بازی با کلمات . خواندن تابلو ها و علائم راهنمایی و رانندگی در خیابان . خواندن تابلوها و برچسب ها با صدای بلند . به هر حال باید باور کنیم که برای نهادینه کردن مهارت خواندن ، امر خواندن باید از کودکی آغاز شود تا در آینده به صورت یک عادت مثبت و مفید متجلّی گردد . |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 10:54
چگونه می توان فرزندان را به انجام تکالیف درسی شان تشویق کرد؟
اگر مي خواهيد فرزندان خود را به انجام تکاليف درسي شان تشويق کنيد خواندن اين مطلب و رعايت نكات ضروري آن به شما كمك خواهد كرد تا به اين مهم دست يابيد.
1- تکاليف درسي بايد در محيط مطالعه مناسب انجام شود. فرزندان براي انجام تکاليف درسي بايد داراي محيطي آرام باشند ، آنان نمي توانند تکاليف خود را در جلوي تلويزيون يا هنگامي که با تلفن صحبت مي کنند انجام دهند ، يا در صورتي که توسط خواهر يا برادر خود مورد آزار قرار مي گيرند نمي توانند تکليف خود را انجام دهند . محل انجام تکاليف بايد داراي نور کافي باشد . از حواس پرتي کودک هنگام انجام تکاليف درسي خودداري کنيد چون براي تمرکز حواس وقت لازم است . محل کار فرزندتان را به آنچه براي انجام تکاليف نياز دارد تجهيز کنيد تا براي پيدا کردن وسايل مورد نيازش لازم نباشد دست از کار بکشد . 2- تکليف درسي بايد به موقع انجام شود : انجام تکاليف مدرسه بيشترين جروبحث بين والدين و فرزندان مي باشد و درگير شدن شما در اين برنامه ريزي جهت انجام تکاليف بسيار مهم است و کودک بايد در انجام کارهاي درسي و غيردرسي نظم پيدا کند . زمان انجام تکاليف درسي يک زمان از پيش برنامه ريزي شده و اختصاصي است که در طول آن زمان فرزندتان بايد تکاليف خود را انجام دهد و بايد درک کند که در اين زمان بازي کردن ، صحبت با ديگران ، تماشاي تلويزيون را خاتمه دهد و به محل انجام تکاليف برود . برنامه ريزي روزانه براي طول هفته نوشته شود ؛ که در کودکان زير کلاس سوم ، والدين اين کار را انجام داده و براي کودکان کلاس سوم تا دوم راهنمايي با همکاري والدين و خود کودک و از دوم راهنمايي تا آخر دبيرستان خود محصل بايد زمان برنامه ريزي ها را مشخص کند . بهترين زمان را به انجام تکاليف اختصاص دهيد . براي کودکاني که تکاليف را سريع و بي توجه انجام مي دهند زمان اجباري انجام تکاليف را مشخص کنيد و در صورت امکان تکليف را ارزيابي کنيد . بدين طريق بچه درمي يابد که اگر تکليف را غيرمسؤولانه انجام دهد به او وقت آزاد جايزه داده نخواهد شد . شاگردان بزرگتر را تشويق کنيد تا از برنامه ريزي هفتگي استفاده کنند . به کودک ياد دهيد هر وقت به وي تکليف داده مي شود ، بايد آن را با دقت يادداشت کند تا بتواند آن را صحيح انجام دهد . ۳ - بچه ها بايد تکاليف درسي را خودشان انجام دهند . والدين با انجام دادن تکليف درسي فرزندان ، اين باور را در او تأييد مي کنند که او خودش نمي تواند کارش را انجام دهد . بهترين کمکي که مي توانيد به فرزندتان بکنيد اين است که او را تشويق کنيد تا خودش تکاليفش را انجام دهد . به