![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
فروردین 1388
اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 جستجو
پیوندها
از وبلاگ با پرستوها بگو دیدن کنید(در مورد کلاس اول)
سایت آموزش و پرورش استان اصفهان سايت زبان انگليسي سايت آموزشي رياضی سایت آموزشی تبیان آدرس اینترنتی آموزش و پرورش سایر کشورها خانه ریاضیات اصفهان یونیسف :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پرنده کوچک خوشبختی
مطالبی برای اولیا ی محترم دانش آموزان دبستان خوارزمی ناحیه 2 اصفهان كمک به كودک خود در آموختن رياضيات
بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات، سعي مي كنند به روشهاي گوناگون متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده رياضي را به او بياموزند. براي اينكه كودك بهترين كمك را دريافت كند، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن است فشار را كاهش داد . انگيزه يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند، مي توان قوي تر ساخت.
سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي، شناخت كودك را از دنياي اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روشهاي آزار دهنده اي براي آموزش مفاهيم رياضي سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد.
· بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او، گاهي و نه هميشه، ماشين حساب و نرم افزارهاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد خواهد بود.
· بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و محاسبه آن آشنا مي كند. بازي هايي مثل مونو پولي، هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان جالب است. يك بازي ديگر هم پيشنهاد مي شود: با كمك يك تاس اعداد، اعضاي خانواده عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني (مثلا يك توماني) دريافت مي كنند، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد، آنرا با اسكناس يا سكه پر ارزش تر، معاوضه مي كنند. وقتي بودجه فرضي تمام شد، كسي كه بيشترين ميزان پول را بدست آورده است، برنده مي شود. در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود.
گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند. در اين شرايط، معلمان بهترين داوري را عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه دارند. علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ، كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده رياضي، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و مسن تر و اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده شود بايد با معلم كودك صحبت نمود. چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند تمرين هايي مانند آنچه در بالا ذكر شد است، رد شود. سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 1:17
شهادت امام جعفر صادق (ع)بر تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت باد
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 1:13
آیا کودکان ما با هوش تر شده اند؟
فيليدا براون می گويد بچه ها ... آنها تمام وقت خود را با بازيهای ويديوئی و رد و بدل نمودن نوشته برای يکديگر صرف می کنند آيا می توان به پای آنها رسید ؟ يک جمله تکراری ، ممکن است ، ولی بايد بپذيريد که اين موضوع واقعيت دارد. بیشتر بچه ها در برنامه ريزی ويديو و set up کردن کامپيوتر ، از پدر و مادرخود بسیار بهتر هستند. آنها می توانند پدر و مادر خود را در بازيهای ويديوئی شکست دهند و احتمالا فکر می کنند که از پدرو مادر خود باهوشترند. اما باعث شگفتی است که اين بچه ها ممکن است راست بگويند . اگر از تست های IQ چيزی دستگيرمان شود ، نشان می دهد که جوانان امروزی واقعا" با هوشتر از پدر و مادر خود هستند. مطالعات انجام شده در کشورهای متعددی نشان می دهد که نمرات IQ لااقل از دهه 1950 ميلادی ، درحال افزايش است ، بدين ترتيب اگر فردی دارای IQ متوسط آن دوره باشد ، امروز کم هوش درنظر گرفته می شود. بنظر می رسد که باگذشت هرنسل ، انسانها با هوشتر و با هوشتر می شوند ، ولی نه به اين سرعت. هوش یک مفهوم بی ثبات و وابسته به زمان می باشد و بين روانشناسان ، جدالهای جدی ای برسر اين مسئله که چه چیزی بعنوان افزايش ميزان IQ درنظر گرفته شود، وجود دارد برخی از محققان بر اين باورند که ما اصلا" باهوشتر نمی شویم ، بلکه فقط در حل برخی از مسائل خاص ، مهارت می يابيم. با اين وجود، ديگران می گويند که ، آنها بازتاب افزايش ميزان IQ را در دنيای واقعی سنجش هوش ديده اند و برای مغشوش تر ساختن امور، توصيه هايی وجود دارد و زمان آن رسيده که به آنها خاتمه دهيم. ما بايد با اينها چه کار کنيم ؟ برای پرسش دراين زمينه ، بايد از شخصيت بارزی چون James Flynn ، استاد علوم سياسی دانشگاه Otago درDunedin نيوزيلند استفاده نمود. وی ابتدا نشان داد که ميزان IQ در اواسط دهه 1980 ميلادی افزايش يافته است. اين روش با توجه به القابی که ديگران به آن داده اند، تحت عنوان اثر فلين شناخته شده است ، يافته ها ، سئوالات جديدی را در اين مورد برانگيخت که آيا تست های IQ قادر به بازگو نمودن یکسری از مسائل هستند يا خير . در رويداد بزرگی که در سال 1987 ميلادی در روزنامه ها بچاپ رسيد ، Flynn بکمک تست های قدرت استدلال افراد ، مقايسه هايی را با جزئيات کامل در 14 کشور انجام داد. اين اطلاعات ازکشورهايی مانند بلژيک و هلند که خدمت سربازی تا سال 1980 ميلادی در آنها جريان داشت ، بدست آمد . ضرورتا" ، هرمرد جوانی ( و در برخی از کشورها ، هر زن جوانی ) مجبور به انجام تست هايی بودند که بر اساس طرحهايی تعيين شده بود ، و از اين رو ، نتايج شاخصی برای آن جمعيت محسوب می شد. نتايج ، از کشوری به کشور ديگر متفاوت بود ، ولی نتايج آنها را می توان به ميزان IQ تبديل نمود تا بتوان آنها را با يکديگر مقايسه کرد. در کشورهای ديگر ، می بايستی فلين به اطلاعات تست IQ اعتماد نمايد بطور کلی نتايجی را که او در( Psychology Bulletin( p171 ,vol 101 به چاپ رسانيد ، رشد واقعی را در امتيازات ، تا 25 امتياز در يک نسل نشان داد. با اين وجود ، هنوز نمرات خام کلی ، مطالب زيادی را برای فلين آشکار نساخت . برای افزايش يافته ها ، او به امتيازاتی توجه کرد که هر تست IQ منطقی برای سنجش قدرت کلام ، شمارش و ديد فضايی انجام شده بود . این گروه آخر ، معمولا" ماتريس های Raven را نيز شامل ميشود. اشکال متسلسل که يک قسمت آن گم شده بود. داوطلب می بايستی از بين متغيرها ، يکی را انتخاب کرد. مثلا" اينکه کدام شکل را بايد در ناحيه خالی قرار داد . زمانی که فلين به امتيازات بيشتر دقت نمود ، طرح کلی ، کاملا" واضح بود بيشترين افزايش امتيازات تقريبا" در هرمورد ، مربوط به ماتريس Raven و تست های مشابه به آن بود ، در حاليکه امتيازات شمارشی و کلامی ، افزايش ناچيزی را نشان می داد. از زمان تحقيق نوشته شده در سال 1987 ميلادی فلين ،بيشتر کشورها ، بعلاوه اسرائيل و اخيرا" آرژانتين را مورد توجه قرار داده بود . وی سمت گيری رو به افزايش مشابهی را بدست آورد که علت بيشتر اين افزايشها مهارتهای ديدن فضايی و خيالی بوده است. فلين از پر معنا بودن اثری که بنام وی نامگذاری شده مطمئن است ولی ، به اين مسئله که ما به مغزهای متفکر تبديل می شويم اعتماد ندارد. او می گويد که اجداد ما از ما عقب نمانده بودند و ما هم نابغه نيستيم . احتمالا" ما ، فقط مهارتها و عادات ذهنی خود را که سبب حل شدن مسائل ذهنی می شود را افزايش داده ايم. مهمتر آنکه اين مسائل را جدی تر می گيريم. فلين می گويد : انسانها برای حل يکسری از مهارتها پيشرفت نموده اند . دلیل او اين است که با گذشت زمان جامعه ما ، مردم را وادار به فراگرفتن اين مهارتهای ذهنی نموده است . زمانيکه اجداد ما بزرگ می شدند ، مردم مهارتهای ذهنی ديگری چون محاسبات ذهنی یا حفظ کردن لغات متعدد را مهم می دانستند . عکس العمل آنها در برابر برخی از اين مسائل که ما اکنون آنها را جدی می گيريم می توانست اين باشد که حالا فايده آن چيست ؟ فيلن بر اين باور است که در جوامعی که تست هوش بعنوان يک نگرانی در نظر گرفته می شود ، مهارتهايی چون حل مشکلات بطريقه ذهنی ، سريعتر از مهارتهای ديگر رشد می کند. همچنين نياز به توانايی های ديدن فضايی ( سه بعدی ) به اين علت رشد يافته که ما نياز به استفاده از کامپيوتر ، تلويزيون و رانندگی کردن داريم . پس ، انتظار می رود که نسلهای موفق مهارتهای فردی را ، در اين جهت بيشتر از جهات ديگر رشد دهند. او می گويد : تصور نمی کنم که هوش يکباره افزايش يابد. بيشتر روانشناسان پذيرفته اند که ميزان IQ افزايش پيدا کرده ولی در مورد اينکه چه مقدار افزايش يافته است ، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی مانند ، Robert-Howard روانشناس تجربی دانشگاه New South Wales سيدنی به اين موضوع اشاره می کند که هوش عمومی ما ، بر اثر تغذيه بهتر ، خانواده های کوچکتر ، تحصيلات بالاتر و ديگر تغييرات محيطی بالا رفته است. John Rust از کالج Goldsmiths دانشگاه لندن ، براین عقيده است که فقط جبر در انجام فعاليتهای ديد فضايی سبب افزايش ميزان IQ نمی گردد. در بين عوامل فراوانی که وجود دارد ، او معتقد است که با پيچيده تر شدن جامعه ، مردم بايستی بر روی تمام مسائل فکر کنند . همچنين وی اشاره می کند که اگر يک انسان پيشرفته مانند آينشتاين که تئوری نسبيت را کشف نمود ، مفهومی را کشف نمايد برای ما راحتر خواهد بود تا بطريقی ماهرانه تر انديشه نماييم. بطور کلی ما بايستی ياد بگيريم تا با ايده های پيچيده تر سروکار داشته باشيم. ولی برخی از محققان در تست های IQ به فراسوی جلوه گری انسان می نگرند و به تحقيق در مورد شواهدی در دنيای واقعی پرداخته اند که بيانگر باهوشتر شدن انسانها می باشد. در مطالعه ای که در سال گذشته به انجام رسيد ، Howard مجموعه ای از شاخصهايی که شامل ميزان بهره وری علمی و حضور در بازيهای فکری نظير شطرنج ، بريج و شطرنج ژاپنی بود را تجزيه و تحليل نمود. وی بطور آزمايشی دريافت که حقيقتا" مردم ، بطور فزاينده ای باهوشتر شده اند. بعنوان مثال ، سن جوانترين و ماهرترين بازيکن شطرنج از سال 1991 ميلادی چهار برابر کاهش يافته است درحاليکه از سال 1950 ميلادی تا آن زمان تغيير ايجاد نشده بود. بايد پذيرفت که هيچکدام از معيارها به تنهايی يک شاهد مجاب کننده برای افزايش هوش نمی باشد. مثلا" افزايش ميزان بهره وری علمی ، بسادگی بيانگر اين حقيقت است که دانشمندان همواره تحت فشار فزاينده ای قرار دارند تا مقالات تحقيقی خود را بچاپ برسانند و تعدادی از اندازه گیری ها ، مانند امتيازات انحصاری ، روند آشکاری را نشان نداده است. با وجود این محدوديتها، Howard تشخيص داد که که واقعيتی به وقوع پيوسته است ، بويژه در مورد مهارتهای ديد فضايی ، که بازيکنان شطرنج ماهر بدان نیاز دارند. وی می گويد : کودکان از لحاظ ديداری باهوشتر می شوند ، چرا که آنها همواره با موضوعات ديداری سروکار دارند و همانند فلين بر این باوراست که اين امر ، سبب افزايش IQ آنها می گردد. علت زمينه ای هرچه باشد ، بنظر می رسد که اثر فلين حقيقت دارد. زمانيکه مجبور به حل مشکلی باشيد یا موضوع مهارتهای ديد فضايی مطرح باشد ، شما از پدر و مادر خود باهوشتر و از پدربزرگ و مادر بزرگ خود بسيار باهوشتر هستيد ، اما آيا همواره می تواند اينگونه باشد؟ آيا کسی باهوش متوسط امروزی ، در سال 2050 ميلادی بمانند يک کودن است ؟ احتمالا" نه تحقيقات اخير ، Howard را به مسير تحقيقاتی متفاوتی هدايت کرده است. برعکس ، اکنون وی بر این باور است که افزايش هوش ، احتمالا" در کشورهای صنعتی به اوج خود رسيده است . بخشی از نتايج وی از بررسی هايی که بکمک معلمان مدارس صورت گرفته ، بدست آمده است . او می گويد : اگر هوش در حال افزايش باشد ، معلمان بايستی آنرا گزارش دهند. هیچکس اين مسئله را بطور سيستماتيک از آنها بازخواست نکرده است . به همين خاطر Howard به کمک معلمان دبيرستان های سيدنی که از سال 1979 ميلادی در آنجا کار می کرده اند ، بررسی های را به عمل آورده است . بيشتر آنهايی که به اين سئوال جواب داده اند ، اظهار داشته اند که هوش عمومی افزايش نيافته است . سپس Howard همين پرسشنامه را به معلمان با تجربه در مدارس ابتدايی استراليا ، سنگاپور و کره جنوبی داد. تفاوتها بسيار چشمگير بود . معلمان دبستانی در استراليا اظهار داشته اند چندين سال است که بچه ها باهوشتر نشده اند . ولی معلمان دبستانهای سنگاپور و کره جنوبی به وضوح اظهار داشته اند که در آنجا ، بچه ها باهوشتر شده اند. Howard می گويد: کاملا" بديهی است که بچه های امروزی باهوشتر از بچه های قبل هستند. او معتقد است که اين مسئله در قياس با نظرات معلمان استراليايی ساختگی نيست . " تعبير من اين است که افزايش هوش عمومی درکشورهای صنعتی ساليان سال است که متوقف شده است " . او حدس می زند که در جوامع صنعتی ، تغييرات اجتماعی ای که سبب تحريک افزايش هوش عمومی می شوند، اکنون کاملا" پايدار و مشخص شده است ، فقط مهارت های ديداری ، فضايی رو به بهبود است. بر عکس ، اقتصاد بسيار روبه رشد آسيايی ، در طی 40 سال ، آن جوامع را به جوامع پيشرفته تبديل کرده است و تغييرات سريع ادامه دارد. بعنوان مثال Howard برای حمايت از اين نظريه ، اطلاعات بدست آمده از دانمارک را بيان می کند. هنوز ارتش دانمارک ، مردان جوان را برای خدمت سربازی ضروری احضار می کند ، با اين وجود، تعداد کمی از افراد ، بايستی خدمت سربازی را بر خلاف ميل خود انجام دهند. از سال 1957 ميلادی همه اشخاص 17 ساله ، تست هوش دقيقا" مشابهی را انجام دادند. که تست های مشابه ماتريس Raven را شامل می شود. همچنين داوطلبان بايستی بتوانند اشکال هندسی اصلی که در بوجود آمدن اشکال پيچيده تر نقش دارند را شناسايی کنند. سئوالات شفاهی نيز دارد. مانند آيا خورشيد همانند ماه برای روز است ؟ و سئوالاتی در مورد سری اعداد مانند 8532 ؟ نتايج اين آزمون ها توسط Tomas Teasdale نوروپاتوبيولوژيست دانشگاه کپنهاک و David Owen که اکنون در دانشگاه نيويورک می باشد ، به دقت بررسی گرديد . در طی دهه های 1960 و 1970 ميلادی ، نمراتی که بر پايه يک معيار مشخص سنجيده شده بود در کشورهای ديگر نيز افزايش يافته بود. اما در طی دهه 1990 ميلادی ميزان رو به بهبود IQ به اندازه یک واحد کاهش يافت(telligence, vol.28 p.115 ) بعلاوه ، امتيازات فقط در ارتباط با سئوالات ديداری . فضايی بهبود یافته بود. اعمال شفاهی و شمارش، اهميت خود را از دست داده اند. همه چيز به اينجا ختم نمی شد. اخيرا" Teasdale گزارش داده است که نمرات از سال 1999 ميلادی به بعد يک کاهش عمومی را نشان می دهد. وی می افزايد که سال 1999 ميلادی ، اولين سالی است که در آن تعداد نوجوانان دانمارکی ای که پس از 16 سالگی به تحصيلات دانشگاهی می پردازند ، کاهش يافته است . چرا اين مسئله اتفاق افتاده است ؟ يکی از علل آن می تواند آن باشد که برای سنجش ميزان توانايی افراد در اين تست ها ، محدوديت هايی وجود دارد و اکنون نوجوانان دانمارکی در حال رسيدن به آن هستند. ممکن است که يک حداکثر مطلقی برای تواناييهای افرادجهت انجام اين اعمال وجود داشته باشد بدون توجه به اين مطلب که فرهنگ رايج تا چه اندازه آن را مورد تشويق قرار می دهد. ولی بر اساس گفته های Tesadale جواب مسئله اين نيست . اين موضوع روشن نمی سازد که چرا نمرات روند روبه کاهش را پيدا کرده اند. اگر به آن حداکثر نرسيده باشيم ، نتايج تست بايستی آن را تحت فشار قرار دهد ، نه آنکه آن را کاهش دهد. ترازکننده بزرگ Howard براين باور است که ترازکننده نمرات IQ در دانمارک ، بدلیل مشکل انگيزه ، پايين می باشد . او از تحقيقات معلمان مدرسه در استراليا يک علامت هشدار دهنده ای را بدست آورد . بيشتر معلمان تصور می کردند که دانش آموزان آنها باهوشتر يا کودن تر از قبل نشده اند. ولی اکثريت قريب به اتفاق از اين مسئله شکايت می کردند که دانش آموزان نسبت به مدرسه علاقه کمتری نشان می دهند. Teasdale با هيپکدام از اين نظريات متقاعد نگرديد. نظر معلمان فقط نمونه ای از تمايل بزرگسالان نسبت به اين مسئله است که جوانان بدترينند. مسئله اين است که حتی در کره جنوبی که معلمان بر اين باور بودند که انگيزه دانش آموزان نسبت به گذشته کاهش يافته است . با این وجود ، بزرگترين و بدترين بخش گمشده در اين معما، نتايج ترک تحصيل کنندگان دوره دانشگاهی است. در سراسر جهان ، نتايج ، درحال بهبود يافتن يا بهتر شدن است يا آنکه به همان ترتيب باقی مانده است ؟ متاسفانه جواب دادن به این سئوال مشکل است . آزمونها در طی سال ها تغيير يافته اند. و به همين ترتيب تعيين اين که داوطلبان اين تست ها را با چه دقتی انجام می دهند نیز مشکل است. و اين مسئله که دريابيم بهترين حدس در اين مورد آن است که اگر روند کلی درحال کاهش نباشد ، تغييری نکرده است. در ايالات متحده آمریکا ، که تست ترک تحصيل کنندگان نسبتا" بدون تغيير مانده است ، نتايج از دهه 1950 ميلادی بهترين حالت ثبات را نشان می دهد. در بريتانيا تعداد دانش آموزانی که نمرات بالايی را در سن 18 سالگی می گرفتند از سال 1990 بشدت افزايش یافته است . ولی Rust بر اين باور است که اين مسئله بيانگر افول استانداردهای آزمونها برای ورود افراد بيشتری به تحصيلات عالی می باشد . اگر بخواهيد ميزان راهيابی را از 5 به 3% برسانيد ، تنها راه ممکن اين است که استانداردهای ورودی را پايين بياوريم. فلين شخصا" ازنزديک بر اين يافته ها نظارت دارد. وی در نتيجه گيری شتاب نمی کند بلکه منتظر می ماند تا نتايج بيشتری را از کشورهای ديگر بدست آورد. ولی او از خود سئوال می کند که آیا ما به جايی رسيده ايم که دانش آموزان ، ديگر دوست ندارند ، بيشتر از اين به آنها فشار وارد شود. آيا شرايطی که سبب چنين پيشرفت سرسام آوری در توانايی افراد شده است با رشد و غنی شدن هر چه بيشتر جامعه از بين می رود؟ وی اظهار می دارد که درتاريخ بشريت ، غنی شدن باعث نابودی می شود . به آنچه که بر سر رومی ها آمد نگاهی بيافکنيد : آنها تنبل شدند و يونانی ها را به خدمت گرفتند تا بجای آنها فکر کنند. تا به امروز دلیلی بر صحت اين مطلب وجود ندارد که ما فکر کنيم جوامع صنعتی شده بدين راه کشيده شوند. اما شايد ، فقط شايد بايستی کمی نگران باشيم !
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ساعت 5:33
یک دانش آمــــوز خــلاق :
" به خانم معلـــم گفتم كه نقاشي خواب ديشب خودم را كشيده ام. اما او هم مثل بقيه بچه ها مرا مسخره كرد، من هم آنـــرا پاره كردم و به جاي آن يك خانه و يك درخت كشيدم! "
مـــوانع خلاقیت در محیط خـــانواده 1- تاكيـد بيش از حـد والديـن بر هـــوش و حافظـه كـــودك بسياري از والدين، ناآگاهانه كودك خود را فقط با هدف تقويت مهارتهاي حافظه اي و انباشتن ذهن وي از اطلاعات لغوي ،تربيت و هدايت مي كنند و براي حافظه و هوش كودك اهميتي بيش از حد قائل مي شوند.اين گروه از والدين بدون در نظر گرفتن اين اصل تربيتي مهم كه تنها اطلاعات عمومي و داشتن حافظه ي قوي براي تكامل و رشد فكري و باروري استعدادهاي كودك كافي نيست، با اصل قراردادن هوش وحافظه كودك ،از پرورش ساير توانمنديهاي ذهني و رواني كودك خود كه مهمترين آنها تفكرخلاق است، غافل مي مانند.
2- ايجاد رقابت ميان كــــودكان معمولا رقابت ميان كودكان وقتي پديد مي آيد كه :
معمولا كودكان چنانچه احساس كنند كه كار آنها توسط والدين مورد ارزشگذاري قرار خواهد گرفت و يا به بهترين كار جايزه يا پاداش داده خواهد شد، بيش از آنكه به انجام بهتر كار بيانديشد،به كسب آن جايزه فكر مي كنند. ضمن اينكه گاهي اين رقابتها به ستيزه جويي ميان كودكان تبديل مي شود و سبب مي گردد تا آنها نتوانند از توانايي ها و استعداد هاي واقعي خود استفاده كنند.
3- تاكيد افـــراطي برجنسيت كــــودك تاكيد بر جنسيت كودك و تمايز قائل شدن زياد ميان دختر و پسر يكي از موانع مهم رشد خلاقيت كودكان در گروهي از خانواده هاست. در برخي از فرهنگها بسياري از دختران و پسراني كه از تفكر هايي خلاق برخوردار هستند،به سبب ملزم شدن به رعايت پاره اي از مقررات و هنجارهاي از پيش تعيين شده و هم چنين به دليل قرار گرفتن در نقش هاي قالبي كه فرهنگ و محيط بر آنها تحميل كرده ،علائق و تمايلات خلاقانه خود را سركوب مي كنند و در نتيجه به تدريج دچار تعارض شده و خلاقيت آنها از بين مي رود.
4- قــــرار دان قـــوانين خشك و دست و پا گيــــر در منـــزل بسياري از والدين براي كودك خود قوانين و مقررات خشك و محدود كننده اي نظير تعداد ساعتهاي درس خواندن در روز ،راس ساعت معين خوابيدن ،استفاده از لوازم خاص و ... قرارمي دهند . پديد آوردن چنين شرايطي در منزل و اصرار و پافشاري بر رعايت آنها از جانب كودكان ،سبب مي شود كودك تدريجا به كليشه اي و تكراري رفتار كردن عادت كند. بايد توجه داشت كه افكار و رفتارهاي كليشه اي و تكراري نقطه متضاد خلاقيت است .
5- عدم آشنايـــی والدين با مفهوم واقعـــی خلاقيت عدم آگاهي و شناخت برخي والدين از فرآيند رشد خلاقيت در كودكان و مطالعه نكردن آنها در اين زمينه ،سبب مي شود آنها هيچگاه نتوانند براي پرورش و شكوفايي خلاقيت خود برنامه ريزي و اقدام صحيحي نمايند و به اين ترتيب ناخواسته سبب مي شوند استعداد هاي خلاق كودك آنها به هدر رود.
6- انتقاد مكــــــــرراز رفتارهای كـــودك ارزيابي پي در پي رفتارهای كودك و زيرذره بين قرار دادن و انتقاد از كارهاي او در خانواده ،آزادي ،امنيت خاطر و اعتماد به نفس كودك را مختل مي سازد و ترس از اشتباه را در وي تقويت مي كند.اين ترس چنانچه در كودك حالت مرضي پيدا كند ،جرات ابرازهرگونه انديشه جديد و يا انجام كارهايي كه در عين خلاق بودن احتمال وجود اشتباه نيز در آنها وجود دارد را دركودك از بين مي برد و به اين ترتيب خلاقيت كودك كه لازمه اش داشتن آزادي و امنيت خاطر در محيط خانواده و ريسك پذيري و عدم ترس از اشتباه مي باشد، با مانع روبه رومي گردد.
7- بيهـــوده شمـــــــردن تخيلات كــــــودك تخيل كودك اساس خلاقيت اوست و چنانچه تخيلات و روياهاي كودك مورد بي توجهي ،تمسخر و يا بيهوده انگاشتن از جانب والدين شمرده شود، در واقع سرچشمه خلاقيت او خشكانده شده است. محكوم كردن خيال پردازي كودك و وادارنمودن او به واقع بيني در خانواده نگرش و شيوه اي كاملا اشتباه است و براي بذر حساس و زود رنج خلاقيت كودك ،آفتي مهلك محسوب مي شود.
8- عـــدم شناسايــی علائق درونــی كـــودك بسياري از كودكان خصوصا در سنين پايين ،از علائق و كششهاي خود نسبت به موضوعات و پديده هااطلاع روشني ندارند و يا اينكه نمي توانند آنرا به زبان بياورند. اين موضوع از مواردي بسيار حساس بشمار ميرود كه بايد از دوران كودكي مورد توجه والدين قرار گيرد . خانواده هايي كه نسبت به اين موضوع بي تفاوت هستند و سعي نمي كنند انگيزه ها و موضوعات مورد علاقه كودك خود را شناسايي وكشف كنند، ناخواسته فرصتهاي زيادي را براي رشد خلاقيت كودك از وي سلب مي كنند.
9- عــدم وجود حس شــــوخ طبعـــی در محيط منـــزل شوخ طبعي از شاخصهاي مهم خلاقيت به شمار ميرود و وجود حس شوخ طبعي در فضاي خانواده بسيار حائز اهميت است ، زيرا مستقيما به رشد خلاقيت كودك كمك مي كند. اما در خانواده هايي كه فضاي زندگي آنها خشك ،رسمي و جدي است، زمينه اي براي بروز حس شوخ طبعي كودك به وجود نمي آيد و در نتيجه در چنين محيطي بسياري از كشش هاي خلا قانه كودك پنهان مي ماند.
10- تحميل نقش بـــزرگسـال به كــودك بسياري از والدين علاقمندند كه كودك آنها سريعا رشد كند و كودكي خود را پشت سر بگذارد. آنها گاهي براي تسريع اين امر سعي مي كنند ا كودك خود مانند بزرگسالان رفتار كنند و به تبع آن از كودك خود توقع ايفاي نقش هايي بزرگتراز محدوده سني آنها را دارند. تحميل نقشهاي كاذب بزرگسالي به كودكان، روند رشد اجتماعي آنان را مختل مي سازد و سبب پديد آمدن رفتارهاي نابهنجار و تصنعي در آنها مي گردد وهمين امرباعث از بين رفتن بسياري از استعدادهاي خلاق دوران كودكي مي گردد.
« به تخيل كودكان خود پروبال بدهيد آن وقت از پرواز بلند آنها شگفت زده خواهيد شد» |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ساعت 5:23
پیر مرد و شیطان
يکي بود يکي نبود مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات
مناسب انجام نشد.
فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را
نيافت او را به جهنم فرستاد.
در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد
مي تواند وارد شود.
مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .
چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:
« اين کار شما تروريسم خالص است! »
نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت:
« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي که رسيده
نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در
جهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسند.
جهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »
وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت:
« با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را
به بهشت بازگرداند! »
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 19:22
چگونه به پرورش اعتماد به نفس در فرزندانمان كمك كنيم
يكی از عوامل مهم در رشد شخصيت كودكان، پرورش حس اعتماد به نفس در ايشان است. برای اين كه كودكان و نوجوانان بتوانند از حداكثر ظرفيت ذهنی و توانمندیهای بالقوه خود بهرهمند شوند، بايد بتوانند نسبت به خود خوشبين و نسبت به محيط اطراف دارای احساس توانايی بوده از انگيزههای قوی برای تلاش برخوردار باشند و به يك كلام اينكه بايد از حس اعتماد به نفس برخوردار شوند. بيشتر صاحب نظران از اعتماد به نفس به عنوان يك نكتهی كليدی كه میتواند اغلب جنبههای زندگی انسان را تحت تاثير قرار دهد ياد میكنند. اگر والدين تمام تلاش خود را برای رشد و پرورش اعتماد به نفس در كودكان به كار ببرند، بهترين فرصت ممكن را برای رشد و تكامل استعدادهای بالقوهی آنان مهيا كردهاند. اعتماد به نفس يعنی اعتماد به خود، باور داشتن استعدادها و توانايیهايی خود برای يادگرفتن و پيشرفت كردن. كسانی كه اعتماد به نفس ضعيفی دارند، تصميمگيری برايشان دشوار است؛ اغلب نمی دانند در زندگی چه می خواهند و به سختی با ديگران ارتباط برقرار می كنند. كودكانی كه اعتماد به نفس بيشتری دارند، با بهرهگيری از استعداد و خلاقيت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحـتی تحت تاثير قرار نمی گيرند. يكی از عوامل موثر در ايجاد اعتماد به نفس برخورداری از روابط خوب در دوران كودكی است زيرا در اين زمان است كه بذرهای اعتماد به نفس در وجود انسان كاشته می شود. وجود اعتماد به نفس در پدر و مادر بيشتر از آموزش مستقيم آن به كودكانشان موثر است. اعتماد به نفس خصوصيتی اكتسابی است. اين خصوصيت از طريق وراثت به كودكان انتقال نمی يابد؛ ما به عنوان والدين نقشی اساسی در روند شكلگيری اين خصوصيت در فرزندانمان داريم . از راههای مختلف می توان به پرورش اعتماد به نفس در كودكان كمك كرد از جمله : محبت كردن به كودك : پايهی احساس ارزشمندی كودكان بخصوص در سالهای اوليه از عشق و محبتی كه والدين به آنها ابراز می كنند محكم می شود. احترام گذاشتن به شخصيت كودك : به اين معنا كه برای آنان شخصيت مستقل قايل شويم ، يعنی برای آنان اين حق را قايل باشيم كه بتوانند طور ديگری فكر كنند و به شكلی ديگر غير از روش ما عمل كنند. گفتگو با كودك : با گوش دادن درست به كودكان و گفتگو با آنان نشان می دهيم كه برايمان ارزش و اهميت دارند. كمك به رشد حس استقلال در كودكان : بايد به فرزندانمان فرصت بدهيم تا حدودی با مشكلات و موانع برخورد كرده و بر آنها تسلط پيدا كنند. با اين كار به تدريج به توانايی خود در حل مشكلات اعتماد پيدا می كنند. پذيرش كودك : اگر كودكانمان را همان طور كه هستند بپذيريم ، آنها نيز می آموزند كه خودشان را با همهی نقاط ضعف و قوت خود بپذيرند و دوست بدارند. تشويق كودك : تشويق درست و بجا و بموقع باعث می شود كه كودك نسبت به خود احساس مثبتی داشته باشد و اين خود باعث رشد اعتماد به نفس می شود. تنبيههای نادرست : اثر مخرب بر ايجاد اعتماد به نفس دارد سپردن مسئوليت : با سپردن مسئوليتهای متناسب با توانايی های كودك به او ثابت می شود كه می تواند از پس بسياری از كارها برآيد. فرصت انتخاب : با شيوههای درست به كودك فرصت دهيد تا آنچه را می خواهد خود انتخاب كند. خلاقيت : با ايجاد محيط مناسب برای پرورش خلاقيت كودك می توان اعتماد به نفس را در او تقويت كرد. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 19:2
چند پيشنهاد براي انجام بهتر تكاليف درسي در خانه
ايجاد جوي مساعد براي تسهيل انجام تكاليف درسي در خانه، نيازمند تميهدات متعددي است كه بسياري از اولياء بدان واقفند. رعايت چند نكته زير نيز مي تواند در بهبود اين وظيفه تحصيلي شاگردان موثر باشد:
1- ايجاد شرايط مطلوب و لوازم مناسب براي انجام تكليف شب
دانش آموز نمي تواند در هر جا و تحت هر شرايطي كاركند. درس خواندن نيز مانند همه كارهاي ديگر آداب و رسوم خاص خود را دارد و كودك براي اينكه بتواند خوب كار كند نيازمند محيطي مطلوب از نظر نور، سر و صدا و حرارت است. او جاي مناسبي براي نشستن مي خواهد و به لوازمي؛ مانند مداد، خودكار، پاك كن، خط كش، كتاب و جزوه درسي و احتمالاً فرهنگ لغات و چيزهايي از اين قبيل احتياج دارد كه لازم است اين وسايل را پيش از شروع به كار در كنار خود داشته باشد.
2- شناخت روش يادگيري كودك
همان طور كه مي دانيم كودكان به طرق مختلف مطالب را فرا مي گيرند. "دلاگاراندري1" يكي از متخصصان تعليم و تربيت در فرانسه نحوه يادگيري دانش آموزان بسياري را در سنين مختلف مطالعه نموده است. وي اين نتيجه را مورد تاكيد قرار مي دهد كه برخي از كودكان آنچه را كه مي شنوند سريعتر و بهتر ياد مي گيرند و تصوير آن را در ذهن خود حفظ مي كنند، در حالي كه برخي ديگر، آنچه را كه با چشم خود مي بينند بهتر ياد مي گيرند تصوير آنچه ديده شده است بهتر در ذهنشان نقش مي بندد. كودكاني نيز وجود دارند كه با داشتن حس لامسه قوي اگر فرصتي براي انجام كارهاي دستي در ارتباط با مطالب درسي به آنان داده شود مطالب را بهتر درك مي كنند. (بريدن شكل مثلث يا مربع، درست كردن يك مكعب مستطيل با مقوا و . . . )
3- نظارت بر تكليف شب بله، اما تا چه حد؟
در حالي كه بسياري از كودكان وقتي بدانند فعاليت درسي مورد انتظار معلم چيست و معني پرسشها برايشان روشن و شرايط انجام كار مناسب باشد به كار مشغول مي شوند، بعضي ديگر در انجام تكاليف خود نيازمند نظارت و كمك مستقيم اولياي خود هستند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 8:45
سلسله مباحث روش هاي يادگيري
كمك مدرسه در انجام تكاليف
معلماني كه در اول سال تحصيلي درباره تكاليف مورد انتظار، نحوه انجام و زمان ارائه آن با دانش آموزان و اولياي آنان مشورت مي كنند و به شاگردان اختياراتي در انجام تكاليف و نحوه ارائه آن مي دهند، معمولاً در دريافت، كيفيت مناسب تكاليف و جلب رضايت شاگردان، موفقيت بيشتري دارند.
تكليف شب و اوليا
تكليف شب در حالي كه مي تواند وسيله اي براي نزديك كردن و ايجاد صميميت بيشتر بين كودكان و اولياي آنان باشد. در بسياري از مواقع در شرايط نامطلوبي انجام مي گيرد و در نتيجه موضوعي براي درگيريها و اوقات تلخيهاي خانوادگي |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 8:44
سلسله مباحث روش هاي يادگيري
تكليف شب تعلق به دوران خاصي ندارد. از همان زمان كه بچه ها تمرينات درسي خود را روي لوح كوچك سنگي انجام مي دادند تا به امروز كه در اغلب موارد كاغذهاي سفيد و الوان كتابچه هاي كلاسور، وسيله انجام اين وظيفه آموزشي است، مساله تكليف شب و مباحث مربوط به آن همواره براي دانش آموزان، معلمان و اوليا مطرح بوده، نظريات موافق و مخالف آنان را برانگيخته است.
آنان كه نظر مخالف دارند
برخي تكليف شب را بخصوص در سطح ابتدايي كاري بيهوده مي دانند و عقيده دارند كه كودكان پس از يك روز طولاني و خسته كننده در مدرسه وقتي به خانه مي رسند بهتر است اوقات خود را با استراحت، بازي و يا اشتغال به يك كار سرگرم كننده و به هر حال فعاليتي غير درسي بگذارنند. اين قبيل اوليا كه اكثراً تحصيلات بالا و موقعيتي مناسب در اجتماع دارند، با استناد به گفته برخي از پزشكان عقيده دارند كه بسياري از عقب ماندگيهاي تحصيلي ناشي از خستگي ذهني كودكان است و اين طور استدلال مي كنند كه حجم زياد دروس و كمبود وقت براي استراحت و تفريح باعث مي شود كودكان نتوانند مطالب درسي را به خوبي هضم كنند و بتدريج با از دست دادن انگيزه و علاقه به درس خواندن، تمركز خود را نيز از دست مي دهند و به صورت شاگرداني كسل، بي توجه و مايوس در مي آيند.
آنان كه موافق تكليف شب هستند
وقتي كه معلمان درباره تكليف شب سخن مي گوييم اغلب آنان عقيده دارند كه اين اولياي دانش آموزانند كه بر دادن تكاليف درسي درخانه تاكيد دارند . يك مربي كودكستان مي گفت: " اوليا براي كودكان كودكستاني خود نيز تكليف شب
تكليف شب و مدرسه
با اينكه در بسياري از كشورها، به علت شرايط مطلوب يادگيري در كلاسها، وجود معلمان ورزيده، كلاسهاي كم جمعيت و غيره مساله تكليف شب لااقل در دوره ابتدايي كنار گذاشته شده است و جاي خود را به انجام فعاليتهاي خلاقه و مورد علاقه كودكان داده است، در كشورهايي مانند كشور ما كه به علت رشد سريع جمعيت و در نتيجه كلاسهاي پرتراكم، كمبود معلمان، مدارس چند نوبته و . . . دانش آموزان وقت محدودي را در مدرسه مي گذرانند و لذا شرايط آموزش و پرورش مورد انتظار به دليل مشكلات فوق نمي تواند فراهم باشد، لازم است كودكان آنچه را كه در مدرسه آموخته اند در خانه تمرين و تكميل كنند. از آن گذشته در شرايطي كه امكان پرسش و پاسخ در كلاسها محدود است، تكليف شب مي تواند براي معلمان وسيله اي جهت شناخت تواناييهاي درسي شاگردان باشد. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 8:42
نقش مذهب در سلامت روان
روانشناسی بهداشت ، در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله ؛ تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار گرفته می گيرد . در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند ، می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد ، سلامت ساز است. رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند ، زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست ، تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند ، اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی ، متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی ، برخورداری از حمايت های اجتماعی ، حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی ، آسيب كمتری را متحمل شوند. مذهب می تواند در تمامی عوامل ، نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت ، ارزيابی شناختی فرد ، فعاليت های مقابله ، منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس ، مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب ، حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری ، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود. بر اساس مطالعات انجام شده ديگر ، بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش ، 36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر ، يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند ، ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند. مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی ، نشان داده اند . به عنوان مثال ، نتايج دو بررسی نشان داد ، كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند ، گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی ، خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است. زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند ، در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند ، ميزان مرگ ومير 42% بود ، در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری ، كونينگ ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری ، مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری ، مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان ، ارتباط داشت. عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی ، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی ، بين فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد ، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد .
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 9:32
تغذيه و دندان هاي سالم کودک
چه نوع تغذيه اي براي داشتن دندان هاي سالم و محکم توصيه مي شود؟ کودکان براي حفظ رشد مناسب و سلامتي خود، بايستي از تمامي گروه هاي اصلي غذايي استفاده کنند که اين گروه ها شامل پنج گروه اصلي نان و غلات، ميوه ها، سبزي ها، شير و لبنيات و گروه گوشت و حبوبات است. مصرف زياد و بيش از حدّ مواد کربوهيدرات دار باعث خرابي دندان ها مي شود. مواد کربوهيدراتي شامل انواع کيک، آب نبات، کلوچه، شير و ساير غذاهاي شيرين، نوشيدني هاي شيرين ، مواد نشاسته دار مثل چيپس و برشتوک است. علت اصلي پوسيدگي دندان ها ، باقي ماندن مواد کربوهيدراتي بر روي آنهاست. براي حفظ سلامتي بيشتر دندان کودکان ، توصيه هايي را در مورد انتخاب صحيح و مصرف غذاها براي شما بيان مي کنيم :
1- ميوه و سبزي فراواني در يخچال داشته باشيد و به عنوان ميان وعده ، به جاي مواد کربوهيدرات دار، به کودک خود بدهيد. ميوه و سبزي هايي را به کودک خود بدهيد که آب زيادي داشته باشد مثل هلو ، هندوانه ، طالبي ، خربزه ، کرفس و خيار . موز و کشمش را کم مصرف کنيد ، زيرا نسبت به ساير ميوه ها داراي قند بيشتري هستند، اگر هم مصرف کرديد بلافاصله مسواک بزنيد. 2 - به همراه ناهار يا به عنوان ميان وعده، پنير مصرف کنيد. مصرف انواع پنير به خصوص پنير کهنه مثل پنير چدار باعث ترشح بزاق مي شود و بزاق تکه هاي غذا را از دندان ها دور مي کند. 3 - مواد غذايي چسبنده را که نياز به جويدن زيادي دارند، مصرف نکنيد. کشمش، انجيرخشک، کلوچه، پاستيل، عسل ، شيره، شکلات هاي چسبنده و شکلات کاکائويي به دندان ها مي چسبند و بزاق نمي تواند آنها را از دندان جدا کند. اگر کودک شما چنين مواد غذايي را مصرف کرد، بايستي بلافاصله دندان هاي خود را مسواک بزند. 4- خوراکي هاي شکردار را با وعده هاي غذايي مصرف کنيد نه به عنوان ميان وعده. اگر مي خواهيد به عنوان دسر به کودک خود شيريني بدهيد، آن را بلافاصله بعد از خوردن وعده غذايي اصلي به او بدهيد، زيرا در مواقع صرف وعده هاي غذايي، بزاق زيادي در دهان وجود دارد که تکه هاي غذا را از دندان ها جدا مي کند. نوشيدن مايعات بعد از غذا هم خرده هاي غذا را از دندان ها دور مي کند. 5 - کودک خود را عادت دهيد تا جايي که ممکن است به دفعات کم، ميان وعده مصرف کند، زيرا دفعات زياد ميان وعده ها بيشتر از مقدار غذاي مصرف شده در هر ميان وعده، در پوسيدگي دندان ها موثر است. در فاصله ي بين وعده هاي غذايي ، بزاق خرده هاي غذا را از دندان ها پاک مي کند، در نتيجه از عمل باکتري ها جلوگيري مي کند. مصرف مکرر ميان وعده ها بدون فاصله زماني ومسواک نکردن دندان ها، غذاي مورد نياز باکتري هاي مولد پوسيدگي را فراهم کرده، در نتيجه با ايجاد پلاک هاي دنداني، پوسيدگي دندان را تسريع مي کند. بنابراين تا حدي که امکان دارد تعداد ميان وعده ها را کاهش دهيد، طوري که بيشتر از يک يا دو بار در روز نشود. بعد از مصرف ميان وعده - مخصوصاً اگر خوراکي شيرين و چسبنده بود- حتماً دندان خود را مسواک بزنيد. 6- مواد غذايي شيرين را که روي دندان باقي مي مانند، مصرف نکنيد. آب نبات هاي سفت، نقل و شکلات باعث مي شوند همواره يک لايه قندي روي دندان ها وجود داشته باشد و باعث پوسيدگي دندان مي شود. 7- مواد غذايي را که شکر ندارند ، مصرف کنيد. 8- هرگز موقع خواب يک شيشه حاوي شير، شيرخشک، آب ميوه يا نوشيدني شيرين ديگر را به دست کودک خود ندهيد. اين نوشيدني ها حاوي شکرهستند. اگر موقع خواب بايد به کودک يک شيشه حاوي نوشيدني بدهيد، آن را از آب سالم پر کنيد که هم دندان ها را از ذرات غذا تميز مي کند و هم شکر ندارد، در نتيجه از پوسيدگي دندان ها جلوگيري مي کند. 9- از منابع غذايي کلسيم دار در برنامه غذايي کودک خود استفاده کنيد که باعث استحکام دندان ها مي شود. منابع غني از کلسيم عبارتند از شير ، ماست ، پنير، ماهي و سبزيجات سبز رنگ مثل کلم ، کلم بروکلي ، اسفناج و جعفري. ساير توصيه ها : 1- اگر کودک آدامس مصرف مي کند، آدامس هايي را که شکر ندارند يا شيرين کننده آن گزيليتول (XYLITOL) است، به او بدهيد. گزيليتول باکتري هاي دهان را کاهش مي دهد و عمل جويدن، ترشح بزاق را افزايش مي دهد. 2- براي سالم نگه داشتن دندان هاي کودک، از محلول فلورايد ، مسواک و نخ دندان استفاده کنيد. بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است. فلورايد به داخل دندان ها نفوذ مي کند و از پوسيدگي دندان جلوگيري مي کند. حداقل دو بار در روز و بعد از هر وعده غذايي يا ميان وعده، دندان هاي کودک خود را مسواک کنيد يا به او بگوييد مسواک بزند. اگر امکان مسواک زدن دندان ها در بين وعده هاي غذايي وجود ندارد، حداقل دهان را چندين بار با آب بشوييد. بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است. حداقل يک بار در روز از نخ دندان استفاده کنيد تا ذرات غذايي را از بين دندان ها و زير لثه پاک کند. 3- بعد از دادن دارو به کودک خود، دندان هاي او را مسواک کنيد. داروهايي مثل شربت سرفه حاوي قند است که باکتري موجود در دهان آن را به اسيد تبديل مي کند. اين اسيدها باعث از بين رفتن ميناي دندان ( لايه محافظ و سخت روي دندان ) مي شوند. 4- به طور منظم به دندانپزشک مراجعه کنيد تا از سلامت دندان هاي کودک خود مطمئن شويد. اولين بار که بايد کودک خود را نزد دندانپزشک ببريد، در سن يک سالگي يا شش ماهگي است که کودک شروع به دندان در آوردن مي کند . مراجعه مرتب به دندانپزشک باعث مي شود که اگر کوچکترين مشکل و پوسيدگي در دندان ها پيدا شود، سريعاً آن را برطرف کنيد. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 9:31
مراحل فراگيري نوشتن در کودکان ( قسمت دوم)
• نقش مهارت هاي حرکتي قبل از فراگيري مهارت هاي حرکتي جزئي (ظريف) ، بايد فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي صورت گيرد. با اين فرض ، معلمان کودکستان و کلاس اول بايد فعاليت هاي حرکتي کلي را دربرنامه روزانه شان بگنجانند . طراحي تصويرهايي با قلم مو و انگشت دست روي شن و... به آمادگي قبل از نوشتن منجر مي شود. پس از فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي ، کودکان آماده مي شود که در زمينه مهارت حرکتي ِ ظريف نوشتن آموزش ببيند. معمولاً اولين نوشت افزارهاي کودک ، نمونه بسيار بزرگي از همان نوشت افزارهاي مختص بزرگ ترها هستند. مداد بچه هاي کودکستاني بايد بلندتر ، ضخيم تر و قطور تر از مداد بزرگ تر ها ، و خطوط روي کاغذ نيز يک تا دو اينچ 7 بلندتر باشند. استفاده از نوشت افزارهاي مورد استفاده بزرگ ترها به کندي و در فاصله زماني سه تا چهار سال رخ مي دهد و معمولاً کلاس سومي ها و کلاس چهارمي ها اجازه دارند که از نوشت افزارهاي مناسب بزرگ تر ها استفاده کنند. • محيط نوشتن محيط نوشتن بسيار شبيه محيط خواندن است ، زيرا وظيفه ايجاد زمان ، فضا و نوشت افزار مناسب ، به عهده معلم است . نوشتن بايد بخشي از فعاليت هاي روزمره کلاس کودک باشد که معمولاً به سه مهارت زباني ديگر اعم از : خواندن ، شنيدن و صحبت کردن در آميخته است. داشتن نگرش مثبت نگرش مثبت معلم نسبت به تلاش هاي نوشتاري کودک ، به اندازه فراهم کردن زمان و فضا و مطالب نوشتاري مناسب حائز اهميت است. متأسفانه بزرگ ترها غالباً آن صبر و تحملي که در مورد خواندن ابتدايي کودک بروز مي دهند ، در مورد نوشتن او نشان نمي دهند. مثلاً خط خطي کردن ها ، از نظر بزرگ تر ها پديده اي بي اهميت تلقي مي شود. در حالي که بايد دانست ، خط خطي کردن ها و تقاشي ها سطوح آغازين نوشتن هستند که در پيشرفت مهارت نوشتن کودک در مراحل بعدي بسيار حائز اهميتند. بنابر اين تلاش هاي کودک در اين مرحله ، بايد مورد تشويق بزرگ تر ها قرا گيرد. در گذشته ، معلمان به کودکان اجازه نمي دادند که از املاي من در آوردي استفاده کنند. همين امر ، توانايي کودکان را در نوشتن جملات و داستان هاي محدود مي کرد. معلمان به جاي اين که به ايده يا داستاني که کودک مايل است بنويسد توجه کنند ، به املاي صحيح آن ها توجه داشتند و همين مسأله باعث مي شد ، کودک دقت خود را روي املاي حروف و کلمات مفرد صرف کند، نه روي ايده يا داستاني که مايل است بنويسد. در نتيجه به شدت خسته مي شد. معلمان بايد به اين باور برسند که خواندن و نوشتن کودکان از طريق انجام تمرينات بيش تر پيشرفت مي کند و آن ها بايد در پذيرش تلاش هاي کودکان در هر دو زمينه خواندن و نوشتن ، حوصله بيش تري به خرج دهند. واکنش مثبت معلم و بر انگيختن کودک به سمت تلاش بيش تر ، مهم ترين مؤلفه در ايجاد يک کلاس نوشتن مناسب است. • الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن نقش ديگر معلم در آموزش نوشتن اين است که الگويي در معرفي نقش هاي نوشتن باشد. يادداشت هايي که معلم براي والدين مي نويسد ، تهيه کارت هايي با نام کودکان روي ميز تحرير آن ها و نوشتن نامه هاي تشکر آميز به شاگردان داوطلب فعاليت کلاسي ، از جمله شيوه هايي هستند که معلمان به واسطه آن ها اهميت نوشتن با مقاصد اجتماعي و ارتباطي را نشان مي دهند. اين گونه هاي نوشتاري متفاوت ، به نويسنده مبتدي نشان مي دهند که نوشتن مي تواند به دلايل متفاوتي صورت گيرد. او در مي يابد که نوشتن صرفاً موضوعي براي ادامه تحصيل نيست ، بلکه ابزار ضروري و مفيدي براي ارتباط با ديگران است. • تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي معلم مي تواند شاگردان را به گروه هاي کوچک تقسيم و آن ها را به نوشتن داستان ترغيب کند و يا عبارت ناقصي به آن ها بدهد تا خودشان تکميل کنند. بهتر است قبل از اين که معلم از کودک بخواهد داستان بنويسد ، مختصري در مورد طرز نوشتن آن توضيح دهد. او مي تواند از فعاليت هاي نوشتاري متناسب با سن کودک استفاده کند. کودکان موقعي از خلق داستان خود لذت مي برند که قبلاً فن نوشتن آن را آموخته باشند. • استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار محصولات نوشتاري متناسب با سن کودکان بسيار زيادند و در کتاب هايي که به آموزش نوشتن اختصاص دارند ، به تفضيل موجودند . در استفاده از انواع محصولات نوشتاري مناسب ، معلم بايد به چند نکته توجه داشته باشد : براي اين که کودک دريابد رابطه ميان يک کلمه و آنچه اين کلمه بدان ارجاع مي دهد ، دلبخواهي است ، معلم مي تواند از تصوير واژه استفاده کند ؛ يعني از نقاشي ، طرح و يا عکس ، در کنار کلمه تايپ شده استفاده کند. بسط داستان نيز فعاليتي است که کودک در طول آن ، از خود مطلبي به کتاب داستان اضافه مي کند. اين فعاليت به اين صورت است که معلم با صداي بلند کتاب داستاني را مي خواند و کودکان را تشويق مي کند که به طور شفاهي مطالبي را بدان اضافه کنند. با اين تمهيد هم زبان شفاهي و هم زبان نوشتاري کودکان تقويت مي شود. زيرا به اين ترتيب آن ها آنچه را که به طور شفاهي مي گويند ، مي نويسند. معلم با خواندن نوشته کودک و نشان دادن واکنش نسبت به آن ( البته واکنش نسبت به خود مطلب و نه نحوه نوشتن آن ) ، موردي از نقش ارتباطي نوشتن را به کودک نشان مي دهد. از طرف ديگر با برگرداندن نوشته کودک به او ، طريقه پاسخ دادن و نيز صحيح نويسي را به کودک آموزش مي دهد. نکته قابل توجه ديگر اين است که در هنگام آماده کردن فعاليت هاي نوشتاري براي کودکان ، معلم بايد مشخص کند ، آيا اين نوع نوشتن فقط براي تمرين است يا اين که هدفمند است ؛ يعني معنا و هدفي براي آن پيش بيني شده است. اگر هدف از نوشتن براي کودک روشن باشد ، انگيزه او براي توليد نوشته هاي داراي کيفيت بالا افزايش مي يابد. اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک معلم خاص کودکان مبتدي بايد متوجه اين نکته باشد که سطوح نوشتاري فراگيران متنوع است. دانش آموزاني که تجربه محدودي از کتاب دارند يا ناتواني خاصي دارند ، هنوز در سطوح بسيار ابتدايي مهارت نوشتن هستند ، در حالي که برخي از همسالان آن ها به راحتي نام خود را مي نويسند و برخي ديگر ، از املاي من درآوردي استفاده مي کنند. تفاوت توانايي هاي نوشتاري کودکان ، به رشد فيزيکي ، اجتماعي و شناختي آن ها و ميزان آشنايي آن ها باسواد ( قبل از آموزش رسمي ) بستگي دارد. معلمي که به کودکان آموزش مي دهد ، بايد اجازه دهد که هر کودک با آهنگ خاص خود پيش رود و براي فرديت او ارزش قائل شود.
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 9:29
مراحل فراگيري نوشتن در کودکان ( قسمت اول )
وقتي کودک شالوده گوش دادن و صحبت کردن را فرا گرفت ، فراگيري خواندن و نوشتن را آغاز مي کند . در طول تاريخ ، آموزش نوشتن به اندازه آموزش خواندن مورد توجه بوده است. براي اين که آموزش نوشتن از کارآيي لازم برخوردار باشد ، لازم است از نحوه فراگيري نوشتن کودکان و سطوحي که در اين فراگيري طي مي کنند ، آگاه باشيم. آگاهي از نقاط عطفي که کودکان در فراگيري نوشتن طي مي کنند ، به ما کمک مي کند برنامه ريزي و تعامل با آن ها را متناسب با رشد و توانايي هاي آن ها پي ريزي کنيم . لازم به تذکر است که اين نقاط عطف ، حول و حوش يک سن ( البته به ميزان متفاوت) درکودکان رخ مي دهد. نقاط عطف فراگيري نوشتن در کودکان ساورز1 نقاط عطفي را که کودکان آمريکايي در هنگام فراگيري نوشتن طي مي کنند ، به اين شرح معرفي مي کند:
الف) مرحله خط خطي کردن 2: کودک نوپا کاغذ را خط خطي مي کند ، به تدريج خط خطي کردن ها ، شکل هنرمندانه اي به خود مي گيرند و نهايتاً تلاش هاي آغازين کودک براي نوشتن کد يک زبان خاص شروع مي شود . بايد دانست ، تجربه هاي قبلي کودک و توانايي هاي او در زبان شفاهي ، و رشد احساسي – اجتماعي ، حرکتي و شناختي ، روي هم رفته تعيين کننده رفتارهاي نوشتاري اوليه کودک هستند. ب) املاي من در آوردي 3: اين مرحله حول وحوش 5 سالگي رخ مي دهد. مثلاً disturb را به صورت dstrb مي نويسد يا not را به صورت nat مي نويسد. همچنين زمان افعال را هميشه حال در نظر مي گيرد. ج) املاي قراردادي 4 : اين مرحله حول و حوش 5 سال و ده ماهگي تا 6 سال و سه ماهگي رخ مي دهد. در اين مرحله ، کودک مي تواند برخي از کلمات را بخواند ، ولي نمي تواند آن ها را بنويسد. با اين توضيحات روشن مي شود که در چهار سال اول زندگي کودک ، پايه و اساس آموزش نوشتن رسمي 5 در او شکل مي گيرد. منظور از نوشتن رسمي ، استفاده از کد نوشتاري يک زبان ، متناسب با هدف (مقاصد) و نيز مخاطبان متفاوت است. با شروع آموزش مدرسه ، نوشتن رسمي شروع مي شود. در مدرسه روي يادگيري ديداري کل کلمه تأکيد مي شود که به کودک در يادگيري استراتژي ديداري املا6 مي کند. در اين زمان درک و ارزش نهادن به تلاش هاي نوشتاري اوليه کودک مي تواند ، محيط مناسبي براي پيشرفت او در امر نوشتن فراهم کند. در پايان سال اول ابتدايي از کودکان انتظار مي رود که بر نوشتن حروف الفبا مسلط شوند. در اين مرحله ، کودک به توليد فيزيکي حروف توجه کم تري مي کند و حروف و ارقام را رونويسي مي کند و درک ديداري او به حدي مي رسد که تفاوت هاي اندک ميان حروف ، مثلاً ميان " ب" و "ت" را پيش بيني مي کند. همچنين مي تواند تمايزات شنيداري ظريف تر مثلاً ميان "ب" و "پ" را تشخيص دهد. رفته رفته توجه کودک به الگوي هجايي واژه ها جلب مي شود. در مطالبي که براي کودکان تهيه مي شوند ، معمولاً کلمات بايد دو الگوي هجايي خاص داشته باشند: يکي الگوي cvc ( صامت آغازي + واکه مياني + صامت پاياني) مثلاً کلمه" توپ" (ت+و+پ) و ديگري الگوي هجايي cvcv ( صامت آغازي + واکه مياني + صامت دوم+ واکه پاياني ) مثلاً کلمه " بابا" (ب+ ا+ب+ا) . کلماتي با الگوي هجايي cvc و cvcv فهرست خوبي از کلمات را براي تمرين نوشتن يک نويسنده مبتدي فراهم مي آورند. تا اين مرحله ، دانش نوشتاري کودک در سطح واژه ، شامل اطلاعاتي در مورد واج ها ، حروف ، روابط ميان صامت ها ، مصوت ها و هجاهاست. اگر معلم بتواند انگيزه بيش تري در کودک ايجاد کند ، او به سرعت از نوشتن کلمات منفرد ، به نوشتن جمله رو مي آورد. البته جملات اوليه کودک صرفاً شامل دسته هايي از کلمات هستند ، اما رفته رفته شباهت بيش تري با جملات رسمي پيدا مي کنند. به تدريج نقطه گذاري ، فاصله گذاري و برخي ايجاد ارتباط شفاف با خواننده ( مخاطب ) را مي آموزد. نکاتي که در طراحي فعاليت هاي نوشتاري مناسب براي فراگيران کوچک بايد مدنظر قرار گيرند در طراحي فعاليت هاي نوشتاري مناسب براي فراگيران کوچک ، معلم ( مربي ) بايد نکاتي را مدنظر داشته باشد که به قرار زيرند: • نقش مهارت هاي حرکتي • محيط نوشتن • داشتن نگرش مثبت • الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن • تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي • استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار • اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک. در اين جا يک يک موارد ياد شده به تفضيل مطرح مي شوند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 9:27
ده نکته برای والدین
عنوان: ده نکته برای والدین
از لحظات با هم بودن استفاده کنید عزت نفس کودکان شدیدا تحت تاثیر کیفیت اوقاتی است که با آنها میگذرانید، نه مقدار زمانی که میگذرانید. زندگی پرمشغله باعث شده بسیاری از والدین به جای توجه به فرزندانشان تنها به این فکر کنند که کار بعدی که باید بکنند چیست. اگر کودکان اوقات باکیفیتی را در طول روز با والدین خود نگذرانند، ممکن است سوء رفتار از خود نشان دهند، چون احساس میکنند توجه منفی والدین به آنها بهتر از بیتوجهی است! عمل بلندتر از حرف سخن میگوید آمارها نشان میدهد که کودکان در روز بیش از دو هزار درخواست دریافت میکنند که باید اجابت کنند. نتیجتا بسیاری از آنها دیگر گوش شنوایی برای حرفهای والدین خود ندارند. روشهایی برای احساس اقتدار و توانایی به کودکان ارائه دهید اگر والدین چنین کاری نکنند، کودکان خود راههای نامناسبی برای احساس اقتدار خواهند یافت. بعضی روشها برای این که فرزندان احساس اقتدار و توانایی کنند عبارت اند از: نظرخواهی ازآنها، دادن حق انتخاب، کمک کردن در امور خانه ( حتی در صورتی که خودتان با دردسر کمتری میتوانید کارهای مزبور را انجام دهید) از پیامدهای طبیعی استفاده کنید بسیاری از اوقات وقتی والدین در موضوعی رأساً مداخله میکنند، فرصتهای یادگیری را از فرزندان خود میدزدند. به جای عیبجویی و یادآوریهای مدااوم اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار بچهها با آنها سخن بگوید. از پیامدهای منطقی استفاده کنید اغلب ممکن است پیامدهای طبیعی رفتارها خیلی سخت و شدید باشد یا از نظر زمانی اینقدر دیر اتفاق بیفتد که از نظر تربیتی قابل استفاده نباشد. وقتی موضوع به این شکل است، استفاده از پیامدهای منطقی مؤثر است. این نکته حائز اهمیت است که حتما پیامدهای منطقی، منطقاً با رفتاری که بچه انجام داده مرتبط باشد، تنها در این صورت پیامد منطقی میتواند از نظر تربیتی کارساز باشد. برای مثال اگر فرزندتان فراموش کرده فیلمی که از ویدیو کلوپ امانت گرفته برگرداند و یک هفته تمام نوار ویدیو روی زمان افتاده، برنگردان نوار تنها خشم و رنجش در فرزند ایجاد میکند، به جای آن، نوار را به کلوپ برگردانید و هزینه ی کرایهی فیلم را از پول تو جیبی او کم کنید. در این برخورد، بچه میتواند منطق نظم را بفهمد. از درگیری بپرهیزید اگر فرزندتان در پی قشقرق راه انداختن است تا میزان صبر و شکیبایی شما را آزمایش کند، یا بیادبانه صحبت میکند، والدین باید اتاق را ترک کنند و بگویند «هر وقت خواستی دوباره مؤدب باشی برگرد تا صحبت کنیم». صحنه را با عصبانیت یا در حالی که شکستخورده به نظرمیرسید ترک نکنید. کار انجام شده را از شخص انجام دهنده متمایز کنید هرگز به کودکان نگویید « تو بد هستی». به جای این به کودکان کمک کنید تا متوجه شوند چه کاری از کارهایشان نادرست یا غیرقابل قبول بوده است. رفتارهای بچهها ممکن است نادرست باشند، مهم نیست چه کاری میکنند اما کودکان همچنان نیاز دارند که دوست داشته شوند. ثبات رأی داشته باشید، تا آخر سر حرف خود باشید بچهها نیاز به پیامهای قاطع و صریح دارند. البته این هم مهم است که به همین اندازه بر ماندن سر حرف خودتان مصر باشید. مثلا اگر کودکی میداند که بعد از ساعت هشت دیگر آب نبات به او داده نمیشود، مهم نیست چه قدر اخم و گریه و جنجال یا خواهش میکند، به هیچ وجه نباید بعد از ساعت هشت آب نبات داده شود. اغلب والدین به دنبال راه حل های مصلحت آمیز هستند. این کار باعث تربیت بچه هایی می شود که احساس مغلوب بودن دارند. فراموش نکنید که می خواهید کودکان تان در بزرگسالی چگونه اشخاصی باشند و در تربیت کودک متفکرانه تر برخورد کنید. همزمان مهربان و قاطع باشید والدین اغلب وقتی فرزندانشان درست رفتار نمینند یا به حرفشان گوش نمیکنند آزرده میشوند و شکیبایی خود را از کف می دهند. این حالت به آسانی به عصبانیت میانجامد. به عنوان والدین بسیار مهم است که حتما تا حد ممکن آرام بمانید. قاطع بودن نیاز به فریاد کشیدن ندارد. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 18:0