فرزندانتان بگوييد که از آنها انتظار داريد : تکاليفشان را خودشان انجام دهند . هر چند اين تکاليف مشکل است ولي اگر کمکي از دستمان بربيايد کوتاهي نمي کنيم . هر چه کودک بزرگتر مي شود و به کلاس بالاتر مي رود ميزان استقلال فردي انجام تکاليف درسي را بيشتر کنيد . نظارت بر حسن انجام تکليف را داشته باشند . ۴ - برانگيختن فرزندان در جهت انجام دادن کارشان به بهترين وجه : کليه بچه ها به تحسين اهميت مي دهند ، تحسين به ويژه براي بچه هاييکه به سختي برانگيخته مي شوند ، اهميت دارد . به خاطر داشته باشيد که تحسين شما مي تواند در ايجاد احترام به خود ، در فرزندان و نيز در کمک به آنها در کسب رفتارهاي مناسب در زمينه انجام تکاليف اثر زيادي داشته باشد . تلاش هاي فرزندانتان را بطور مستمر تحسين کنيد . مثل : « از اينکه تکليف درسي ات را هر روز به موقع شروع مي کني خوشحالم » و « من واقعاً از اينکه تو ديگر تکاليف درسي ات را بدون کمک به ديگران انجام مي دهي خوشحالم . آفرين » . « از اينکه توانسته اي غلط املائي را کمتر کني خوشحالم چقدر زحمت مي کشي » . به خاطر داشته باشيدکه در آغوش گرفتن يا دستي به شانه زدن ، اثر پيام شما را افزايش خواهد داد . از تشويقهاي مورد علاقه کودکان جهت افزايش انگيزه در انجام تکاليف استفاده کنيد . مثل پارک رفتن و مهماني رفتن . از روش « فرفره » نيز مي توان براي تعيين تشويقها استفاده کرد بدين شکل که روي يک فرفره جوايز مورد علاقه کودک را مي نويسيد و هر وقت از انجام تکاليف وي راضي بوديد يکبار فرفره را بچرخانيد تا يک جايزه مشخص گردد . ( نوع جوايز را مکرر تغيير دهيد ) . از تشويقهاي ساده استفاده کنيد مثل انتخاب نهار - ديدن برنامه کودک و شکلات - تنقلات و غيره . حداقل زمان لازم براي بدست آوردن جايزه براي کودکان ابتدايي سه تا پنج روز ، براي راهنمايي يک تا دو هفته و براي بچه هاي دبيرستان دو تا چهار هفته است بدين صورت که يک جدول يا مربع مشخص کنيد . هر موقع که تکليف انجام گرفت يک مربع را پدر يا مادر امضاء کند و هر موقع به ۱۰ مربع رسيد يک جايزه بستگي به سن کودک براي وي در نظر بگيريد . ۵ - اگر فرزندانتان تکاليف درسي شان را انجام نمي دهند با آنها ارتباطي قاطعانه برقرارکنيد : مشاجره با فرزندانتان موقعيتي است که بردي به همراه ندارد . صحبتهاي خصمانه فقط فرزندانتان را تحقير مي کند . اين صحبتها اعتماد به نفس آنها را ضايع مي کند ، داد و بيداد کردن با فرزند در واقع عصبانيت و عدم کارايي شما را نشان مي دهد و نه قدرتتان را ، و در نهايت باعث مي شود که اصلاً به حرفهاي شما توجه نکند . بخاطر داشته باشيد که شما در موضع قدرت قرار داريد و بايد قاطعانه انتظارتان را مطرح کنيد و مجبور نيستيد مشاجره کنيد . با فرزندانتان مشاجره نکنيد و درخواست خود را مکرر و با قاطيت تکرار کنيد : در برابر هر بهانه اي که فرزند براي انجام ندادن تکاليف مي آورد درخواست خود را قاطعانه تکرار کنيد . ۶ - با عمل خود از گفتارتان پشتيباني کنيد : در برخورد با فرزندانتان ، موضع خود را حفظ کنيد . آنها بايد بفهمند که شما مشاجره نخواهيد کرد . زد و خورد نخواهيد کرد و اينکه شاهد انجام تکاليف درسي آنها خواهيد بود . بايد مثل پدر يا مادر قدرتمند با صبر و حوصله با فرزندتان ارتباط برقرار کنيد و از او بخواهيد که هيچ کار ديگري نبايد بر انجام تکاليف درسي اش پيشي بگيرد . ايستادگي شما به نفع فرزندتان است . به فرزندتان بگوييد که انتخاب با اوست اگر علاقمند است که از امتيازات روزانه مثل تلويزيون تماشا کردن ، بيرون رفتن ، تلفن به دوستان و غيره استفاده کند اول بايد تکاليفش را انجام دهد و قبل از اتمام کامل تکاليف نمي تواند از پشت ميز خارج شود . از تهديدهاي بي معنا که عملي نيستند خودداري کنيد : مثل « خودت مي داني اگر تکليفت را انجام ندهي چه مي شود ، اگر به کارهايت نپردازي تنبيه خواهي شد ، تو را سر جايت مي نشانم » . بر روي خواسته هايتان پافشاري کنيد و مصالحه نکنيد هر چند کودک با ترفندهاي خود حس ترحم شما را برانگيزد . بعضي کودکان با گريه کردن و اظهار عجز نمودن ، عصبانيت و داد و بيداد کردن و يا با اظهار بي تفاوتي نسبت به خواسته شما واکنش نشان مي دهند شما با صبر و آرامش و بدون عصبانيت روي درخواست خود پايدار باشيد . عصبانيت شما نشان از عقب نشيني شما دارد . ۷ - معلمين بايد هميار شما در مدرسه باشند : تکليف درسي حلقه ارتباطي بين خانه و مدرسه است . در مواردي مشکلات تکليف درسي فرزندانتان را مي توان با يک تلاش هماهنگ شده بين شما و معلم او حل کرد . معلمان خوب علاقمندند تا از مشکلات شاگردانشان اطلاع داشته باشند و نمي خواهند بي خبر باقي بمانند . معلمان نظرات شما را با اشتياق مي پذيرند و از تبادل اطلاعات و ايده ها استقبال مي کنند . اگر کودک تکاليف درسي اش را انجام ندهد با معلم او تماس بگيريد . ممکن است کودک در کلاس درس ناتواني در يادگيري يا حواس پرتي داشته باشد . اگر فرزندتان تکاليف درسي اش را سر هم بندي مي کند يا در انجام تکاليفش عادتهاي نادرستي دارد ، با معلمش تماس بگيريد . کودک بايد مطمئن شود که شما با معلمش هماهنگ هستيد و معلم از شما خواسته که در اين زمينه به وي کمک کنيد . ۸ - مهارتهاي مطالعه : الف ) نکاتي در مورد خواندن يکي از مهمترين کارهايي که ميتوانيد انجام دهيد تا فرزندانتان را به خواندن تشويق کنيد آن است که خود شما هم اهل مطالعه باشيد . وقتي بچه ها در حالتي بزرگ شوند که ببينند والدينشان از مطالعه لذت مي برند ، آنها هم بطور طبيعي در اين زمينه کنجکاويهايي نشان مي دهند . بهمين دليل مواد خواندني و کتابخانه همچون وسايل ديگر مثل تلويزيون بايد در منزل شما وجود داشته باشد و محيط مناسب مطالعه را فراهم کنيد . از زماني که فرزندتان کوچک است براي وي کتاب خواندن را شروع کنيد و تا زماني که ميل دارد اين کار را ادامه دهيد . وقتي فرزندتان با صداي بلند چيزي را مي خواند به آنها گوش کنيد . اين کار براي وي لذت بخش است و مهارتهاي خواندن را تقويت مي کند . براي کودک يک کتابخانه مخصوص خودش تهيه کنيد تا کتابهايش را در آن نگهداري کند . تلويزيون را