به نام پروردگار
درميان هر سيب دانه ي محدودي است. در دل هر دانه سيب نامحدود است. چيستاني است عجيب! دانه باشيم نه سيب وقتي درباره اعتماد بنفس صحبت مي شود اغلب تصور بر اين است كه بايد اقداماتي پيچيده اي صورت گيرد تا بتوان به آن دست يافت .در حالي كه اينچنين نيست و كافي خواهد بود تا با اصلاح شيوه هاي زندگي آنهم نه خيلي دشوار بلكه با انجام دادن رفتارهاي معمول و در حد توان به سطح بالايي از اعتماد بنفس دست يافت. آنچه در اين راستااز اهميت بالايي برخوردار است آنست كه هر فرد در خط اوّل افزايش اعتماد بنفس بايد تكليف خود را با خود روشن سازد.يعني اينكه بايد خود را دوست بدارد و به خود احترام بگذارد.اين بدان معني نيست كه خود شيفته باشد و يا بخواهد در غرور و تكبر خويش غرق شود بلكه براي افزايش اعتماد بنفس و باورخود لازم است فرد به خويش توجه داشته و توانمنديهاي خدادادي خود را شناخته و بپذيرد زيرا آدمي فقط آنچه چيزي كه تصور مي كند نيست بلكه قادر است به بسياري از ارزش ها و تصورات دست يابد.تلاش انسان مانند قرار گرفتن در پله هاي پلكاني بي انتهاست كه بر اساس خواست – اراده و باور مي تواند خود را در هر سطحي از اين پلكان بيابد حتي تا اوج هم بالا برود . البته به همه اينها بايد ايمان و توكل را افزود كه منبع انرژي و پيشرفت بشر است.اگر مي خواهيد اعتماد بنفس را در خود افزايش دهيد لازم نيست كه بفكر تهيه كفش هاي بزرگ تر از پايتان باشيد. بلكه مي توانيد با ياد گرفتن اين مطلب ؛ كه كفش هاي مناسب بپوشيد و به موازات رشد تان كفش هايتان را تغيير دهيد به سطح مطلوبي دست يابيد.پس با ما همراه شويد و به راهكارهاي زير توجه نموده و يك يك آنها را انجام دهيد.يكي از كارهايي كه افراد انجام مي دهند اينست كه فقط به مطالعه مطالب مي پردازند و از انجام دادن شيوه ها سر باز مي زنند آنها بعد از مطالعه فقط مي گويند مطلب جالبي بود و كلي اميد و انرژي به ما منتقل شد اما اگر بپرسيد آيا راهكارهاي توصيه شده را نيز انجام داديد خواهند گفت نه ! بنابراين تغييراتي كه در آنها رخ مي دهد نيز پايدار نخواهد بود و بعد از مدتي دوباره به همان حال و روز خواهند افتاد.اگر شما از آن دسته از افرادي هستيد كه عزم خودرا جزم كرده و مي خواهيد يكبار براي هميشه در برنامه ريزي افزايش اعتماد بنفس شركت كرده و موفق و سربلند بيرون آييد .اين امكان برايتان مهياست .كافي است با انجام برنامه هاي ذيل و اميدو توكل آغاز كنيد. يقين داشته باشيد در از بدو مطالعه مطالب زير و آغاز فعاليت شمار معكوس براي پرش موفقيت آميرتان بسوي در بر داشتن سطح بالايي از اعتماد بنفس آغاز خواهد شد.باور نمي كنيد ؟ آزمايش كنيد. نفس عميقي بكشيد و بخوانيد. 1-ارتباط با خالق يگانه و توكل را در خود تقويت نماييد. 2-از خود به خوبي ياد كنيد ( شما فردي كاملا استثنايي با توانمدي هاي بسياري هستيد.) 3- با جسم و روان خود مهربان باشيد و خود رفتاركنيد.( عاداتي مانند : سيگار كشيدن – پرخوري – عصبيت – حسادت –غيبت و… را ترك نماييد.)4- از مواهب الهي لذت ببريد ( به پارك برويد – كوه نوردي كنيد . به اسكي بپردازيد و… )5-آنچه داريد را به خود يادآوري كنيد ( موفقيت ها را به شانس و بخت واقبال نسبت ندهيد شما نقش مهمي در بدست آوردن آنها داشته ايد.) 6-هميش تبسم بر لب داشته باشيد.( لبخند هم به خودتان و هم بر ديگران تاثير خواهدگذاشت .) 7- بر خود و رفتار و افكار خود مسلط باشيد. 8-براي خود ارش قائل شويد ( من مي توانم – من معتقدم و… )9- زياد صحبت نكنيد ( مشورت را مهم بدانيد.) 10- هرگز كسي را تحقير نكنيد و كوچك نشمريد همه انسانها دوست داشتني هستند.( دنبال ويژگي هاي مثبت افراد باشيد .) 11- شكست را تجربه معني كنيد و از آن نهراسيد.هر پيشرفتي مقدماتي نياز دارد.( روشن كنيد از اين تجربه چه آموخته ايد؟ ) 12- مسئوليت پذير باشيد و غفلت نكنيد. 13- بهانه تراشي نكنيد ( شما قول داده ايد و تصميمي گرفته ايد تا به اعتماد بنفس برسيد پس يادتا ن باشد هيچ بهانه اي پذيرفته نيست.) درپايان به يك روش ساده اما مهم اشاره مي نمايم. براي خودتان يك آگهي تبليغاتي بسازيد ( رنگي – متنوع ودر اندازه مناسب )كه امتيازات و تبليغات شما را در بر بگيرد.ايده هاي بزرگ هميشه ابتدا تمسخر آميز واقع ، بعد با مخالفت و انتقاد روبه رو و سپس پذيرفته خواهد شد.هديه به شما : تصميم مانند گرفتن ماهي است .گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است. به معني كنيد و از آن نهراسيد.هر پيشرفتي مقدماتي نياز دارد.( روشن كنيد از اين تجربه چه آموخته ايد؟ )12- مسئوليت پذير باشيد و غفلت نكنيد. 13- بهانه تراشي نكنيد ( شما قول داده ايد و تصميمي گرفته ايد تا به اعتماد بنفس برسيد پس يادتا ن باشد هيچ بهانه اي پذيرفته نيست.) درپايان به يك روش ساده اما مهم اشاره مي نمايم. براي خودتان يك آگهي تبليغاتي بسازيد ( رنگي – متنوع ودر اندازه مناسب )كه امتيازات و تبليغات شما را در بر بگيرد.ايده هاي بزرگ هميشه ابتدا تمسخر آميز واقع ، بعد با مخالفت و انتقاد روبه رو و سپس پذيرفته خواهد شد.هديه به شما : تصميم مانند گرفتن ماهي است .گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 5:7
نقش عملكرد تحصيلي در اعتماد به نفس
موفقيت يا شكست تحصيلي همانطور كه از عوامل مختلفي چون نظام آموزشي، سازمان مدرسه و عوامل آن چون كتاب، معلم، مدير و نيز خانواده و ويژگيهاي شخصي و فردي دانش آموزان ريشه مي گيرد آثار و پيامدهاي مختلفي را نيز در ابعاد اجتماعي و فردي بر جاي مي گذارد. موضوع اين مقاله بررسي پيامدهاي فردي و روانشناختي موفقيت يا شكست تحصيلي در روحيه و عزت نفس دانش آموزان است. باهم مي خوانيم. عزت نفس كودك قبل از هر چيز ابتدا در محيط زندگي اش پي ريزي مي شود اما در مدرسه و كلاس درس است كه نسبت به توانايي هاي خود و اينكه چگونه پيشرفت كند آگاهي مي يابد. به طور معمول يك كودك تا سن ۱۸ سالگي حدود ۵ هزار ساعت از وقت خود را در مدرسه مي گذراند و طي اين مدت عقايد يا عادات خاصي كسب مي كند. نحوه آموزش كودكان بسيار مهم تر از چيزي است كه بايد بياموزند. نگرش كودك نسبت به يادگيري و مخصوصاً توانايي هايش اثر بسيار مهمي روي اعتماد به نفس و در نتيجه آينده اش دارد بنابراين توجه و نوع رفتار والدين و معلم هاي مدرسه در اين زمينه از اهميت خاصي برخوردار است. هدف از يادگيري داشتن تصور خوب از خود نياز طبيعي هر كودك است و براي برآورده شدن اين نياز، كودك بايد به اين باور برسد كه مي تواند كارها را به خوبي و با موفقيت انجام دهد. اما مفهوم موفقيت و شكست پيچيده است و با نگرش هاي متفاوتي بررسي مي شوند. در يك كلاس درس خوب والدين بايد انتظار داشته باشند كه كودك شان پنج چيز اساسي زير را بياموزد: ۱ _ به دقت انجام دادن كارها و يادگيري مهم است. ۲ _ براي موفق شدن معيارهايي در نظر بگيرد بدين معنا كه مفهوم درست انجام دادن كارها را درك كند و بتواند قضاوت كند كه تا چه اندازه كارهايش را به خوبي انجام مي دهد. ۳ _ بايد چه انتظاري از خود داشته باشد و نسبت به توانايي هايش مثبت فكر كند. ۴ _ موفقيت و پيشرفت را نتيجه مستقيم تلاش و پشتكار خود بداند. ۵ _ و اينكه موفقيت هاي فردي اش ارزش اجتماعي دارند. در مدرسه وجود تكاليف و برنامه هاي متفاوت و رقابت بين كودكان و ارزيابي مداوم آنها آگاهي كودك را نسبت به توانايي هايش افزايش مي دهد و او را نسبت به قضاوت هاي ديگران نگران مي كند. با روش هاي زير مي توانيم او را حمايت كنيم و اجازه ندهيم اين ويژگي هاي مدرسه روحيه او را تضعيف كند: ۱ _ به او بقبولانيم كه موفق شدن در مدرسه تلاشي جالب و هيجان انگيز است نه صرفاً محك زدن تواناهايي او. بيشتر كودكان وقتي تصور مي كنند مجبورند توانايي هاي خود را ثابت كنند نگران مي شوند و ما نبايد آنها را در اينگونه موقعيت ها قرار دهيم. مثلا، به جاي اينكه به او بگوييد: «ببينم در رياضي چقدر مهارت داري» (كه در اين حالت كودك احساس مي كند تحت بررسي موشكافانه اي قرار گرفته است) بگوييد: «چرا اين مسائل رياضي را امتحان نمي كني؟» (بدين وسيله اين پيام را به كودك مي رسانيد كه فعاليت هاي متفاوت، توانايي هاي ذاتي نيستند بلكه آنها را بايد آزمود.) ۲ _ هرگز استعداد يا توانايي كودك را به طور كلي مورد قضاوت قرار ندهيد. بايد از برچسب زدن روي توانايي هاي كودك مان بپرهيزيم (مثلا، «در خواندن ضعيف است.» يا «در فهم رياضي كند است» يا «در ورزش دست و پا چلفتي» است.) و براي اينكه تمايل به يادگيري در كودك را زنده نگهداريم بايد به او بياموزيم چگونه توانايي هاي خود را مهار كند و درك كند با كمك تلاش و كوشش مي تواند توانايي ها و استعدادهايش را توسعه بخشد. مثلا به جاي اينكه بگوييد: «فكر مي كنم رياضي كار تو نباشد.» يا «در خواندن استعداد ذاتي نداري.» (كه بدين ترتيب فكر مي كند در اين موارد توانايي ندارد) بگوييد: «به نظر مي رسد اين مسائل رياضي برايت دردسرساز هستند.» يا «خواندن اين متن مشكل است، مگر نه؟» (در اين صورت كودك اين پيام مشخص و ساده را دريافت مي كند كه صرفاً آن وظيفه يا كار خاص مشكل است.) پيام ديگري كه دريافت مي كند اين است: «محدوديت هاي او دائمي نيستند و اگر چه همه توانايي هايش به بهره برداري نمي رسند اما با تلاش مي تواند آنها را توسعه دهد.» وقتي كودكان استعداد را مهار شدني بدانند در كسب اهداف شان موفق مي شوند. تشويق كودك به برگزيدن معيارهايي براي عملكردهايش اغلب والدين تمايل دارند كودك شان را از هر نوع انتقادي حمايت كنند و يا تصور مي كنند هر كاري كه او انجام مي دهد «محشر» است. اين گونه تفكر نسبت به كودك او را عملا دلسرد كرده و از توانايي هايش در انتخاب معيارهاي عملكرد درست مي كاهد و به تدريج درخصوص مفهوم «خوب انجام دادن كارها» گيج مي شود. كودكان اغلب تلاش مي كنند به بزرگسالان بفهمانند كه دوست دارند ارزيابي صحيحي از كارشان بشود. آنها تا سن ۶ سالگي نسبت به تعاريف ديگران مخصوصاً اگر با احساس خودشان نسبت به واقعيت سازگار نباشد حساس هستند. ستايش هاي افراطي غالباً كودك را ناراحت مي كند. مثلا وقتي پدر مايكل «هشت ساله» به او گفت: «تو نابغه هستي!» مايكل بسيار عصباني شد _ كودك در اين لحظه نگران مي شود براي جلب توجه پدرش بايد چه كارهاي ديگري انجام دهد و اين ستايش نامطمئن او را مضطرب مي سازد. يا نوجواني نه ساله، براي اينكه موافق ستايش والدينش از نحوه اسكي بازي اش نبود به جاي اينكه با اسكي از كوه پايين بيايد غلت خورد. كودكي كه ستايش هاي غيرواقعي از كارش مي شود ديگر انگيزه اي براي تلاشي جدي ندارد. گاهي اوقات لازم است به كودك خود بگوييم: «كارت را خوب انجام دادي و با تلاش بيشتر مي تواني آن را بهتر انجام دهي.» و فقط به او نگوييم: «كارت فوق العاده است!» بعضي مواقع كودك نسبت به خوب انجام ندادن كاري آگاهي كامل دارد كه در اين گونه مواقع بهتر است پدر يا مادر به نارضايتي كودك بپيوندد و به او كمك كند تا با استفاده از اين نارضايتي نقشه اي براي بهبود كار بكشد. بهترين ستايش كودك تشويق قضاوت خوب خودش است. كودكان از سن ۴ يا ۵ سالگي نسبت به اينكه «كه» هستند و چگونه بايد باشند فكر كرده و معمولا خود را با ديگران مقايسه مي كنند و آنها به كمك ويژه اي نياز دارند تا در اين قياس ايمن بمانند. مخصوصا اگر حداقل دو مورد از گرايش هاي زير را از خود بروز دادند: ۱ _ تمايلي به پذيرفتن كاري كه برايشان مشكل است نداشته باشند. ۲ _ فقط به اهداف دور از دسترس و دست نيافتني فكر كنند. (مثل صاحب مدال بازي هاي المپيك يا ستاره رسانه هاي گروهي شدن بدون اينكه واقعاً براي رسيدن به اين اهداف گامي بردارند.) ۳ _ با لحني تحقيرآميز با دوستان خود صحبت كنند. ۴ _ فكر كنند كه دوستان شان در هر كاري بهتر از او هستند. ۵ _ علاقه شان نسبت به مدرسه را از دست بدهند. شما والدين مي توانيد به روش هاي زير به كودك خود قوت قلب بدهيد: ۱ _ عدم اعتماد به نفس او را بپذيريد. ترس هايش را ناديده نگيريد و او را حمايت كنيد. مثلا بگوييد: «ممكن است بعضي روزها در مدرسه سخت بگذرد اما در آنجا افرادي هستند كه به تو كمك مي كنند و بعد از آن هم در خانه با يكديگر مي نشينيم و صحبت مي كنيم.» پيام اين است: «طبيعي است بعضي چيزها سخت باشد اما دشواري نشانه آن نيست كه نتواني از عهده كارهايت برآيي!» ۲ _ به او كمك كنيد براي خود اهدافي روشن و دست يافتني در نظر بگيرد. وقتي كودك فكر كند كودكان ديگر از او جلوتر هستند ممكن است توجهي به توانايي هاي واقعي خود نداشته باشد. بايد از او بخواهيم با توجه به توانايي هايش اهدافي در نظر بگيرد و براي دست يافتن به آنها برنامه اي دقيق داشته باشد. ۳ _ به او اطمينان بخشيد كه حتي وقتي نمي تواند چون ستاره اي بدرخشد باز هم با ارزش است. مي توانيم زمينه اي فراهم سازيم تا كودك لذت پيشرفت را با تلاش و حركت خودش حس كند. مثلا: «ببين در اين هفته مسائل رياضي را چقدر بيشتر از گذشته درست حل كرده اي!» گفتن اين جمله مؤثرتر است تا بگوييد: «تو رياضيدان بي نظيري هستي!» كودكي