خاموش کنيد و با هم به مطالعه بپردازيد . يک ساعت مطالعه پاياني خوشايند و آرامبخشي براي يک روز کاري است . ب ) خوب خواندن : خوب خواندن شيوه اي است که به فرزندتان کمک مي کند تا به وسيله افزايش مهارتهاي درک مطالب نوشته شده و مطالب شنيداري ، کتابخوان هاي بهتري شوند . يک جلسه خوب خواندن فقط حدود پانزده دقيقه طول مي کشد . براي فرزندتان به مدت پنج دقيقه با صداي بلند کتاب بخوانيد و کلمات را با دقت و به روشني تلفظ کنيد . وقتي فرزندتان کتاب مي خواند به او گوش کنيد . از فرزند بخواهيد که ادامه همان کتاب را با صداي بلند بخواند . به وي يادآوري کنيد بصورت شمرده و داراي معنا بخواند ، اگر لغتي را اشتباه ادا کند اورا متوقف نکنيد . آن را يادداشت کرده و بعداً تذکر دهيد . در مورد آنچه که کودک خواند ، از او سئوالهايي بپرسيد ، گوش کردن و خواندن او را آزمايش کنيد . در مورد پاسخ هايش با او صحبت کنيد و نظرتان را در مورد پاسخ ها بيان کنيد . روش خوب خواندن و پرورش مهارتهاي خواندن يک روش سرگرم کننده اي براي مطالعه جمعي است . از مطالبي که مورد علاقه کودک است شروع کنيد . ج ) نکاتي در مورد آماده شدن براي ديکته نويسي : از فرزندتان بخواهيد که لغات جديد درسي را روي يک کارت بنويسد . لغات را بدقت نگاه کند و بخواند . کارت را پشت رو بگذارد و با صداي بلند بخواند و برگرداند که ببيند درست خوانده يا خير . لغات را در يک جمله بکار ببرد . بعد آن لغات را به فرزندتان ديکته بگوييد ، وقت کافي در اختيارش قرار دهيد تا کلمات را بنويسد . لغات غلط نوشته را جدا روي يک کارت ديگر بنويسد تا چندين بار آنها را تمرين کند . يک روش جالب استفاده از ضبط صوت است که کودک لغات را بطور صحيح مي خواند و هجي مي کند بعد نوار را از اول بگذارد و خودش ديکته بنويسد . د ) چگونه به فرزندتان کمک کنيد تا براي امتحان درس بخواند . قسمت اول : قبل از آنکه فرزندتان درس خواندن را شروع کند به وي برنامه ريزي را آموزش دهيد . تعيين کنيد که امتحان شامل چه موادي است . مثل فصلهايي از کتاب ، يادداشتهاي کلاس ، تکاليف گذشته ، امتحانات يا آزمايشهاي کوتاه در گذشته . تمام موادي را که بايد مطالعه شوند سازمان دهيد . برنامه ريزي زماني را براي هر مورد از موادي که بايد مطالعه شود انجام دهيد مثلاً براي هر فصل چند ساعت مطالعه بايد مشخص گردد . قسمت دوم : چگونه کتاب درسي را مطالعه کنيم . فصل را بصورت اجمالي مرور کنيد : اين مرحله شامل عناوين ، کليه عکسها ، جدولها و نمودارها ، سئوالهايي که در هر فصل آمده و خلاصه آن فصل را بخوانند . دوباره تمام فصل را بطور کامل بخوانيد و هنگام مطالعه مطالب مهم را يادداشت و خلاصه برداري کنيد . فصل را دوره کنيد و يادداشتها را دوباره نگاه کنيد و سئوالات آخر درس را جواب دهيد . تکاليف درسي و يادداشتهاي کلاس را دوره کنيد . سئوالهاي مربوط به درس و آزمايشها و امتحانهاي گذشته را دوره کنيد . نمونه سئوالهاي امتحاني را تهيه و مطالعه کنيد |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 10:36
|