كه از هم سن و سال خود عقب مي ماند براي ايمان آوردن به توانايي هايش به حمايت شما نياز دارد: ۱ _ موضوع يا فعاليتي را بيابيد كه علاقه او را تحريك مي كند. ۲- در كارها با او همياري كنيد و توانايي هايش را متذكر شويد و به او خاطرنشان سازيد با وجود اين كه وظايفش سخت هستند آنها را چه قدر خوب مي تواند انجام دهد. وقتي انجام دادن كاري به نظر كودك آسان بيايد ممكن است درك نكند آن كار واقعاً مشكل است. ۳- اصرار كنيد آنها هنگام برخورد با موضوع يا فعاليت هايي كه مشكل تر هستند به تلاش خود ادامه دهند. اگر به او اجازه دهيد تا روي موضوعات آسان متمركز شود از مواجه شدن با مبارزات سخت و نااميدكننده پرهيز مي كند و ياد نمي گيرد برخي از نااميدي ها را چگونه تحمل كرده و براي حل مشكلات خود تلاش كند. نگاه كودك به موفقيت ها و شكست هاي خود نحوه برخورد كودك با موفقيت و شكست در شكل گيري عزت نفس او بي اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمي تواند در كودك اعتماد به نفس ايجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش اعتماد به نفس او را ساخته و يا از بين مي برد. واكنش هاي سازنده و يا زيانبخش دو جنبه متفاوت از «موفقيت» و «شكست» هستند: ۱- اولين جنبه همان تسلط كودك روي موفقيت يا شكست است. اگر كودك توانايي و تلاش خود را عامل موفقيتش بداند نسبت به آن احساس مسئوليت كرده و روي آن كنترل منطقي خواهد داشت. مثلاً اگر بازي ضعيفي را كه انجام داده است در نتيجه تمرين كم بداند آنگاه مي تواند تلاش كرده و آن را تغيير دهد. ۲- دومين جنبه از نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش به «پايداري» يا «ناپايداري» مربوط مي شود. چنانچه كودكي امتحان انگليسي اش را ضعيف داده و معتقد باشد در نتيجه حماقتش بوده است يا اصولاً «در درس انگليسي خوب نيست» پس نگرش وي «نگرشي پايدار» است و چون به نظر وي استعداد طبيعي اش تغييرناپذير است بنابراين اوضاع درسي اش نيز اصلاح نخواهد شد اما اگر فكر كند نمره ضعيفش به علت خوب نخواندن درس هايش است در آن صورت داراي «نگرشي ناپايدار» است پس براي او امكان تغيير وجود دارد و مثلاً دفعه بعد مي تواند خود را براي امتحان بيشتر آماده ساخته و بهتر عمل كند. كودك در عين حال كه توانايي ها و عملكردهايش را ارزيابي مي كند بايد دو چيز متفاوت را درك كند: اول اين كه توانايي هايش تغييرپذير هستند و ممكن است بهتر يا بدتر شوند و دوم اين كه روي آنها كم و بيش كنترل دارد. با روش هاي زير مي توانيد كودك را تشويق كنيد نسبت به موفقيت يا شكست هايش واكنشي سازنده از خود نشان دهد: ۱- با او در مورد اين كه چرا نتوانسته است كاري را خوب انجام دهد صحبت كنيد. به او كمك كنيد تا دلايل موفقيت و شكست خود را درك كند. درك علت موفقيت ها به اندازه فهميدن علت شكست مهم است. اگر كودك معتقد باشد «شانس آورده» كه نمره رياضي اش خوب شده است پس به توانايي خود اعتمادي ندارد. از طرفي اگر فكر كند به طور ذاتي باهوش يا با استعداد است و كارهايش را خوب انجام مي دهد ممكن است تصور كند ديگر ضرورتي ندارد تلاش كند. تصور اين كه توانايي هاي طبيعي به كمك فرد مي آيند تصوري زيانبخش است. مطمئن شويد كودكتان مي فهمد تلاش او چه قدر در موفقيتش نقش دارد. مثلاً به او بگوئيد: «از اين كه مي تواني موقع امتحان حواس خود را كاملاً جمع كني خوشحال هستم.» ۲- با كودك خود در مورد علت شكست در كاري صحبت كنيد و به صحبت هاي او گوش دهيد و از نظر عاطفي او را حمايت نماييد. به او كمك كنيد درك كند كه مي تواند اوضاع را بهبود بخشيده و اصلاح كند. نحوه برخورد كودك با موفقيت و شكست در شكل گيري عزت نفس او بي اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمي تواند در كودك اعتماد به نفس ايجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش اعتماد به نفس او را ساخته و يا از بين مي برد گاهي اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» يا «ناشايستي» داشته باشند يا حتي خود را احمق فرض كنند. كودكان زماني كه در كلاس درس سرزنش مي شوند بسيار خجالت كشيده و شرمنده مي شوند و از جمع فاصله مي گيرند. ارزش اجتماعي موفقيت همان قدر كه تشويق كردن كودك در جهت انتخاب معيارهايي براي خود معلم است به همان اندازه هم اهميت دارد بداند كه مردم براي تلاش و موفقيت هاي او ارزش قائل هستند. در اين خصوص مي توانيد پيشنهادهاي زير را امتحان كنيد: ۱- نسبت به تلاش و موفقيت وي علاقه نشان دهيد و او را بستاييد. مثلاً خواندن انشاء و به آن توجه نشان دادن كودك را بسيار راضي و خوشحال مي سازد. ۲- نشان دهيد كه كار خوب او تأثير مثبتي دارد. مثلاً بگوئيد: گزارش تو از اين كتاب مرا وادار مي كند آن را بخوانم. بدين ترتيب كودك مي فهمد قدرت اين را دارد روي نگرش ديگران تأثير بگذارد. ۳- او را تشويق كنيد مهارت هاي به دست آورده اش را به ديگران منتقل كند. مثلاً: «برادرت در حل مسائل رياضي كه سال گذشته ياد گرفتي به كمك تو احتياج دارد.» ۴- كودك را تشويق كنيد حداقل برخي از كارهاي مدرسه اش را به طور گروهي انجام دهد. وقتي كودكان روي تحقيقي با يكديگر كار مي كنند، هريك از اعضاي گروه پيشنهاداتي مي دهد و هر وقت آن پيشنهاد مورد استفاده قرار گيرد اعتماد به نفس شان بالا مي رود. كودكي كه در كارهاي گروهي سهيم مي شود، ارزش اجتماعي تلاش، ابتكار و توانايي هايش را به بوته آزمايش مي گذارد. حفظ اعتماد به نفس در كلاس درس گاهي اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» يا «ناشايستي» داشته باشند يا حتي خود را احمق فرض كنند. كودكان زماني كه در كلاس درس سرزنش مي شوند بسيار خجالت كشيده و شرمنده مي شوند و از جمع فاصله مي گيرند. آنها هر روز به بي كفايتي تهديد مي شوند. كودكي كه در كارش شكست مي خورد شرمنده مي شود و اين باور در او شكل مي گيرد كه اين گونه اتفاق ها هميشه برايش پيش خواهد آمد و در زندگي شانسي نخواهد داشت. چنين تفكري ممكن است آينده كودك را به خطر اندازد. نااميدي و سرخوردگي هاي گذشته مجدداً وجود كودك را فرامي گيرد و او به انتظار شكست هاي آينده مي نشيند. متأسفانه در اين لحظات كودك هر نوع تحقيري را «به حق» يا «مناسب» مي داند. ما والدين با روش هاي زير مي توانيم به كودك كمك كنيم تا بر اين احساسات بسيار معمول غلبه كند. ۱- مشكلي كه ممكن است موجب تحقير كودك شود را تشخيص دهيد. ببينيد چه «نقصي» در كودك مورد هدف قرار گرفته است پس تا حد لازم در مورد آن با وي صحبت كنيد. مثل اين مورد: «به نظر مي رسد وقتي هنگام روخواني در كلاس اشتباه مي كني مضطرب مي شوي.» وقتي با كودك اين گونه صحبت شود به اين فكر مي افتد كه: «خوب روي هم رفته اين وضع خيلي هم بد نيست.» زيرا مي فهمد فقط بلند خواندن وي در كلاس خوب نيست و به طور كلي استعداد و توانايي اش در روخواني مورد ترديد قرار نگرفته است. ۲- تفاوت بين اشتباه و شكست را به كودك آموزش دهيد و در عين حال به او كمك كنيد تا موضوعي كه باعث تحقير وي مي شود را به سرعت اصلاح كند. در ضمن به او متذكر شويد اشتباه كردن خجالت آور نيست بلكه بايد با اصلاح خطاها به رشد و بالندگي دست يافت. به كودكتان بگوئيد: «اشتباه كردن قسمتي از يادگيري است و هر كس در زندگي اشتباه مي كند.» آنگاه كودك اين پيام را دريافت مي كند كه دليلي ندارد هميشه از اشتباهاتش شرمنده شود و خجالت بكشد و اعتماد به نفسش تقويت مي شود. بنابراين اگر مي خواهيم كودكانمان موفق شوند بايد به آنها بياموزيم كه چگونه بر شكست شان غلبه كنند. ۳- به او بياموزيد در برابر تحقير شدن مقاومت كند. كودكي كه نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد آمادگي مقاومت در برابر هر نوع تحقيري را دارد و اگر آن قدر اعتماد به نفس داشته باشد كه در كلاس درس بگويد: «اين مبحث درسي هنوز برايم سخت است اما سعي مي كنم آن را ياد بگيرم.» پس مي تواند به سرعت احساس اضطراب را از خود دور كند و شرمنده نشود. ۴- با معلم كودكتان صحبت كنيد و از او كمك بخواهيد. يادگيري و تحقير نمي توانند در كنار يكديگر باشند و اگر معلمي كودكي را تحقير كند قدرت يادگيري را از او مي گيرد. براي اين كه كودكتان در كلاس درس مضطرب نشود از معلم وي بخواهيد روشي به كار گيرد تا او را بيش از پيش مضطرب و نگران نسازد. با تدابير فوق مي توانيم به كودك كمك كنيم تا نگران كارهاي مدرسه نباشد و براي او مهارت هايي فراهم نمائيم تا در قبال حقارت ايستادگي كند و در ضمن به او بياموزيم از چيزي نترسد و همچنان به تلاش خود ادامه دهد. او بايد بداند اگر بعضي مواقع هم شكست بخورد ايرادي ندارد زيرا شكست قسمتي از يادگيري است. كنار آمدن با عدم پذيرش درخواست نامه ها و مصاحبات ورودي معمولاً به سال هاي آخر دوران نوجواني- هنگام ورود به دانشكده و مدارس عالي تخصصي براي ادامه تحصيل- مربوط مي شود، اما در حقيقت بسياري از كودكان اين مراحل را از سنين كم آغاز مي كنند. مثلاً ممكن است والدين از اينكه كودك شان به مدرسه اي كه معتقدند خوب است راه نيابد بسيار ناراحت شوند اما بايد درخصوص اثري كه اين مسأله روي كودك دارد حساس باشند. عزت نفس رابطه تنگاتنگي با احساس موفقيت و مقبول بودن دارد. بنابراين تحمل كردن اين نوع عدم پذيرش ممكن است مشكل باشد. بعضي از كودكان و والدين پذيرفته نشدن در مدرسه اي را به راحتي تحمل مي كنند اما ديگران چنين نيستند. در زير علائم و نشانه هاي واكنش منفي كودكان نسبت به عدم پذيرش را ذكر كرده ام: ۱- نسبت به ادامه هر نوع فعاليت حتي از آنهايي كه زماني لذت مي برد بي ميل مي شود. ۲- از بدشانسي هاي جزئي و كوچك- مثل گم كردن وسايل، ريختن چيزي يا از دست دادن مكالمه تلفني- نگران مي شود. ۳- رفتار پسرفتي از خود بروز مي دهد كه بيش از يك هفته طول مي كشد مثلاً- مشتاقانه با عروسك ها يا اسباب بازي هاي نرم يا ساختمان سازي كه مخصوص كودكان كوچكتر از خود است به بازي مي پردازد. ۴- دوست دارد زمان بسيار زيادي را تنها باشد. روش تقويت اعتماد به نفس اعتماد به نفس چنين كودكي را مي توانيد بدين ترتيب اصلاح كنيد. ۱- به او يادآور شويد كه نااميدي بخش چاره ناپذير زندگي است. ۲- به او تذكر دهيد كه هر موقعيتي مشكلاتي با خود به همراه دارد. ۳- از شكست ها و نااميدي هاي گذشته خودتان و اينكه چگونه بر آنها غلبه كرديد صحبت كنيد. (اغلب والدين براي اينكه كودك به قدرت والدين مطمئن شود شكست هاي خودشان را از آنها مخفي مي كنند.) ۴- به موارد خوب وضعيت موجود اشاره كنيد. ۵- به او كمك كنيد تا به اطرافيان خود- مثل دوستان، فعاليت هاي بعد از مدرسه و تكاليف خانه اش- توجه كند. ۶- با كودك از گذشته اش صحبت كنيد. اين كار به او كمك مي كند تا تاريخچه پستي و بلنديهاي زندگي اش را به ياد آورد. ۷- هر علامتي در كودك كه نشان دهنده نااميدي است را فراموش نكنيد، زيرا هر علامت نااميدي در زندگي كودك ممكن است حادثه اي مهم باشد و بايد تأييد شود. ۸- به كودك اجازه ندهيد از توقعات به حق خود دست بكشد. كودكان استثنايي قدرت تلاش كردن يكي از اصلي ترين جنبه هاي موفقيت و مهم ترين عنصر عزت نفس است. وقتي كودك مي آموزد با تلاش مي تواند به موفقيت دست يابد از انگيزه و اعتماد به نفس بالايي برخوردار مي شود. اما بعضي از كودكان هرچه تلاش مي كنند كمتر به نتيجه دلخواه دست مي يابند. طي تحقيقاتي كه در چند سال گذشته به عمل آمده معلوم شده است تقريباً ۲۶ درصد از كودكان مدرسه در يادگيري ناتوان هستند و اين بدين معناست كه بيشتر روش هاي رايج آموزشي براي آنها مناسب نيست و بايد به سراغ روش هاي ديگر رفت. در مغز برخي از كودكان اختلالاتي جزئي وجود دارد كه براي يادگيري سدي محسوب مي شوند اما پشت آن سد گنجينه اي از توانايي خوابيده است. بسياري از كودكان كه در يادگيري ناتوان هستند «نقطه هاي كور» مخصوصي دارند كه از استعدادهاي كلي آنها نمي كاهد. مثلاً بعضي از كودكان كلماتي كه صداهاي مشابه دارند را با هم اشتباه مي كنند. بعضي ها مطلبي را به سلامت و رواني مي خوانند اما از نوشتن عاجزند كه عمدتاً به دلايل زير است: يا نمي توانند كلمات را هجي كنند و يا حركات نوشتاري شان نامنظم است و يا هنگام منتقل كردن كلمات به روي كاغذ معني آنها را نمي توانند در ذهن خود نگه دارند. برخي از كودكان مطالب شفاهي را مي آموزند در حالي كه برخي به طور عملي يا تجسم كردن، آن مطالب را مي فهمند. بعضي از كودكان مي توانند داستاني را بخوانند و درك كنند اما به هيچ طريقي نمي توانند آنچه را فهميده اند در حافظه نگهداشته و از داستان يادداشت بردارند و در مورد آن بحث و گفت وگو كنند. يا برخي از كودكان از علائم رياضي سردرنمي آورند آنها ممكن است عدد ۳ را با عددي ديگر اشتباه بگيرند يا نتوانند علامتي را در ذهن خود مجسم كنند و در نتيجه نتوانند مفهوم سؤال رياضي را درك نمايند. مشكلات خاص فوق چنان روي روحيه و عواطف كودك اثر منفي مي گذارد كه احتمال دارد عزت نفس وي به شدت آسيب ببيند. اين كودكان خيلي زود خود را «احمق» يا «متفاوت از ديگران» فرض مي كنند. اگر واكنش هاي زيانبخش كودك را در مورد مشكلات يادگيري اصلاح نكنيم او به اين باور مي رسد كه شكست چاره ناپذير بوده و اين ناتواني هميشه با او همراه خواهد بود و تلاش برايش بي معني مي شود. كمك والدين به كودكان استثنايي هر كودك با هر نوع توانايي حق تحصيلي مناسب دارد. بايد ناتواني خاص آنها را شناخت و برنامه اي آموزشي مناسبي با نيازهاي فردي شان تنظيم كرد. زماني كه ناتواني كودك در يادگيري كاملاً مشخص شد و به نوعي حاد بود اساس مفهوم موفقيت در چنين كودكي تغيير مي كند اما نياز وي به عزت نفس و شيوه هاي دستيابي به آن همان است كه ذكر شد. مشكل ترين تصميم براي بعضي از والدين اين است كه كودك استثنايي شان را در كلاس يا مدرسه اي خاص ثبت نام كنند و مي خواهند بدانند اين كار واقعاً ضروري است؟ آنها بايد به ياد داشته باشند به عزت نفس كودكاني كه از روند كلي مدرسه عقب مي مانند ضربه اي جبران ناپذير وارد مي شود. اگر كودكي از عهده روند كلي كلاس هاي درسي برنيايد بايد تحت برنامه اي خاص قرار گيرد يا در مدرسه اي ويژه ثبت نام شود و منطق چنين حكم مي كند كه آموزش مورد نظر هم سطح او باشد. مزيت كلاس يا مدرسه استثنايي اين است كه مشكلات كودك در يادگيري غيرمعمول به نظر نمي آيد و به سبب چيزي كه ديگران آموخته اند ولي او ياد نگرفته است مورد انتقاد قرار نمي گيرد و بر يافتن راه هاي جديد جهت آموزش او تأكيد بيشتري مي شود. هر زمان كه تصميم مناسب را گرفتيد از راهنمايي هاي زير بهره جوييد تا به نتيجه دلخواه دست يابيد. ۱- تا حد ممكن دقيقاً نوع اشكال در يادگيري را مشخص كنيد. برخي از مدارس با كمك روانشناسان آموزشي از كودكان آزمون به عمل مي آورند اما متأسفانه ناتواني بسياري از كودكان شناخته نمي شود تا اينكه بسيار دير مي شود. والدين بايد در اين خصوص دقت زيادي داشته باشند. مثلاً وقتي سونجا- مادر پسر ۱۲ ساله اي به نام «تد» - فهميد پسرش خوانش پريش (اختلال در توانايي خواندن) است بسيار عصباني شد و گفت: «مي دانيد تا به حال چند مرتبه بر سر او فرياد زدم كه به كارهاي مدرسه اش توجه كند زيرا معلم هايش مي گفتند از زير كار در رو است! تصور مي كردم آنها مي دانند چه دارند مي گويند و وقتي به اين موضوع فكر مي كنم حالم كاملاً بد مي شود. اين بچه واقعاً با جديت تلاش كرده است و همه- از جمله من- به او گفته ايم كه تمام گناه ها به گردن اوست اما مشكل چيز ديگري است او همه چيز را متفاوت از ديگران مي بيند و ما براي آموزش او راه هاي معمول آموزشي را به كار برده ايم و تمام اين مدت وقت تلف كرده ايم.» اغلب اين كودكان با آموزش خصوصي معلمان مي توانند در مدرسه كنار كودكان ديگر درس بخوانند و بر مشكلات بسيار خاص خود غلبه كنند. ۲- به كودك بگوييد كه دانش آموزان ديگر هم در مواردي خوب هستند و در مواردي ايراد دارند و او با ديگران هيچ تفاوتي ندارد. كودكي كه درس ها را مانند همكلاسي هايش ياد نمي گيرد احتمالاً احساس «غيرعادي» و «بد بودن» مي كند اما اگر متوجه شود استعداد چند بعدي است و بعضي چيزها براي اشخاص آسان و برخي سخت است آنگاه نسبت به خود احساس بدي نمي كند. در عين حال متوجه مي شود براي كسب بعضي از مهارت هاي مهم ممكن است مجبور باشد بيشتر كار كند و از ديگران هم كمك بگيرد و شايد بيش از همكلاسي هايش محروميت بكشد. او در اين صورت به مشكل خاص و ويژه خود مي تواند به چشم مبارزه اي مثبت نگاه كند. ۳- بر اين كه توانايي هاي او حقيقي اند تأكيد كنيد و كاري در نظر بگيريد كه كودك واقعاً عاشق انجام دادن آن است و مطمئن شويد هر هفته براي آن كار وقتي را اختصاص دهد. ۴- انتظاري را كه از كودك داريد دقيقاً به وي توضيح دهيد. كودكي كه نمي فهمد چه انتظاري از او دارند نه تنها دلسرد مي شود بلكه مشكلات يادگيري را بسيار مهم تلقي مي كند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد. مثلاً اگر قرار است گزارشي تهيه كند به او توضيح دهيد كه چه مواردي را به خاطر بسپارد تا بعداً در گزارش خود ذكر نمايد. يا اگر يك نمونه سؤال رياضي را به او توضيح مي دهيد از ابتدا به او بگوييد كه باقي مسائل را خودش بايد حل كند و... در ضمن معلمان بايد مواد درسي را به گونه اي سازماندهي كنند كه كودكان متوجه اهداف هر درس شده و انتظاري را كه از آنها مي رود به خوبي درك كنند. ۵- پيشرفت كودك را پيگير شويد. پيشرفت كودك ممكن است آنقدر كند باشد كه نتوان بدون مقايسه كردن «گذشته» و «حال» آن را مقايسه كرد، بنابراين مثلاً وقتي كودك تان روخواني مي كند صدايش را ضبط كنيد و وقتي احساس كرديد در روخواني پيشرفت كرده است نوار ضبط شده اش را برايش بگذاريد تا متوجه پيشرفتش شود. اين روش اعتماد به نفس او را بسيار بالا مي برد. به كودك كمك كنيد تفاوت كارش را نسبت به زماني كه واقعاً تلاش مي كند با زماني كه تلاش نمي كند درك نمايد. ۶- مراقب باشيد مشكلات يادگيري به مشكلات اخلاقي تبديل نشود. اين كار هميشه آسان نيست چون مشكلات يادگيري موجب نااميدي، دلسردي و خجالت شده و پس از مدتي به مشكلات اخلاقي تبديل مي شود. كودك تحقير شده خيلي زود به كودكي خرابكار تبديل مي شود. كودكاني كه مشكل يادگيري دارند چنانچه به موقع و درست حمايت شوند به انحطاط نيفتاده و ناآگاهي هاي خود را با آزار رساندن ديگران پنهان نمي سازند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در دوشنبه هشتم آبان 1385 ساعت 5:57
كودكان ناسزا گو
امروزه بسياري از والدين نگران بددهاني يا بدزباني فرزندانشاناند و از خود ميپرسند كه آنها اين صحبتها را چگونه ياد گرفتهاند؟ چرا اين اتفاق براي فرزند ما افتاده؟ آيا خودمان مقصر بودهايم؟ جمعي از والدين ميگويند، ما كه اين گونه حرفهاي زشت را بر زبان نميآوريم، پس چگونه فرزندمان چنين حرفهايي ميزند؟! در نهايت نيز اين سؤال برايشان مطرح است كه چه بايد كرد تا كودك اين عادت ناپسند را ترك كند. در اين نوشتار به علل اصلي بدزباني و راهحلهايي براي رفع آن اشاره شده است.
علتها همان طور كه در بحثهاي گذشته درباره رفتار كودكان متذكر شديم، بسياري از اعمال بچهها از عملكرد والدين نشئت ميگيرد. كودكان رفتارهاي پدر و مادر را به طور ناخودآگاه دروني ميكنند. رفتارهاي درونفكنيشده جزو معيارهاي نهادينهشده كودك قرار ميگيرند و سپس او مطابق اين معيارها عمل ميكند. به اين فرآيند همانندسازي ميگويند. كودك والدين خود را به عنوان اولين الگوهاي زندگي ميپذيرد و چون به آنها عشق ميورزد و آنان را سمبلهايي قوي ميداند، رفتار والدين براي او شاخص و الگو قرار ميگيرد. گاهي بين درونفكني يك رفتار و بروز آن فاصله زماني وجود دارد؛ براي مثال، كودك گفتاري ناپسند را ماهها قبل از زبان پدر يا مادر شنيده، اما برونريزي آن امروز صورت ميگيرد. اين مدت به تشخيص كودك و شرايط او بستگي دارد كه چه زمان، چگونه و در برابر چه كسي كلام زشت را به كار برد. چنانچه در خانوادهاي، پدر يا مادر از الفاظ نامناسب و ركيك استفاده كند و بهويژه در ارتباط كلامي با همسر خويش اين گونه عبارات را به كار برد، بدون شك اولين قدم در جهت آموزش كلام ناپسند به فرزندان برداشته شده است. در بعضي خانوادهها، والدين با فرزندان خود بسيار خصمانه رفتار ميكنند و در عين حال آنان را آزاد ميگذارند. به اين گروه از پدر و مادرها، والدين خصمانه آزادگذارنده ميگويند؛ آنها خود از حرفهاي زشت استفاده ميكنند و فرزندان نيز آزادند كه اين گونه عبارات را به كار برند. يعني هيچ اقدامي در جهت جلوگيري از اين رفتار به عمل نميآيد؛ و يا از نظر تربيتي هيچ گونه تدبيري از طرف والدين براي ترك اين عادت در بچهها صورت نميگيرد. ذكر اين نكته ضروري است كه چه والدين حرفهاي زشت را به فرزند خود بگويند و چه در حضور او در برابر فرد ديگري اين گونه گفتار را به كار ببرند، كودك، آنها را ميآموزد و به وقت نياز بر زبان ميآورد. از ديگر علتهاي يادگيري كلام زشت، ارتباط كودكان با دوستان و با بچههاي ديگر است. بسياري اوقات كودكان عامل بدزباني يكديگرند. در مهدكودك، مدرسه، كوچه و هر جاي ديگري كه بچهها فرصت بازي و بهخصوص درگيري با هم را پيدا كنند، ممكن است اين بدآموزي صورت بگيرد. برخي فيلمها نيز مناسب سن كودك نيستند و ميتوانند عاملي براي آموزش الفاظ ناپسند باشند. بايد توجه داشت كه تقليد از الگوهاي كلامي در كودكان بسيار قوي است. از ديگر عوامل بروز بدزباني در بچهها، بكارگيري كلام زشت به عنوان اعتراض است. كودك با برزبانآوردن اين گونه حرفها اعتراض خود را نشان ميدهد؛ اين نوعي رفتار تلافيجويانه است كه بعضي كودكان در پيش ميگيرند. آنها احساس ميكنند، فقط با اداي اين گونه كلمات است كه تخليه ميشوند و ميتوانند نارضايتي خود را نشان دهند. گاهي كه كودك خردسال براي اولينبار از كلمات زشت استفاده ميكند، موجب خنده و مزاح اطرافيان ميشود. اين گونه برخورد از همان ابتدا براي او حكم تشويق به انجام اين رفتار را خواهد داشت و بهتدريج به آن عادت ميكند. در پارهاي از موارد نيز كودكان با برزبانآوردن حرفهاي زشت توانستهاند به خواستههاي خود برسند. بنابراين بدزباني را راهي براي رسيدن به اهداف خود تلقي ميكنند و در درازمدت جزو رفتار آنان خواهد شد. ناكامي و نااميدي وگاه افسردگي هم ميتوانند عامل كجخلقي و بكارگيري كلمات زشت از سوي كودك باشند. راهحلها به هفت علت اصلي براي ناسزاگويي در كودكان اشاره كرديم؛ . يادگيري از طريق والدين . يادگيري از طريق دوستان و بچههاي ديگر . بدآموزي به وسيله فيلم . بيان نوعي اعتراض . رسيدن به خواستهها و اهداف . تشويقشدن . ناكامي و افسردگي. مسلماً با شناسايي علت رفتار نادرست، ميتوانيم در رفع آن موفقتر عمل كنيم: 1. چنانچه اين گونه رفتار از والدين سرچشمه گرفته باشد، بايستي به طور جدي والدين آموزش داده شوند تا خود را كنترل كنند و چنين رفتاري را حداقل در حضور فرزند انجام ندهند. در ضمن لازم است به كودك گفته شود كه اين رفتارها درست نيست و اگر هم از والدين سر زده، آنها اشتباه كردهاند و ديگر تكرار نخواهد شد. بهعلاوه، توصيه ميشود، اگر پدر و مادر چنين رفتاري را مرتكب شدند، به اشتباه خود اعتراف كنند و حتي از فرزند عذرخواهي نمايند. 2. اگر دوستان يا بچههاي ديگر عامل بدزباني كودك باشند، بايستي او را از اين افراد دور كنيم و به جاي آنها دوستان خوب و مؤدب را جايگزين نماييم. 3. در انتخاب فيلمها دقت كنيم و چنانچه فيلمي مناسب سن كودك نيست، شرايطي فراهم آوريم كه او فيلم را نبيند. 4. به اعتراضات كودك گوش دهيم و دقيقاً توجه كنيم كه او چه ميگويد و نسبت به چه چيز اعتراض دارد. دادن يك كمك فوري به كودك در چنين شرايطي بسيار مهم است. روشهاي سختگيرانه والدين، اعتراض شديد فرزند را به همراه دارد. 5. هرگز كودك نبايد به اين وسيله به خواستهاش برسد؛ بلكه بايستي به او فهماند، چنانچه دست از اين نوع رفتار بردارد و حتي درباره آن عذرخواهي كند، به خواستهاش خواهد رسيد. 6. هرگز با شنيدن حرفهاي زشت كودك به او نخنديم، بلكه اخم كنيم و خود را از وي دور سازيم. با اين روش به او نشان ميدهيم كه رفتار پسنديدهاي نداشته است. 7. چنانچه فرزند ناكامي و افسردگي دارد، بهتر است فرصتي فراهم كنيم تا او موفقيت، شادي و نشاط را تجربه كند. در چنين مواردي بايستي به درمان حالات افسردهوار او بپردازيم. O علاوه بر توجه به نكات گفتهشده، والدين ميتوانند با استفاده از روش "يادگيري وسيلهاي.، در جهت رفع عادت بدزباني در كودكان برآيند. به اين ترتيب كه هر وقت كودك رفتار ناپسند از خود نشان نداد، به او جايزهاي بدهند و به طور مشخص بگويند "اين پاداش به اين علت بود كه امروز حرفهاي زشت بر زبان نياوردي و بچه مؤدبي بودي.. با اين روش، او ميفهمد كه رفتار ناپسند پاداش نميگيرد، بلكه موجب اخم و قهر والدين است؛ برعكس رفتار مؤدبانه او تشويق و تاييد ميشود. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت 20:3
والدين و تحصيل كودكان
والدين و تحصيل كودكان
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 19:52
با كودكان داغدار چگونه برخورد كنيم ؟
با كودكان داغدار چگونه برخورد كنيم ؟
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 19:4
درخودماندگی (اوتیسم) چیست؟
هر چند که اوتیسم برای اولین بار در سال 1943 تشخیص داده شده است ولی هنوز نیز یک ناتوانی نسبتا ناشناخته است. با این وجود تخمین زده می شود که اختلالات طیف اوتیستی بر زندگی بیش از پانصد هزار خانواده در بریتانیا تاثیر گذاشته اند. کسانی که به اوتیسم مبتلا هستند مانند کسانی که فلج مغزی دارند (cerebral palsy) از ناتوانی جسمی رنج نمی برند؛ آنها احتیاج به صندلی چرخدار ندارند و در ظاهر مانند هر فرد دیگری که چنین معلولیتی ندارد به نظر می رسند. با توجه به این طبیعت نامرئی این معلولیت آگاهی و درک این وضعیت کار دشوارتری است. "از آنجا که یک کودک اوتیست در ظاهر مانند کودکان دیگر است بقیه فکر می کنند که رفتار متفاوت او به این علت است که او بچه شیطانی است و یا اولیای وی نمی توانند کنترل اش کنند. افراد غریبه معمولا این ملاحظه را درباره چنین کودکی ابراز می کنند." کسی که از یک کودک اوتیستی نگهداری می کند اوتیسم چیست؟اوتیسم یک معلولیت رشدی دائمی است که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود ارتباط می گیرد یا با آنها وارد رابطه می شود، تاثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است. کسانی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج می برند که مربوط به یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا می شوند ولی هر فردی با چنین شرایطی در سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد. علاوه بر این وضعیت، شکل دیگری از اوتیسم وجود دارد که به آن سیندروم اسپرگر می گویند و اغلب درباره کسانی گفته می شود که کارکرد این معلولیت در آنها در سطح بالای طیف اوتیسم قرار دارد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره به «جزوه سیندروم اسپرگر چیست؟» رجوع کنید. "واقعیت برای یک فرد اوتیست یک مجموعه شرایط مغشوش و بهم ریخته از وقایع، افراد، محلات، اصوات و تصاویر است. برای چنین فردی به نظر نمی رسد که مرز، مفهوم یا نظم روشنی برای چیزی وجود داشته باشد. بخش قابل ملاحظه ای از زندگی من صرف این می شود که سعی کنم الگویی که پشت هر چیز است را دریابم." یک فرد اوتیست خصوصیات اوتیسم چه هستند؟افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب در سه زمینه با مشکل مواجه هستند؛ این مشکلات موسوم به «اختلال سه وجهی» (‘triad impairment’) هستند.
علاوه بر این اختلال سه وجهی، رفتار تکراری و مقاومت در مقابل تغییر روال کار و زندگی نیز جزو خصوصیات فرد اوتیستی است. چه چیزی عامل اوتیسم است؟علت یا علائم دقیق اوتیسم هنوز ناشناخته هستند ولی تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیک در این باره مهم هستند. همینطور تحقیقات نشان داده است که اوتیسم به یک رشته شرایطی مربوط است که بر رشد مغز تاثیر می گذارند و در قبل، حین و یا در فاصله کوتاهی بعد از تولد رخ می دهند. تشخیصهر چه زودتر اوتیسم در فرد تشخیص داده شود به همان اندازه شانس اینکه آن فرد کمک و حمایت مناسب را دریافت کند بیشتر خواهد شد. آیا به افراد اوتیستی می توان کمک کرد؟آموزش و پرورش ویژه و یا حمایت با برنامه واقعا می تواند در زندگی فردی که اوتیست است تاثیر بگذارد و به او کمک کند تا توانایی های خود را به حداکثر ممکن رشد داه و بیشترین قابلیت های دوره بلوغ خود را بدست آورند. «انجمن سراسری درخودماندگی» (National Autistic Society) «انجمن سراسری درخودماندگی» که در سال 1962 تاسیس شده است اکنون به مهمترین نهاد بریتانیا برای کمک به افراد اوتیست و کسانی که از آنها مراقبت می کنند تبدیل شده، بانی ابتکارات ملی و بین المللی در این زمینه است و تریبون مهمی برای انعکاس خواست آنهاست. این نهاد در عرصه های مختلفی کار می کند تا افراد اوتیستی بتوانند تا آنجا که مقدور است زندگی مستقلی داشته باشند. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 18:48
چند نکته در مورد بهداشت روانی کودکان
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 20:24
نقاشي كودك و تفسير آن
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 20:17
نام بيماري : اختلال كم توجهي ـ بيش فعالي attention-deficit-hyperactivity
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 20:12
آيا می دانيد گوش دادن هم ارتباط كلامى است؟
زندگى انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز می شود. نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگى مىكند، رفتارهاى اجتماعى را ياد می گيرد و با محيط زندگى خود سازگار مى شود. يكى از رفتارهاى اجتماعى انسان حرف زدن يا ارتباط كلامى است. «بطور كلى ارتباطCommunication يعنى فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواى مورد انتقال از فرستنده برگيرنده منتقل شود و بالعكس . برای برقرارى رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركى داشتهباشند تا معنى اطلاعات موجود درپيام بدوناشتباه تعبيرشود.»1 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامی از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهای غير كلامی مثل حركات و حالتهای بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهای غير كلامی به شكلی تفكيك ناپذير بخش كلامی شنونده را تحت تاثير خود قرار می دهد . با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطى دو سو دارد: يكى فرستنده و ديگرى گيرنده (فعلاً به پيام و كانال انتقال آن كارى نداريم.) در ارتباط كلامى فرستنده همان گويندهاست و گيرنده همان شنونده . بنابراين می بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشى برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامى دارند. پس گوشدادن هم بخشى از ارتباط كلامى است. حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ویژگی هایی دارد؟ شنونده ی خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامى می داند و آن را دست كم نمی گيرد. براى مثال وقتى كسى حرف می زند، شنونده ی خوب مراقب است که
البته بايد توجه داشته باشيم همهى اين سفارشها براى موقعى است كه كسى بخواهد شنوندهى فعالى باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنوندهى فعالى باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيكهايى براى پايان دادن به گفتگو باشيم.
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 12:40
وقتی كودك كاری می كند كه نمی پسنديم!
بيشتر والدين دوست دارند وقتی انجام كاری را از فرزندشان می خواهند و يا او را از انجام كاری منع می كنند فرزندشان بلافاصله به حرف آنها گوش دهد وخواسته آنها را برآورده كند ولی بعضی وقتها عكسالعمل فرزندان برخلاف انتظار والدين است. در اين هنگام ممكن است والدين عصبانی شوند و واكنش نامناسبی نشان دهند. برای جلوگيری از اين مسئله، وقتی كودك كاری می كند كه نمی پسنديم، بايد اين نكتهها را در نظر داشته باشيم :
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 12:28
ده نکته در مورد تکالیف درسی
امیدواریم نکاتی که برگزیده شده است بطور غیر مستقیم به یاری خانواده ها بیاید. بررسی ها نشان می دهد که بچه ها از طریق تکلیف درسی مهارت هایی را می آموزند که بتوانند بزرگسالانی غیر وابسته، دارای انگیزه و پیروز بار بیایند. بنابراین باید این مهارت ها را بیاموزند ویاد بگیرند که از دستورات مربوط به تکالیف درسی پیروی کنند، وظیفه ای را شروع کنند و به پایان برسانند و وقت خود را سازمان دهند. تکلیف درسی حلقه ی اصلی ارتباط بین خانه و مدرسه است. تکلیف درسی به بچه ها درس مسئولیت می دهد. ولی اگر بچه ها نتوانند با کمک سایرین کار کنند، این مسئولیت را نمی توانند بیاموزند. فرزندانتان باید بفهمند که شما در مورد انجام کامل و دقیق تکالیف درسی جدی هستید. اما اگر شما با عصبانیت صحبت کنید، خواهش و تمنا کنید و یا با بچه ها بحث و جدل را بیندازید آن ها سست خواهند شد. برای بهبود کار به موارد زیر توجه کنید: 1- فرزندان شما برای انجام موفقیت آمیز تکلیف درسی به یک محیط راحت، آرام و دارای نور کافی نیاز دارند.
2- تکلیف درسی هم باید در برنامه زندگی فرزندتان جایی داشته باشد.
3- بچه ها باید تکالیف درسی را خودشان انجام دهند.
4- از فرایند دلگرمی استفاده کنید.
5- با تحسین کردن به فرزندتان انگیزه بدهید.
6- در صورت لزوم مشوق های اضافی بکار ببرید.
7- شما باید یاد بگیرید که ارتباطی قاطعانه برقرار سازید.
این روش را حداکثر سه بار تکرار کنید و نه بیشتر و اگر فایده نداشت، 8- با عمل خود از گفتارتان پشتیبانی کنید. اینکه تاکتیک فزند شما گریه کردن، داد و بیداد به راه انداختن ، دشمنی ورزیدن، بددهنی کردن یا بی خیال بودن یا ترکیبی از همه آن ها باشد، نباید شما از کوشش باز دارد. 9- اگر فزندتان نمی تواند تکالیف درسیش را انجام دهد، در صورت لزوم با آموزگارش تماس بگیرید.
10- مهارت آن ها را در خواندن تقویت کنید بچه هایی که از مهارت های قوی درخواندن برخوردار باشند می توانند به راحتی در بسیاری از زمینه های درسی به موفقیت دست یابند. پس مهارت خواندن آن ها را با کتاب های غیر درسی و مناسب افزایش دهید.
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 12:25
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 11:25
عواطف یعنی چه ؟
اگر از شما بپرسند عواطف يعنى چه؟ چه پاسخى می دهيد؟ اطرافيان و نزديكان شما چه پاسخی می دهند؟ منظور كسانى است كه روانشناس نيستند و در اين حوزه نيز كار نمى كنند. معمولاً پاسخ مردم به اين كه عواطف چيست، اين است كه عواطف يعنى احساس محبت و علاقه و بروز آن احساس نسبت به شخص ديگر. گاهى هم مى شنويم كه مى گويند: “ فلانى آدم عاطفى است.” و منظورشان اين است كه فلانى آدم لطيف و حساس و پرمحبتى است. درمجموع وقتى صحبت از عواطف مى شود بلافاصله حالت احساسى خوشايندى از جنس عشق و محبت به ذهن متبادر می شود. حالا اگر بپرسند هيجان يعنى چه؟ چه مى گوييد؟ در اين باره هم معمولاً پاسخى مى شنويم دلالت بررفتارىمی كند از جنس جوشوخروش و ناآرامى و اضطراب. هرچند همهى اين اظهار نظرها تا حدى درست است و به بخشى از رفتارهاى هيجانى يا عاطفى اشاره دارد اما همهى مطلب نيست. حالا به تعريف هيجان از نظر علوم رفتارى توجه كنيد. معمولاً هيجان و عواطف نيز يكسان يا نزديك به هم معنى شدهاست. “هيجان Emotion ، واكنش احساسى پيچيدهاى است مركب از يك عده تغييرات فيزيولوژيك كه در تغييرات بدنى كه مقدمه ی اعمال آشكارند، ظاهر می شود.” پس هيجان ياعاطفه نوعى واكنش است. يعنى نوعى رفتار و جنبهى احساسى دارد يعنى ناشى از يك حس و ادراك آن است. (توجه به تعريف احساس از نظر روانشناختى نيز ضرورى است.) از آنجا كه احساس در انسانها دارای جنبههای خوشايند يا ناخوشايند است. پس عواطف و هيجانها كه رفتارهاى ناشى از احساسهاى انسان است. خود داراى جنبههاى خوشايند و ناخوشايند مى باشد. بنابراين تصور اينكه عواطف تنها داراى بار خوشايند است، درست نيست. با چند مثال از هيجانها و عواطف به اثر آنها در زندگى می پردازيم. حالت هایی مثل غم،شادی،خشم،عصبانیت،ترس،اضطراب،افسردگی همگی حالت های عاطفی یا هیجانی است که به نوعی عکس العمل رفتاری را نیز با خود دارد. شيوههاى بروز عواطف در افراد، گوناگون است و تحت تاثير يادگيری و زمينههاى زيستى و ارثى قرار می گيرد. اما آنچه قطعيت دارد اين است كه رفتارهاى عاطفى بيشتر متاثر از الگوهاى محيطى است و چون اين رفتارها جنبهی يادگيرى دارد، بنابراين می توان برنامههايى براى آموزش ايجاد تعادل و هماهنگى در بروز عواطف در نظر گرفت و به اين ترتيب بطور غيرمستقيم به كودكان كمك كرد تا عواطف خود را به نحو درست بروز دهند. عدهاى فكر می كنند كه تسلط بر رفتار عاطفی يعنى كوشش براى سرپوش گذاشتن برآن و بروز ندادن آنها؛ كه اين تصور نادرست است و بايد به فكر ايجاد محيطهايى باشيم تا در آن فرزندان ما بطور غيرمستقيم و با يادگيرى از الگوهاى سالم در اطراف خود بتوانند عواطف خود را به درستی و به اندازهى لازم نشان دهند. اصولاً نشان دادن عواطف چه عواطف خوشايند چه عواطف ناخوشايند براى سلامتى، بقا و ارتباط سالم بين انسانها ضروری است. |+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 11:22
تبریک عید
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 11:18
بازي با كلمه
هدف:تقويت بيان شفاهي ,هجي كردن. ابزار مورد نياز:عكس وتصوير حيوانات و اشياي مختلف تعدادي عكس و تصوير حيوانات يا اشياي مختلف كه در مجله ها ,بروشورها و روز نامه ها يافت مي شود ,در اختيار كودك قرار دهيد.از او بخواهيد دور تصوير ها را ببرد وآنها را روي مقوا يا كاغذ هاي كلفت بچسباند.به او كمك كنيد نام هريك از اشيا يا حيوانات را ,همان طور كه به آهستگي آنها را هجي مي كنيد ,زير تصوير مربوط به آن بنويسد. سپس از او بخواهيد براي هر كلمه يك جمله بگويد.آنگاه همان جمله را زير كلمه ي مربوط به آن بنويسد:در پايان همراه با كودك جمله ي او را با صداي بلند بخوانيد.
|+| نوشته شده توسط فرح جهانمردی در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 11:8
|
||||||||||||||||||||||||